دسته‌ها
ما یانسونگ

ما یانسونگ: تفاوتی بزرگ میان شیوهٔ نگریستن غرب و شرق به طبیعت وجود دارد

وقتی به نقاشی‌های سنتی چین نگاه کنید، {متوجه می‌شوید که} این نقاشی‌ها دقیقاً {بازنمایی} همان‌چیزی نیست که هنرمند در مناظر واقعی می‌بیند. آنها این انگاشت شخصی را در نقاشی‌هایشان دارند. نکتهٔ جالبش این است که وقتی چیزی را نقاشی می‌کنید، مثلاً سنگ یا درخت را، آن سنگ بسیار زشت به نظر می‌رسد. درخت هم، به همین ترتیب، انگار که در طول سال‌های رشدش سختی‌های فراوانی را متحمل شده است، و آن نقاشی‌ها این جور چیزها را توصیف می‌کند.

به نظر من عناصر طبیعی در این نقاشی‌ها روحیهٔ نقاش را، و روحیهٔ انسان‌ها را، بازتاب می‌دهد. هنرمندان سنتی چین، آنگاه که به طبیعت می‌نگرند، می‌خواهند که از طریق نقاشی انگشات یا روحیهٔ خویش یا فهم خود از زیستن را منعکس کنند. از این رو طبیعت {در چین} به مرحله‌ای نائل می‌شود که معنایی بسیار فرهنگی و حتی معنوی دارد.

فکر می‌کنم که در غرب، طبیعت، علی‌الخصوص در دوران مدرن، بیشتر به مفهوم علمی آن نزدیک است. طبیعت همچون نوعی از یک محیط، در تفکیک از محیط مصنوع و انسان‌ساخت، دیده شده است. بسیاری از پارک‌ها در غرب، حتی آنهایی که در شهر قرار دارند، همگی محیط‌های طبیعی «محافظت‌شده» هستند.

بنابراین طبیعت در غرب چیزی متفاوت و ساختگی است، اما در شرق همهٔ عناصر طبیعی از پیش به چیزی مصنوعی دگرگون شده‌اند، همهٔ آنها بازتفسیر شده‌اند. به همین ترتیب، در باغ‌های ژاپنی سنگ‌ها را می‌بینید. تصور کنید که آن سنگ‌ها کوه هستند و ماسهٔ سفید اقیانوس را نمایندگی می‌کند. مردمی که از میان چنین باغی عبور می‌کنند و آن را تماشا می‌کنند، چیزی شبیه به مثالی که گفتم، {با دیدن هر چیز} چیز دیگری را تصور خواهند کرد. من فکر می‌کنم که تفاوتی بزرگ میان شیوهٔ نگریستن ما به طبیعت وجود دارد. (در گفت‌وگو با Amelia Taylor-Hochberg، منتشر شده در وب‌سایت Archinet، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: معماری حال حاضر ایران نه فرنگی است و نه ایرانی

به نظر من این هرج و مرج {در شهرهای ما} زاییدهٔ تحول بی‌مقدمهٔ معماری ماست. تا چهل سال پیش ما یک روش قدیمی ساختمانی داشتیم و کمابیش با اصول کهن و دیرینه (مخصوصاً در مورد مساکن و منازل) عمل می‌کردیم که به طور کلی عبارت بود از در نظر گرفتن جهت ساختمان و ایجاد بادگیر و حوض‌خانه و تناسب قسمت‌های خالی (یعنی پنجره‌ها) با قسمت‌های پر ساختمان (یعنی دیوارها) و قطر دیوارها و طرز بنای سقف‌ها و ایوان‌ها و سایه‌بان‌ها و شکل باغچه و حیاط و انتخاب درخت‌ها و غیره.

تمام این جزئیات بنا بر مطالعات مفصل و تجربیات چندین صد ساله انجام می‌گرفت و معماران ما به جایی رسیده بودند که هدف خود یعنی ایجاد زندگی راحت برای صاحب کار را تأمین می‌کردند. در گذشته موضوع زیبایی نیز در معماری ما منطقی بود. تناسب و رنگ مصالح که در نما و در داخل بنا به کار می‌رفت و هم‌آهنگی آنها با هم و جزئیات گچ‌بری یا آجرکاری و برجستگی‌ها و فرورفتگی‌ها و تطبیق آنها با نور طبیعی (مخصوصاً در طهران که درخشندگی آفتاب کوچک‌ترین برجستگی را نمایان می‌سازد) و بازی حجم‌های هندسی و مخصوصاً سادگی این اشکال تمام مسایلی بودند که معماران ما (حتی در خانه‌های کوچک) به آنها سخت توجه داشتند.

ولی از تاریخ ورود معماری مدرن بدبختانه ما خواستیم کورکورانه و بی‌توجه به سنن و اصول از معماری غربی تقلید کنیم و در نتیجه سبک خودمان را فراموش کردیم و روش اروپایی را هم (آن طوری که از نظر کشور ما باید قابل قبول باشد) به کار نبردیم. به این دلیل معماری ما نه فرنگی است و نه ایرانی. (در گفتگو با فرخ غفاری، منتشر شده در مجلهٔ آرش، ش ۵، سال ۱۳۴۱)

دسته‌ها
ولف دی. پریکس

ولف دی. پریکس: معماران جوان باید به این بیندیشند که معماری چگونه می‌تواند توسعهٔ جامعه را تحت تأثیر قرار دهد

معماری شغل مزخرفی است. دانشجویان معماری هدفشان این است که معروف شوند؛ یعنی تبدیل شوند به معماران پولدار. آنها همه‌چیز را از مجلات و روزنامه‌ها یاد می‌گیرند. شاهدش همین رندرهای شهوت‌انگیز است. این موضوع امیدوارکننده است، اما کافی نیست. شما در مقام معمار لازم است به ابعاد متفاوت موضوع بیندیشید، نه فقط به دو بعد. حالا نوبت معماران جوان است که به این موضوع را دوباره مورد اندیشیدن قرار دهند که چگونه می‌توان در توسعهٔ جامعه از طریق معماری اثر گذاشت. حالا زمان آن رسیده که جوانان به این فکر کنند که معماری چگونه می‌تواند در توسعهٔ جامعه نقش داشته باشد، همچون ما که در سال شصت و هشت میلادی اندیشیدن راجع به این موضوع را آغاز کردیم. و مسئلهٔ امروز حقه‌بازی راجع معماری سبز است؛ این که بناها صرفا به این دلیل که بیرون نمای آنها درخت کاشته شده دوست‌دار محیط زیست تلقی می‌شوند. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت designboom در سال ۲۰۱۱)

دسته‌ها
تادائو آندو

تادائو آندو: گوشزد کردن اهمیت محیط زیست به مردم مسئولیت اجتماعی معماران است

من به محیط زیست و پایداری علاقه‌مندم و همیشه تلاش می‌کنم موقع طراحی نسبت به این موضوعات آگاه باشم. به‌تازگی یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های من کاشتن درخت است. برای مثال کمپین جمع‌آوری اعانه‌ای برای پروژهٔ جنگل دریایی با هدف احیای منطقهٔ دفن زباله‌ای در خلیج توکیو که مساحتی به اندازهٔ ۸۸ هکتار را پوشش می‌دهد آغاز شده. جنگلی که در آنجا در حال شکل گرفتن است نتیجهٔ کنش تعداد بسیاری از شهروندان است که با هدف مشترک احیای مداوم محیط زیست‌مان اهدای سرمایه کرده‌اند.

این بستر اغلب با زمین بازی هجده‌سوراخ گلف مقایسه می‌شود و طبق ادعای فضانوردان حتی از روی ماه نیز قابل تشخیص است. به نظرم این جنگل باعظمت‌ترین معماری‌ای است که من تا حالا طرح کرده‌ام. به‌شدت خوشحالم که این پروژه در حال پیشرفت است و در سطحی بین‌المللی مقبول افتاده است. حتی شنیده‌ام که به دنبال این نمونهٔ خاص، جنگل‌های مشابهی در سرتاسر کرهٔ زمین طرح‌ریزی شده است. من معتقدم که گوشزد کردن اهمیت محیط زیست به مردم مسئولیت اجتماعی معماران است. (در مصاحبه‌ای با  Christian Parreno، منتشر شده در وب‌گاه مجلهٔ Glass، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
داراب دیبا

داراب دیبا: اگر در دانشکده‌های معماری ایران بحث‌های محیطی و اجتماعی کنید حوصلهٔ دانشجویان سر می‌رود

ما سال‌ها این بحث را مطرح کرده‌ایم که مطالعه کنیم و ببینیم معمارانی مثل حدید، پیتر زومتور و دیگران چه کرده‌اند، ولی بدبختی این است که همه جوان‌ها {در ایران} عاشق این معماران هستند و اگر در کلاس بحث‌های محیطی و اجتماعی کنید حوصله‌شان سر می‌رود و می‌خواهند بدانند مثلاً {دفتر معماری} کوپ هیملبلاو چه کرده است. من در مورد تجربهٔ خود در دو سالی که به پلی‌تکنیک لوزان می‌روم می‌خواهم بگویم که چند مورد برای من خیلی جذاب بود. آنها دیگر طرح‌های هنری مثل حدید و گری را تشویق نمی‌کنند. در این دانشگاه اول روی شهر و محیط مطالعه می‌کنند و امکان ندارد پروژه‌ای طراحی کنند بدون اینکه محیط را تجزیه و تشریح کرده باشند. محیط یعنی چه؟ محیط یعنی فضای شهر، فضای اکولوژیک، درختان و فضای سبز و کلیهٔ عناصر طبیعی که زیر پوشش مؤسسات و وزارتخانه‌های مختلف قرار گرفته است. عکس‌های هوایی از آنها گرفته شده و حتی جزیی از فضای طبیعی را نمی‌توان حذف کرد.

محیط یعنی درست کردن میدان‌های کوچکی که در آن مردم حرکت می‌کنند و فضاهای مختلف معیشت برقرار می‌کنند. این فضاها سنگ‌فرش شده و بخشی از فضاهای رفاهی، فرهنگی-تفریحی شهر را تشکیل می‌دهند. محیط یعنی حفظ آب و هوا و کنترل آلودگی، کنترل ماشین و کنترل اتومبیل‌های شاسی بلند که اگر کسی استفاده کند باید مالیات بیشتری پرداخت کند و آنقدر در لوزان و ژنو برای کسانی که ماشین سوار می شوند محدودیت و مقررات قائل شده‌اند که افراد از خرید ماشین منصرف می‌شوند و در آسایش کامل از حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند. فقط کسانی که امکانات مالی بهتری دارند یک ماشین خوب در گاراژ خود دارند.

بنابراین محیط، مسئلهٔ بسیار مهمی است و پروژه بدون محیط نمی‌تواند تعریف شود. من هنگامی که به ایران باز می‌گردم این مسائل را مقایسه می‌کنم. در ایران دانشجویان احجام عجیب و غریب می‌کشند بدون اینکه به محیط شهری و سازهٔ آن فکر کنند. (در میزگردی با حضور فرهاد احمدی، محمدرضا پورزرگر و علی اکبر صارمی پیرامون موضوع ایده، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۴ و ۳۵، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
کریستوفر الکساندر

کریستوفر الکساندر: تلاش می‌کنم آثاری خوب همچون بناهای روزگار سنت خلق کنم، اما می‌دانم که هیچ‌گاه نخواهم توانست

اصلی‌ترین منبع الهام من ساختمان‌های سنتی است، نه طبیعت. البته من طبیعت را می‌ستایم و چیزهای زیادی برای الهام و یادگیری در آن می‌یابم، مثلا می‌توان به حلزون‌ها، پرندگان و درختان علاقه‌مند بود و هنگام ساختن بنا به آنها فکر کرد. اما در مقایسه با تفکر پیرامون شاهکارهای معماری سنتی… {تفکر راجع به طبیعت اولویت ذهنی من نیست}. منظورم این است که این بناهای کهن پیش از من به‌صورت مداوم پایدار بوده‌اند. من همیشه از خودم می‌پرسم: «آیا می‌توانم کاری به عظمت آن {بنای کهن} انجام دهم؟ آیا می‌توانم کاری انجام دهم که حتی به اندازهٔ پنج درصد آن {بنای روزگار سنت} خوب باشد؟ شهری مثل راونا {در ایتالیای کنونی} و امثال آن، چیزی است که من به آن می‌اندیشم. قطعا قصد من این نیست که از آنها تقلید کنم، اما تلاش می‌کنم آثارم به اندازهٔ آنها خوب باشد، هرچند می‌دانم که هیچ‌گاه نخواهم توانست. (در گفتگو با  Wendy Kohnدر سال ۲۰۰۲، منتشر شده در وب‌سایت Pattern Language)

دسته‌ها
تویو ایتو

تویو ایتو: دوست دارم مثل درختان در حال رشد در هر پروژه مسیر متفاوتی را طی کنم

به نظر من در طراحی بیشتر از اینکه ظاهر و شکل طرح مهم باشد، خود فرآیند مهم است. ظاهر ساختمان {در برابر فرایند طراحی} چندان مهم نیست. من خودم را مقید به یک روش‌شناسی خاص در طراحی نمی‌بینم، در عوض همیشه سعی می‌کنم چندین مسیر یا امکان را بیابم. البته گاهی نیز به آنچه در ابتدا پیش‌بینی کرده بودم نمی‌رسم. وقتی یک مسیر طراحی را انتخاب می‌کنم، طرح ساختمان با آنچه در مسیر دیگر می‌توانست باشد متفاوت می‌شود. هیچ‌کس مطمئن نیست که قرار است چه پیش آید. گاهی وقت‌ها اوضاع ترسناک و در عین حال هیجان‌انگیز می‌شود. فرآیند طراحی بستگی به موقعیت و شرایط هر پروژه دارد. ترسناک‌ترین چیز برای من در حین طراحی این است که نتایجی را بدون طی کردن فرایند مرتبط با آن ببینم. اگر در طراحی فقط از یک روش خاص استفاده کنم، حوصله‌ام سر می‌رود. تازگی‌ها ایده‌های طراحی‌ام از طریق تبادل نظر با مهندسان سازه و کارمندان دفترم به وجود می‌آید. من دوست دارم به کلنجارهای خلاقانه در طراحی ادامه دهم. این برای من مهم نیست که برای انتخاب بهترین طرح استدلال و مشاجره کنم، به نظرم این کار بی‌معنی است. تفاوت کار من با کار میس‌وندرروهه همینجاست. میس یک چیز را بارها و بارها ساخت و بعد به نوعی شبکهٔ پالوده در پلان رسید. اما من دوست دارم مثل درختان در حال رشد در هر پروژه مسیر متفاوتی را طی کنم.(در گفتگو با Peter Macapia در سال 2006، منتشر شده در وب‌سایت شخصی نویسنده)