دسته‌ها
امره آرولات

امره آرولات: خلق بنایی که به طور هم‌زمان ساده و خوب باشد بسیار دشوار است

مدرنیسم ابتدا بسیار منطقی و عملگرا بود. اما در اواخر قرن بیستم دنیا به جای متفاوتی تبدیل شده بود. در ترکیهٔ دههٔ شصت میلادی اثرات مدرنیسمِ خردگرا مهیب بود. این جنبش از حیث فکری و از حیث معمارانه ورشکست بود. {در آن دوره} در مقام یک معمار می‌توانستید با خلق طرح‌های بسیار ساده قسر در بروید، اما {خلق طرحی که} به طور هم‌زمان ساده باشد و خوب بسیار دشوار است.

من از هرگونه تعصب، چه از نوع سکولار آن و چه از نوع مذهبی‌اش، بیزارم. خودم را در میانهٔ این دو وضعیت می‌بینم. من آدمی مذهبی نیستم، اما مذهب را می‌فهمم و به آن احترام می‌گذارم. در حال حاضر روی یک مسجد کار می‌کنم و این طرح مرا برانگیخت تا دربارهٔ اینکه معماری اسلامی اساساً راجع به چیست بیندیشم. من به بافت، ترکیب بافت‌ها، بهره بردن از سایه و نور طبیعی آنطور که در معماری اسلامی سنتی هست علاقه‌مندم. در طراحی داخلی مسجد سنجکلر من در حال تلاش هستم که جوهرهٔ فضای مذهبی را تسخیر کنم. این فضایی ساده است که مردم را به نماز خواندن و تنها بودن با خدا ترغیب می‌کند.

اما من در عین حال علاقه‌مندی‌های مدرنیستی بسیاری نیز دارم. نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که مدرنیسم دهه‌های شصت و هفتاد تماماً زمینه و روح را از معماری گرفت. مدرنیسم ادعایی مبنی بر آغاز از ابتدا داشت، می‌شود گفت از نقطهٔ صفر. اما چنین نقطه‌ای وجود ندارد. هیچ دنیای آرمانی‌ای وجود ندارد. ما در معماری باید از زمین بیاموزیم، از مکان. برخلاف مدرنیست‌های متعصب، من به زمینه، به تمایز و نداشتن یک نظم ثابت در همه‌جا معتقدم. وقتی مردم می‌گویند که طرح‌های مرا بازمی‌شناسند خیلی ناراحت می‌شوم. من خودم را مجبور میکنم که هر بار چیز متفاوتی خلق کنم، چیزی که وابسته به زمینه باشد. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجلهٔ ArchIdea، سال ۲۰۱۳)

دسته‌ها
برنارد خوری

برنارد خوری: معمارانی که آنها را از طریق رویکرد فرمالشان می‌شناسیم در عصر حجر گیر کرده‌اند

برخی از مردم هستند که به شکلی خطرناک تعریف بسیار ساده‌ای دارند از این که زمینهٔ ما یا شهر ما چطور چیزیست. مردمی که کارت‌پستال‌های فریبنده را می‌بینند، در حالی که اینها ساده‌سازی‌های خطرناکی از تاریخ هستند. من روی زمین سمی {لبنان} زندگی می‌کنم و نفس می‌کشم و لااقل آن را می‌فهمم و می‌شناسم. این همان سیاقی است که کار من در آن قرار گرفته است. به نظر من معمارانی که شما آنها را {صرفاً} از طریق رویکرد فرمالشان، یا زیبایی‌شناسی‌شان یا ترکیب معمارانه‌شان، می‌شناسید {همچون} دایناسورها هستند. آنها در عصر حجر گیر کرده‌اند چرا که هنوز در مرحلهٔ فرم گرفتارند. ما امروز در عصری زندگی می‌کنیم که معنا از طریق ابزاری بسیار بسیار پویاتر به صورت بسیار خودبه‌خودی‌تر توسعه می‌یابد و خلق می‌شود، درحالی که متأسفانه معماری همچنان در ماده گیر کرده است. من اما در آن گرفتار نیستم. من دوست دارم فکر کنم که ساختمان‌هایم شبیه به یکدیگر نیستند. (در گفتگو با Aidan Imanova، منتشر شده در وب‌سایت identity، سال ۲۰۲۰)