دسته‌ها
انتوان پریداک

انتوان پریداک: معماری کردن همچون رقص همراه با کارفرماست؛ مواجهه‌ای شاعرانه

مختص بودن یک طرح به بسترش ارتباطی با سبک معماری ندارد. {طرحی که بخواهد مختص بسترش باشد} باید به «روح مکان»، یا آنطور که اسپانیایی‌زبان‌ها می‌گویند «آلما دلوگار»، توجه کند. وقتی به کار خودم مشغولم، خودم را همچون یک کارگردان یا طراح رقص فرض می‌کنم. زیرا کاری که من می‌کنم رقص همراه با کارفرماست، کار من مواجهه‌ای شاعرانه است. آیا {گفت و شنود با کارفرما در معماری} همچون حرکت به پس و پیش در رقص نیست؟ شما در مقام معمار کارفرمایی دارید که به کار شما معتقد است. اما بیشتر کارفرمایان با من ارتباط برقرار نخواهند کرد اگر به نوعی به کار من معتقد و مؤمن نباشند.

{…} شما در مقام معمار در حال خلق تجربه‌ای چندبخشی، و در عین حال در پیوند با یکدیگر، برای مخاطبان هستید. چنین بنایی بسیار اکتشافی خواهد بود و نیاتی در پیوند با رقص‌پردازی دربارهٔ فضا وجود دارد؛ رقص‌پردازی اتصال نقاط مختلف در فضا به وسیلهٔ بدن {رقصندگان} است. به نظر من معماری امری است همچون طراحی رقص. این نوع از تفکر درک منطقی را به کناری می‌گذارد و مستقیما به سوی انگیزه‌های درونی گام برمی‌دارد. این یک شیوهٔ قدیمی از اندیشه است و کار مرا در همهٔ سطوح فرامی‌گیرد؛ این یک روند فکری شسته و رفته نیست. معماری مطمئناً یک‌جور گردش است. سوار خیال می‌شوید و اجازه می‌دهید اندیشه‌هایتان شما را به گردش ببرد. {اندیشه‌هایتان را آزاد بگذارید} و بیش از اندازه آنها را کنترل نکنید. (در گفتگو با Ana Bogdan، منتشر شده در وب‌سایت The Talks، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
ریکاردو بوفیل

ریکاردو بوفیل: معماری را نمی‌توان از یک مکان برای مکانی دیگر ترجمه کرد

معماری رشته‌ای تخصصی است. چه به لحاظ بنیادی و چه از منظر هنری، موضوع معماری فضاست و رابطه بین زمان و فضا. معماری باید با روح مکان و دی‌ان‌ای بسترش ارتباط برقرار کند. معماری را نمی‌توان از یک مکان برای مکانی دیگر ترجمه کرد. معماری باید به بسترش اختصاص داشته باشد.

در نتیجه کاری که من تلاش می‌کنم در این حرفهٔ بینارشته‌ای انجام دهم این است که همیشه طرح‌هایی تازه و سبک‌هایی جدید خلق کنم. می‌خواهم خودم را از نو بسازم. میل ندارم خودم را کپی کنم یا همچون برخی معماران دیگر با ساختن شکل‌هایی خاص خود را تکرار کنم. دوست دارم خود را با اوضاع و سنت‌های بستر طرح وفق دهم. معماری باید آغوشش به روی رشته‌های دیگر باز باشد. معماری نمی تواند در خود محصور باشد. از آنجایی که رشته‌های دیگر تکامل می‌یابند، معماری نیز برای تکامل پیدا کردن بایستی ارتباط نزدیکی با سایر رشته‌ها برقرار کند. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily در سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
دنیل لیبسکیند

دنیل لیبسکیند: اگر سیاق بنا را عمیقاً درک نکرده باشید، نمی‌توانید چیزی معنادار بسازید

اگر سیاق بنا را عمیقاً درک نکرده باشید، نمی‌توانید چیزی معنادار بسازید. سیاق و زمینهٔ بنا بسیار مهم است، اما سیاق واقعی همیشه آشکار نیست، چه بسیار که فراموش شده باشد یا به سختی دیده شود؛ از جمله تاریخ یک مکان یا سنت‌های آن. من آنقدر خوشبخت بوده‌ام که نه‌تنها در سرتاسر دنیا معماری کرده‌ام، که همچنین در نقاط مختلف دنیا زندگی کرده‌ام. منظورم زندگی توریستی نیست. بر همین اساس برایم خیلی مهم است که ارتباط بین بنا و استعداد مکان آن را بررسی کنم. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌سایت  The Talks، سال 2014)

دسته‌ها
پیتر زومتور

پیتر زومتور: کار من این است که ببینم و آنچه دیده‌ام را درک کنم

در معماری همیشه یک نیاز اساسی وجود دارد. دغدغهٔ من چگونگی استفاده {از بنا} است؛ آیا آنچه انجام می‌دهم ارزشمند است؟ آیا آن را دوست می‌دارم؟ طرح من چه کمبودهایی دارد؟ تلاش من این است که نیازهای عملکرد، استفاده و خصوصیات مکان را همزمان احساس و به آنها فکر کنم. در آنچه از نمود فیزیکی مکان مشاهده می‌شود تاریخ تام وجود دارد، زیرا تاریخ، بیش از آن که در کتاب‌ها وجود داشته باشد، در اندام دنیا متجلی است. البته تاریخ در کتاب‌ها نیز وجود دارد، تاریخ یا خاطره در کتاب‌ها روایت شده تا بشود در دانشگاه آن را تحصیل کرد، جایی که به روایت مکتوب تاریخ نیاز دارند. اما تاریخ واقعی، تاریخ خانوادهٔ ما، تاریخ مردم ما، در اینجا و آنجا و باز هم اینجا وجود دارد. آیا اینطور نیست؟ بنا بر این، کار من این است که ببینم و آنچه دیده‌ام را درک کنم…. یا الااقل تلاش کنم آنچه دیده‌ام را درک کنم. (در گفتگو با Marco Masetti، منتشر شده در وب‌سایت Archdaily در سال 2010)

دسته‌ها
ژان نوول

ژان نوول: برای من هر پروژه سرآغاز یک ماجراجویی است

به نظر من هر پروژه سرآغاز یک ماجراجویی است و فاش می‌گویم که هیچوقت از این که به کدام سمت در حال حرکتم آگاه نیستم. من با یک ایدهٔ از پیش تولید شده کارم را شروع نمی‌کنم. همیشه امید دارم که مکان، تجربه و آدم‌هایی که در آن لحظه دور و برم هستند هرکدام چیز کاملا منحصر به فردی رو کنند که به پیشبرد پروژه کمک کند. این نوع ظرافت و عدم تشابه همچون یک جور حمله علیه اندیشه همسان‌سازی عمل می‌کند. در ادامهٔ همین مسائل، چیزی وجود دارد که وضعیت را حتی وخیم‌تر کرده است: پیشرفت فناوری اطلاعات. امروزه دستورالعمل‌‌ها و راهنمایی‌های مورد نیاز برای پدید آوردن هر گونه ‌پروژه‌ای به راحتی در دسترس است. در نتیجه شما می‌توانید ساختمانی را بر اساس این ضوابط از پیش تعیین شده در عرض چند ساعت طراحی کنید. مهم نیست که این بنا مسکونی باشد یا اداری یا یک مرکز خرید. شما از چیزی که از قبل وجود دارد انتخاب می‌کنید، چند چیز کوچک را تغییر می‌دهید و به همین سادگی کار طراحی تمام می‌شود. متاسفانه هیچ استثنا و حد وسطی وجود ندارد. تفکر و برنامه‌ریزی و یا عشق در این جور طراحی‌ها وجود ندارد. این نوع طرح‌ها ماشینی و بی‌روح هستند. (در گفتگو با Elena Cué منتشر شده در روزنامه هافینگتن پست، سال 2016)

دسته‌ها
ایپریل گورنیک

ایپریل گورنیک: نقاشی می‌کنم تا بفهمم چرا نقاشی می‌کنم

من در کارم نور و فضا را به تجسم در می‌آورم. من تلاش می‌کنم نقاشی‌هایی خلق کنم که قدرتمند باشند و سرشار از نوع خاصی از حس مکان باشند که باعث می‌شود فردی که شاهد نقاشی است آن حس مکان را تجربه کند. نقاشی‌های من متفکرانه هستند، لزوما آنها را سریع نمی‌کشم. من سعی می‌کنم چیزهای زیادی را در آن‌ها بگنجانم. و البته آن‌ها می‌توانند خیلی ساده منظره هم تلقی بشوند، من هم دوست دارم. و من نقاشی می‌کنم تا بفهمم چرا نقاشی می‌کنم، برای همین هم سخت است بگویم اهدافم چیست چرا که نقاشی برای من به منزلهٔ راهی برای کشف آن اهداف است. (در گفتگو با Betsy Susslerمنتشر شده در مجله ‌BOMB در سال 1988)

دسته‌ها
دیوید چیپرفیلد

دیوید چیپرفیلد: پیروی از سبک بین‌المللی توجیه منطقی ندارد

یک ساختمان تا مدت زمان زیادی ممکن است باپرجا بماند، روی زمین ثابت است و باعث به وجود آمدن نوعی «مکان» می‌شود. هر چقدر هم که سعی کنیم معاصر باشیم ما همچنان به دنبال ویژگی‌های مختلف در مکان‌های مختلف هستیم. وقتی به مکزیک می‌رویم دوست داریم معماری‌ای ببینیم که چیزی در مورد آن مکان و فرهنگش به ما بگوید. وقتی در شهری شروع به ساختن می‌کنیم به نوعی وظیفه داریم به آن متصل بشویم و سر دربیاوریم که چرا ساختمان‌ها اینطور که در این شهر ساخته شده‌اند هستند و چه چیزی به آن اضافه می‌کنند. به نظر من این خیلی بد است که یک معمار تاریخ و فرهنگ یک شهر را به کلی نادیده بگیرد و بگوید «من پیرو سبک بین‌المللی هستم». این واقعا هیچ توجیه منطقی‌ای ندارد. مثل این است که در آشپزی هیچ تنوعی نداشته باشید و انواع مختلف غذا را در مخلوط کن بریزید و مانند یک معجون پروتئین قوی مصرف کنید. این مفهوم رمانتیک سبک‌های مختلف و رویکردهای مختلف خیلی مهم است، یک معنی‌ای برای مردم دارد و وقتی معنی را از چیزها می‌گیرید نتیجه کار موجودیتی کسل کننده می‌یابد. معماری باید شما را تحت تاثیر قرار دهد. اینجاست که سیرت مهم می‌شود. ما باید حواسمان باشد که محصولاتی بی‌مزه تولید نکنیم. (در گفتگو با Andy Butler منتشر شده در وبسایت دیزاین بوم، سال 2014)

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: برای ما درک روحیه و شخصیت معماری اصیل ایرانی اهمیت دارد و نه طاق شکسته و قوس آن

معماری ایرانی صرفاً در ساختن قوس‌های شکسته و کاشی‌کاری و گنبد و طاق و این نوع کارها نیست. در معماری آنچه مهم است روحیهٔ آن است و برای ما نیز درک روحیه و شخصیت معماری اصیل ایرانی اهمیت دارد و نه طاق شکسته یا قوس و عوامل دیگر که مربوط به فن (تکنیک) معماری هستند. این عوامل (مانند کاشی و گنبد و آجرکاری و درهای ارسی و مشبک‌ها و غیره) عوامل اجرا کننده یا توجیه‌کنندهٔ معماری هستند و نه روحیهٔ آن. باید امروز یک سبک مشخص ایرانی به وجود بیاید. بناهای هخامنشی و ساسانی و صفوی به هم شباهتی ندارند ولی هر سه ایرانی هستند و در هر سه دوره شاهکارهای فراموش‌نشدنی به‌وجود آمده که تا امروز طرف تحسین مردم جهان است. چرا نباید امروز هم در معماری مدرن ایرانی شاهکار به‌وجود بیاید؟ ما بایستی اکنون از وسایل نوین (مانند آهن و بتون مسلح و بتون فشرده و غیره) برای ایجاد معماری ایرانی یعنی ساختمان‌هایی که با شرایط محلی تطبیق می‌کنند استفاده کنیم. (در گفتگو با فرخ غفاری نویسندهٔ مجلهٔ آرش، ش 5، سال 1341)

دسته‌ها
ماریو بوتا

ماریو بوتا: معماری رشته‌ای است که با روح و روان بشر و امیدهای او سر و کار دارد

معماری در ذات خود دارای معنویت است. معماری رشته‌ای است که با روح و روان بشر و امیدهای او سر و کار دارد. تجربه‌ام در زمینهٔ طراحی فضاهای معنوی باعث شد تا عناصر عمدهٔ آفرینش معماری را بشناسم و عمق ببخشم. مفهوم جاذبه، نور به مثابه مولد فضا، آستانه به مثابه فضایی برای گذر میان درون و بیرون، دیوارها به مثابه محدود کنندهٔ فضا و در عین حال کلیدی برای خوانش فضای لایتناهی. به همین علت باور دارم هر چه فضایی ساده‌تر باشد، تاثیرگذارتر است، به ویژه در مقایسه با پیچیدگی دیگر موضوعات عصر حاضر. معماری نمی‌تواند روی اعمال مذهبی تاثیر بگذارد اما می‌تواند منش متفکرانه را ترویج دهد. (در گفتگو با مجلهٔ The Ground، سال 2016)

دسته‌ها
ژان نوول

ژان نوول: در طراحی باید متوجه اهمیت تداوم جغرافیایی و تاریخی مکان باشیم

مهم است که بدانیم هر جایی در یک مرحله از مراحل تحول به سر می‌برد، اما باید متوجه اهمیت تداوم جغرافیایی و تاریخی آن مکان نیز باشیم. من پروژه‌هایی که ایده‌شان تبدیل و اصلاحات است را به پروژ‌هایی که قرار است از سیاق و زمینهٔ خود منقطع شوند ترجیح می‌دهم. من اهل ساده‌انگاری نیستم. من همیشه آرزو دارم پروژه‌هایی سرشار از سادگی، ظرافت و ژرفا انجام دهم. پروژه‌هایی که روح مکان، شهر یا روستایی که پروژه در آن واقع شده، ساختمان‌های پیشین اطراف پروژه را حفظ کند و به خواست مردم احترام بگذارد. (در مصاحبه با وب‌سایت Designboom، سال 2007)