دسته‌ها
حسن فتحی

حسن فتحی: معمار و شهرساز در یک معنا نوعی دیکتاتور به حساب می‌آیند

به نظر من وقتی با شهرسازی سر و کار داریم، مسئلهٔ اساسی این است که رویکرد خود را پیاده و تحمیل کنیم. در یک معنا معمار و شهرساز برای خود نوعی «دیکتاتور» به حساب می‌آیند. مثلاً وقتی من «در» را اینجا می‌گذارم همه را وادار می‌کنم که از اینجا عبور کنند و اگر جای «آن»‌ را عوض می‌کنم، باز همه مجبور به تبعیت هستند. اما وقتی «در» جایی درست قرار گرفته باشد گمان میکنم مشکلی نخواهیم داشت.

من در قُرنه دست به تجربه‌ای زدم. ما ورودی به حیاط یک خانه را داشتیم. بعد داخل حیاط ورودی به اتاق‌ها را. من از در بیرونی به طرف در داخلی قدم برداشتم، اما خیلی طبیعی، درست مثل حرکت [ناخودآگاهی] که با دست خود انجام می‌دهم. (و گاه من با دستم اینطور طراحی می‌کنم و این حرکت باید دلپذیر باشد). بدین ترتیب یک بار، دو بار، سه بار، چهار بار از یک در به در دیگر حرکت کردم؛ بسیار طبیعی.

بعد به همراه یک نفر دیگر نیز این کار را کردم؛ کسی پشت سر من حرکت می‌کرد و مسیر من را با آهک علامت‌گذاری می‌کرد تا بعد این مسیر را با سنگ‌ریزه‌هایی سنگ‌فرش کنیم. شکلی که بیرون آمده بود منحنی حیرت‌انگیز و پیشرفته‌ای بود؛ منحنی طبیعی که صرفا از خود حرکت ریشه گرفته بود. ما خوب می‌دانیم که هر ماده‌ای، هر حرکتی در هر عنصری در طبیعت، حتی یک قطره باران با حرکت پیچ‌دار آن، دارای شکل طبیعی است. این دقیقاً همان‌چیزی است که ما [معماران و شهرسازان] باید در پی یافتنش باشیم. (در مقاله‌ای با عنوان «یافتن شکل طبیعی» در سال ۱۹۴۸، گردآوری و ترجمهٔ ناصر فکوهی در کتاب «پاره‌های هنر، معماری و شهر»)

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: معماری حال حاضر ایران نه فرنگی است و نه ایرانی

به نظر من این هرج و مرج {در شهرهای ما} زاییدهٔ تحول بی‌مقدمهٔ معماری ماست. تا چهل سال پیش ما یک روش قدیمی ساختمانی داشتیم و کمابیش با اصول کهن و دیرینه (مخصوصاً در مورد مساکن و منازل) عمل می‌کردیم که به طور کلی عبارت بود از در نظر گرفتن جهت ساختمان و ایجاد بادگیر و حوض‌خانه و تناسب قسمت‌های خالی (یعنی پنجره‌ها) با قسمت‌های پر ساختمان (یعنی دیوارها) و قطر دیوارها و طرز بنای سقف‌ها و ایوان‌ها و سایه‌بان‌ها و شکل باغچه و حیاط و انتخاب درخت‌ها و غیره.

تمام این جزئیات بنا بر مطالعات مفصل و تجربیات چندین صد ساله انجام می‌گرفت و معماران ما به جایی رسیده بودند که هدف خود یعنی ایجاد زندگی راحت برای صاحب کار را تأمین می‌کردند. در گذشته موضوع زیبایی نیز در معماری ما منطقی بود. تناسب و رنگ مصالح که در نما و در داخل بنا به کار می‌رفت و هم‌آهنگی آنها با هم و جزئیات گچ‌بری یا آجرکاری و برجستگی‌ها و فرورفتگی‌ها و تطبیق آنها با نور طبیعی (مخصوصاً در طهران که درخشندگی آفتاب کوچک‌ترین برجستگی را نمایان می‌سازد) و بازی حجم‌های هندسی و مخصوصاً سادگی این اشکال تمام مسایلی بودند که معماران ما (حتی در خانه‌های کوچک) به آنها سخت توجه داشتند.

ولی از تاریخ ورود معماری مدرن بدبختانه ما خواستیم کورکورانه و بی‌توجه به سنن و اصول از معماری غربی تقلید کنیم و در نتیجه سبک خودمان را فراموش کردیم و روش اروپایی را هم (آن طوری که از نظر کشور ما باید قابل قبول باشد) به کار نبردیم. به این دلیل معماری ما نه فرنگی است و نه ایرانی. (در گفتگو با فرخ غفاری، منتشر شده در مجلهٔ آرش، ش ۵، سال ۱۳۴۱)

دسته‌ها
عبدالرضا زکایی

عبدالرضا زکایی: معماری نحوهٔ زندگی است؛ وقتی نحوهٔ زندگی تغییر کند معماری هم تغییر می‌کند

معمار تابع سفارش کارفرماست. قصری در اسپانیا ساخته شده به نام قصر الحمرا که به یکی از فرمانداران عرب مربوط بوده است. اسلام حدود هفتصد سال در این کشور حکومت کرد. این حاکم سفارش می‌دهد قصرش شبیه همان تعاریفی باشد که قرآن از بهشت ارائه می‌دهد. قرآن را به زبان اندلس ترجمه می‌کنند و به معمار می‌گویند این را بساز. یعنی آن حاکم سفارش فیزیکی به معمار می‌دهد. در بهشت آب‌ها در جریان و درختان زیبا پر از شکوفه و میوه هستند، حوریان بهشتی در آن می‌چرخند و … . معمار همین ایده را با معماری ایرانی، اسپانیایی و مراکشی تجسم می‌کند. چندین معماری ایرانی هم در آن کار می‌کردند. حاکم چهار زن داشته که برای هرکدام از آنها چهار پاویون پر از گل‌وریحان ساخته‌اند، سالنی برای گردهمایی این چهار همسر، از کنار تمام پله‌ها جوی آب گذر می‌کند، به جای حوریان مجسمه‌های زیبا در قصر گذاشته شده است. کارفرما سفارش را داده و پی کارش رفته است.

معماری، به فضا کشیدن لایف‌استایل فرد، شهر و عملکرد آدم‌هاست. معماری نحوهٔ زندگی است. وقتی نحوهٔ زندگی تغییر می‌کند، معماری هم فرق می‌کند. زمانی که ما دوران پدرسالاری داشتیم و همه بچه‌ها، نوه‌ها و نتیجه‌ها در یک جا زندگی می‌کردند، پس دورتادور خانه اتاق بود و در وسط حیاط و حوض آب و ساختمان اصلی از پدربزرگ که هم خرج خانواده را می‌داد و هم دستورات را صادر می‌کرد. وقتی این شیوهٔ زیست عوض شد، معماری ما هم عوض شد. (در گفتگو با افسانه شفیعی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
اسکندر مختاری

اسکندر مختاری: حیاط به اعتباری خود حیات است

هرجایی که زندگی هست، شما با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنید؛ در واقع این نوع زندگی و روح زندگی به شما تذکراتی می‌دهد که ممکن است آنها را در جریان زندگی شهری فراموش کرده باشید. شما در طول روز متوجه گرفتاری‌ها هستید و حتی درگیر ارتباط با اطرافیان اما با طبیعت کاری ندارید. چه زمانی با طبیعت کار دارید؟ وقتی که ناگهان رخی به شما نشان می‌دهد و این خارج از ارادهٔ شماست. این رخ، مثل یک لبخند است؛ لبخندی که از جانب عزیزی است و یادآور خاطرات. برای من این طور است که به خودم فکر می‌کنم. وقتی طبیعت مرا وادار به آرامش کرد، به خودم فکر می‌کنم و می‌بینم که بسیاری چیزها برای من درگیری بی‌جا ایجاد کرده‌اند. می‌بینم با وجود همهٔ مشکلات جامعهٔ شهری که این‌همه انسان‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد و بیشتر آنها را به کار متوجه می‌کند تا زندگی، جریان حیات هنوز هست. این خاصیت کلان‌شهرهاست که در آنها فعالیت جدی‌تر و زندگی کم رنگ‌تر است.

یک بار در دانشگاه از بچه‌ها پرسیدم آخرین باری که به آسمان نگاه کرده‌اید، چه زمانی بوده است. خیلی‌ها یادشان نبود. برای چه آدم به آسمان نگاه کند؟ تعبیر «آسمان خودم» که مهندس بهشتی به آن اشاره می‌کنند، آسمان حیاط است. در حیاط، شما آسمان شخصی خودت را داری؛ یعنی یک بیکران شخصی. این عاطفه ایجاد می‌کند و بدون عاطفه، نمی‌شود زندگی کرد. حیاط به اعتباری خود حیات است. اصلاً شاید عمدی وجود داشته که این دو معنا یک شکل دارند؛ یعنی زندگی. حیاط یعنی زندگی و بدون حیاط بودن یعنی کار و فقط کار!

{…} ما یک موقعی حیاط دم دستمان بوده است ولی الان برای اینکه حیاط را ببینیم باید چندین ساعت در ترافیک جاده بمانیم و حیاطی در جای دیگر داشته باشیم. واقعیت این است که روستاهای شمال را از بین برده‌ایم، جنگل‌های طبیعی و اقتصاد کشاورزی را نابود کرده‌ایم چون حیاط‌ها را از دست داده‌ایم. من معتقدم ما وظیفه داریم به هر مرحله‌ای از آگاهی رسیدیم، آن را ابراز کنیم. گاهی اوقات این تاثیر می‌گذارد. فعلاً ما سرمست توسعه هستیم. توسعه‌ای که خودمان هم نمی‌دانیم به کجا می‌رود. ما داریم به ناکجا می‌رویم. در نهایت وقتی می‌فهمیم چه کرده‌ایم که همه منابع را از دست داده‌ایم. (در گفتگو با نگار حسینی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
علی اکبر صارمی

علی اکبر صارمی: چه چیزمان به گذشته شبیه است که معماری‌مان باشد؟

شکل خانه به علل گوناگون عوض می‌شود. خانه‌ها دیگر خانه‌های قدیم نیستند، چون ما هم آدم‌های آن زمان نیستیم. خانه‌ای که برای خواهرم در زعفرانیه ساختم، ربطی به خانه و زندگی قبلی او در کودکی نداشت. آن زمان ما خانه‌ای داشتیم با حیاط بزرگ که دور تا دورش اتاق بود و آشپزخانه هم مکانی دود گرفته در ته حیاط بود. بخشی از معماری خانه‌های ما به فرهنگ قدیم‌مان باز می‌گشت، اما آیا تمام فرهنگ‌های قدیم درست بود؟ در حال حاضر باید ببینیم زندگی معمولی طبقه متوسط چی هست و با توجه به آن محل زندگی را طراحی کنیم. این ایرانی که دائم از آن حرف می زنیم، مگر چیزی غیر از مردم آن است؟ این هویتی که دائم از آن حرف می‌زنند و بر آن تاکید و اصرار دارند تا شبیه گذشته باشیم را نمی‌فهمم. چه چیزمان به گذشته شبیه است که معماری‌مان باشد؟ (در گزارش منتشر شده از نشست کانون معماران معاصر در وب‌گاه هنرآنلاین، سال ۱۳۹۳)

دسته‌ها
پی ژو گفتگوی کامل

پی ژو: ساختمان باید شبیه اسفنج باشد، پر از فضاهای ناتمام

[et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_post_title admin_label=”Post Title” title=”on” meta=”off” author=”on” date=”on” categories=”on” comments=”on” featured_image=”on” featured_placement=”below” parallax_effect=”on” parallax_method=”on” text_orientation=”center” text_color=”dark” text_background=”off” text_bg_color=”rgba(255,255,255,0.9)” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” title_all_caps=”off” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” title_line_height=”1.3em”] [/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”on” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#222222″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px|0px|0px|0px”][et_pb_fullwidth_header admin_label=”Fullwidth Header” title=”ترجمهٔ علی هدایت‌راد” background_layout=”dark” text_orientation=”center” header_fullscreen=”off” header_scroll_down=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” content_orientation=”center” image_orientation=”center” custom_button_one=”off” button_one_letter_spacing=”0″ button_one_use_icon=”default” button_one_icon_placement=”right” button_one_on_hover=”on” button_one_letter_spacing_hover=”0″ custom_button_two=”off” button_two_letter_spacing=”0″ button_two_use_icon=”default” button_two_icon_placement=”right” button_two_on_hover=”on” button_two_letter_spacing_hover=”0″ title_font_size=”19″] [/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

برای حداقل یک دهه، چین به عنوان زمین بازی برای سوپرمعماران [1] مورد توجه قرار گرفت. اما حالا وضعیت در حال تغییر است. امروزه حداقل ده‌ها طراح چینی در سطح جهانی -از میان سال، تا استعدادهای جوان که در دههٔ سی یا اوایل دهه چهل عمر خود هستند- که در توسعهٔ معماری معاصر متمایزی که بیشتر بر اساس سنت‌های بومی است تا تاثیرات جهانی، موفق بوده‌اند. در یکی از پنج سفرم به چین در این سال، با یکی از معماران سرشناس کشور برخورد کردم، پی ژو، که دفتر «پی ژو بیجینگ استودیو» را در سال 2005 افتتاح کرد و همچنین ساختمان‌های متعددی در پروژه‌های فرهنگی، آموزشی، پزشکی در سراسر چین ساخته است. کارهای او به طور گسترده در سطح جهانی نمایش داده شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. منبع الهام او – طبیعت- ممکن است شگفت‌انگیز و خاص نباشد اما راه حل‌های او قابل توجه و روشن‌فکرانه است.

پی ژو: نصف بیشتر همه این مدل‌ها که معمولا در اینجا، استودیوی من، همیشه نمایش داده می‌شوند، همزمان در نمایشگاه آئدس در برلین هم در حال نمایش هستند. آن برنامه «مناظر ذهن» خطاب می‌شود. در آن جا پنج پروژه نمایش داده می شوند: موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی جینگدژن [2] ، مرکز هنرهای نمایشی یانگ لیپینگ [3] ، موزهٔ هنرهای معاصر دالی [4] ، مرکز فرهنگ و هنر شو کانتی [5] ، و مرکز فرهنگی شیجینگشان [6] که همهٔ آنها در حال ساخت هستند. می‌خواستم تفکر و فرآیند طراحی فعلی‌ام و طیفی از علایقم بر اساس مکان، اقلیم، فرهنگ، سبک زندگی، مصالح بومی، تاریخ و مهمترین آنها، طبیعت را نشان دهم. می خواهم که معماری‌ام تمام این شرایط خاص را منعکس کند، از آنها یاد بگیرم، و تجربه‌ای جدید بسازم که برای هر مکان متمایز می‌شود.

ولادمیر بلوگولوفسکی: شما ذکر کردید که طبیعت مهم‌ترین منبع الهام شماست. اما وقتی به عکس‌های نمایشگاهت در برلین نگاه می‌کنم، کلیت آن خیلی هندسی و انتزاعی است. و تقریباً همه چیز که در آن است با سفید نشان داده شده. حتی ترسیم‌های مناظر هم سیاه و سفیدند.

پی ژو: بیشتر مردم طبیعت را با رنگ سبز، کوه‌ها و جنگل مترادف می‌دانند. اما امروزه بیشتر مردم در شهرها زندگی می‌کنند. در کارم، من تاکیدی بر طبیعت مادی نمی‌کنم، بر خلاف بیشتر معماران که تلاش می‌کنند با پوشش سبزی که معماری‌شان را می‌پوشاند اصطلاحا طبیعت را تقلید کنند. این طبیعت واقعی نیست. من هیچ وقت سعی نکردم که معماری‌ام را شبیه طبیعت کنم. این کار غیر ممکن است. مقصود پاسخ به طبیعت است نه کپی‌برداری از آن. به عنوان مثال، ایده‌های خوبی را می شود از خانه‌های سنتی با حیاط‌های مرکزی، دیوارهای صلب و پنجره‌های کوچک برای پاسخ دادن به اقلیم گرم و مرطوب، یاد گرفت. پس طبیعت برای من یک گرایش است. همه آن بستگی به گرایش ما دارد که در آینده چگونه به اقلیم پاسخ می‌دهیم. معماری باید راجع به این باشد که ما چگونه می‌خواهیم به طبیعت جواب بدهیم و چطور رابطه‌ای با آن داشته باشیم. همچنان که از ساختمان‌هایی که تکنولوژی را روایت می کنند یا خودشان را با مصالح گران و براق پوشانده‌اند خوشم نمی آید. خیلی پرمدعاست.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffffff” allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/minsheng-Atrium-Fang-Zhenning.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

با نگاه کردن به کارهایت که در دست ساختند؛ موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی جینگدژن، مرکز هنرهای نمایشی یانگ لیپینگ، یا سایر کارهای شناخته‌شدهٔ قبلی شما؛ دیجیتال بیجینگ [7]، هتل بلر در بیجینگ [8]، موزهٔ طراحی او تی سی در شنژن [9]، خیلی سخت می‌شود باور کرد که همهٔ این پروژه‌ها توسط یک معمار طراحی شده. چرا این کارها این قدر تفاوت دارند؟ نیروهای اصلی پشت معماری شما چیست؟

من قویا به خاص بودن هر پروژه اعتقاد دارم. اقلیم یکی از دلایل کلیدی برای پیدا کردن جواب‌ها و راه حل‌های مختلف است. شما نمی‌توانید شیوهٔ استانداردی که به آن نزدیک شدید اعمال کنید. تعدادی از معماران سبک خودشان را توسعه داده‌اند. من به آن علاقه‌مند نیستم. من به این تواضع احترام می‌گذارم. و ترجیح می‌دهم معماری‌ای طراحی کنم که متمایز است اما شخصی یا قابل شناسایی نباشد. از این رو مصالح و فرم‌هایی که استفاده میکنم همیشه فرق دارند.
چیزی که در نگرشم هیچ وقت تغییر نمی‌کند: من همیشه هدفم را ساختن چیزهای زیبا که مکمل طبیعت باشد قرار داده‌ام. معمار مورد علاقه ام لوکوربوزیه است و او همیشه در حال تغییر بود. صومعه «لاتورت» [10] و کلیسای «رونشان» [11] او تقریبا در یک زمان طراحی شده‌اند، اما شما نمی‌توانید ساختمان‌هایی به تفاوت آن دو پیدا کنید. اما اگر به ورای فرم های این ساختمان‌ها بروید، می‌توانید شباهت‌هایی در مصالح، رنگ‌ها، نحوهٔ رفتاری که با نور شده، و روابط آنها با طبیعت پیدا کنید.

در ایدهٔ آوردن معماران شناخته شده به مکان‌های دیگر برای نمایش دادن چیزی محلی مقداری تناقض وجود دارد، آیا این‌طور نیست؟ برای قرن‌ها، مسئله دعوت معماران فاخر از آن‌ور آب‌ها بود چون آن‌ها می‌توانستند با خودشان چیزی جدید، شخصی یا حتی نمادین بیاورند. دعوت کردن لوئی چهاردهم از برنینی به پاریس یک مثال معروف آن است. امروزه، مثل هر موزه‌ای که دوست دارد اثری از پیکاسو داشته باشد، هر شهری می‌خواهد ساختمانی از زها حدید بسازد.

نه این درست نیست… نه دیگر!

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/Dali-museum-View-from-relics-to-the-museum.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” custom_margin=”0px||0px|”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما {چینی‌ها} همین الان هم دو ساختمان بزرگ ساخته شده از زها حدید در پکن دارید…

باید یک تعادلی وجود داشته باشد. در مقام یک معمار، شما نیاز دارید که تجاربی بسازید که برای مردم آشناست، سپس شما نیاز دارید که سعی کنید تجربه‌ای خلق کنید که مردم آن را نمی‌شناسند. این معماری تمام عیار است. مسئلهٔ معماری ساختن یک چیز غریب نیست. معماری مجسمه‌سازی نیست. معماری یعنی تجربه کردن، یعنی داخل رفتن، کشف کردن، هیجان زده شدن. از این رو خیلی از شهرها بر اساس آخرین مدها ساخته می شوند یا مثل پارک‌های چندمنظوره هستند به جای آنکه شهرهای واقعی باشند. اما من به معماری‌ای که به ریشه‌هایش بازگشته اعتقاد دارم. اگر شما در چین می سازید، شما باید {طرحتان را} به فرهنگ بومی چینی متصل کنید.
معماری باید بر اساس دو اصل اساسی باشد – اولی سرچشمه آن و دیگری ابداع و تجارب جدید است. فکر می‌کنم شما نیاز به آمیختن تفکر انقلابی و احترام به فرهنگ و شرایط محلی دارید. معمارانی که از جاهای دیگر می‌آیند یک ویژگی دارند و آن متقاوت دیدن چیزها است. این خیلی مهم است.

اگر بپرسم که یک کلمه را برای توضیح کارهایتان نام ببرید، چه کلمه‌ای را انتخاب می کنید؟

دو لغت را قبلا ذکر کردم- سرچشمه و ابداع. سرچشمه با طبیعت و فرهنگ گره خورده، و ابداع راجع به تجربهٔ جدید است.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/jingdezhen-imperial-kiln-model.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما نگرشتان به معماری را «معماری بدون سبک» خطاب کردید.

چون از ایده داشتن یک سبک متنفرم. من سبکی ندارم. من می‌خواهم هربار متفاوت باشم. می‌خواهم بیشتر تجربه‌گرا باشم. می‌خواهم تمام آنچه را که در گذشته انجام داده‌ام فراموش کنم.

شما معماری را به عنوان هنر می‌بینید و به ایدهٔ معمار همچون هنرمند اعتقاد دارید؟

بله، من قویا اعتقاد دارم که معماری هنر است. و اگر معماری هنر است پس یعنی معماران هم هنرمندند. چرا ما بعضی از مردم را هنرمند و بعضی‌ها را طراح خطاب می کنیم؟ هنرمند چیزی را خلق می‌کند که تا قبل از آن وجود نداشته. آنها چشم‌اندازهای جدید، تجارب جدید و ایده‌های جدید خلق می‌کنند. اما اینجا تفاوتی میان معماری و هنر وجود دارد. معماری نه فقط درباره‌ی فضا، بلکه در مورد عملکرد و تجربه نیز هست. هنر برای همه به وجود آمده. اما معماری خیلی ویژه است. معماران برای مردم، مکان‌ها، فرهنگ‌ها و اقلیم‌های معینی ساختمان می‌سازند.

علاقه‌مندم که نظر شما را راجع به بعضی از نقل قول‌های‌تان بپرسم، شما گفته‌اید: «مهم‌ترین لحظه برای معماری {لحظهٔ} تکمیل شدن ساختمان نیست، بلکه زمانی است که فضاها با مردم درمی‌آمیزند.»

زمانی که شما به نقاشی‌های سنتی چینی نگاه می‌کنید، انگار تمام نشده‌اند. این وظیفهٔ بیننده است که نقاشی را در ذهنش کامل کند. هنرمندان چینی هیچ وقت مقابل کوه‌ها ننشته‌اند برای کشیدن آنها. هنرمندان چینی برای ماه‌ها در کوه‌ها سفر می کردند تا آنها را تجربه کنند. زمانی که به خانه بر می‌گشتند، سعی می‌کردند که تمام احوالاتشان را با قرار دادن تمام خاطراتشان در نقاشی‌هایشان بازآفرینی کنند. باغ‌ها و معماری چینی نیز توجهشان بر تجربیات است، بر ساختن فضایی برای راه رفتن، نگاه کردن، زندگی کردن و پرسه زدن. هیچ ساختمانی نباید تماما کامل شود. همیشه باید فضاهایی برای تفسیر شدن توسط مردم باشد. معماری باید مثل نقاشی چینی باشد، می‌جنگد که احتمالاتی را در ماورای عملکرد ضروری آن اثبات کند. ساختمانی که برای اجرا کردن عملکردی مشخص ساخته شده یک ساختمان مرده است. نگاهی به «هوتونگ»[12]های سنتی با حیاط مرکزی‌شان بکنید. هیچ عملکرد خاصی برای آن وجود ندارد. فقط یک فضای خالی است‌ اما همه‌چیز معنی می‌دهد. مردم در حیاط غذا می‌خورند، با دیگران تعامل می‌کنند، در آنجا ازدواج می‌کنند. ما آن را فضای ناتمام می‌نامیم. اما این فضا مهمترین فضا در خانه است، قلب آن است. زمانی که ما روی ساختمان‌هایمان کار می‌کنیم، تلاش می‌کنیم از فراهم کردن راه حل‌های قطعی خودداری کنیم، ما فضا را برای تفسیر شدن خالی می‌گذاریم، بنابراین عملکردهای متفاوتی می‌توان در ماورای توقعات ما متصور شد. ساختمان باید شبیه یک اسفنج باشد، باید در میان آن فضاهای ناتمام زیادی باشد.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/Cai-Guo-Qiang-Courtyard-House-Renovation-View-to-workshop-while-doors-open.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

یک نقل قول دیگر از شما: «ساختن فضایهای مبهم یکی از امضاهای من است.»

به عنوان مثال، زمانی که من یک خانه با حیاط مرکزی برای «سای کو چیانگ» [13] هنرمند اینجا در پکن طراحی کردم، در واقع بیشتر یک بازسازی در یک «هوتونگ» تاریخی بود، اما بخش آسیب‌دیده پشت مرمتی بود که من دوباره به عنوان پاویونی جدید ساختم بدون اینکه سعی کنم از چیزی کپی کنم. من از مصالح و فرمی جدید و حتی آینده‌نگرانه استفاده کردم تا تمایزی با قدیمی‌ها داشته باشد. یک پروژه بلند پروازانه بود، بعضی‌ها ممکن است گنگ خطابش کنند، اما برای من این راه هم‌نشینی قدیم و جدید دربارهٔ احترام گذاشتن به گذشته است، در حالی که به سمت آینده در حال حرکت است. بیشتر مردم این مثال را به عنوان تناقض می‌بینند، اما برای من این طریقه‌ای شخصی برای جستجوی هارمونی جدید است. در هر پروژه، من دنبال فرصت‌هایی برای بیان کردن کار خودم در به روزترین شیوه ممکن می‌گردم.

و همچنین گفته‌اید: «شما نمی‌توانید فقط از کاشی‌های سنتی استفاده کنید و ادعا کنید که این معماری سنتی است». آیا این نقدی مشخص به همکار شما وانگ شو است؟

نه واقعا، معمارهای مختلف رویکردهای مختلفی دارند. من کارهای وانگ شو را خیلی تحسین می‌کنم و ما ایده‌های مشترک متعددی داریم. او دنبال سرچشمه‌ها است، و من هم دنبال سرچشمه‌ها هستم. آن چیزی که در آن نقل قول از آن انتقاد کردم، استفاده کردن از مصالح جدید برای کپی کردن شمایل سنتی است. کار وانگ شو روح عمیقی دارد. او از مصالح بازیافتی استفاده می‌کند، که به شخصه می‌پسندم، و در حقیقت، الان که در موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی در جینگدژن مشغولم نیز آجرهای محلی را بازیافت می‌کنم، که یک سنت محلی است. سازه کوره‌پزخانه اغلب اوقات نیاز به بازسازی دارد و کارگران آجرهای قدیمی را بازیافت می‌کنند تا با آن خانه‌هایشان را بسازند. پس در این مکان فرهنگی قوی درباره بازیافت و دوباره به کارگیری مصالح ساختمانی وجود دارد.

و آخرین نقل قول: «استودیوی ما همیشه به سمت آینده حرکت می کند.»

بله، من همیشه به دنبال راه‌هایی برای تجارب جدید می‌گردم، چیزی که در قدیم وجود نداشته.

ساختمان‌های مورد علاقه شما کدام‌هاست؟

آکروپولیس در آتن، همچنین روستاهای سنتی در چین. من الهام گرفتن از ساختمان‌هایی که بر اساس تفکر جمعی و نه ایده یک فرد ساخته شده‌اند را دوست دارم. در آنها یک چیز طبیعی راجع به چگونگی شکل‌گیری سازه آنها وجود دارد. همچنین بر خلاف خیلی از سازه‌های سنتی در غرب، مثل قصرهای نئوکلاسیک یا شهر ممنوعه در پکن محورهای اصلی و تقارن اجتناب ناپذیر است. در اینجا این رسیدن به تطابق معماری با محیط وجود دارد، که به شخصه می‌پسندم. حس می‌کنم این معماری به اندازهٔ یک همکاری محتاطانه با طبیعت کامل است.

اگر شما شانس گفتگو با هر معماری را داشتید، آن شخص که بود؟

لوکوربوزیه. او فوق‌العاده بود. من عاشق ذهن هنری و معماری پویا و نوآورانهٔ او هستم.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”11″ text_line_height=”1.1em”]

توضیحات:

1- Starchitects

2- Jingdezhen Imperial Kiln Museum

3- Yang Liping Performing Arts Center

4- Dali Museum of Contemporary Art

5- Shou County Culture and Arts Center

6- Shijingshan Cultural Center

7- Digital Beijing

8- Blur Hotel in Beijing

9- OCT Design Museum in Shenzhen

10- La Tourette

11- Ronchamp

12- hutong

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”17″]

منبع: METROPOLIS Magazine

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” disabled_on=”on|on|on” disabled=”on”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_button admin_label=”Button” button_url=”http://goftaar.ir/?cat=225″ url_new_window=”off” button_text=”فهرست گفتارهای پیتر زومتور” button_alignment=”center” background_layout=”light” custom_button=”on” button_letter_spacing=”0″ button_use_icon=”default” button_icon_placement=”right” button_on_hover=”on” button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_color=”#232f45″ button_border_color=”#232f45″] [/et_pb_button][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: معماری امروز ما طویله‌محور است

در توسعه شهر تهران اساسا انسان محوریت نداشته است. به‌طور‌مثال خانه قدیمی بروجردی‌ها در کاشان را نگاه کنید! خانه بروجردی‌ها اتاق، شاه‌نشین، مطبخ و حیاط دارد؛ در کنار اینها طویله هم دارد. درون طویله وسیله نقلیه‌شان قرار می‌گرفته است؛ نقشی که امروز پارکینگ‌ها ایفا می‌کنند همان نقشی‌است که طویله در آن دوره داشته است. بیشتر اهالی شهر تهران اکنون در مجموعه‌هایی زندگی می‌کنند که باید پارکینگ داشته باشد؛ یعنی شهرداری سازندگان ساختمان‌ها را ملزم می‌کند که به ازای هر واحد، یک پارکینگ بسازند؛ بنابراین در حال حاضر طراح یک مجتمع مسکونی بنا بر سیطره کمیت بر ضوابط و مقررات، ابتدا باید مسئله پارکینگ را حل‌وفصل کند تا بعد جای ستون‌ها مشخص شود. جای ستون‌ها که مشخص شد ارتباط عمودی مثل پلکان و آسانسور مشخص می‌شود. بعد از این همه، تازه می‌توان وارد طراحی خانه شد. اگر معکوس رفتار کنید و آخر از همه بروید سراغ پارکینگ، نشانه این است که از طراحی، چیزی نمی‌دانید و ضوابط و مقررات را نمی‌شناسید؛ مثل این می‌ماند که در خانه بروجردی‌ها ابتدا طویله را ساخته باشند و بر اساس آن بقیه خانه را. {…} معماری امروز ما طویله‌محور است؛ در گذشته انسان‌محور بود. طویله در طراحی خانه آخر از همه قرار داشت اما در حال حاضر باید اول باشد.
{…} در دنیا فقط ما نیستیم که از اتومبیل استفاده می‌کنیم؛ همه‌جا از اتومبیل استفاده می‌کنند اما ساختمان‌هایی که ساخته می‌شود واجد کیفیت است و بر اساس پارکینگ طراحی نشده. همان حال خراب، ما را به سمتی برده است که تسلیم اتومبیل و اقتضائات آن شویم. اتومبیل در نظر ما تعریف خاصی دارد که بنا به آن تعریف با آن مواجه می‌شویم. به طور مثال در یک بافت تاریخی می‌گوییم باید طوری خیابان را طراحی کرد که خودروی آتش‌نشانی بتواند داخل خیابان شود؛ پس عرض کوچه باید همان اندازه شود؛ در صورتی که همین موضوع آتش‌نشانی و تکنولوژی جدید خاموش‌کردن آتش، پدیده‌ای نیست که فقط به ما اختصاص داشته باشد. بروید ببینید در شهر رم چطور با این موضوع برخورد کرده‌اند. آیا کوچه‌های تاریخی را تخریب و تعریض می‌کنند؟ (در گفتگو با سمیرا وکیلی نویسندهٔ روزنامهٔ همشهری، سال 1397)