دسته‌ها
بهرام شیردل

بهرام شیردل: کار ما این نیست که از طرح زها حدید خوشمان بیاید و آن را تکرار کنیم. کار ما این است که با فضایی که طراحی می‌کنیم به مردم احترام بگذاریم

هنر معمار این است که فضایی بسازد که یک تأثیر فرهنگی بگذارد، شما دارید برای این مردم طراحی می‌کنید باید این مسائل را در نظر بگیرید. یکی از مسائل مهم این است که شما برای چه کسی طراحی می‌کنید. {…} معمار قرار نیست برای آسفالت خیابان طراحی کند، یعنی مخاطب شما آسفالت خیابان نیست، یا فضای سبز نیست، مخاطب شما مردم هستند. مردمی که شخصیت دارند و امروز هم در جایی هستیم که باید به این شخصیت احترام بگذاریم.

قبلاً بعضی‌ها به خاطر اخلاق یا بی‌اخلاقی می‌توانستند انتخاب کنند که احترام بگذارند یا احترام نگذارند، دو سال است که دیگر نمی‌شود این کار را کرد. چون درآمد دولت از مالیات مردم بیشتر از درآمدشان از فروش نفت شده است. یعنی مخاطب اصلی دولت مردم هستند. در انتخابات قبلی دیدیم که مردم می‌گویند چه کسی بشود و چه کسی نشود. فضا هم همینطور است. فضا را طراحی کنیم برای همین مردم و ببینیم چه کسی اینجا دارد زندگی می‌کند، چه کسی اینجا زندگی می‌کرده است، چه چیز گفته و چه اثری گذاشته و چه چیزی نگفته است و کجا می‌خواهد برود.

کار ما این است. کار ما این نیست که از طراحی‌های بسیار بااستعداد زاها حدید خوشمان بیاید و بخواهیم آنها را تکرار کنیم. این شرح خدمات ما نیست، شرح خدمات ما این است که چطور با توجه به مردم و شخصیت این مردم با فضایی که طراحی می‌کنیم به آنها احترام بگذاریم، اگر می‌خواهیم آنها هم به ما احترام بگذارند. مردم این شهر و مردم ایران با این همه دانشگاه معماری، هشتصد دانشگاه که خود یک رکورد جهانی است، احترامی برای معمارها قائل نیستند، اصلاً نیستند. اگر می‌خواهیم که حق‌الزحمه کارمان از معمارهای بنگلادش بیشتر بشود بهتر است سعی کنیم که احترام مردم را جلب کنیم با کاری که می‌کنیم. (در جلسهٔ بازدید از پروژه‌های طراحی معماری دانشجویان دانشگاه شریعتی، به گزارش مجلهٔ معماری و ساختمان، ش ۵۳، سال ۱۳۹۶)

دسته‌ها
فرهاد احمدی

فرهاد احمدی: ما باید به سمتی برویم که معماری نکنیم و اولین راهش این است که جلوی این هشتصد دانشکدهٔ معماری را بگیریم

اگر شما بخواهید جامعه‌ای را اصلاح بکنید اولین چیزی که باید در آن اتفاق بیفتد فهم و آگاهی است که باید مردم پیدا کنند. این آگاهی پایه و اساس است. بعد از این آگاهی مفهوم است. بعد از این مسئله شما باید چشم‌اندازی بر اساس این آگاهی پیدا کنید و این چیزی است که ما در جامعه نداریم. ما آنقدر فکر فردای زندگی هستیم که دنبال چشم‌انداز نیستیم. و بینش را یک امر ایدئولوژیک می‌دانیم. فکر این هستیم فقط امروزمان بگذرد به فردا هم فکر نکنیم که چه می‌شود. {…} پایداری مسئله‌اش مسئولیت‌پذیری است و {این} چیزی است که در جامعهٔ ما وجود ندارد و این مسئله در جامعهٔ ما ارزشمند نیست.

هیچ‌کس در کشور فکر اصولی و پایه‌ای نمی‌کند و این موضوعات در کشور به تفکری سوداگرانه منجر می‌شود که با ریزش پول بیشتر، بزرگ‌تر و متکثرتر می‌شود و باعث می‌شود توسعه‌ای به وجود نیاید و آینده‌ای برای مملکت به وجود نمی‌آورد. این مسائل خیلی جدی است، البته خیلی‌ها حرفش را می‌زنند، وزیر خود منتقد است، ولی هیچ‌کسی فکر نمی‌کند و کسی راه حل ارائه نمی‌دهد و برای جامعه و برای این راهکار پافشاری کند و به نتیجه برسد.

به هر صورت من فکر می‌کنم که ما باید به سمتی برویم که جلوی معماری کردن را بگیریم، یعنی معماری نکنیم. راه حل اولش این است که جلوی این هشتصد دانشکدهٔ معماری را بگیریم. مدارس دولتی را نگه داریم، دانشگاه آزاد را کمتر کنیم، یا این که کسانی که از این دانشگاه‌ها بیرون می‌آیند در شرایط خیلی دشواری حق کار داشته باشند، اگر معلومات عمومی‌شان خوب باشد اشکالی ندارد، ولی اگر می‌خواند در کشور اثرگذار باشند، طراحی کنند، امضا کنند، ساختمانی بسازند، این مسئله به این راحتی‌ها اتفاق نیفتد.

مسئلهٔ بعدی این است که جلوی ساخت و ساز‌ها و این تراکم‌فروش در شهرداری‌ها گرفته شود. با دقت در موارد خاص مجوز بدهند. خیلی‌جاها این کار را می‌کنند. اگر شما یک خانه‌ای در فرانسه داشته باشید که خراب بشود، ببینند که ارزش تاریخی ندارد، اجازه دارید عوضش کنید و در همان ارتفاع و همان مساحت بسازید. نمی‌توانید فرانک گری، زها حدید و… بسازید. اگر خواستید که یک پروژه‌ای اتفاق بیفتد، به اندازه‌ای که استاندارد می‌گوید باید واحدهای کوچک را تجمیع کنید. باز هم اجازه دارید کمی بیشتر در آن زمین بسازید، اجازه ندارید که یک تکه زمین را بگیرید و یک برج عجیب بسازید. این قوانین باید عوض شود، جلوی این ساخت و سازها و ازدیاد جمعیت باید گرفته شود. (در گفت‌وگوی منتشر شده در کتاب «اندیشهٔ معماران معاصر ۴»، به کوشش علیرضا عظیمی و همکاران، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
یونا فریدمن

یونا فریدمن: فرانک گری و زها حدید معماری را همچون مجسمه می‌آفرینند، اما یک مجسمه لزوماً یک اثر معماری خوب نیست

آنچه مهم است این است که من تلاش نمی‌کنم راهکارهای فرمال خاصی را پیشنهاد دهم. من ترجیحات زیبایی‌شناسانهٔ خودم را دارم اما می‌توانم راهکارهای یکسره متفاوت را بپذیرم. برای من شیوهٔ فکر کردن است که اهمیت دارد. من به معماری جریان اصلی علاقه‌مند نیستم.

من دشمنی‌ای با این شخصیت‌ها ندارم، اما معماری فرانک گری و زها حدید صرفا آزاد به نظر می‌رسد. آنها معماری را همچون مجسمه می‌آفرینند. اما یک مجسمهٔ معمولی لزوماً یک اثر معماری خوب نیست. من مخالف هرگونه طرح ازپیش‌تعیین‌شده هستم. فرایند آزمون و خطاست که هر نوع فناوری را به پیش می‌برد. نگاه کنید که ناسا چگونه موشک می‌سازد. نقشه‌ای که روی کاغذ طرح شده باشد ممکن است ایدهٔ خوبی باشد، اما این همهٔ چیزی است که هست. هر چیز نیازمند این است که به آزمون گذاشته شود و مدام بهبود یابد. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily در سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
پاتریک شوماخر

پاتریک شوماخر: راز موفقیت زها حدید این بود که اصراری نداشت فقط ایده‌های خودش را به کار گیرد

راز موفقیت زها حدید این بود که اصراری نداشت فقط ایده‌های خودش را به کار گیرد. او همان کسی بود که جهانی تازه و شگفت‌انگیز از امکانات را از طریق نوآوری‌های رادیکالش ایجاد کرد، با این حال به کارمندان جوانش نیز اجازه می‌داد تا شکوفا شوند و خلاقیت خودشان را به شکلی رقابتی به کار گیرند. از همین طریق بود که من به جایگاه کنونی‌ام رسیدم.

در دفتر طراحی زها حدید ما بهترین ایده را از میان ایده‌ها بیرون می‌کشیم، سپس در کنار هم بر روی توسعهٔ آن کار می‌کنیم. این فرایندی بسیار مشارکتی و جمعی است و همین موضوع راز تطبیق‌پذیری ماست. طرح‌های ما دی‌ان‌ای یکسانی دارند، اما در عین حال متنوع‌اند؛ بسیار متنوع‌تر از طرح‌هایی که از سایر معمارستاره‌ها پیدا می‌کنید، طرح‌هایی که بیشتر احساس می‌شود توسط یک نفر خلق شده باشند. آنگاه که حدید زنده بود در دفتر ما این‌چنین نبود و حالا هم اینطور نیست. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ CLAD، ش۳، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
کنگو کوما

کنگو کوما: معماری زها حدید نماد عصری بود که در آن فرم حرف اول را می‌زد

حقیقت این است که تا کنون طرح‌های خانم حدید چندین بار طرح‌های مرا در مسابقات معماری از دور خارج کرده {و او آن مسابقات را برده} است. وقتی به گزینه‌های دفتر او نگاه کنید، درخواهید یافت که وقتی به منزلهٔ مدل {یا مجسمه} آنها را ببینید واقعا چشم‌گیر هستند. اما طرح‌های من از حیث تجربهٔ واقعی {حضور در فضا} بهتر هستند. چنین نگاهی به یک رقیبِ حرفه‌ای کاملاً طبیعی است.

از یک لحاظ، دست‌آوردهای معماری خانم حدید نمادی است از عصری که در آن فُرم حرف اول را می‌زد. اما معماری من مخصوص دوره‌ای است که تجربه در اولویت است. هدف من خلق معماری برای دوره‌ای بوده که پس از دورهٔ اولویت فرم می‌آید. خانم حدید دیدگاه مخصوص خودش را به شکلی حقیقی در فُرم بنا پیاده می‌کرد. خوشحالم که او در مسابقهٔ طراحی ورزشگاه ملی توکیو شرکت کرد، چرا که در این مسابقه نهایتاً موضع من تأیید شد. (در گفتگو با Kensaku Amano، منتشر شده در وب‌سایت Japan Forward در سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
علی اکبر صارمی

علی اکبر صارمی: من از آثار زها حدید به منزلهٔ مجسمه خوشم می‌آید، اما دوست ندارم در ایران از او تقلید شود

در ایران اگر دو دورهٔ تأثیر از معماری غرب را در نظر بگیریم، در آثار معماری قرن بیستم بیشتر مسئلهٔ اجتماعی سوسیالیسم و مردم مطرح بود و می‌گفتند ما برای مردم کار می‌کنیم. چون با این معماری ساده می‌شد خیلی راحت ساخت. پروژه‌های ساختمانی در این دوره اوج گرفت. {…} الان کل خیابان طالقانی و مطهری همان معماری سادهٔ مدرنیستی است. اما در ده، بیست سال گذشته معماری به خاطر تأثیرات همین معماران به اصطلاح ستاره‌ای چون زاها حدید و آیزنمن و… تغییرات عمده‌ای کرده است. آثار این معماران بسیار جذاب است اما دیگر مسئلهٔ اجتماعی در آنها اهمیت ندارد. البته آنها بیشتر موزه و نمایشگاه ساختند و آثارشان جنبه‌های توریستی دارد. موزهٔ بیل‌بائو کار فرانک گهری در شهر کوچکی از اسپانیا باعث پیشرفت قابل توجه این شهر شد و امروز باید بلیت بخری و در صف بایستی تا بتوانی از آنجا دیدن کنی، منتها پروژه‌های این معماران روی دانشجوهای معماری، به ویژه دانشجویان معماری ایران اثر زیادی گذاشته است. از آنجایی که دانشجویان بر کامپیوتر هم مسلط هستند کارهای زیبایی می‌کشند اما اینها اصلا قابل تکرار و حتی قابل ساخت نیست. یک معمار در زندگی‌اش مگر چند بار موزه می‌سازد، اصلاً شاید در زندگی‌اش هیچ‌گاه امکان ساخت موزه نداشته باشد. با این حال طرح‌های مجسمه‌وار در کشوری مثل ایران که نه امکانات سازه‌ای آنها وجود دارد و نه بودجهٔ اینها تامین می‌شود، معنی ندارد.

زاها حدید یکی از معمارانی بود که کارهایش روی دانشجویان معماری ایران بسیار اثر گذاشته و من شاهد این تأثیرات هستم. اما همان‌طور که گفتم تأثیرات حدید هم مثبت است و هم منفی. دانشجویی که با این ایده‌ها بیرون می‌آید دیگر نمی‌تواند یک مجموعهٔ مسکونی در شمال و جنوب تهران بسازد. تصور کنید یک خیابان بخواهد با احجام منحنی کپی‌برداری‌شده از آثار حدید پر شود. به نظرم مضحک از آب در می‌آید. این معماری مد روز شده است. مسائل محیط زیست و اجتماعی تعیین‌کننده است و دیگر ما هر چیزی را در هر جایی نمی‌توانیم بسازیم بلکه باید جنبه‌های محیط زیستی و اکولوژیستی کار را حتما در نظر بگیریم. معماری برای مردم است، آن هم در درازمدت.

{…} خانم حدید در شصت و پنج سالگی فوت کرد و آثار زیادی از خود به جای گذاشت. روحشان شاد باشد. من از کارهای ایشان به عنوان کارهای مجسمه خوشم می‌آید، اما خوشم نمی‌آید که به هیچ وجه در ایران از ایشان تقلید یا تکرار شود. (در گفتگو با افسانه شفیعی به مناسبت درگذشت زها حدید، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
داراب دیبا

داراب دیبا: اگر در دانشکده‌های معماری ایران بحث‌های محیطی و اجتماعی کنید حوصلهٔ دانشجویان سر می‌رود

ما سال‌ها این بحث را مطرح کرده‌ایم که مطالعه کنیم و ببینیم معمارانی مثل حدید، پیتر زومتور و دیگران چه کرده‌اند، ولی بدبختی این است که همه جوان‌ها {در ایران} عاشق این معماران هستند و اگر در کلاس بحث‌های محیطی و اجتماعی کنید حوصله‌شان سر می‌رود و می‌خواهند بدانند مثلاً {دفتر معماری} کوپ هیملبلاو چه کرده است. من در مورد تجربهٔ خود در دو سالی که به پلی‌تکنیک لوزان می‌روم می‌خواهم بگویم که چند مورد برای من خیلی جذاب بود. آنها دیگر طرح‌های هنری مثل حدید و گری را تشویق نمی‌کنند. در این دانشگاه اول روی شهر و محیط مطالعه می‌کنند و امکان ندارد پروژه‌ای طراحی کنند بدون اینکه محیط را تجزیه و تشریح کرده باشند. محیط یعنی چه؟ محیط یعنی فضای شهر، فضای اکولوژیک، درختان و فضای سبز و کلیهٔ عناصر طبیعی که زیر پوشش مؤسسات و وزارتخانه‌های مختلف قرار گرفته است. عکس‌های هوایی از آنها گرفته شده و حتی جزیی از فضای طبیعی را نمی‌توان حذف کرد.

محیط یعنی درست کردن میدان‌های کوچکی که در آن مردم حرکت می‌کنند و فضاهای مختلف معیشت برقرار می‌کنند. این فضاها سنگ‌فرش شده و بخشی از فضاهای رفاهی، فرهنگی-تفریحی شهر را تشکیل می‌دهند. محیط یعنی حفظ آب و هوا و کنترل آلودگی، کنترل ماشین و کنترل اتومبیل‌های شاسی بلند که اگر کسی استفاده کند باید مالیات بیشتری پرداخت کند و آنقدر در لوزان و ژنو برای کسانی که ماشین سوار می شوند محدودیت و مقررات قائل شده‌اند که افراد از خرید ماشین منصرف می‌شوند و در آسایش کامل از حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند. فقط کسانی که امکانات مالی بهتری دارند یک ماشین خوب در گاراژ خود دارند.

بنابراین محیط، مسئلهٔ بسیار مهمی است و پروژه بدون محیط نمی‌تواند تعریف شود. من هنگامی که به ایران باز می‌گردم این مسائل را مقایسه می‌کنم. در ایران دانشجویان احجام عجیب و غریب می‌کشند بدون اینکه به محیط شهری و سازهٔ آن فکر کنند. (در میزگردی با حضور فرهاد احمدی، محمدرضا پورزرگر و علی اکبر صارمی پیرامون موضوع ایده، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۴ و ۳۵، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
جنیفر سیگل گفتگوی کامل

جنیفر سیگل: فکر نمی‌کنم چون زن هستم پس کار من متفاوت است

[et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_post_title admin_label=”Post Title” title=”on” meta=”off” author=”on” date=”on” categories=”on” comments=”on” featured_image=”on” featured_placement=”below” parallax_effect=”on” parallax_method=”on” text_orientation=”center” text_color=”dark” text_background=”off” text_bg_color=”rgba(255,255,255,0.9)” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” title_all_caps=”off” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” title_line_height=”1.3em”] [/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”on” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#222222″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px|0px|0px|0px”][et_pb_fullwidth_header admin_label=”Fullwidth Header” title=”ترجمهٔ سپیده صباغ (ورنال)” background_layout=”dark” text_orientation=”center” header_fullscreen=”off” header_scroll_down=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” content_orientation=”center” image_orientation=”center” custom_button_one=”off” button_one_letter_spacing=”0″ button_one_use_icon=”default” button_one_icon_placement=”right” button_one_on_hover=”on” button_one_letter_spacing_hover=”0″ custom_button_two=”off” button_two_letter_spacing=”0″ button_two_use_icon=”default” button_two_icon_placement=”right” button_two_on_hover=”on” button_two_letter_spacing_hover=”0″ title_font_size=”19″] [/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

جنیفر سیگل نخستین زن آمریکایی که برنده جایزهٔ آرک‌ویژن [1] در سال 2016 شده است، امیدوار است مفهوم خانه را در قرن بیست و یکم دوباره از نو تعریف کند. دفتر کار او در لس آنجلس، «دفتر طراحی سیار» [2] نام دارد که در آن خانه‌های متحرک پیش‌ساخته با هدف ترویج پایداری، تغییرپذیری و انعطاف‌پذیری در محیط زیست طراحی می‌شود. در این مصاحبه ویرایش شده با مجله متروپلیس، جنیفر سیگل توضیح می‌دهد با وجود این که خانه‌های سیار، ننگِ فقر و تغییرناپذیری را به دوش می‌کشند، او چگونه با کارش تلاش می‌کند معنا و مفهوم خانه سیار و نقش آن را در جوامع امروزی که روز به روز شهری‌تر می‌شوند، بازبینی کند.

 

در این حرفه که همچنان عمدتا تحت سلطه مردان است به عنوان یک با چه چالش هایی رو به رو می‌شوید؟ به نظر شما حرفه معماری نیاز به چه تغییراتی دارد تا زنان را ترغیب کند در این حرفه بمانند؟

این سوال بسیار خوبی است. این سوالی است که به تازگی به دلایل بسیار زیادی مطرح شده است. یکی از این دلایل، مرگ زاها حدید یکی از برجسته‌ترین زنان در عرصه معماری است. دلیل دیگری که این بحث‌ها را به وجود آورده حضور هیلاری کلینتون در این انتخابات بزرگ است. بنابراین برای من موقع بسیار مناسبی است که این جایزه را دریافت کنم چون من طرفدار پر و پاقرص زنان در این حرفه هستم. و من هم این جایزه را به عنوان نقطهٔ عطفی در تاریخ می‌بینم. من حاصل دسترنج تمام زحمات زنانی را می‌برم که پیش از من آمده‌اند. علاوه بر این من نماینده زنانی هستم که پشت سرم قرار گرفته‌اند. هنوز در حرفه معماری نابرابری وجود دارد که علت بسیاری از آنها وضعیت سیاسی و اقتصادی است. اغلب افراد تصمیم‌گیرنده در مورد استخدام نیروها و سرمایه هنگفتی که صرف پروژه‌ها می‌شود مردان هستند. تا زمانی که اعتماد وجود نداشته باشد و تا زمانی که زنان دیگری نسل بعدی را راه نیندازند، این چرخه عوض نمی‌شود. این چیزی است که من مدام دارم تجربه می‌کنم.

 

پس شما فکر می‌کنید که داشتن زنان برجسته‌ای مانند زها حدید اهمیت دارد؟ آیا مهم است که سرمشق‌هایی در این حرفه داشته باشیم؟

صد در صد فکر می‌کنم که داشتن الگو بسیار اهمیت دارد. به نظر من شما باید کسی را جلوی روی خود ببینید که می‌خواهید شبیه او باشید و یا حتی بهتر از او. اما آن فرد باید کسی باشد که بتوانید با او ارتباط برقرار کنید. به همین دلیل است که زها حدید چنین شخصیت مهمی بود، و  البته زنان دیگری هم مثل او هستند. اما زها به طور خاص به دلیل اینکه با کارهایش بسیاری از محدودیت‌ها را شکست و در ساخت و ساز هم خیلی پرکار بود و به تبع در حرفه معماری بسیار شناخته شده است.

 

آیا او (زها حدید) برای شما یک الگو بوده است؟

او برای من یک الگو بود. و من فکر می‌کنم وقتی شما آدمی را می‌بینید مثل خودتان که صدای خود را به گوش بقیه می‌رساند و برای تغییر می‌جنگد، این به شما اطمینان بیشتری در جایگاه خودتان می‌بخشد. زنانی هستند که قبلا استاد من بوده‌اند و از من حمایت کرده‌اند و به من کار داده‌اند. و من هم همین کار را برای زنان نسل بعد انجام می‌دهم.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffffff” allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/10/Jennifer-Siegal.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

به نظرتان زن بودن شما را ملزم به عمل کردن خارج از چارچوب کرده، یا انگیزه‌ای در این باره به شما داده است؟

من نمی‌دانم این موضوع ربطی به جنسیت زنانه من دارد یا نه، فکر می‌کنم فراتر از شخص من باشد. لزوما دلیلش را زن بودن نمی‌دانم. من لزوماً بر اساس جنسیتی که دارم این چنین نیستم. داخل پرانتز بگویم، من مصاحبه‌های زیادی را می‌بینم که با زنان فیلمساز و تهیه‌کننده انجام شده. موضوع اکثر این گفتگوها این است که «زن بودن در این حرفه چه حسی دارد»، امکان ندارد چنین سوالی از یک مرد پرسیده شود که «مرد بودن در این حرفه حسی دارد؟» و بعد نیمی از مصاحبه هم به جای صحبت کردن در مورد فیلم صرف این مساله می‌شود. عیبی ندارد که این مصاحبه اینطور شروع شود اما این یکی از هزاران موضوع است.

معماری یک حرفه بسیار پیچیده است. یک کار گروهی که نیاز به مقدار وسیعی سازماندهی و رهبری کردن دارد تا بتوان آن هدفی که در هر پروژه‌ای در سر می‌پرورانیم محقق شود. بنابراین لزوما فکر نمی‌کنم چون یک زن هستم پس کار من متفاوت است، تنها احساس من این است که در زندگی کارهای اضافه‌‌ای خارج از شغلم انجام می‌دهم، مثلا من همزمان یک مادر، یک معلم، یک دوست و یک همکار هستم. من مثل هر فرد همه‌فن‌حریف دیگری می‌توانم جنبه‌های بسیاری از زندگی‌ام را به طور همزمان مدیریت کنم. و به نظر من این توانایی چند کاره بودن، چیزی است که همچنان ما زن‌ها در آن می‌درخشیم.

 

هرچند تاثیر مقابل این موضوع به نظر من است که مردم معتقدند صرفا به خاطر یک معمار غیر مرد و سفید پوست بودن می‌توان انواع مختلف طراحی‌ها را تجربه کرد. نه این که زن بودن باعث شود جور خاصی طراحی کنید، اما اگر دیدگاه متفاوتی دارید می‌توانید {مرزهای} گفتگوی طراحانه را وسعت ببخشید شاید چون افق دید طراحانه‌ گسترده‌تری دارید.

بله، متوجهم. در پایان دوران تحصیل من در  دانشگاه سای‌آرک [3] یک نقطه عطف بسیار مهم وجود داشت. فرانک گری در هیئت داوران بود. معماری كه آثارش را به‌شدت تحسین می‌کنم و حتی فکر می‌کنم کارهایش در ۷۵ سال اخیر مهمترين آثار معماری ساخته شده در لس آنجلس به حساب می‌آیند. اما به خاطر دارم او به من گفت «مشکل نسل شما این است که هیچ کس علاقه‌ای به ساخت بنای یادبود ندارد.» و این یک جمله بسیار عمیقی برای من بود چون من واقعا هیچ علاقه‌ای به درست کردن بنای یادبود ندارم. تمرکز اصلی کار من حتی وقتی دانشجوی ارشد بودم بر روی اندیشه‌های مربوط به سازه‌های موقت یا فضاهای کوچکتر و فشرده‌تر و چیزهای متحرک بود. و به یاد دارم که تصور می‌کردم کار من و یا کاری که امیدوار بودم در آینده تبدیل به شغلم بشود هیچ ربطی به ساختن آسمان‌خراش‌ها ندارد. شاید این چیزی بود که من را متمایز می‌کرد؟

 

پس در واقع ما داشتیم بحث معمار زن بودن را عوض می‌کردیم!

بحث کردن در این مورد از نظر من اشکالی ندارد. فقط حس می‌کنم قبلا زیادی درباره آن صحبت کرده‌ام.

 

به نظرم این خاصیت جایزه هم هست.

اتفاقا همین است که این جایزه را شگفت‌انگیز می‌کند چون هیچ جایزه‌ای مانند آن وجود ندارد که زنان این حرفه را به رسمیت بشناسد. بنابراین این به رسمیت شناختن و بالا بردن مقام زنان، از بلندنظری شرکت (آرک‌ویژن) است. تا جایی که دیده ام این تنها جایی است که این کار را کرده.

 

برگردیم به مبحث کارهای معماری شما. معمولا خانه‌های پیش‌ساخته نمادی از قشر کم‌درآمد شناخته می‌شوند. بنابراین آیا پیش ساخته بودن «خانه سیار قرن 21» روشی برای عوض کردن این پیش‌داوری است؟ چگونه؟

بله. من فکر می‌کنم {این دیدگاه} را عوض می‌کند. در بیشتر عمر حرفه‌ای‌ام به موضوع زندگی دسته‌جمعی علاقه‌مند بودم. و به نظرم تریلرپارک‌ [4] نمونه آمریکایی فوق‌العاده‌ای از این نوع محیط است. نویسنده فوق‌العاده‌ای هست به اسم ج.ب جکسون که درباره تریلر آمریکایی نوشته و به دلایل مختلف آن را تحسین کرده است. برای بسیاری از افراد این اولین و تنها خانه‌ای است که می‌توانند از آن خود داشته باشند. علاوه بر این، این تریلرها به خاطر باغچه‌های مشترک و همسایه بودن نوعی حس همدلی با اجتماع به وجود می‌آورد که شاید یک بلوک بزرگ آپارتمان چنین چیزی را نداشته باشد. مردم کاملا از این که چه کسی در همسایگی آن ها زندگی می‌کند، آگاهی دارند، و به آن ها سلام می‌کنند. بسیاری از افراد مسن هم در تریلر پارک زندگی می‌کنند چون این تنها چیزی است که از عهده هزینه‌هایش بر می‌آیند ولی در عین حال به دلیل شباهتش با یک خانواده برای این قشر جذابیت دارد.

من اغلب به تریلرپارک به عنوان یک محیط عالی برای دانشجویان یک دانشگاه نگاه می‌کنم.

اگر هر دانشجو توانایی خریدن تریلر پارک را داشت، و در حین جابجا شدن آن را بفروشد یا با خود ببرد، می‌توانست در طول چهار یا شش سالی که مشغول تحصیل است، مقدار قابل توجهی پول پس‌انداز کند. هنگامی که شروع به کار کردم و به خانه‌ها و کلاس‌های ساخته‌شده نگاه می‌کردم، متوجه شدم که عناصر سازه‌ای که این ساختمان‌ها را تشکیل داده بسیار خیره‌کننده است. اما مصالح و نحوه پرداخت کار در فضای داخلی و نمای خارجی باعث شده بود به خانه‌های قشر بسیار کم درآمد شبیه شود. به همین علت است که از بسیاری جهات فکر می‌کنیم تریلرها ارزان‌قیمت هستند.

کار من درباره مصالح و همچنین فضا بوده‌است – مثلا بزرگتر کردن پنجره‌ها یا افزایش ارتباط بین فضای درونی و بیرونی و انتخاب انواع مختلف حجم‌ها. بنابراین من لزوما تغییری در سازه (ساختمان) نداده‌ام بلکه فقط در مورد استفاده از مصالح بازنگری کردم. چارچوب اصلی را ساختار را بازنگری نکردم، به نظرم این شالوده اصلی کار من بوده است.

 

پس می‌گویید انتخاب مصالح نقش عمده‌ای در تغییر دادن این بار منفی ایفا می‌کند؟ چون تا حدی یک قضاوت منفی حول این موضوع شکل گرفته شده، درست است؟

دقیقا. در دهه 1950 یک جنبشی با هدف مطالعه نمونه‌های مسکونی در لس آنجلس راه افتاد. یک مجله‌ای بود به اسم هنر و معماری که سردبیرش جان انتنزا بود. این مجله دنبال یک سری معمار می‌رفت که همگی به {معماری} پیش‌ساخته فکر می‌کردند. بعد این قضیه از هم پاشید تا زمانی که مجله دوِل [5] دوباره آن را در اولین شماره‌هایش مطرح کرد. آنها هم درباره سازه‌های مشابهی صحبت می‌کردند فقط اسم آن را عوض کرده بودند طوری که عامه‌پسندتر باشد. بسیاری از مردم از جمله من از خیلی پیش‌تر درگیر این بحث‌ها بودیم اما {این مجله} آن را به جریان اصلی تبدیل کرد. من معتقدم الان درک بهتری از مفهوم خانه‌سازی به شیوه پیش‌ساخته وجود دارد و بیشتر شناخته شده‌است.

 

ساز‌ه‌های سیار شما خارج از حوزه معماری چطور تا حالا دریافت شده‌اند؟ واکنش کاربران چگونه است؟ آیا معمولا آنها از این خانه‌ها به عنوان خانه‌های دائمی استفاده می‌کنند یا خانه‌های تعطیلات؟

پاسخ این سوال دو بخش دارد. یکی اینکه دسته‌بندی‌های مختلفی از خانه‌های پیش‌ساخته وجود دارد. بعضی‌ از آنها در کارخانه به شکل سیستم‌های مدولار ساخته می‌شوند. بسته به اینکه چطور طراحی کنم تعداد مدول‌ها هر چیزی می‌تواند باشد. سپس این‌ها به سایت انتقال داده می‌شود و معمولا اینجا بیشتر از اینکه موضوعِ نقل مکان به محل بعدی در میان باشد، نحوه تحویل و اجرا مهم است. در نتیجه این سازه‌ها احتمال اینکه بطور دائم در سایت قرار داشته باشند بیشتر است.

به جز این، من کار بازسازی تریلر کامیون‌ها یا خانه‌های قدیمی پیش‌ساخته هم انجام داده‌ام و از آن سازه‌ها به عنوان کلاس درس استفاده شده اما همچنان در حال نقل مکان هستند.  یک خط تولید کوچک هم برای اتاق بازی بچه به صورت پیش‌ساخته راه انداخته‌ام که از صنعت هوافضا الهام گرفته شده. در هوافضا به این سیستم یو ال دی می‌گویند. من آن را با پوسته‌ای جدید برای کودکان طراحی کرده‌ام که قابل حرکت است.

و به تازگی قراردادی امضا کرده‌ام برای شروع پر‌وژه جدیدی برای ساختن اولین خانه کاملا خودکفا در دنیا، یک خانه مجلل. این خانه کاملا از شبکه اصلی برق شهری جدا خواهد بود و کاملا تامین انرژی توسط خود آن خانه انجام خواهد شد. من در این پروژه، مدیر ارشد طراحی خواهم بود. این شرکت وایلدرنست [6]  نام دارد. بنابراین ما باید در پاییز 2016 اولین نمونه این طرح را عرضه کنیم.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/10/Mobile-ECO-LAB.-A-donated-cargo-truck-trailer-turned-mobile-classroom.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” custom_margin=”0px||0px|”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

رندری از این طرح دارید؟

نه هنوز، من واقعا همین دیروز این کار را شروع کرده‌ام. این شرکت در طی چهار سال گذشته در حال تحقیق روی فناوری‌های مختلف بودند. چیزهایی هست که در دو سال گذشته اصلا در بازار وجود نداشت، مثل سیستم‌های تصفیه آب یا سیستم‌های الکتریکی. این پروژه به درد کسی می‌خورد که مثلا مالک جزیره‌ای در یک جایی است و نمی‌خواهد با ساختن زیرساخت آسیبی به محیط زیست بزند. اما در نهایت هدف ما در سال‌های بعدی این است این سیستم به گرانترین شیوه ممکن توسعه یابد اما بعد بتوان مدل‌‌های ارزانتری هم ارائه کرد که از آن بشود به عنوان خانه‌های پناهندگان یا خانه‌های قابل جابجایی استفاده کرد. مانند یک مدل تسلا که در یک عالی‌ترین و گران‌ترین سطح توسعه یافته می‌شود و سپس وقتی هدف اصلی محقق شد نسخه‌های مقرون به صرفه‌تر تولید می‌شود.

 

آیا مقرون به صرفه بودن بخش اصلی هدف شما به عنوان یک طراح است؟

بله، من همیشه به این موضوع علاقه‌مند بوده‌ام. آن هم بیشتر به خاطر کمبود بودجه برای پروژه‌های خودم که دوست داشتم کار کنم اما لزوما سرمایه لازم یا حامی مالی نداشتم. به همین دلیل از مصالحی که پیدا می‌کنم استفاده می‌کنم یا با دانشجویان کار می‌کنم یا کارفرمای شخصی پیدا می‌کنم که نیاز به چیزی دارد و می‌تواند برای آن پول خوبی بدهد. فکر می‌کنم این نوعی طرز فکر در زمینه صرفه‌جویی است که شما را وادار به ساختن با کمترین چیزها می‌کند، بنابراین شما مجبور می‌شوید مبتکر باشید.

 

می‌خواستم بپرسم چه جامعه آماری‌ای را نشانه گرفته‌اید. هر چند اینطور که پیداست، طیف گسترده‌ای را در نظر دارید.

بله، من فکر می‌کنم فعلا جامعه آماری مورد نظر من آدم‌های بین ۲۲ تا ۳۷ ساله هستند، کسانی که قرار است ساختمان‌ها را به شیوه جدیدی استفاده کنند. ساختمان‌هایی که بیشتر به بدن ما واکنش نشان می‌دهند و هوشمند عمل می‌کنند. به همین منظور من فکر می‌کنم که نسل جدید، این اصطلاح «وسعتِ فضای فشرده» را بهتر درک کنند. شما در فضایی کوچکتر زندگی می‌کنید. همچنان درکی از فضای بزرگ خارج از خانه دارید اما با وسایل کمتر و بهم‌ریختگی‌ کمتر زندگی می‌کنید. این موضوع احتمالا برای آدم‌هایی که انبوهی از مبلمان و اشیای مختلف را دور خود جمع نکرده‌اند بیشتر معنی پیدا می‌کند.  و هم چنان حس می کنید که در فضایی بزرگ در خارج از منزل هستید، ولی تمامی این ها را با مواد و بهم ریختگی های کم تری ساخته اید. به طوری که ممکن است حس بیشتری به مردمی که مبلمان  و وسایل بیشتری را جمع آوری نکرده اند، منتقل کند.

 

آیا شما خود را هم‌مسیر جنبش «خانه کوچک» می‌دانید؟ آیا فکر می‌کنید فلسفه مشترکی دارید؟

هم بله و هم نه. من مدت‌هاست دارم این نوع  کار را انجام می‌دهم و این واقعیت که در حال حاضر یک جنبشی برای خانه‌های کوچک وجود دارد جالب است. این قطعا یک عکس‌العمل به اقتصاد مشترک است، چیزی که دارد به وسیله اوبر [7] و ایربی‌ان‌بی [8] اتفاق می‌افتد. آنها ‌آدم‌هایی هستند که به نوعی خودشان کارهایشان را انجام می‌دهند، و مسلما نمی‌خواهند یک معمار را استخدام کنند. ولی من این ایده فضای عمومی در مقابل فضای خصوصی و مالکیت زمین را درک می‌کنم. من بسیار کنجکاوم که چگونه می‌شود مشکلات منطقه‌بندی شهری در زمینه فضای خصوصی و عمومی را بازنگری کرد و شهرها چطور می‌توانند از فضاهای عمومی استفاده بهتری داشته باشند. این موضوع به انواع مسائل مربوط به بی‌خانمان ها و سازه‌های موقت می‌پردازد. به نظرم این تفکر که ما ریشه در یک مکان داریم و اجداد ما در آن جا بزرگ شده‌اند و مرده‌اند و ما هم باید در همان جا بمانیم و سنت را حفظ کنیم دیگر در جامعه آمریکایی کارایی ندارد. و فکر می‌کنم بناهای ما باید بسیار بیشتر پذیرای سبک زندگی امروزه ما باشند.

 

جالب است، چون وقتی من به خانه‌های سیار فکر می‌کنم، آن را در یک زمینه روستایی تصور می‌کنم که از جایی به جایی دیگر منتقل می‌شود. اما این بسیار منطقی است که این خانه‌ها بخشی از بافت شهری باشند، مخصوصا وقتی شهرها به سرعت در حال تغییرند و فضا وجود دارد و بعد پر می‌شود و سپس جابجا می‌شود. خیلی جالب است که به آن به عنوان روشی امکان‌پذیر برای خانه‌سازی شهری نگاه کنیم.

درست است، و نمونه‌های فوق‌العاده‌ای از آرشیگرام [9] در دهه 1960 تا اوایل 1970 وجود دارد. بحث آنها «شهرهای پلاگین» (متصل به یکدیگر) بود. در همان زمان یک گروه ژاپنی به نام متابولیست‌ها هم بودند. آن تفکر برای چند دهه رواج داشت.

جالب است که تمام این انرژی‌های مختلف در این برهه زمانی با هم یکی شده‌اند، از لحاظ اینکه چه کسی تصمیم‌گیرنده است، از نظر سیاسی کجا قرار داریم، زمین‌های عمومی و خصوصی چگونه تقسیم می‌شوند، چه کسانی مالیات پرداخت می‌کنند، چه کسانی مالیات نمی‌دهند. یک دلیل دیگر هم به نظرم به نابودی حومه‌های شهر برمی‌گردد، اینکه مردم دارند به شهرها برمی‌گردند.

من به تازگی ساخت خانه‌ام را در ساحل ونیز تمام کرده‌ام. طرح من یک بخش الحاقی مدولار به خانه‌ام است چون من خیلی دوست دارم قضیه تراکم را در شهری مثل لس آنجلس به مردم نشان بدهم. ما می‌توانیم از یک طبقه بیشتر بسازیم و این کار به وسیله سیستم مدولار بسیار راحت انجام می‌شود و در یک روز قابل ساخت است. به نظرم اینطوری می‌توانم فضایی ایجاد کنم که بتوانم در ایربی‌ان‌بی آن را اجاره بدهم یا خانواده‌ام و دوستانم آنجا اقامت داشته باشند. امروزه من می‌توانم خانه‌بام را به آسانی گسترش بدهم و این قضیه هم بسیار مربوط به قوانین شهری و پیشنهادات است. بنابراین هر چه بیشتر مجاز به انجام اینجور کارها باشیم، شهرهای ما بهتر می‌شوند. هر چه بیشتر مجاز به انجام این کارها باشیم، فکر می‌کنم شهرهای ما بهتر می‌شوند.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/10/Delivery-of-OMD’s-Prefab-ShowHouse.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما گفته‌اید که «چرخ‌ها بخش مهمی از رویکرد طراحانه او ام دی است‌، بررسی روش‌هایی که هر محیط شهری را قابل استفاده‌تر و پویاتر می‌کند، اگر بتوان آن را از مکانی به مکانی دیگر منتقل کرد. از نظر من قابلیت حرکت به معنای از بین بردن هر چیزی که وجود دارد نیست بلکه شامل افزودن به زیرساخت‌ها به شکل سازگار با محیط زیست هم می‌شود. یک روش هوشمندانه برای سکنی گزیدن و کم‌وزن روی زمین.» این یک تضاد جالب نسبت به تفکرات تاریخی پیدایش شهر است که به نظر می‌رسد اساسا بر مبنای درجه‌ای از ثبات و ماندگاری شکل گرفته، حداقل در مورد سازه‌هایی که یک فضای شهری را به وجود می‌آوردند. از چه جنبه‌هایی خانه سیار می‌تواند بخشی از تجربه شهری در بستر آمریکا باشد؟

این موضوع به آن سوال در مورد زیر ساخت‌ها و توانایی متصل شدن و یا جدا شدن از آن بر می‌گردد. گمان می‌کنم آنچه که در بیست سال گذشته در تکنولوژی رخ داده  افسار گسیختگی ابزارهای ارتباطی است. می‌دانید که امروزه اینترنت بی‌سیم در هر جایی قابل دسترسی است، در حالی که چنین چیزی بیست سال پیش وجود نداشت. رویای من است است که ساختمان‌های ما {از نظر تکنولوژی} در آن سطح قرار داشته باشند. این یکی از دلایلی است که من به گروه وایلدرنست پیوستم تا به یک سری راه‌حل برای ساخت خانه‌ها و سازه‌های هوشمند برسم. چون من می‌توانم جایی را تصور کنم که تعداد زیادی پارکینگ توسعه‌نیافته وجود دارد که جزو بلا استفاده‌ترین سازه‌ها در طی بازه زمانی ۲۴ ساعته به شمار می‌آیند و در عین حال سراسر کشور فراوان‌اند. چرا نمی‌توانیم از اینها در شب استفاده کنیم، مثلا به عنوان جایی که مردم خانه‌هایشان را {به سیستم} وصل کنند و بعد از آنها شیفت دیگری از آدم‌ها وارد شوند. در این صورت چندکاره بودن یا به عبارت دیگر محو شدن عناصر برنامه‌ای ساختمان‌ها اتفاق خواهد افتاد.

از سوی دیگر اصلا به این شیوه معتقد نیستم که با بولدوزر هر چیزی را که قبلا ساخته شده صاف کنیم. به نظر من فضاهای باقی مانده بسیاری وجود دارد که هنوز آن‌ها را حل و فصل نکرده‌ایم. در تک تک محله‌های لس آنجلس کوچه های پشتی‌ای وجود دارد که واقعا چیز خاصی به شهروندان شهر ارائه نمی‌کند و از این فضاها به راحتی می‌توان به عنوان مکان‌هایی برای استقرار واحد‌های ساختمانی مستقل از برق شهری استفاده کرد. بنابراین موضوع این نیست که ما فضای کافی نداریم یا منابعی در اختیارمان نیست، بلکه صرفا در نوع نگرشمان نسبت به استفاده بسیاری از فضاهای شهری تجدید نظر نکرده‌ایم.

ببینید رستوران‌ها چطور متحول شده‌اند. ماشین‌های سیار فروش غذا دیگر یک چیز عادی شده است. تبدیل شده به یک تجربه‌ لذیذ خیابانی. و اینجور سازه‌ها برپا می‌شوند و جابجا می‌شوند و بعد در شب پارک می‌شوند. چنین چیزی رویکرد دموکراتیک‌تری به غذا خوردن به وجود می‌آورد. فکر می‌کنم خرده‌فروشی‌های سیار هم دارد پا می‌گیرد. سال ۲۰۰۰ یک پرژوه‌ای انجام دادم به اسم آی‌موبایل [10] که مربوط می‌شد به چیزی که شرکت اپل می‌توانست انجام بدهد مثل ساختن فروشگاه‌های سیار. شهرها بیشتر در حال متراکم شدن است، اما نیاز به انتخاب هنوز وجود دارد و مردم می‌خواهند که چیزها به سمت آنها بیایند. سوار ماشین شخصی شدن و رفتن به یک مال در یک جایی مسخره است. این طرز تفکر به نظرم نیاز به بازنگری دارد.

 

می‌خواهم از شما درباره خود خانه‌ها بپرسم، آیا هرکدام به نحوی طراحی شده که مناسب هر محیطی باشد؟

فکر نمی‌کنم هر چیزی در هر جایی کارکرد داشته باشد. طبیعتا وضعیت آب و هوایی وخیم هم داریم. تمرکز من روی لس آنجلس بوده که یک آب و هوای نسبتا معتدل دارد. این سوال خیلی از من پرسیده می‌شود، مخصوصا وقتی وسط یک محیط سرد و برفی دارم سخنرانی می‌کنم. اما این بیشتر مربوط به شیب سقف و ضخامت دیوار و تمام آن عناصری است که بسته به جای قرارگیری آن سازه می‌تواند تنظیم و تعویض شود. یک پروژه‌ای دارم که آن را به عنوان نمونه اولیه و نمایشی در لس آنجلس انجام دادم. بعد کسی آن را خواست و به جوشا تری [11] برد که اقلیم بسیار متفاوتی دارد با شرایط آب و هوایی بسیار سخت‌تر. و این بنا در آن مکان به خاطر چند ایده مختلف، خوب دوام آورده‌است – یک سقف شیبدار پیوسته با نورگیر سقفی در بالاترین نقطه که باعث جریان هوا می‌شود.

من همچنان به حوزه پایداری از جنبه جایگذاری در و پنجره در مکان‌های درست در ساختمان‌ها علاقه‌مندم. اما از طرف دیگر معنی پایداری به شکل ساخته شده برایم اهمیت دارد. ما چطور سبک‌تر روی زمین زندگی کنیم؟ به همین دلیل هم کوچکتر و موقت ساختن منطقی‌تر به نظر می‌رسد تا جایی که ردی از زباله پشت سرمان به جای نگذاریم.

ساختمان‌هایی که در کارخانه ساخته می‌شوند مصالح کمتری به هدر می‌دهند. دقیق‌تر ساخته می‌شوند و در زمان کمتر و در نتیجه سرمایه کمتری در این ساختمان‌ها مصرف می‌شود و تحویل بنا هم بسیار سریع‌تر است. مثلا خانه من در ساحل ونیز در کمتر از یک روز به کمک جرثقیل نصب شد. بنابراین تاثیر مخرب کمتری روی محله و محیط زیست می‌گذارد.

من نوعی رویکرد جهانی نسبت به قابلیت جابجایی دارم. به چرخ‌های باربری و سیستم‌های ساخته شده در کارخانه و تبدیل چیزهای قدیمی به چیزهای جدید علاقه‌مندم. واقعا همه چیز مربوط به مصالح می‌شود. در نهایت من دوست دارم مصالح مرغوب را با سازه‌های نامرغوب پیوند بزنم.

من یک جورهایی احساس می‌کنم اندیشه‌های متفکران فوتوریست دهه ۶۰ و ۷۰ را به کار گرفته‌ام. حتی اگر برگردیم به فوتوریست‌های ایتالیایی در اوایل قرن بیستم، آنها هم به شیوه نو و مبتکرانه‌ای در مورد قابلیت جابجایی حرف می‌زدند. اما واقعا الان است که مردم به خاطر تکنولوژی‌های سیار دارند کم کم به این فکر می‌افتند که ساختمان‌ها می‌تواند متفاوت از قبل باشد. ساختمان‌ها دیگر لازم نیست با سنگ مستحکم شوند. جامعه به طور خارق‌العاده‌ای متحول شده و اعتقاد من این است که ساختمان‌ها هم لازم است پاسخگوی نیازهای انسانی باشد و نه برعکس. ما نباید در یک مکان گیر کنیم صرفا چون بناهای ما بسیار سنگین‌اند.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/10/Taliesin-Mod.Fab_.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/10/Venice-SwellHouse.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”11″ text_line_height=”1.1em”]

توضیحات:

1- arcVision

2- Office of Mobile Design – OMD

3- SCI-Arc

4- trailer park – توضیح مترجم: محلی است برای توقف خانه‌های سیار.

5- Dwell

6- Wildernest

7- Uber

8- Airbnb

9- Archigram

10- iMobile

11- Joshua Tree

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”17″]

منبع: METROPOLIS Magazine

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” disabled_on=”on|on|on” disabled=”on”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_button admin_label=”Button” button_url=”http://goftaar.ir/?cat=225″ url_new_window=”off” button_text=”فهرست گفتارهای پیتر زومتور” button_alignment=”center” background_layout=”light” custom_button=”on” button_letter_spacing=”0″ button_use_icon=”default” button_icon_placement=”right” button_on_hover=”on” button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_color=”#232f45″ button_border_color=”#232f45″] [/et_pb_button][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]

دسته‌ها
پی ژو گفتگوی کامل

پی ژو: ساختمان باید شبیه اسفنج باشد، پر از فضاهای ناتمام

[et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_post_title admin_label=”Post Title” title=”on” meta=”off” author=”on” date=”on” categories=”on” comments=”on” featured_image=”on” featured_placement=”below” parallax_effect=”on” parallax_method=”on” text_orientation=”center” text_color=”dark” text_background=”off” text_bg_color=”rgba(255,255,255,0.9)” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” title_all_caps=”off” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” title_line_height=”1.3em”] [/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”on” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#222222″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px|0px|0px|0px”][et_pb_fullwidth_header admin_label=”Fullwidth Header” title=”ترجمهٔ علی هدایت‌راد” background_layout=”dark” text_orientation=”center” header_fullscreen=”off” header_scroll_down=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” content_orientation=”center” image_orientation=”center” custom_button_one=”off” button_one_letter_spacing=”0″ button_one_use_icon=”default” button_one_icon_placement=”right” button_one_on_hover=”on” button_one_letter_spacing_hover=”0″ custom_button_two=”off” button_two_letter_spacing=”0″ button_two_use_icon=”default” button_two_icon_placement=”right” button_two_on_hover=”on” button_two_letter_spacing_hover=”0″ title_font_size=”19″] [/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

برای حداقل یک دهه، چین به عنوان زمین بازی برای سوپرمعماران [1] مورد توجه قرار گرفت. اما حالا وضعیت در حال تغییر است. امروزه حداقل ده‌ها طراح چینی در سطح جهانی -از میان سال، تا استعدادهای جوان که در دههٔ سی یا اوایل دهه چهل عمر خود هستند- که در توسعهٔ معماری معاصر متمایزی که بیشتر بر اساس سنت‌های بومی است تا تاثیرات جهانی، موفق بوده‌اند. در یکی از پنج سفرم به چین در این سال، با یکی از معماران سرشناس کشور برخورد کردم، پی ژو، که دفتر «پی ژو بیجینگ استودیو» را در سال 2005 افتتاح کرد و همچنین ساختمان‌های متعددی در پروژه‌های فرهنگی، آموزشی، پزشکی در سراسر چین ساخته است. کارهای او به طور گسترده در سطح جهانی نمایش داده شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. منبع الهام او – طبیعت- ممکن است شگفت‌انگیز و خاص نباشد اما راه حل‌های او قابل توجه و روشن‌فکرانه است.

پی ژو: نصف بیشتر همه این مدل‌ها که معمولا در اینجا، استودیوی من، همیشه نمایش داده می‌شوند، همزمان در نمایشگاه آئدس در برلین هم در حال نمایش هستند. آن برنامه «مناظر ذهن» خطاب می‌شود. در آن جا پنج پروژه نمایش داده می شوند: موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی جینگدژن [2] ، مرکز هنرهای نمایشی یانگ لیپینگ [3] ، موزهٔ هنرهای معاصر دالی [4] ، مرکز فرهنگ و هنر شو کانتی [5] ، و مرکز فرهنگی شیجینگشان [6] که همهٔ آنها در حال ساخت هستند. می‌خواستم تفکر و فرآیند طراحی فعلی‌ام و طیفی از علایقم بر اساس مکان، اقلیم، فرهنگ، سبک زندگی، مصالح بومی، تاریخ و مهمترین آنها، طبیعت را نشان دهم. می خواهم که معماری‌ام تمام این شرایط خاص را منعکس کند، از آنها یاد بگیرم، و تجربه‌ای جدید بسازم که برای هر مکان متمایز می‌شود.

ولادمیر بلوگولوفسکی: شما ذکر کردید که طبیعت مهم‌ترین منبع الهام شماست. اما وقتی به عکس‌های نمایشگاهت در برلین نگاه می‌کنم، کلیت آن خیلی هندسی و انتزاعی است. و تقریباً همه چیز که در آن است با سفید نشان داده شده. حتی ترسیم‌های مناظر هم سیاه و سفیدند.

پی ژو: بیشتر مردم طبیعت را با رنگ سبز، کوه‌ها و جنگل مترادف می‌دانند. اما امروزه بیشتر مردم در شهرها زندگی می‌کنند. در کارم، من تاکیدی بر طبیعت مادی نمی‌کنم، بر خلاف بیشتر معماران که تلاش می‌کنند با پوشش سبزی که معماری‌شان را می‌پوشاند اصطلاحا طبیعت را تقلید کنند. این طبیعت واقعی نیست. من هیچ وقت سعی نکردم که معماری‌ام را شبیه طبیعت کنم. این کار غیر ممکن است. مقصود پاسخ به طبیعت است نه کپی‌برداری از آن. به عنوان مثال، ایده‌های خوبی را می شود از خانه‌های سنتی با حیاط‌های مرکزی، دیوارهای صلب و پنجره‌های کوچک برای پاسخ دادن به اقلیم گرم و مرطوب، یاد گرفت. پس طبیعت برای من یک گرایش است. همه آن بستگی به گرایش ما دارد که در آینده چگونه به اقلیم پاسخ می‌دهیم. معماری باید راجع به این باشد که ما چگونه می‌خواهیم به طبیعت جواب بدهیم و چطور رابطه‌ای با آن داشته باشیم. همچنان که از ساختمان‌هایی که تکنولوژی را روایت می کنند یا خودشان را با مصالح گران و براق پوشانده‌اند خوشم نمی آید. خیلی پرمدعاست.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffffff” allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/minsheng-Atrium-Fang-Zhenning.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

با نگاه کردن به کارهایت که در دست ساختند؛ موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی جینگدژن، مرکز هنرهای نمایشی یانگ لیپینگ، یا سایر کارهای شناخته‌شدهٔ قبلی شما؛ دیجیتال بیجینگ [7]، هتل بلر در بیجینگ [8]، موزهٔ طراحی او تی سی در شنژن [9]، خیلی سخت می‌شود باور کرد که همهٔ این پروژه‌ها توسط یک معمار طراحی شده. چرا این کارها این قدر تفاوت دارند؟ نیروهای اصلی پشت معماری شما چیست؟

من قویا به خاص بودن هر پروژه اعتقاد دارم. اقلیم یکی از دلایل کلیدی برای پیدا کردن جواب‌ها و راه حل‌های مختلف است. شما نمی‌توانید شیوهٔ استانداردی که به آن نزدیک شدید اعمال کنید. تعدادی از معماران سبک خودشان را توسعه داده‌اند. من به آن علاقه‌مند نیستم. من به این تواضع احترام می‌گذارم. و ترجیح می‌دهم معماری‌ای طراحی کنم که متمایز است اما شخصی یا قابل شناسایی نباشد. از این رو مصالح و فرم‌هایی که استفاده میکنم همیشه فرق دارند.
چیزی که در نگرشم هیچ وقت تغییر نمی‌کند: من همیشه هدفم را ساختن چیزهای زیبا که مکمل طبیعت باشد قرار داده‌ام. معمار مورد علاقه ام لوکوربوزیه است و او همیشه در حال تغییر بود. صومعه «لاتورت» [10] و کلیسای «رونشان» [11] او تقریبا در یک زمان طراحی شده‌اند، اما شما نمی‌توانید ساختمان‌هایی به تفاوت آن دو پیدا کنید. اما اگر به ورای فرم های این ساختمان‌ها بروید، می‌توانید شباهت‌هایی در مصالح، رنگ‌ها، نحوهٔ رفتاری که با نور شده، و روابط آنها با طبیعت پیدا کنید.

در ایدهٔ آوردن معماران شناخته شده به مکان‌های دیگر برای نمایش دادن چیزی محلی مقداری تناقض وجود دارد، آیا این‌طور نیست؟ برای قرن‌ها، مسئله دعوت معماران فاخر از آن‌ور آب‌ها بود چون آن‌ها می‌توانستند با خودشان چیزی جدید، شخصی یا حتی نمادین بیاورند. دعوت کردن لوئی چهاردهم از برنینی به پاریس یک مثال معروف آن است. امروزه، مثل هر موزه‌ای که دوست دارد اثری از پیکاسو داشته باشد، هر شهری می‌خواهد ساختمانی از زها حدید بسازد.

نه این درست نیست… نه دیگر!

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/Dali-museum-View-from-relics-to-the-museum.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” custom_margin=”0px||0px|”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما {چینی‌ها} همین الان هم دو ساختمان بزرگ ساخته شده از زها حدید در پکن دارید…

باید یک تعادلی وجود داشته باشد. در مقام یک معمار، شما نیاز دارید که تجاربی بسازید که برای مردم آشناست، سپس شما نیاز دارید که سعی کنید تجربه‌ای خلق کنید که مردم آن را نمی‌شناسند. این معماری تمام عیار است. مسئلهٔ معماری ساختن یک چیز غریب نیست. معماری مجسمه‌سازی نیست. معماری یعنی تجربه کردن، یعنی داخل رفتن، کشف کردن، هیجان زده شدن. از این رو خیلی از شهرها بر اساس آخرین مدها ساخته می شوند یا مثل پارک‌های چندمنظوره هستند به جای آنکه شهرهای واقعی باشند. اما من به معماری‌ای که به ریشه‌هایش بازگشته اعتقاد دارم. اگر شما در چین می سازید، شما باید {طرحتان را} به فرهنگ بومی چینی متصل کنید.
معماری باید بر اساس دو اصل اساسی باشد – اولی سرچشمه آن و دیگری ابداع و تجارب جدید است. فکر می‌کنم شما نیاز به آمیختن تفکر انقلابی و احترام به فرهنگ و شرایط محلی دارید. معمارانی که از جاهای دیگر می‌آیند یک ویژگی دارند و آن متقاوت دیدن چیزها است. این خیلی مهم است.

اگر بپرسم که یک کلمه را برای توضیح کارهایتان نام ببرید، چه کلمه‌ای را انتخاب می کنید؟

دو لغت را قبلا ذکر کردم- سرچشمه و ابداع. سرچشمه با طبیعت و فرهنگ گره خورده، و ابداع راجع به تجربهٔ جدید است.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/jingdezhen-imperial-kiln-model.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما نگرشتان به معماری را «معماری بدون سبک» خطاب کردید.

چون از ایده داشتن یک سبک متنفرم. من سبکی ندارم. من می‌خواهم هربار متفاوت باشم. می‌خواهم بیشتر تجربه‌گرا باشم. می‌خواهم تمام آنچه را که در گذشته انجام داده‌ام فراموش کنم.

شما معماری را به عنوان هنر می‌بینید و به ایدهٔ معمار همچون هنرمند اعتقاد دارید؟

بله، من قویا اعتقاد دارم که معماری هنر است. و اگر معماری هنر است پس یعنی معماران هم هنرمندند. چرا ما بعضی از مردم را هنرمند و بعضی‌ها را طراح خطاب می کنیم؟ هنرمند چیزی را خلق می‌کند که تا قبل از آن وجود نداشته. آنها چشم‌اندازهای جدید، تجارب جدید و ایده‌های جدید خلق می‌کنند. اما اینجا تفاوتی میان معماری و هنر وجود دارد. معماری نه فقط درباره‌ی فضا، بلکه در مورد عملکرد و تجربه نیز هست. هنر برای همه به وجود آمده. اما معماری خیلی ویژه است. معماران برای مردم، مکان‌ها، فرهنگ‌ها و اقلیم‌های معینی ساختمان می‌سازند.

علاقه‌مندم که نظر شما را راجع به بعضی از نقل قول‌های‌تان بپرسم، شما گفته‌اید: «مهم‌ترین لحظه برای معماری {لحظهٔ} تکمیل شدن ساختمان نیست، بلکه زمانی است که فضاها با مردم درمی‌آمیزند.»

زمانی که شما به نقاشی‌های سنتی چینی نگاه می‌کنید، انگار تمام نشده‌اند. این وظیفهٔ بیننده است که نقاشی را در ذهنش کامل کند. هنرمندان چینی هیچ وقت مقابل کوه‌ها ننشته‌اند برای کشیدن آنها. هنرمندان چینی برای ماه‌ها در کوه‌ها سفر می کردند تا آنها را تجربه کنند. زمانی که به خانه بر می‌گشتند، سعی می‌کردند که تمام احوالاتشان را با قرار دادن تمام خاطراتشان در نقاشی‌هایشان بازآفرینی کنند. باغ‌ها و معماری چینی نیز توجهشان بر تجربیات است، بر ساختن فضایی برای راه رفتن، نگاه کردن، زندگی کردن و پرسه زدن. هیچ ساختمانی نباید تماما کامل شود. همیشه باید فضاهایی برای تفسیر شدن توسط مردم باشد. معماری باید مثل نقاشی چینی باشد، می‌جنگد که احتمالاتی را در ماورای عملکرد ضروری آن اثبات کند. ساختمانی که برای اجرا کردن عملکردی مشخص ساخته شده یک ساختمان مرده است. نگاهی به «هوتونگ»[12]های سنتی با حیاط مرکزی‌شان بکنید. هیچ عملکرد خاصی برای آن وجود ندارد. فقط یک فضای خالی است‌ اما همه‌چیز معنی می‌دهد. مردم در حیاط غذا می‌خورند، با دیگران تعامل می‌کنند، در آنجا ازدواج می‌کنند. ما آن را فضای ناتمام می‌نامیم. اما این فضا مهمترین فضا در خانه است، قلب آن است. زمانی که ما روی ساختمان‌هایمان کار می‌کنیم، تلاش می‌کنیم از فراهم کردن راه حل‌های قطعی خودداری کنیم، ما فضا را برای تفسیر شدن خالی می‌گذاریم، بنابراین عملکردهای متفاوتی می‌توان در ماورای توقعات ما متصور شد. ساختمان باید شبیه یک اسفنج باشد، باید در میان آن فضاهای ناتمام زیادی باشد.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/Cai-Guo-Qiang-Courtyard-House-Renovation-View-to-workshop-while-doors-open.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

یک نقل قول دیگر از شما: «ساختن فضایهای مبهم یکی از امضاهای من است.»

به عنوان مثال، زمانی که من یک خانه با حیاط مرکزی برای «سای کو چیانگ» [13] هنرمند اینجا در پکن طراحی کردم، در واقع بیشتر یک بازسازی در یک «هوتونگ» تاریخی بود، اما بخش آسیب‌دیده پشت مرمتی بود که من دوباره به عنوان پاویونی جدید ساختم بدون اینکه سعی کنم از چیزی کپی کنم. من از مصالح و فرمی جدید و حتی آینده‌نگرانه استفاده کردم تا تمایزی با قدیمی‌ها داشته باشد. یک پروژه بلند پروازانه بود، بعضی‌ها ممکن است گنگ خطابش کنند، اما برای من این راه هم‌نشینی قدیم و جدید دربارهٔ احترام گذاشتن به گذشته است، در حالی که به سمت آینده در حال حرکت است. بیشتر مردم این مثال را به عنوان تناقض می‌بینند، اما برای من این طریقه‌ای شخصی برای جستجوی هارمونی جدید است. در هر پروژه، من دنبال فرصت‌هایی برای بیان کردن کار خودم در به روزترین شیوه ممکن می‌گردم.

و همچنین گفته‌اید: «شما نمی‌توانید فقط از کاشی‌های سنتی استفاده کنید و ادعا کنید که این معماری سنتی است». آیا این نقدی مشخص به همکار شما وانگ شو است؟

نه واقعا، معمارهای مختلف رویکردهای مختلفی دارند. من کارهای وانگ شو را خیلی تحسین می‌کنم و ما ایده‌های مشترک متعددی داریم. او دنبال سرچشمه‌ها است، و من هم دنبال سرچشمه‌ها هستم. آن چیزی که در آن نقل قول از آن انتقاد کردم، استفاده کردن از مصالح جدید برای کپی کردن شمایل سنتی است. کار وانگ شو روح عمیقی دارد. او از مصالح بازیافتی استفاده می‌کند، که به شخصه می‌پسندم، و در حقیقت، الان که در موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی در جینگدژن مشغولم نیز آجرهای محلی را بازیافت می‌کنم، که یک سنت محلی است. سازه کوره‌پزخانه اغلب اوقات نیاز به بازسازی دارد و کارگران آجرهای قدیمی را بازیافت می‌کنند تا با آن خانه‌هایشان را بسازند. پس در این مکان فرهنگی قوی درباره بازیافت و دوباره به کارگیری مصالح ساختمانی وجود دارد.

و آخرین نقل قول: «استودیوی ما همیشه به سمت آینده حرکت می کند.»

بله، من همیشه به دنبال راه‌هایی برای تجارب جدید می‌گردم، چیزی که در قدیم وجود نداشته.

ساختمان‌های مورد علاقه شما کدام‌هاست؟

آکروپولیس در آتن، همچنین روستاهای سنتی در چین. من الهام گرفتن از ساختمان‌هایی که بر اساس تفکر جمعی و نه ایده یک فرد ساخته شده‌اند را دوست دارم. در آنها یک چیز طبیعی راجع به چگونگی شکل‌گیری سازه آنها وجود دارد. همچنین بر خلاف خیلی از سازه‌های سنتی در غرب، مثل قصرهای نئوکلاسیک یا شهر ممنوعه در پکن محورهای اصلی و تقارن اجتناب ناپذیر است. در اینجا این رسیدن به تطابق معماری با محیط وجود دارد، که به شخصه می‌پسندم. حس می‌کنم این معماری به اندازهٔ یک همکاری محتاطانه با طبیعت کامل است.

اگر شما شانس گفتگو با هر معماری را داشتید، آن شخص که بود؟

لوکوربوزیه. او فوق‌العاده بود. من عاشق ذهن هنری و معماری پویا و نوآورانهٔ او هستم.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”11″ text_line_height=”1.1em”]

توضیحات:

1- Starchitects

2- Jingdezhen Imperial Kiln Museum

3- Yang Liping Performing Arts Center

4- Dali Museum of Contemporary Art

5- Shou County Culture and Arts Center

6- Shijingshan Cultural Center

7- Digital Beijing

8- Blur Hotel in Beijing

9- OCT Design Museum in Shenzhen

10- La Tourette

11- Ronchamp

12- hutong

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”17″]

منبع: METROPOLIS Magazine

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” disabled_on=”on|on|on” disabled=”on”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_button admin_label=”Button” button_url=”http://goftaar.ir/?cat=225″ url_new_window=”off” button_text=”فهرست گفتارهای پیتر زومتور” button_alignment=”center” background_layout=”light” custom_button=”on” button_letter_spacing=”0″ button_use_icon=”default” button_icon_placement=”right” button_on_hover=”on” button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_color=”#232f45″ button_border_color=”#232f45″] [/et_pb_button][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]