دسته‌ها
نوبویوشی آراکی

نوبویوشی آراکی: دوربین دیجیتال عکاس را تبدیل به رباتی می‌کند که هیچ احساسی ندارد

دوربین‌های دیجیتال مخصوص مردم ابله است. تصویر گرفته شده توسط یک دوربین دیجیتال فقط آن لحظهٔ خاص را نشان می‌دهد. یک دوربین دیجیتال وقوع واقعیت را کپی می‌کند. آنچه که می‌بینی همانی است که به دست می‌آوری. اما هنگام چاپ نقره ژلاتین ممکن است که چیزی در طول فرآیند ظاهر کردن یا چاپ به قاب تصویر اضافه شود. در آن تصاویر {آنالوگ} می‌تواند عواطف و احساسات وجود داشته باشد. این نوع از «اسرار مرموز» مربوط به فرآیند استفاده از یک دوربین فیلم‌دار است.

{دوربین آنالوگ} انسانی است، از همین حیث مناسب بیان عکاسانه است. من نمی‌توانم در یک تصویر دیجیتال دمای بدن سوژه را احساس کنم. در آن هیچ جسمیتی وجود ندارد. دوربین دیجیتال عکاس را تبدیل به رباتی می‌کند که هیچ احساسی ندارد. (در گفت‌وگو با Hyewon Yi در سال ۲۰۱۰، منتشر شده در وب‌سایت کتابخانهٔ دانشگاه میشیگان)

دسته‌ها
دوروتیا لنگ

دوروتیا لنگ: عکاسی در حال توسعه نیست بلکه به کلی نابود شده است

از عکاسی بهره‌کشی فراوانی شده و به قدر کافی توسط مردم با بصیرت و پختگی به کار برده نمی‌شود. {…} و عکاسان جوان به سمت موضوع حقوق شهروندی هجوم آورده‌اند، سوژه‌ای که به تازگی مد شده. و همچنین فقر. این موضوعی است که همه الان دارند از آن عکاسی می‌کنند و تا حد زیادی شبیه یک سبک جدید شده چون ریشه‌کن کردن فقر در دستور کار رئیس جمهوری قرار گرفته است. همه عکاسان جوان سراغ من می‌آیند و می‌پرسند شما الان چطور فقر را عکاسی می‌کنید؟ این رقت‌انگیز است.
این روزها تلاش خاصی لازم است که یک عکس توجه کامل را دریافت کند چون ما در هر ساعت بیداری‌مان با عکس‌ها – چه خوب چه بد – بمباران شده‌ایم. {…} و در حال عبور به طور ناخودآگاه چشمانمان به عکس‌هایی گذرا می‌خورد که یک لحظه ظاهر می‌شود. من نمی‌دانم چرا چشم مثل زانو یا انگشت‌ها پینه نمی‌بندد. ما داریم زبان تصویر را بد به کار می‌بریم و من به شما می‌گویم که {عکاسی} یک ابزار استثمار شده است. یک رسانه در حال توسعه نیست بلکه به کلی نابود شده است. (در گفتگو با Richard K. Doud در سال ۱۹۶۴منتشر شده توسط بنیاد هنر Smithsonian )

دسته‌ها
ایکو هوسوئه هنرمندان

ایکو هوسوئه: عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست

فرض ابتدایی من این است که عکاسی هنری است مربوط به ارتباط میان سوژه و عکاس. به این ترتیب می‌شود نتیجه گرفت اگر عکاس بخواهد صرفا سوژه‌اش را ثبت کند (یک اثر عینی خلق کند)، درکش از سوژه فقط همان ظاهری خواهد بود که در عکس هم دیده می‌شود. در عین حال عکاس می‌تواند تفسیر فردی خود را به سوژه تحمیل کند. شاید حد وسطی هم میان این دو نگرش وجود داشته باشد. هر چقدر {این مرز} محوتر باشد، نتیجه جالب‌تر خواهد بود. در هر صورت عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست. چه به بیان عینی تمایل داشته باشد چه به بیان درونی، عکاس قطعا در برابر محصول پایانی مسئول است. به همین دلیل است که کپی رایت وجود دارد و برای همه عکاسان مصداق دارد. هم برای عکاسان خبری که بر مادیت و عینی بودن تاکید دارند و هم برای عکاسان هنری‌. عزیزترین عکس‌ها آن‌هایی هستند که مثل خاطره عمل می‌کنند چرا که خاطرات را هرگز نمی‌توان بازسازی کرد. اما عکس‌ها فقط برای خاطره وجود ندارند. عکاسی یک شکل مهم هنر است.(در گفتگو با مجله ko-e، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
آلفرد یعقوب‌زاده

آلفرد یعقوب‌زاده: عکاس باید سوژه‌های متنوعی را کار کند تا حرفه‌ای شود

بعضی مواقع باید سریع تصمیم بگیری و انتخاب کنی، گاهی هم باید گذشت كنی وحتی از جانت بگذری. اگر بخواهی در آسایش زندگی كنی در جایی كه اسیر هستی می‌مانی و جلوتر نمی‌روی، ولی وقتی سه ماه در افغانستان و با مجاهدین زندگی كنی، نتوانی به حمام بروی ، یك ماه گرد و خاك به جای غذا بخوری، درخیابان و كوه دره و … بدون پتو بخوابی و… ساخته می‌شوی. اینها چیزهایی است كه باید بتوانی قبول كنی.‌ نمی‌شود یك سوژه را برای تمام عمرت به مردم معرفی كنی، باید سوژه‌های متنوعی را كاركنی تا حرفه‌ای شوی. یك خواننده برای یك عمرش یك آهنگ را نمی‌خواند. دریك حد ماندن درست نیست. این مشکل فقط در ایران نیست، من خیلی‌ها را در هند و پاكستان و نیكاراگونه و مكزیك می‌شناسم كه دوست دارند در كشورشان بمانند، این خلاف نیست، عیب نیست، به هرحال یك انتخاب است. {…} من همه زندگی‌ام را روی كارم گذاشته‌ام . دوست داشتم وقتی برای خانواده‌ام داشته باشم ولی كار ما حساب كتاب ندارد. پسرم كه به دنیا آمد من سه ماه نبودم، كاوه و فرنود زنم را برای زایمان به بیمارستان برده بودند و من بعد از سه ماه پسرم را دیدم. هنگام تولد دو تا از بچه‌هایم من نبودم و بچه سوم كه به دنیا آمد مرا با سرم و آمبولانس به بیمارستان برده بودند و از آنجا هم به بیمارستانی كه همسرم بود، منتقلم كردند. من اكثر اوقات به تعطیلات نمی‌روم، وقتی برنامه‌ای پیش بیاید باید بروی. پوشش دهی. اگر بخواهی بهانه بیاوری عكاس خوبی نمی‌شوی و باید اصلاً این كار را ول كنی. (در گفتگو با علیرضا نیک‌نژاد از وب‌سایت عکاسی، سال 1383)