دسته‌ها
نایجل کوتس

نایجل کوتس: ایدهٔ زبان طراحی مارک‌دار به اندازهٔ چراغ نفتی منسوخ است

خود ایدهٔ معمارستاره به نظر خسته‌کننده می‌رسد. همیشه موضوع {این ایده} معمار به منزلهٔ یک برند بود و فقط تعداد انگشت‌شماری از معماران به چنین موقعیتی دست یافتند. در پرتو کاهش قدرت معماران، معمارستاره‌ها برای کنترل {اوضاع} با عزمی سخت مقاومت می‌کنند. {در مقام یک معمار} ممکن است شما را به جای توانایی‌هایتان بر اساس پیشینهٔ رسانه‌ای‌تان استخدام کنند. روش‌های بسیاری وجود دارد که یک معمار از طریق آنها {دیگران را} مأیوس کند؛ {مثلاً} از طریق پیشنهاد یک راه حل از پیش موجود، یا پاسخی «متکبرانه» که خارج از مقیاس و بستر است.

بدبینی من تا مسئلهٔ عدم مشارکت {مردم} در محصول {طراحی} معمارستاره‌ها ادامه می‌یابد. ایدهٔ زبان طراحی مارک‌دار {یا برَند} که در {حوزهٔ طراحی} ساختمان، مبلمان و هر نوع ابزار و یراق به کار می‌رود، به اندازهٔ چراغ نفتی منسوخ به نظر می‌رسد. دستیابی به مقام برند بودن {در طراحی} به نظر زیان‌بخش است. (در گفت‌وگو با Annie Markitanis، منتشر شده در وب‌سایت Milano Design Film festival، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
سید محسن حبیبی

سید محسن حبیبی: منطقهٔ ۲۲ تهران شهر نیست، همه‌اش ساختمان است

رشد یک مضمون درون‌زایی دارد، توسعه معمولاً برون‌زاست. منطقهٔ بیست و دو {تهران} شهر نیست، همه‌اش ساختمان است. گسست کامل صورت گرفته است. در آن منطقه نیاز به دینامیته کردن و ساخت شهر جدید هست.

گسترش‌هایی که در دههٔ هفتاد صورت گرفته عمدتاً گسترش‌های مسکونی است، خدمات شهری در آن کم‌رنگ است. مدرسه نیست، درمانگاه نیست، پارک نیست و خیابان نیست. شهرهای جدید چقدر محمل نابسامانی‌های اجتماعی و روان‌شناسی شده است، به خاطر این که مردان برای کار از شهر خارج می‌شوند و در تمام روز این شهر خالی است، بدون هیچ فضای عمومی، برای این که زنان در آن سرمایه‌گذاری اجتماعی کنند.

بنابراین یک‌سری کلونی‌هایی تشکیل شده که عجیب و غریب است؛ یعنی گسست عاطفی هم اینجا وارد می‌شود. فقط گسست کالبدی و فیزیکی نیست، گسست روانی هم اتفاق می‌افتد. تازه در سال هزار و سیصد و هفتاد که من اعتراض کردم به مقولهٔ شهرهای جدید در یک کنفرانس بین‌المللی که در اصفهان تشکیل شده بود، که روی صحنه جلوی همه با معاون وزیر وقت آن زمان با هم درگیر شدیم و حال آن چیزی که گفته‌ام را به من برمی‌گردانند! (در گفت‌وگو با پریسا حیدری، منتشر شده در مجلهٔ مطالعات هنرهای زیبا، سال ۱۳۹۹)

دسته‌ها
برنارد چومی

برنارد چومی: معماری‌ای که کانسپت نداشته باشد معماری نیست

چندی پیش {نوشتهٔ} نیکولاس پوزنر را بازمی‌خواندم و آنجایی که او ادعا می‌کند یک انباری دوچرخه ساختمان است و یک کلیسای جامع معماری است، من در پاسخ به او می‌گویم که انباری دوچرخه‌ای که کانسپت داشته باشد معماری است و کلیسای جامعی که کانسپت نداشته باشد معماری نیست.

موضوع معماری فقط فرم نیست، معماری دربارهٔ کانسپت و ایده‌هاست و همچون بسیاری از رشته‌های دیگر، معماری هم باید کانسپت و ایده‌هایش را تجسم ببخشد. معماری‌ای که کانسپت نداشته باشد معماری نیست.

بعضی از آثاری که اطرافتان می‌بینید با الگوریتم‌های فوق‌العاده پیچیده و نقطهٔ توقف و چیزهایی از این قبیل، شکل دارد اما کانسپت ندارد. این آثار معماری نیستند اگر کانسپت یا ایده نداشته باشند. (در گفت‌وگو با پیتر آیزنمن، منتشر شده در مجلهٔ Log، ش ۲۸، سال ۲۰۱۳)

دسته‌ها
محمدرضا حائری

محمدرضا حائری: معماری مهم‌ترین نمایندهٔ شعور و آگاهی هر جامعه است

من {…} معتقدم معماری یعنی واقعیتی که در نهایت وجدان جامعه است. جامعه‌ای که معماری نداشته باشد وجدان ندارد. مهم‌ترین نمایندهٔ شعور و آگاهی هر جامعه معماری است. آدم‌ها باید بتوانند از شهر خود دفاع کنند. می‌دانید که مسئله شهر اهمیت بسیاری دارد و درست است که ما تهرانی هستیم، اما خیلی از این موضوع سربلند نیستیم؛ ولی یک اصفهانی، یک پاریسی و یا یک فرد اهل یزد احساس سربلندی می‌کند، چون بهتر از ما که در تهران هستیم می‌تواند از شهرش دفاع کند. ما نیز باید از شهر خود دفاع کنیم؛ شهری که البرز دارد، کوه‌دره‌های عظیم داشته که می‌توانستند هوای تازه بیاورند. اکنون حدود سی‌چهل سال است است که ادراک فضایی از شهر ما رخت بربسته و معماری از صحنه شهر تهران خارج شده و ساختمان به مفهوم عام کلمه آمده و معماران جایگاه خودشان را فراموش کرده‌اند. ما می‌توانیم برای چهل سال آینده برنامه‌ریزی کنیم و به تهران مطبوع‌تری دست یابیم. (در گفتگو با سهیلا نیاکان، منتشر شده در ماه‌نامهٔ آینهٔ خیال، ش ۸، تیرماه سال ۱۳۸۷)

دسته‌ها
سیاوش تیموری

سیاوش تیموری: معماری جایی برای اشتباه ندارد

معمار باید بر اساس ویژگی‌های شخصی که در ساختمان زندگی می‌کند و بررسی اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت طراحی کند. چون معماری هزینه‌بر است و مانند تابلوی نقاشی نیست که اگر روی بوم زدیم و خوشمان نیامد آن را سفید کنیم و یک نقش دیگر طراحی کنیم. اگر معماری از بن و پی خراب ساخته شود و درست طراحی نشود تا ابد جواب نمی‌دهد. من اگر استادیوم صدهزارنفری برای شهر تهران بسازم و درست نباشد نمی‌توانم به مردم بگویم ان‌شاءالله استادیوم صدهزارنفری بعدی جبران میکنم! معماری جای اشتباه ندارد. من اگر بودم می‌گفتم گردن معماری را که اشتباه می‌کند بزنند. (در گفتگو با آرزو افشار زاده، منتشر شده در هفته‌نامهٔ پیام ساختمان، ش 212، سال 1394)

دسته‌ها
دیوید روی

دیوید روی: معماری پاسخ‌‌ شخصی معماران به جهان است

معماری خیلی به ساختمان‌ها مربوط نمی‌شود، هرچند ساختمان‌ها بخش نسبتا بزرگی از آن هستند. من فکر می‌کنم معماری بیش از هر چیز، پاسخ‌‌هایی شخصی به جهان است؛ تصمیم‌هایی که بعدها منجر می‌شوند به اینکه یک ساختمان یا چیزهای دیگری که معماران می‌سازند، ساخته شوند. اینها توسط ایده‌ها به پیش برده می‌شوند؛ ایده‌هایی که در پاسخ به این پرسش شکل می‌گیرند که چه چیز در دنیا ممکن است؟ یا ما دوست داریم چه چیزهایی در دنیا ممکن باشند؟ بنابراین فکر می‌کنم این تمایز که به شکل سنتی تعریف شده، تمایز خوبی است اینکه معماری، ساخت صرف یا ساختمان صرف نیست. درباره چیزی بیش از اینهاست. ایده‌هایی در آن وجود دارد. بیشتر این ایده‌ها که موجب تمایز آن از ساختمان می‌شوند، ایده‌هایی درباره دنیا هستند؛ دنیا به مفهوم عمیق آن. بنابراین پاسخ من {به این سوال که معماری چیست؟} پاسخ کاملی نیست، اما فکر می‌کنم تا اندازه‌ای به آنچه من فکر می‌کنم معماری است، پرداخت؛ ایده‌هایی درباره دنیا. (در مصاحبه با Luca De Giorgi در سال 2014، ترجمهٔ پویان روحی و منتشر شده در روزنامهٔ شرق)