دسته‌ها
انریکه نورتن

انریکه نورتن: معماری مسابقهٔ خلق چیزهای عجیب نیست

اخیراً معماری {خودش} تبدیل به هدف شده است. اما من با این موافق نیستم که عجیب‌ترین بنا بهترین بناست. من فکر نمی‌کنم نیازی باشد تا عجیب‌ترین و غیرمنتظره‌ترین بنا را خلق کنید تا معماری خوب تولید کرده باشید. به آثار رنتسو پیانو و دیوید چیپرفیلد بنگرید. آنها معماران بسیار خوب و وظیفه‌شناسی هستند که کارهایشان را با عناصر شگفتی‌آور تنزل نمی‌دهند.

آیا این پرسش خوبی برای مطرح کردن {در قبال یک مسئلهٔ معماری} است که چگونه کاری انجام دهیم که هیچ‌گاه پیش از آن انجام نشده باشد؟ به نظر من تعدادی از معماران بسیار باهوش در دام تلاش مدام برای افراط در آنچه خودشان پیشتر انجام داده‌اند و آنچه دیگران به انجام رسانده‌اند {یعنی کار تازه کردن} می‌افتند. این کار به چه نتیجه‌ای می‌رسد و به کجا ختم می‌شود؟

در حالی که شما یک ساختمان از رنتسو پیانو می‌بینید و تجربه‌ای بسیار غنی از چیزی که بسیار مهارشده و ساده است کسب می‌کنید؛ مثلا بنای گنجینهٔ منیل در هوستون که توسط او طراحی شده است. بنابراین معماری مسابقهٔ {خلق} چیزهای عجیب نیست. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
کامران افشار نادری

کامران افشار نادری: معمار واقعی همیشه ریسک می‌پذیرد و از قالب خود بیرون می‌آید

برند، برداشت سطح پایینی از سبک است. به نظر من معمارهای خوب، نه تنها برند، بلکه حتی سبک‌ساز نیستند. من در جوانی مدتی نزد رنتسو پیانو کار می‌کردم و او هیچ پروژه‌ای را مانند کار قبلی خود انجام نمی‌داد. امروز هم نمی‌توانید کاری را، مثل پروژهٔ اخیر او در مالت، ببینید و ندانسته حدس بزنید کار رنتسو پیانوست. هر پروژه جدید، کنجکاوی و چالشی از نو است. برندسازی نوعی ارزش کاذب تجاری ایجاد می‌کند. برند چیزی است که مردم عادی سریع تشخیص می‌دهند. افرادی که کیفیت را تشخیص نمی‌دهند برند برایشان بسیار مهم است. اکثر کارهایی که برند هستند مشروعیت خود را از بازار ساختمان پیدا می‌کنند. معمار واقعی همیشه ریسک می‌پذیرد و از قالب خود بیرون می‌آید. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
هادی میرمیران

هادی میرمیران: هرچیزی را که مانع کار خلاقه در معماری شود قبول ندارم

من کارهای فاستر، راجرز و پیانو را خیلی نمی‌پسندم. آنها اکنون دربارهٔ معماری پایدار حرف می‌زنند. نه اینکه با این موضوع مخالف باشم. فقط به نظرم می‌رسد دستاویزی شده است که فرایند طبیعی خلاقیت را مخدوش می‌کند. من هرچیزی را که مانع کار خلاقه در معماری بشود قبول ندارم. برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی و پایداری، مهندسان تأسیسات بهتر از من می‌توانند فکر کنند. بهتر کردن مصرف انرژی کار آنهاست. من اصلاً بلد نیستم. کار من خلاقیت فضایی است. یک زمانی کار معماری را به جامعه‌شناس‌ها و اقتصاددان‌ها هم سپردند. حالا مهندسان محیط زیست هم به آنها اضافه شده‌اند. از نظر من معماری فقط فضاست. حجم هم فضاست. حجم را اگر از بیرون نگاه کنیم یک نوع فضا می‌شود. ما معماری را با حجم می‌بینیم و با فضا درک می‌کنیم. خیلی از کارهای فاستر از نظر امتیازات تکنیکی بالاست، وگرنه از نظر شکل و از نظر فضا در آنها خلاقیتی نیست. در حالی که در مورد کارهای زاها حدید اینطور نیست. او به موضوع بهینه‌کردن انرژی فکر نمی‌کند. ادعایی هم ندارد. فقط به فکر ایجاد فضایی خاص است. اگر انرژی آن بهینه هم نشد، نشد. البته من یک بحث دیگر هم دارم. اینها را که گفتم در عرصهٔ معماری خاصی است. وگرنه وقتی می‌خواهیم میلیون‌ها خانه بسازیم، معلوم است صرفه‌جویی در انرژی اهمیت دارد. مثل یک پارلمان نیست که فقط یکی است و حالا اگر در آن صرفه‌جویی انرژی نشد چندان اهمیت ندارد. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ معمار، ش 30، فروردین و اردیبهشت سال 1384)

دسته‌ها
ریچارد راجرز

ریچارد راجرز: می‌توان از رنگ برای تأکید بر ریتم، هندسه و مقیاس بنا بهره برد

من علاقه‌مند به طراحی شهرها هستم. در مورد ساختمان‌ها، مرکز پومپیدو در پاریس، اولین ساختمان بزرگی است که همراه با رنزو پیانو آن را طراحی کردم. مرکز پومپیدو ساختمانی است که من بیشتر به‌خاطر آن شناخته شده‌ام و نحوهٔ تفکر من را نشان می‌دهد. این بنا مرکزی فرهنگی با میدانی عمومی در مقابل آن است. این مرکز و میدان مقابل آن طوری طراحی شده است که جایی برای حضور همهٔ اقشار -چه غنی و چه فقیر- و نسل‌های مختلف مردم باشد. یکی از ساختمان‌های محبوب من، ترمینال 4 فرودگاه بارجاس در مادرید است. در این ساختمان از از رنگ‌های رنگین‌کمان به مثابه فرمی از هویت و عاملی برای ایجاد شادی در مخاطبان و راهنمایی آنها استفاده شده است. ما مایلیم که از رنگ به مثابه راهی برای تقویت «حال و هوای» ساختمان‌هایمان بهره ببریم. رنگ می‌تواند تأکیدی باشد بر ریتم، هندسه و مقیاس خاص یک بنا؛ همانطور که شما می‌توانید در ساختمان ترمینال چهار این تأکید را ببینید. (در گفتگو با Alix Boyle در مرکز پژوهش خلاقیت و خوانش‌پریشی دانشگاه ییل)