دسته‌ها
بیجوی جین

بیجوی جین: موضوع کنش معماری خلق فضاست، نه خلق یک ساختمان یا یک شیء

اساسا همهٔ ما {انسان‌ها} موجوداتی اسطوره‌ای هستیم. و ایدهٔ یک بنا که ما آن را معماری می‌نامیم به منتها اندازه‌ای که ممکن است به ایدهٔ اسطوره‌ای بودن انسان نزدیک است و به این حقیقت که معماری در واقع توسعهٔ بدن آدمی است و نه چندان متفاوت با لباسی که می‌پوشیم. بنابراین برای من معماری ظهور جسمانی و مادی و بازنمایی دقیق این است که انسان بودن چه معنایی دارد.

معماری همه‌اش دربارهٔ مذاکره با بستر بلافصل و محیط ماست، اما در سطحی دیگر معماری دربارهٔ این است که ما چگونه می‌توانیم این ایدهٔ موجود یا جانور اسطوره‌ای را با جهان ترکیب کنیم؛ این برای من استعداد معماری است. موضوع کنش معماری خلق فضاست، نه خلق یک ساختمان یا یک شیء. بله، معماری به فرم احتیاج دارد، فرم مهم است. اما برای من کشف این که هر مکان چگونه پژواک می‌یابد مهم‌تر است. من به این که معماری می‌تواند جهان را نجات دهد معتقد نیستم، اما معماری می‌تواند با گوهر یک فضای خاص طنین اندازد. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
سو فوجیموتو

سو فوجیموتو: دوست دارم فضایی خلق کنم که به ساکنانش اجازه دهد آن‌طوری که می‌خواهند رفتار کنند

آنچه من دوست دارم خلق کنم فضاهایی است که به مردم اجازه می‌دهد هرطور که می‌خواهند رفتار کنند، معماری‌ای که به تنوع انتخاب‌های مردم احترام می‌گذارد، به جای این که {رفتارهایی خاص را} به آنها دیکته کند. هدف من طراحی یک فضای زیبا نیست، من دوست دارم فضایی بیافرینم که مردم در آن از فضا الهام بگیرند، همچنین از مردمی که در آن فضا در حال اثرگذاری بر و تأثیرپذیری از {فضا و یکدیگر} هستند. از همین طریق زندگی آنها تنوع بیشتری خواهد یافت. خلق گزینه‌ها یا خلق فضاهایی که مردم در آنها می‌توانند برای انجام کاری که دوستش دارند احساس آزادی و گشایش کنند هدف خوبی است. (در گفت‌وگو با Guy Horton، منتشر شده در وب‌سایت مجلهٔ Metropolis، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
دیبدو فرانسیس کره

دیبدو فرانسیس کره: فضای همگانی خوش‌طرح، شالودهٔ یک جامعهٔ سالم است

فضای همگانی خوش‌طرح، یعنی جایی که همه می‌توانیم یکدیگر را ملاقات کنیم و دور هم جمع شویم، شالودهٔ یک جامعهٔ سالم است. ارزشی که چنین فضاهایی به جامعه می‌افزاید را نمی‌توان بر مبنای پول سنجید، از همین رو بسیار مهم است که به این موضوع بیندیشیم چگونه می‌توانیم چنین فضاهایی را بیشتر و بیشتر خلق کنیم. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ CLAD، ش۳، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
منصور فلامکی

محمد منصور فلامکی: کافی نیست که بگوییم پیشینیان ما چقدر قشنگ گفته‌اند، باید آنچه گفته‌اند را تجزیه و تحلیل کنیم

ما این استمرار اندیشه‌مان را دست هوا و هوس نداده‌ایم، بلکه دست تاریخ‌مان داده‌ایم. در تاریخ ما خیلی خبر‌ها است. یکی از افتخاراتم این است که به عنوان معمار به سراغ عزیزالدین نسفی از عرفای سده هفتم هجری قمری رفتم. اندیشه‌پردازی نسفی در زمینه معماری، زایش فضا، خلق فضا و فهم فضا، اینقدر ناب است که هنوز آدم‌ها باید صبر کنند تا در زمینه علمی او را درک کنند. او از فضای علمی جلو‌تر است. یکی از نظریات فلسفی دربارهٔ حس او را در کنگرهٔ بین‌المللی هیکا حدود ده سال پیش بردم و ارائه کردم. آنجا توضیح دادم که او حس را چگونه آفریده.

برای فرنگی‌ها حیرت‌آور بود که بدانند یک نفر صدها سال پیش توی ایران، آمده و حس و تجربه را به این شکل تحلیل کرده و حس برون را در مقابل حس درون آورده و یک فضای فوق‌العاده عظیم در زمینه نظریه‌پردازی حس ساخته است. فرنگی‌ها وقتی در مقابل حسی که نسفی توصیف کرده، کم می‌آورند و نمی‌توانند به هیچ نقطهٔ مثبتی برسند، نام دریافت‌شان را می‌گذارند حس ششم که وجود خارجی ندارد. در حالی که در تعریف نسفی این حس تعیین‌کنندهٔ فکر آدمیان است.

هزار هزار از این نکته‌ها داریم که اگر بنشینیم و بکاوییم به چیز‌های عجیبی از فرهنگ‌مان می‌رسیم. مولانا بی‌پایان است. در کلیات شمس نکاتی پیدا می‌کنید که حیرت‌آور است. پر شمارند از این‌ها و اگر بتوانیم نهاد این اندیشه‌ها را پیدا کنیم و به زبان امروزی ببینم، کار حیرت‌آوری کرده‌ایم. نیاییم فقط بنشینیم بگوییم به به چقدر قشنگ گفته است. نه! آنچه گفته‌اند را تجزیه تحلیل کنیم تا خود را به دانش جهانی متصل کنیم. معلوم نیست ما عقب‌تر از دیگران باشیم. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت هنرآنلاین، سال ۱۳۹۹)