دسته‌ها
تام مین

تام مین: طرحی غیر متعارف و بسیار بد سلیقه می‌تواند معرکه باشد، اگر گیرا باشد و با شما حرف بزند

هم طراحی خوب و هم طراحی واقعاً بد می‌تواند جذاب باشد. نوع خاصی از بد وجود دارد که عجیب و غریب است و به سختی پیدا می‌شود. یک جورهایی به شکل جذابی «پرت» است؛ و من عاشق آن هستم.

یک چیز فوق‌العاده غیر متعارف و بسیار بد سلیقه می‌تواند معرکه باشد، و در واقع می‌تواند تبدیل به طراحی خیلی خوب شود چرا که گیراست و با شما حرف می‌زند. من به چیزهایی که به گیرایی نزدیک هستند بسیار بیشتر علاقه‌مندم، فارغ از سلیقهٔ شخصی و این که چگونه با ماهیت ذهنی و پیچیدهٔ زیبایی جور درمی‌آید.

چنین چیزی در ظاهر می‌تواند زشت یا متعالی باشد؛ در این ساحت تفاوتی نمی‌کند، به امری پیچیده‌تر ارتباط دارد. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجلهٔ CLAD، شمارهٔ ۳، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
کوین روچ

کوین روچ: آسان است که فراموش کنیم بناها را برای مردم می‌سازیم و سخت است که به یاد داشته باشیم مردم صرفاً عدد نیستند

متکبرانه است که معماری را به سوی اثر هنری بودن میل دهیم بدون این که ماهیت آن را به طور کامل درک کنیم، و خطرناک است که این همه راجع به هنر حرف بزنیم مبادا آن را با مُد اشتباه بگیریم. هنر به سختی به دست می‌آید. هنر محصول تأمل عمیق راجع به ماهیت چیزهاست؛ نه محصول مقبولیت و تحسین.

بسیار آسان است که فراموش کنیم بناها را برای مردم می‌سازیم؛ مردمی که باید آن بناها را ببینند و از آنها استفاده کنند. آسان است که فراموش کنیم که آن آدم‌ها افرادی هستند با نیازها و سلیقه‌های متفاوت و سخت است که به یاد داشته باشیم که آنها صرفاً عدد نیستند.

ما باید مسئولیت خلق محیط {جامعهٔ} خودمان را بپذیریم از این فرصتی که در اختیار داریم برای رهبری و آموزش جامعه برای بهبود زیستگاهش استفاده کنیم و اجازه دهیم که آیندگان راجع به این که چه چیز هنر بود و چه چیز وهم قضاوت کنند. اجازه دهیم آیندگان تمدن ما را بسنجند.

همهٔ ما باید ارادهٔ خود را تسلیم خلق تمدنی کنیم که در آن بتوانیم در صلح با طبیعت و با یکدیگر زندگی کنیم. خوب ساختن کنشی صلح‌طلبانه است. بیایید امید داشته باشیم که این کار بیهوده نخواهد بود. (در سخنرانی پذیرش جایزهٔ پریتزکر، سال ۱۹۸۲)

دسته‌ها
فرهاد احمدی

فرهاد احمدی: فرم بخشی از معماری است که بیش از حد بدان توجه می‌شود

فرم بخشی از معماری است که بیش از حد بدان توجه می‌شود؛ در حالی که باید به تفکر در مورد ماهیت معماری پرداخت. معماری زاییدهٔ لایه‌های فراوانی است که قدمت تاریخ و وسعت جهان این لایه‌ها را شکل داده‌اند. این لایه‌ها باید شناسایی شوند و قدرت بالفعل کردن این شناخت‌ها هم باید فراهم شود. از طرفی دیگر، طراحی معماری به زیبایی‌شناسی، سبک‌شناسی و تبحر ویژه‌ای نیاز دارد.

معماران جوان ما معماران خوش‌سلیقه‌ای هستند. در داوری‌ها کارهای خوش‌فکر دیده می‌شود؛ اما مسئله این است که ما در هر طرح در برابر چه سؤالی قرار داریم و به دنبال چه پاسخی هستیم و مهم این است که چه موضوعاتی دغدغهٔ ما باشند.

مجموعهٔ آقاخان در دوره‌ای بسیار موثر بود. در آثار معماران جهانی که در این منطقه کار کرده‌اند شاهکارهایی می‌بینیم. در حالی که در منطقهٔ خاورمیانه تنها ایران است که صاحب‌نظرانی دارد و در دههٔ پنجاه کارهایی می‌شود که متأسفانه به دلیل برخی مسائل و فرصت‌سوزی‌هایی که رخ داد در تاریخ ایران تکرارشدنی نیست. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
مرتضی ممیز

مرتضی ممیز: من طرف‌دار آن گروه از هنرمندانی هستم که مانند بولدوزر عمل می‌کنند

من طرف‌دار آن گروه از هنرمندانی هستم که مانند بولدوزر عمل می‌کنند. همه‌چیز را با کار و فشار زیاد از پیش پای خود بر می‌دارند و سلیقه‌ساز می‌شوند. می‌دانید که این عده از هنرمندان چقدر در تاریخ هنر حضور مؤثری دارند. انسان‌ها به دو شکل عمل می‌کنند؛ یک عمل طبیعی و روزمره. در نتیجه وقتی از آنها می‌پرسید که چطور عمل می‌کنید و چطور زندگی می‌کنید، آن‌ها کمی جا می‌خورند و نمی‌دانند چه بگویند. چون به نظر آنها کار مهمی انجام نشده که مستحق چنین سؤالی باشند. آنها به طور طبیعی زندگی کرده‌اند، کار کرده‌اند، تولید کرده‌اند، تولید مثل کرده‌اند، بعد همه‌چیز هم سر جای خودش بوده است. چون در آن‌ها یک خط مستقیم بدون گره و پیچ و خم وجود داشته که درونشان را با بیرون پیوند داده است. در واقع همۀ مردم دنیا می‌خواهند چنین حساب و کتاب روشنی با خودشان و با همه داشته باشند و اگر ندارند جزو آن دستهٔ دوم به حساب می‌آیند که ذهن و انرژی گران‌بهای خودشان را به جای عمل کردن و بولدوزر شدن، صرف محاسبات و نازک‌بینی‌های فراوان می‌کنند که مستقیم‌ترین راه را پیدا کنند و بالاخره عمرشان را تلف می‌کنند و راه هم به جایی نمی‌برند.

آدم در زندگی دو چیز دارد: یکی زاویهٔ دید یعنی شیوهٔ فکر کردن و دیگری هدف، که آن را بر اساس آن اولی انتخاب می‌کند. حرفهٔ آدم یکی از وسایل کوشش در میان این دو چیز است. تاکنون هم با چنگ و دندان و مبارزهٔ فراوان کوشیده‌ام حرفه‌ام را که مهجور و گمنام بوده، مطرح و معرفی کنم. در واقع دارم دربارهٔ این حرفه که همیشه لگدمال شده است، احقاق حق می‌کنم. امروز شما متوجه شده‌اید که کار گرافیک چیزی در مقابل نویسندگی، چاپ، نقاشی، معماری، سینما، تئاتر و غیره کم ندارد. مطلقاً چیزی کم ندارد. بلکه به خاطر ماهیت دسته جمعی کار کردنش و مسئولیتی که در مقابل فرهنگ روزمرهٔ جامعه به عهده دارد کاری است بسیار خطير و مؤثر. (در گفت‌وگو با ساعد مشکی، منتشر شده در نشریهٔ نشان، ش ۱۰، سال ۱۳۸۵، به نقل از وب‌سایت شخصی ساعد مشکی)

دسته‌ها
فریار جواهریان

فریار جواهریان: معماری امروز امارات و قطر در ایران نه تنها آرزوی برخی معماران بلکه سلیقهٔ قشری خاص از پولدارهاست

ما نباید ببینیم دنیا چه کار کرده است {و همان را بدون فکر در ایران پیاده کنیم}. دانش آن به صورت تئوریک خوب است که شما این اطلاعات را بدانید. نمونه‌ای که برایتان مثال می‌زنم راجع به کشورهای کوچک اطراف خلیج فارس است، راهی که قطر، ابوظبی و دبی رفته‌اند با راهی که عمان رفته کاملاً متفاوت است. در عمان اجازه ندارید ساختمان‌های بلند بسازید، مانند تمام کشورها قوانین و مقررات معماری و شهرسازی در آنجا حاکم است. این موضوع باعث شده معماری بومی خود را حفظ کنند و رابطهٔ عمیقی بین فرهنگ و معماری شهرشان -کشورشان داشته باشند. از طرف دیگر شاهد امارات و قطر هستیم که سعی می‌کنند فرهنگ خود را حفظ کنند و به نمایش بگذارند ولی کاملاً نمایشی و در مقیاس کوچک است. این کشورها برای معماران غربی به حالت یک آزمایشگاه درآمده، کارهایی که در کشور خودشان اجازهٔ ساخت آنها را ندارند، در این کشورها می‌سازند و به عقیدهٔ من نتیجهٔ آن خوب نیست.

متأسفانه تصویر معماری که ما در کشور امارات و قطر می‌بینیم در حال حاضر نه تنها آرزوی معماران ایران است بلکه سلیقهٔ یک قشر خاص (پولدارها) در ایران است و ما شاهد این سلیقهٔ نازل در ایران هستیم. (در گفتگو با الهه مایانی و علیرضا عظیمی حسن‌آبادی، منتشر شده در کتاب اندیشهٔ معماران معاصر ایران، جلد چهارم، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: مطبوعات و رسانه‌های معماری باید سلیقه تولید کنند

معماری فقط هنر یا تخصصی که باید سفارش و تقاضا داشته باشد، نیست. معماری سبک زندگی را رقم می‌زند و مطبوعات و رسانه‌های مرتبط به این موضوع هم وظیفه‌شان در همین راستا تعریف می‌شود. مطبوعات باید سلیقه تولید کنند. مطبوعات باید مبادی زندگی شهری و ارزش‌ها را به مخاطبان و جامعه شهری نشان دهند. قبل از انقلاب، نشریات آرشیتکت، معماری نوین و دیگر مجلاتی که بسیار وسیع با تیراژ زیاد از آمریکا، فرانسه، ایتالیا و انگلستان به ایران فرستاده می‌شدند، این موضوع را حمایت می‌کردند. امروز باید دنبال این سؤال باشیم که اکنون فضای معماری معاصر و به‌تبع آن سبک زندگی در شهرها، چطور از سوی نشریات بررسی می‌شود. (در میزگردی با موضوع رسانه‌های معماری، با حضور محمد محمدزاده، احمد زهادی و سعید برآبادی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۶)

دسته‌ها
کاترین اسپریدونف

کاترین اسپریدونف: آنچه هویت را ایجاد می‌کند اقلیم و باور است

آنچه هویت را ایجاد می‌کند اقلیم و باور است. شما به عنوان یک ایرانی، رفتارتان ایرانی بودن‌تان را نشان می‌دهد نه لباس یا کفشی که پوشیده‌اید. اگر لباس یا کفشی ایتالیایی بپوشید، آن کفش و لباس شما را ایتالیایی نمی‌کند. رفتار، باورها و سلایق‌تان هویت شما را می‌سازد. در وضعیت جهانی که در حال بمباران اطلاعات هستیم، باید سر اینکه چه چیزی را وارد سیستم‌مان کنیم یا نه، اطلاعات را انتخاب کنیم.

اگر شما به همین پروژه سینمایی پارک ملت از زاویهٔ هویت ایرانی نگاه کنید، باغ ایرانی، نسیم، عبور باد از میان درخت‌ها، همه و همه معنا و مفهومی ایرانی دارند. شما در این فضا حرکت می‌کنید. داخل باغ قدم می زنید، اگر خواستید وارد فضاهای فرهنگی پردیس سینمایی می‌شوید، اگر نخواستید از زیر آن عبور می‌کنید. شبیه یک کوشک است، هیچ چیز را به شما تحمیل نمی‌کند. از طرف دیگر، ما از لحاظ تکنولوژیکی این روزها امکانات بسیاری داریم.

محدودیت‌های تکنولوژیک قدیم وجود ندارد، بنابراین چسبیدن به برچسب‌های ظاهری تحت عنوان هویت، کار غلطی است. مهم معنا، مفهوم و روح اثر است. سازه باید روح و زندگی داشته باشد. ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که تکنولوژی سخت، راحت‌تر شده، اما روح و مفهوم اثر همان است که بود. (در گفتگو با پرویز براتی پیرامون پردیس سینمایی پارک ملت، منتشر شده در ضمیمهٔ روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: ما راجع به یک شهر تصمیم نمی‌گیریم شهر خودش تصمیم می‌گیرد

ما راجع به یک شهر تصمیم نمی‌گیریم، شهر خودش تصمیم می‌گیرد. بنابراین اگر ما بتوانیم شهر را درست بفهمیم راه حلی که برای شهر وجود دارد بیشتر از یک راه حل نیست که آن را خود شهر دیکته می‌کند. من فکر می‌کنم که امر شهرسازی امر سلیقه‌ای نیست و یک راه حل برای هر شهری وجود دارد که از برآیند نیروها و تاریخ گذشته‌اش و فعالیت‌ها و نظریهٔ آینده‌اش زاییده می‌شود. من کاری را که روی مرکز شهر تهران انجام دادم با این رویکرد بوده و از این نظر آن کار را هم کارساز و هم آن را مادر پروژه‌های دیگر خودم می‌دانم. (در گفتگو با مهدی عباس‌زاده، منتشر شده در فصلنامهٔ آبادی، ش ۵۶، پاییز ۱۳۸۶)

دسته‌ها
شیرین نشاط

شیرین نشاط: هیچ راهی برای این که هنرمند بتواند نظرگاه مخاطبان اثرش را کنترل کند وجود ندارد

حقیقت این است که هیچ راهی برای این که هنرمند بتواند نظرگاه مخاطبان اثرش را کنترل کند وجود ندارد، زیرا مردم همیشه یک اثر را مطابق با تجربه، سلیقه، ادراک و نظرگاه سیاسی خویش درک می‌کنند. به نظر من این خیلی جذاب است که از یک اثر خاص می‌توانید بازخوردهای کاملاً متضادی دریافت کنید. من فکر می‌کنم وقتی شما هنرمندی هستید که که برای مدتی فعالیتی همچون آنچه من انجام داده‌ام را داشته‌اید، می‌فهمید که تقریبا غیرممکن است که اثری خلق کنید که به اتفاق آراء مخاطبان مورد علاقه یا ادراک قراربگیرد. شما نمی‌توانید همه را راضی کنید، و این ادراکی بسیار مهم است. (در گفتگو با Ana Bogdan، منتشر شده در وبگاه The Talk، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
نری آکسمن

نری آکسمن: طراحی از طریق ایجاد کُل‌هایی که از مجموع اجزای خود بزرگ‌ترند معنا را منتقل می‌کند

خطاب به نسل‌های جوان طراحان و معماران، می‌گویم که طراحی نه یک حرفه است و نه یک رشته؛ طراحی ذوق و سلیقهٔ به‌هم پیوسته و اکتسابی است. طراح خوب، به وسیلهٔ امکاناتی که طرح و طراحی در اختیارش می‌گذارد، نه تنها می‌تواند مسائل را حل کند بلکه آنها را پیش از پدیدار شدنشان کشف کند. طراحی، همچون زبان، از طریق ایجاد کُل‌هایی که از مجموع اجزای خود بزرگ‌ترند معنا را منتقل می‌کند. آن زمان که پیوند محکمی میان روش و فرم، تکنیک و بیان، روند و محصول وجود دارد، می‌توان به قلمرو مولد بودن وارد شد، جایی که طراحی از حل مسئله فراتر می‌رود و تبدیل می‌شود به یک نظام فکری به منظور مقابله با هر مشکلی که در جهان وجود دارد. (در گفتگو با Heidi Legg، منتشر شده در وب‌گاه The Editorial، سال ۲۰۱۷)