دسته‌ها
جوزف ریکورت

جوزف ریکورت: برخی گذشته را همچون معدن می‌بینند، به جای اینکه آن را همچون زمینی حاصل‌خیز ببینند

آنچه در گفتمان امروز معماری غایب است شعور یا آگاهی نسبت به گذشته است. دست‌آوردهای گذشته نباید چیزی باشد که بر دوش معماران سنگینی کند، بلکه باید بخشی باشد از -به عبارتی- زمین حاصل‌خیزی که معماران در آن رشد می‌کنند.

در حال حاضر معماران تمایل دارند که گذشته را نادیده بگیرند. اما گذشته همهٔ آن چیزی است که ما می‌دانیم. ما آینده را نمی‌شناسیم. من به این اعتقاد چندانی ندارم که پایمان را فراتر از آن چیزی بگذاریم که می‌توانیم از گذشته یا امروز بیاموزیم. شیوه‌ای که گذشته و امروز در هم چفت شود چیزی است که گفتمان امروز معماری را تا حدی فاقد آن می‌دانم. برای همین است که تاریخ‌گرایی واقعاً یک‌نوع خطر است. آدم‌هایی هستند که گذشته را همچون نوعی معدن می‌بینند (معدنی بی‌حاصل البته) به جای اینکه آن را همچون نوعی شالوده یا کود یا زمینهٔ حاصل‌خیز ببینند. (در گفت‌وگو با James Pallister، منتشر شده در وب‌سایت dezeen، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
اودیل دک

اودیل دک: از کار کردن بر روی پروژه‌ای که شبیهش را هیچ‌وقت تجربه نکرده‌ام بیشترین لذت را می‌برم

هدف من این است که کارفرماهایم استعدادهایی تازه را کشف کنند. امیدوارم که این مسیر به سود اقتصادی هم منجر شود، اما واقعاً هیچ‌چیز معلوم نیست. این همان خطر کردنی است که از آن سخن می‌گویم. این راه و روش من برای کشف معماری است؛ من همیشه به کارفرماهای خود گوش می‌دهم، اما چیز دیگری به آنها پیشنهاد می‌دهم. کارفرماهای من می‌دانند که همیشه غافلگیر خواهند شد. علت این که به سراغ من آمده‌اند نیز همین است.

آنچه من بیشترین لذت را از آن می‌برم کار کردن بر روی نوعی از پروژه است که شبیهش را هیچ‌وقت تجربه نکرده‌ام، آن هم در مکانی که هیچ‌وقت پیش از این در آنجا نبوده‌ام. این که کارفرما برنامه‌ای بسیار معین را به دستم دهد دوست ندارم. ترجیح می‌دهم با امکانات ممکن بازی کنم تا تناقض‌های برنامهٔ طرح را پیدا کنم و از آنها به مثابه نقاط شروع کار بهره ببرم. اگر هیچ درز و رخنه‌ای در دستور اولیهٔ کار وجود نداشته باشد، به سختی می‌توان کار جذابی انجام داد. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
آی وی‌وی

آی وی‌وی: هنرمند واقعی همیشه در حال قرار دادن خود در معرض خطر است

به نظر من نقش و وظیفهٔ هنرمند هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. هنرمند همیشه با چشم یا قلب معصوم انسان‌ها سر و کار دارد و تلاش می‌کند پیش از این که ما بتوانیم داوری کنیم احساساتمان را برانگیزد. این مسئولیت هنرمند است که اسرار را برملا کند و قدم در موقعیت‌هایی بگذارد که مردم معمولاً آنها را خطرناک قلمداد می‌کنند یا کاری کند که به نوعی تخلف از داوری مرسوم جامعه است.

هنرمند همیشه در حال قرار دادن خود در اوضاعی است که کشمکش یا خطر در آن وجود دارد. این همان هنری است که من می‌توانم آن را تحسین کنم، آنچه غیر از این است، فقط نوعی زینت بیهوده در روزگار ماست. به نظر من در یک جامعهٔ بسیار مترقی، یا هر جامعه‌ای که تعریف جدیدی {از هنر} نیاز داشته باشد، هنر باید از طریق خلق یک زبان برای انعکاس زمانه متمایز شود. (در گفتگو با Lux Chen و Cynthia Rowell، منتشر شده در وب‌گاه Cineaste، سال ۲۰۱۷)