تاتیانا بیلبائو: ما معماران نمی‌توانیم فقط با فکر کردن به خودمان معماری کنیم. معماری باید آدم‌های دیگر را به حساب آورد

من اهل مکزیک هستم و می‌دانم که می‌شود معماری‌ای بسیار زیبا و خیره‌کننده خلق کرد، بدون این که {با هزینهٔ زیاد} جاذبهٔ زمین را به چالش کشید، و بدون این که هندسهٔ فرم‌های پایه را از نو ابداع کرد. من به خلق معماری به روشی بسیار سرراست و ناب معتقدم؛ بسیار آسان‌تر است که...

آنوپاما کوندو: بیش از آن که نگران از دست رفتن اشیاء باستانی باشم، نگران از دست رفتن توانایی انسان‌ها برای خلق چیزها هستم

اینطور نیست که من صنایع سنتی را مشتاقانه و محض خاطر خودشان ترویج کرده باشم. کارهای نخستین من در سیاق روستایی هندوستان نتیجهٔ پیدا کردن روش‌هایی بود برای بهره‌گیری زیرکانه از آنچه که در منطقه در دسترس بود؛ نه فقط از حیث ساخت‌مایه که همچنین از حیث مهارت‌ها. با توجه به...

گلن مرکات: من سعی نمی‌کنم چیزی را خلق کنم. وظیفهٔ من کشف کردن است

هر اثر معماری که وجود دارد یا استعدادش را دارد که وجود داشته باشد باید کشف شود. به عبارت دیگر، من هیچ چیزی را خلق نمی‌کنم. کار من کشف کردن است؛ درست همانطور که میکل‌آنژ می‌گفت: «هر قطعه سنگ یک مجسمه درون خود دارد و این وظیفهٔ مجسمه‌ساز است که آن را آشکار کند». به همین...

کیشو کوروکاوا: می‌توانیم از تاریخ چیزهایی بیاموزیم اما نمی‌توانیم هیچ بخشی از آن را کپی کنیم

گذشته گذشته است. البته من تاریخ و گذشته را ستوده‌ام. من در جامعهٔ معاصر زندگی می‌کنم بنابراین ما در جامعهٔ متفاوتی (نسبت به گذشته) زندگی می‌کنیم. پس می‌توانیم صرفا از تاریخ چیزهای فراوانی بیاموزیم ولی نمی‌توانیم هیچ بخشی از آن را کپی کنیم. تنها کاری که باید انجام دهیم...

محسن مصطفوی: نوآوری لزوما به معنای خلق یک چیز کاملا جدید نیست

به نظرم بیشتر مواقعی که راجع به نوآوری بحث می‌شود، مردم بین نوآوری و اختراع تفاوت قائل می‌شوند. برای من نوآوری لزوما به معنای {خلق} یک چیز کاملا جدید نیست، بلکه مجموعه‌ای مشخص از ایده‌ها است که رشته {ی معماری} را به پیش براند. {…} نوآوری زمانی رخ می‌دهد که انسان...

کنت فرامپتون: از ویژگی‌های معماری این است که انسان را از قدرت طرز تفکر خود به‌خوبی آگاه می‌کند

یکی از ویژگی‌های معماری این است که انسان را از قدرت و تأثیر طرز تفکر (ایدئولوژی) خودش به‌خوبی آگاه می‌کند، چون شما هنگام خلق چیزها به‌شکل مستقیم با ایدئولوژی و جهان‌بینی خود مواجه می‌شوید. در حالی که در سایر عرصه‌ها امکان‌پذیر است که بدون تردید کردن در ارزش‌های موجود...

هادی میرمیران: معماران باید چیزهایی بسازند که برای مردم دلخوشی بیاورد

فکر کنید اگر می‌خواستند موقع ساختن مسجد امام مسائل اقتصادی را در نظر بگیرند حاصل کار چه می‌شد؟ بعضی کارهای معماری پاسخگوی نیاز بشر به خلاقیت است. بشر باید بتواند به هنر معماری دلخوش باشد. معماران هم باید چیزهایی بسازند که دلخوشی بیاورد. بیلبائو دلخوشی می‌آورد. برای...

سدریک پرایس: تنها بهانه برای خلق معماری در قرن حاضر برقراری گفتگوست

جالب است که حالا که دارید درباره قرن بیست و یکم صحبت می‌کنید، شاید تنها بهانه برای خلق معماری برقراری گفتگو باشد. معماری به چه درد ما می‌خورد؟ معماری راهی برای برقرار کردن یک نظام یا بنا نهادن یک باور است، و علت وجود مذهب هم تا حدی همین هست. اما معماری دیگر نیازی به...

بهرام شیردل: بنای موزهٔ هنرهای معاصر دروغ است

به افتخارات معماری ایران قبل از انقلاب نگاه کنید؛ موزه هنرهای معاصر که در سال ١٩٧٧ ساخته شده، کپی موزه خوان میرو است که ١٩٦٨ در اسپانیا ساخته شد. این موزه هنرهای معاصر ما نیست، این یک دروغ است! ما موزه هنرهای معاصر نداریم و طبیعی است که چنین موزه‌ای تا این اندازه مشکل...

هادی میرمیران: هرچیزی را که مانع کار خلاقه در معماری شود قبول ندارم

من کارهای فاستر، راجرز و پیانو را خیلی نمی‌پسندم. آنها اکنون دربارهٔ معماری پایدار حرف می‌زنند. نه اینکه با این موضوع مخالف باشم. فقط به نظرم می‌رسد دستاویزی شده است که فرایند طبیعی خلاقیت را مخدوش می‌کند. من هرچیزی را که مانع کار خلاقه در معماری بشود قبول ندارم. برای...

الخاندرو آراونا: معماری تجلی نیروهای بیرون از معمار است

معماری مطابق با تعریف آن یک عمل جمعی است. برخلاف یک مجسمه‌ساز که صبح‌ها بیدار می‌شود و تصمیم می‌گیرد مجسمه‌ای بسازد و آن را می‌سازد، من نمی‌توانم یک روز صبح بیدار شوم و تمایل داشته باشم که ساختمانی اداری طراحی کنم. در مورد معماری، لازم است که کسی به آنچه شما طراحی...

محمدرضا جودت: کمتر معلم معماری را می‌توان یافت که به‌جای تحمیل خود، راهنمای طرح دانشجو شود

لحظهٔ خلق را نمی‌توان آموخت. بحث خلاقیت خارج از هر دستورالعملی قرار می‌گیرد. هیچ نظام آموزشی‌ای نمی‌تواند این لحظه را آموزش دهد. مکتب باهاوس تمام کوشش خود را بر همین مسئله متمرکز کرده بود. از 1919 تا 1926 که گروپیوس به‌خاطر گرایش سیاسی از دانشکده استعفا داد هنوز...