دسته‌ها
میبل ویلسن

میبل ویلسن: مسئلهٔ نژاد در پیدایش جهان مدرن و معماری مدرن عمیقاً ریشه دوانده است

من واقعاً فکر می‌کنم پیدایش معماری به مثابه یک رشتهٔ مدرن خودش از مسئلهٔ نژاد قابل تفکیک نیست. و در اینجا منظورم معماریِ متمایز از ساختمان است؛ بالاخره مردم در سرتاسر دنیا همیشه ساختمان می‌ساختند. من به تصور اومانیستی غربی، تصوری بسیار خاص از معمار اشاره می‌کنم یعنی کسی که فکر می‌کند، طراحی می‌کند، می‌کشد اما نمی‌سازد. او یک روشنفکر است و به عبارت دیگر بسیار انتزاعی و با فکرش کار می‌کند و از عمل یدی ساخت و ساز فاصله دارد.

{…} آنچه برای من جالب است که این است که این دوری معماری از کار یدی بخشی از معرفت‌شناسی بسیار کلان‌تر اوایل دوران مدرن است؛ یک جهان‌بینی کاملاً جدید که هستی‌شناسی خودش را نیز تولید کرد که بنا به تعریف جهان‌شمول بود: تولد سوژهٔ اومانیست. اما مسلماً این سوژه یعنی انسان مدرن جهانی نیست؛ منحصراً اروپایی است و دقیقاً در همان زمان که استعمارگری اروپا در حال آغاز شدن بود اختراع شد. و بنابراین نژاد عمیقاً در پیدایش جهان مدرن و پیدایش معماری مدرن -که تا حدی {به ابزاری} برای حفظ سلسله‌مراتب نژادی تبدیل می‌شود- ریشه دوانده است.

مثلاً اگر به معماری استعماری {یا کلونیال} نگاه کنید {خواهید دید که این معماری} دربارهٔ سفید {یا اروپایی} بودن است. این معماری به معنای واقعی کلمه سفید بودن را ایجاد و از طریق بنا روایتی راجع به تاریخ فرهنگ خلق می‌کند که جهان‌بینی اروپایی را استحکام می‌بخشد. و امریکا نتیجهٔ این روند استعمار، غلبه بر جمعیت بومی و تجارت برده است. (در گفت‌وگو با Julian Rose، منتشر شده در مجلهٔ ARTFORUM، دورهٔ ۵۵، شمارهٔ ۱۰، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
جیمز اکرمن

جیمز اکرمن: کامپیوتر چرخهٔ بازخوردی را حذف می‌کند که هنگام خط کشیدنِ معمار رخ می‌دهد

فرانک گری پشت کامپیوتر کار نمی‌کند، او ماکت‌هایی مقوایی می‌سازد که دستیارانش در {کامپیوترهای} رومیزی تفسیر می‌کنند. من گمان دارم که ترسیم‌های دستی فرانک گری، که بیشترشان با خودکار کشیده شده، بعد از پایان یافتن بنا انجام می‌شود.

در مورد {معماران} دیگر، فکر می‌کنم که کامپیوتر صرفاً چرخهٔ بازخوردی را حذف می‌کند که وقتی شما در حال خط کشیدن هستید رخ می‌دهد: همهٔ آن تلاقی‌های ناخودآگاهی که وقتی پدید می‌آید که شما یک ضربهٔ قلم را در یک جهت می‌گذارید و سپس باید تصمیم بگیرید که ضربهٔ بعدی قلم چه باشد.

گاهی اوقات این {اتفاق} می‌افتد فقط از این رو که دستتان به یک سو حرکت می‌کند، و شما آن را دوست دارید یا آن را دوست ندارید. شما یک تکه از اثر {قلمتان} را بیرون می‌کشید و آن را تغییر می‌دهید. به این صورت، این {اقدام} روحی را به طرح می‌بخشد که به طریق دیگر آن را نخواهد داشت. (در گفت‌وگو با Cammy Brothers، منتشر شده در نشریهٔ The Art Bulletin، دورهٔ ۹۴، شمارهٔ ۳، سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
پل گلدبرگر

پل گلدبرگر: نگران دانشجویانی هستم که فکر می‌کنند بدون کشیدن مداد روی کاغذ می‌توان معمار شد

تا به امروز برای مدت‌زمانی طولانی با {پدیدهٔ} طراحی به کمک کامپیوتر زندگی کرده‌ایم، اما {کامپیوتر} از راه‌هایی ژرف‌تر تأثیراتی بزرگ‌تر {بر معماری} دارد. برج مسکونی فرانک گری در منهتن جنوبی با ده هزار و پانصد قطعه فولاد ضد زنگ پوشانده شده و نه‌هزار تا از آنها شکل خاص دارد، قطعاتی که از طریق استفاده از نرم‌افزار دیجیتال خلق شده است. این یک نوع تازه از ساختمان دست‌ساز است که می‌توان گفت توسط فناوری خلق شده است، که حالا می‌تواند نه {فقط} برای استانداردسازی همه چیز، بلکه برای ارتقای استعداد معماری مورد استفاده قرار گیرد و دوباره ساختمان‌ها را استادانه‌تر و خاص‌تر و از حیث عاطفی گیراتر کند.

{…} در میان همهٔ امکانات گرانبهایی که فناوری دیجیتال به معماری می‌آورد، این وعدهٔ دروغین را نیز {به معماران} عرضه می‌کند که  شما می‌توانید خط کشیدن را فراموش کنید. هیچ‌چیز همتای تصویری که یک انسان با دست کشیده نیست و بزرگ‌ترین اشتباه باور به این است که اتکای روزافزون ما بر فناوری به معنای بی‌اهمیت بودن خط کشیدن است. من نگران دانشجویانی هستم که فکر می‌کنند بدون کشیدن مداد روی کاغذ می‌توانند معمار شوند. (در گفت‌وگو با Daniel Fromson، منتشر شده در وب‌سایت The Atlantic، سال ۲۰۱۱)

دسته‌ها
رابرت استرن

رابرت استرن: معمارانی که آنها را تحسین می‌کنم از کامپیوتر نه برای طراحی، بلکه برای تحقق بخشیدن به پروژه‌هایشان استفاده می‌کنند

دفتر ما کاملاً مسلط بر کامپیوتر است، اما من شخصاً از کامپیوتر استفاده نمی‌کنم. من هنوز هم خط می‌کشم و اسکیس می‌زنم. من عاشق ماکت‌ها هستم.

به نظر من کامپیوتر ابزار شگفت‌انگیزی است، اما تمایل دارد طراحان را در رابطه‌شان با دست و چشم و مغزشان بی‌تفاوت کند. معمارانی که من آنها را تحسین می‌کنم اکثراً از کامپیوتر برای طراحی استفاده نمی‌کنند؛ آنها از آن برای تحقق بخشیدن به پروژه‌هایشان بهره می‌برند. (در گفت‌وگو با Vivian Marino، منتشر شده در وب‌سایت The New York Times، سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
فرای اتو

فرای اتو: شهر را نمی‌شود طراحی کرد، فقط می‌توان آن را واگذاشت تا خودش توسعه پیدا کند

بسیاری از معماران توسط آموزشی که {در دانشکده‌های معماری} دیده‌اند نشان‌دار شده‌اند. استادان آنها بهشان گفته‌اند: «شما معمار هستید، پس بنشینید چیزی طراحی کنید و آن را بسازید». اما من می‌گویم: «بیایید هیچ‌چیز نکِشیم. بیایید فقط به دنبال ناشناخته‌ها بگردیم». برخی همچون {راب} کریر دوست دارند که خیال آنها سرانجام راه به جایی ببرد و به طراحی چیزی منجر شود. کریر انسانی بسیار پراحساس است. سخنرانی‌های او همچون صحنه‌ای از نمایش، انفجاری از انرژی، است. من به او گفتم که یک شهر را نمی‌شود طراحی کرد، فقط می‌توان شهر را واگذاشت تا خودش توسعه پیدا کند. او طور دیگری احساس می‌کرد و گفت که شهر باید در وضعیتی قرار گیرد که بتوان آن را طراحی کرد. {…}

من دوست ندارم خانه‌ها را طوری طراحی کنم که گویی مجسمه‌ساز هستم، بلکه ترجیح می‌دهم کشف کنم که خانه‌ها چه شکلی باید باشند و چگونه می‌توانند خود را به وجود آورند. (در گفتگو با Juan María Songel در سال ۱۹۹۷، منتشر شده کتاب «A Conversation with Frei Otto»)

دسته‌ها
دیوید اجی

دیوید اجی: خط کشیدن تنها کاری است که از طریق آن می‌توانم کلاف افکارم را بگشایم

کامپیوتر مدل‌سازی می‌کند. بنا بر این، برای طراحی در کامپیوتر لازم است بدانید که در حال انجام چه کاری هستید، یا لازم است آنچه می‌خواهید انجام دهید را از طریقی سیستماتیک کشف کنید. راه متصور {من} برای فکر کردن {طراحانه} این است که آنچه من «یادداشت‌های به‌هم‌پیچیدهٔ مغز»‌ می‌نامم را از طریق خط‌کشیدن با دست لایه‌برداری و کشف کنید. {طراحی با} دست لایه‌های اطلاعاتی که بر روی یکدیگر به شکلی پیچیده قرار گرفته است را از یکدیگر جدا می‌کند، و از این طریق شما آنها را به حالتی قبل از فیلتر شدن توسط مغز برمی‌گردانید. این خاصیت در طراحی با کامپیوتر وجود ندارد. خط کشیدن تنها چیزی است که به من اجازه می‌دهد کلاف افکارم را در یک موقعیت فشرده باز کنم. برای من، خط کشیدن راهی برای گشودن افکارم است که تا اکنون همانند فن‌آورانه‌ای برای جایگزینی با آن نیافته‌ام. خط کشیدن برای من حیاتی است. برای طراحی با کامپیوتر نیاز است که که آنچه لازم است بدانم را بدانم، اما پیش از آن من نیاز دارم که افکار خود را بگشایم. (در گفتگو با Philip Stevens منتشر شده در وب‌گاه designboom، در سال 2017)

دسته‌ها
کریستیان دپورتزآمپارک

کریستیان دپورتزآمپارک: معماری مسیری بدوی و باستانی برای ارتباط با عالم و راهی برای بیان جهان‌بینی ماست

آن زمان که خط می‌کشم یا نقاشی می‌کنم، تلاش نمی‌کنم حرکات و سلایقم را مورد چون و چرا قرار دهم. لزومی ندارد که همیشه بدانیم چرا چیزها به شکلی طراحی شده‌اند که طراحی شده‌اند. زبان زمانی برایم اهمیت پیدا می‌کند که برای گفتگو راجع به ایده‌ها و توسعهٔ پروژه به گروهم می‌پیوندم. معماری را نمی‌توان تا حد یک زبان تقلیل داد. زبان برای ارتباط برقرار کردن است، اما فضا با حضور مرتبط است. {معماری} مسیری بدوی، کهنه و باستانی برای ارتباط با عالم و راهی برای بیان جهان‌بینی ماست. معماری می‌تواند ارتباط برقرار کند زیرا فراتر از زبان می‌رود. (در گفتگو با  Vladimir Belogolovskyنویسندهٔ وب‌سایت ArchDaily در سال 2017)