دسته‌ها
کامران افشار نادری

کامران افشار نادری: آن بخش رمزآلود از طراحی که نمی‌توان از دیگری فراگرفت، خلق ایده است

کسی که فرآیند طراحی را به درستی درک کند، هرچند در عمل نتواند به ایده‌هایش برسد، قادر خواهد بود تلاش‌های ناموفق و موفق معماری را به درستی شناسایی و ارزش‌گذاری کند. در مسیر مطلالعاتی‌ام در دوران تحصیل و پس از آن متوجه شدم «ایده» موضوع بسیار اولیه و محوری در مقولهٔ فرآیند معماری است. همچنین فهمیدم «ایده» یک فرآیند حرفه‌ای صرف نیست. فرد ایده‌محور، در تمامی امور زندگی چنین است. افرادی هستند که کارها را بر اساس ایده انجام می‌دهند و افرادی دیگر که از الگوها و روال تجربه شده استفاده می‌کنند.

معمارانی که در پروژه‌هایشان فقدان ایده محسوس است، طراحی را به سوی مسائل فنی و کاربردی هدایت می‌کنند. حتی بحث زیبایی‌شناسی در این گونه کارها به نوعی پیروی از معیارهای رایج و درک کلی و عمومی از زیبایی ختم می‌شود. این کارها نکتهٔ جالب و جدیدی ندارند. صرفاً مفید هستند و در سطح پایینی از کیفیت باقی می‌مانند.

از نظر تحول و فرهنگ معماری آنچه مهم است و پس از مرگ ساختمان هم اثرش به جای می‌ماند تولید «ایده» است. منظور از ایده جوهری است که پس از حذف تمام مهارت و تخصص‌های حرفه‌ای به جای می‌ماند. فرآیند معماری ارزشمند است، آن بخش رمزآلود از طراحی که نمی‌توان از دیگری فراگرفت، خلق ایده است. خلق ایده مربوط به انجام عملی است که انسان نمی‌شناسد. مهم‌ترین ویژگی انسان انجام کارهای خارق‌العاده‌ای است که دانش آن را ندارد.

حیوانات و کامپیوترها به خوبی کارهای شگفت‌انگیزی را که بلد هستند یا به عبارتی در ذهن آنها از قبل برنامه‌ریزی شده است انجام می‌دهند. تنها انسان است که می‌تواند از عهدهٔ کارهایی برآید که نمی‌شناسد. پیشرفت در هر زمینه‌ای زمانی تحقق می‌پذیرد که انسان کاری را انجام دهد که علم و آگاهی آن از قبل وجود ندارد. (در گزارش مجلهٔ معمار از میزگردی با موضوع معماری و ایده، ش ۹۱، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: در جامعهٔ امروز سطح سلیقهٔ عمومی پایین است و مردم ترجیحات زیبایی‌شناسانه ندارند

جمعیت کثیری در متن و حاشیه شهر تهران زندگی می‌کند و این جمعیت حتی خبری از ارتباط و اتصال خودش با فضای موجودی که در آن زندگی می‌کند، هم ندارد. یعنی نمی‌داند از کانال ترافیک و یا پیاده‌رو چطوری گذر کند. رفتار و آداب شهرنشینی را نمی‌داند. من طی سال‌ها به تدریج متوجه شدم که آداب فضای شهری چیست. متوجه شدم که در شهر پا برهنه نمی‌توانم بدوم یا نمی‌توانم در پیاده‌رو، توپ فوتبال شوت کنم ولی الان این اتفاق به طور ناگهانی رخ می‌دهد. بنابراین یک طرف قضیه این است که به میزان فارغ‌التحصیلانی که وجود دارد، موقعیت شغلی و کاری نیست و طرف دیگر قضیه هم به کار نظری و تجربی معمارها برمی‌گردد که الان به نسبت گذشته کمتر شده است. من در جوانی متقاضی و سفارش‌دهنده بالقوه برای کار داشتم که این دلایل مختلفی داشت؛ از جمله این‌که من توأمان هم کار حرفه‌ای و تجربی انجام می‌دادم و هم به کلاس تاریخ و هنر می‌رفتم و به دانشم اضافه می‌کردم. الان کارگاه معماری وجود ندارد که فارغ‌التحصیلان معماری در آن تجربه کسب کنند و با مهارت‌های فنی معماران باتجربه آشنا شوند. به همه بحث‌ها این را هم اضافه کنید که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که سلیقه و ذائقه عمومی پایین است و مردم ترجیحات زیبایی‌شناسانه و کیفی ندارند. الان در تهران به یک‌باره موضوع تئاتر، سینما، کنسرت، سمینار و نمایشگاه داغ شده و تعداد مراکز فرهنگی، افزایش پیدا می‌کند که امیدوارم این کار خودش را بکند و روی سطح سلیقه و ترجیحات زیباشناسانه جامعه تأثیر بگذارد. (در گفتگو با سمیه باقری نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: نظام‌های ترجیحی جامعهٔ امروز ما کمّی است و هیچ معیاری برای سنجش کیفیت در آن وجود ندارد

وجه آرتیستی معماری این است که من باید جواب یک سؤالی که صد نفر دیگر داده‌اند را با امیال شخصی خودم طوری بدهم که متفاوت از بقیه باشد. آن موقع {در دوران پهلوی} انگیزه رقم زدن این اتفاق متفاوت برای معمارها وجود داشت ولی الان این انگیزه از بین رفته است چون معمار باید عوامل اقتصادی و سرعت کار و همچنین تقاضا و سلیقه سفارش‌دهنده را هم در نظر بگیرد. این یک پارامتر است و پارامتر دیگر این است که اصولاً در جوامعی که به نوعی در آن دموکراسی برقرار است، قشر متوسط جامعه بزرگ می‌شود و وقتی قشر متوسط در هرم سنی و وضعیت جامعه‌شناسی یک جامعه رشد می‌کند، سلیقه عمومی هم متوسط می‌شود، در صورتی‌که جامعه مصرفی در یک دوره‌ای خودش را به هدایت یک بخشی از الیت جامعه می‌سپرد. الان مشکلی که در جامعه ما به وجود آمده این است که تمام نظام‌های ترجیحی جامعه کمی است و هیچ معیار و شاخصی برای سنجش کیفیت وجود ندارد. یعنی شما حتی اگر بخواهید غذای خوب بخورید هم به جایی می‌روید که کباب متری به شما بفروشند! در نتیجه اوضاع تحولات تاریخی در جامعه ما طوری شده که بزرگ‌ترین آسیبش غلبه کمیت بر کیفیت است. (در گفتگو با سمیه باقری نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)

دسته‌ها
هادی تهرانی

هادی تهرانی: در معماری معاصر ایران تفکر حاکم بر حجم بیرونی به پلان و جزییات نفوذ نکرده است

ایران تاریخ و پیشینهٔ هنری دیرینه‌ای دارد. در جای‌جای شهر شما با موضوعات جالبی برخورد می‌کنید، در کلیات ساختمان‌ها جعبه‌هایی خاکستری هستند، اما در جزییات می‌توان دید که معماران با یک سلیقه موضوع خاصی را دنبال می‌کنند. توجه معماران عمومی شهر به جزییات قابل توجه است. از نرده‌ها گرفته تا باغچه‌های کوچک که در مقابل خانه‌ها ساخته شده است. به نظر من بهترین کاری که معماران جوان ایرانی می‌توانند انجام دهند این است که ویژگی‌ها و تفاوت‌هایی که مختص ایران است و می‌تواند نقطهٔ قوت معماری ایران محسوب شود را بیابند و آن را توسعه دهند. از طرفی می‌بینم از تکنولوژی در ساخت بناها به درستی استفاده نمی‌شود. معماران ایرانی باید تکنولوژی روز دنیا را خوب بشناسند آن را برای ساختن پروژه‌ها به کار گیرند و آن را دست و به جا مصرف کنند. وقتی از بیرون به پروژه‌های جدید نگاه می‌کنید خیلی شبیه به معماری اروپایی و معماری روز دنیا هستند، ولی وقتی به تکنولوژی که آنها را ساخته دقت می‌کنید می‌بینید که فاصله دارند. تفکر حاکم در حجم بیرونی به داخل پلان و جزییات نفوذ نکرده است. استعداد، سلیقه، پیشینه و تاریخ برای خلق معماری ایرانی وجود دارد، تنها باید به آن توجه کرد و اهمیت داد. شهرهای ایران بسیار بکر به نظر می‌رسند و جای کار معماری زیادی دارد و من با توجه به آنچه دیده‌ام به آیندهٔ معماری ایران و درخشش آن در دنیا بسیار خوشبین هستم. (در گفتگو با سام طهرانچی و رامین صفری‌راد، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش 30 و 31، زمستان 89 و بهار 1390)

دسته‌ها
ژان نوول

ژان نوول: در طراحی باید متوجه اهمیت تداوم جغرافیایی و تاریخی مکان باشیم

مهم است که بدانیم هر جایی در یک مرحله از مراحل تحول به سر می‌برد، اما باید متوجه اهمیت تداوم جغرافیایی و تاریخی آن مکان نیز باشیم. من پروژه‌هایی که ایده‌شان تبدیل و اصلاحات است را به پروژ‌هایی که قرار است از سیاق و زمینهٔ خود منقطع شوند ترجیح می‌دهم. من اهل ساده‌انگاری نیستم. من همیشه آرزو دارم پروژه‌هایی سرشار از سادگی، ظرافت و ژرفا انجام دهم. پروژه‌هایی که روح مکان، شهر یا روستایی که پروژه در آن واقع شده، ساختمان‌های پیشین اطراف پروژه را حفظ کند و به خواست مردم احترام بگذارد. (در مصاحبه با وب‌سایت Designboom، سال 2007)

دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: باید به جوانان کشور بیاموزیم که جستجوگر باشند نه دنباله‌رو

من فکر می‌کنم اگر ما روز و روزگاری حقیقاً تصمیم گرفتیم کشورمان خودکفا شود، معماری و هنر اصیل خودش را از گذشته به حال بیاورد و به قرن بیست و یکم جهش بدهد، باید از کودکستان دست‌های بچه‌هایمان را در خمیر گل و مصالح و انرژی‌های طبیعی برای بازی و خلق کردن به جای اسباب‌بازی‌های پلاستیکی بگذاریم و دانشکده‌های هنر و معماری و شهرسازی‌مان را غرق در دروس و تجربیات عملی هنرها و دانش‌های اصیل ایرانی کنیم و در عین حالی که آنها را با پیشرفته‌ترین علوم و هنرهای جهان آشنا می‌سازیم به آنها بیاموزیم که جستجوگر باشند نه دنباله‌رو. تا با ثروت و گنجینهٔ فرهنگشان به بازارهای دنیا وارد شوند و نه با پول. (در مصاحبه با مجلهٔ معماری و شهرسازی، سال 1369)

دسته‌ها
محمدرضا جودت

محمدرضا جودت: مانع ما در راه ایجاد یک مکتب معماری، نا آشنایی دانشجویان با هنرهای تجسمی است

مشکلی که باعث ایجاد اختلال در شکل‌گیری و قوام یک مکتب معماری در ایران شده ضعف در آشنایی با هنرهای تجسمی در میان دانشجویان بود و اگر دقت کنید این مسئله به دانشجوها برنمی‌گردد بلکه یک ریشهٔ عمیق اجتماعی دارد. یعنی اگر به چند سال پیش برگردیم که موزه هنرهای معاصر مجموعه باقی‌ماندهٔ مینیاتورهای ما را به نمایش گذاشت، دیده می‌شد که با وجود آثاری اعجاب‌انگیز این مجموعه ارتباطی با مردم برقرار نکرده بود. بلکه کل این مجموعه در میان صفحات کتاب‌ها و دربارها و جاهای خاص محفوظ بوده و در دسترس یک قشر محدودی قرار داشته و هیچ وقت ارتباط و آشنایی از نوع ارتباطی که مردم دیگر کشورها مخصوصاً کشورهای اروپایی یا برزیل در میان مردم ما با آثار هنری وجود نداشته است. این نقطه ضعف در همه رشته‌های هنری ما وجود دارد؛ در سینما، تئاتر و غیره. تقریباً آشنایی ما به کاشی‌کاری‌ها و تزئینات فضاهای مذهبی محدود می‌شود. ما خیلی کم با دانشجویانی برخورد داشتیم که اصولاً مسئله خلاقیت، رنگ، شکل و فرم در کارهایشان دخیل بوده‌است. (در گفتگو با وب‌سایت معمارنت، سال 1391)

دسته‌ها
مایکل گریوز

مایکل گریوز: حدید و کولهاس و لیبسکیند اوضاع معماری را خراب کرده‌اند

توصیهٔ من به معماران جوان این است که در کنار تحمل سختی‌ها، مطالعه کنند و نحوهٔ ساماندهی فضاها و خلق پلان را بیاموزند. در حال حاضر وضع کل صنعت ساختمان خراب است. اوضاع معماری با وجود زاها حدید، رم کولهاس، دنیل لیبسکیند و افرادی مشابه اینها افتضاح است. من امیدوارم هرچه زودتر این وضع متوقف شود. موزهٔ ماکسی که زاها حدید آن را طراحی کرده ماهیانه تنها بیست و پنج نفر بازدید کننده دارد. این یعنی مردم از این ساختمان متنفرند. (گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت آرکیتایزر، سال 2013)

دسته‌ها
منصور فلامکی

منصور فلامکی: مردم ما با اندیشهٔ حفاظت از ابنیهٔ ارزشمند بیگانه هستند

یادمان باشد که مردم ما در حالی که تشنهٔ خانهٔ نوساز وانمود می‌شوند، هیچ‌گونه آموزشی برای تمییز آنچه که می‌خواهند و سنجش آنچه که دارند با آنچه که به عالم تصورات‌شان دربارهٔ خانه و شهر راه داده شده است ندارند. امروزه مردم ما به خواسته‌هایی خام و تصورهایی ناسنجیده که به عنوان آرمانی‌شان می‌شمرند مجهز شده‌اند و به دور از اندیشه‌هایی هستند که حفاظت مستمر و بهسازی و مرمت‌های دوره‌ای خانه و مدرسه و بازار را همزمان با طراحی و اجرای ساختمان فهم می‌کنند. (در مقالهٔ «کاربرد اندیشه‌ها در حفاظت ثروت‌های ساختمانی ایران» در سال 1371)

دسته‌ها
اردشیر سیروس

اردشیر سیروس: صمیمیت، طبیعت، سکوت، نور و هوا لازمهٔ حیات هر واحد مسکونی است

باید بدانیم که جستجوی زیبایی و آرامش در تزئینات سطحی و دکورهای کاذب که متاسفانه در منازل اشرافی بسیار متداول شده است نیست. خانه صمیمیت می‌خواهد، خانه همزیستی و مهر می‌خواهد، حال خواه در منزل یک صنعتگر باشد و یا در خانهٔ یک کشاورز. به طور خلاصه صمیمیت، طبیعت، سکوت، نور و هوا لازمهٔ حیات یک واحد مسکونی است. البته در مجتمع‌های مسکونی یا در واحدهای شهرهای صنعتی که می‌سازیم باید توجه بیشتری به این امر مبذول داشت. (مصاحبهٔ منتشر شده در کتاب اندیشهٔ معماران معاصر ایران، سال ۱۳۸۹)