دسته‌ها
نسرین فقیه

نسرین فقیه: باغ در مخیلهٔ مسلمانان مکانی است ازلی؛ فلسفۀ شعر، ادبیات، هنرهای زیبا، و نهاد اصلی شهرسازی، همگی از تصویر ازلی و آرمانی باغ منشأ می‌گیرند

در کار تدریس من، که در این سال‌ها ادامه داشته است و بر محور تاریخ معماری اسلامی می‌چرخد، متوجه شدم که در همه فرهنگ‌هایی مثل فرهنگ ایران، ترک، هند، عرب مغرب و عرب خاور میانه -که خود دو مطلب جداست- گفتگویی سازنده و پربار بین فرهنگ ملی و فرهنگ اسلامی وجود دارد. این بود که به فکر افتادم که این دیدگاه‌های مختلف را که در ضمن دارای زمینه‌های مشترک هستند پیرامون ایدهٔ باغ {در قالب انجمن «باغ اسلامی»} گرد آورم.

همان‌طور که می‌دانید، باغ در مخیلهٔ مسلمان مکانی است ازلی؛ فلسفۀ شعر، ادبیات، هنرهای زیبا، و نهاد اصلی شهرسازی، همه و همه از تصویر ازلی و آرمانی باغ منشأ می‌گیرند. هدف انجمن ما این است که بتوانیم در هر کشوری که مایل باشد، باغ‌های تاریخی را مرمت و احیا کنیم. متخصصان گیاه‌شناسی، تاریخ هنر، معماری و غیره را که در نقاط مختلف دنیا در این زمینه کار می‌کنند در اختیار این مراجع بگذاریم.

خوشبختانه توانستم در شهر استانبول که سنت باغ‌سازی عظیم عثمانی را دارد پروژهٔ باغ جدیدی را بگیرم که در شرف اجراست. امیدوارم ایران که بانی تاریخی باغ در این سنت است نیز در این کوشش به ما بپیوندد. (در گفت‌وگو با فریار جواهریان، منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش ۱۵، سال ۱۳۷۳)

دسته‌ها
گیتی اعتماد

گیتی اعتماد: معماری خوب الزاماً معماری لوکس و گران‌قیمت نیست

فکر می‌کنم چه در خانه، چه در مقیاس بزرگ در معماری باید حق انتخاب بگذاریم. فضاها چه در خانه و چه در بیرون از خانه باید آن تنوع را داشته باشند. البته اگر از نظر اقتصادی امکانش باشد، چون بعضی وقت‌ها حرف‌هایی که می‌زنیم خوب‌اند ولی لوکس هستند. اگر امکانش باشد می‌شود این خصوصی بودن و این خلوت داشتن را از طریق معماری حل کرد. یعنی معماری خوب داشتن یا سازهٔ خوب داشتن الزاماً {به معنای داشتن} ساختمان گران‌تر نیست. اگر مقداری تفکر پشت یک معماری خوب باشد، آن معماری می‌تواند ارزان هم باشد.

یادم است ما یک سفر رفتیم هند. چون همکلاسی‌های من در انگلیس آنجا زندگی می‌کردند. من و دانشجوها را بردند برای بازدید خانه‌های ارزان‌قیمتی که برای قشر خیلی پایین درست کرده بودند. یک شهر جدید را رفتیم و با هم دیدیم. این خانه‌ها واقعاً از نظر مصالح ارزان و اغلب آجری بودند و فضاها خیلی کوچک ساخته شده بودند. ولی معماری‌شان فوق‌العاده بود. منظورم این است که معماری خوب {الزاماً} معماری لوکس و گران نیست. همین‌طور فکر می‌کنم معنی فضای شهری خوب داشتن الزاماً این نیست که ما بیشتر هزینه بکنیم، بلکه بیشتر باید اندیشه و برنامه‌ریزی کرد. با یک‌سری چیزهای ارزان‌قیمت، مثلا همان پاپیتال رایگان، می‌شود یک نمای سبز شهری داشت. پس می‌شود اگر معماری خوب داشته باشیم داخل خانه هم فضای خوب و فضای خصوصی و حتی فضای مجزا داشته باشیم.

این را در فضای شهری هم می‌توانیم داشته باشیم. بعضی وقت‌ها خانه‌های بزرگ فضای پرت زیاد دارد ولی فضای دنجی که بشود از آن استفاده کرد در آنها نیست. یا مثلاً از سنگ و مصالح خیلی گران‌قیمت استفاده شده ولی اصلاً معماری در آن وجود ندارد. (در گفتگو با علی کیافر در سال ۱۳۹۲، منتشر شده در کتاب «آتشگهی در خواب آتش‌ها»)

دسته‌ها
دیوید چیپرفیلد

دیوید چیپرفیلد: ما معماران کارایی اجتماعی خود را از دست داده‌ایم

به نظر من معماری دچار نوعی بحران شده است. {…} ما معماران کارایی اجتماعی خود را از دست داده‌ایم. آنچه اکنون شاهدش هستیم ساخت و ساز به منزلهٔ یک محصول سرمایه‌گذاری است. ما بسیار می‌سازیم، اما آنچه می‌سازیم پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری است، گویی در حال انجام معماری بدون معماری هستیم. مسئله بیشتر سرمایه و بازگشت آن است تا شهرسازی.

ما در گذشته مشغول طراحی و ساختن شهرها بودیم و به یک معنا جوامع را می‌ساختیم، اما حالا طوری راجع به خانه‌ها صحبت می‌کنیم که گویی خانه محصولی ناآشنا همچون ماشین لباس‌شویی یا چیزی شبیه آن است. اما در واقع خانه‌ها هستند که شما یک مملکت را با آن بنا می‌کنید. (در گفتگو با Jan Dalley منتشر شده در وب‌سایت Financial Times، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: ما راجع به یک شهر تصمیم نمی‌گیریم شهر خودش تصمیم می‌گیرد

ما راجع به یک شهر تصمیم نمی‌گیریم، شهر خودش تصمیم می‌گیرد. بنابراین اگر ما بتوانیم شهر را درست بفهمیم راه حلی که برای شهر وجود دارد بیشتر از یک راه حل نیست که آن را خود شهر دیکته می‌کند. من فکر می‌کنم که امر شهرسازی امر سلیقه‌ای نیست و یک راه حل برای هر شهری وجود دارد که از برآیند نیروها و تاریخ گذشته‌اش و فعالیت‌ها و نظریهٔ آینده‌اش زاییده می‌شود. من کاری را که روی مرکز شهر تهران انجام دادم با این رویکرد بوده و از این نظر آن کار را هم کارساز و هم آن را مادر پروژه‌های دیگر خودم می‌دانم. (در گفتگو با مهدی عباس‌زاده، منتشر شده در فصلنامهٔ آبادی، ش ۵۶، پاییز ۱۳۸۶)

دسته‌ها
برتراند گلدبرگ

برتراند گلدبرگ: امیدوارم معماری من آزادی و استعداد خلاقانهٔ مردم را به رسمیت شناخته باشد

متأسفم که ایدهٔ معماری راست‌گوشه و با خطوط صاف به خیابان‌های مستقیم {و طراحی شطرنجی و یکنواخت شهر} منتج شده است؛ به آنچه که پیت سیگر ساختمان‌های «قوطی کبریتی شبیه به هم» نامیده است. امیدوارم آنچه معماری من موفق به انجامش شده این باشد که به قدر کفایت آزادی و استعداد خلاقانهٔ مردمی را که از آن استفاده می‌کنند به رسمیت شناخته باشد تا معماری خودشان را، فعالیت‌های خاص خود را، الگوی زندگی مخصوص خود را، جستجو برای کشف شیوهٔ زندگی در فضا را ایجاد کنند و گسترش دهند. (در گفتگو با Betty J. Blum در سال ۱۹۹۲، منتشر شده توسط انستیتو هنر شیکاگو)

دسته‌ها
معرفی کتاب

معرفی کتاب: 101 نکته‌ای که در مدرسه طراحی شهری آموختم

[et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_post_title admin_label=”Post Title” title=”on” meta=”off” author=”on” date=”on” categories=”on” comments=”on” featured_image=”on” featured_placement=”below” parallax_effect=”on” parallax_method=”on” text_orientation=”center” text_color=”dark” text_background=”off” text_bg_color=”rgba(255,255,255,0.9)” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” title_all_caps=”off” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” title_line_height=”1.3em” title_font_size=”26″ meta_font_size=”10″] [/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”on” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#222222″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px|0px|0px|0px”][et_pb_fullwidth_header admin_label=”Fullwidth Header” title=”حسین رهنما” background_layout=”dark” text_orientation=”center” header_fullscreen=”off” header_scroll_down=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” content_orientation=”center” image_orientation=”center” custom_button_one=”off” button_one_letter_spacing=”0″ button_one_use_icon=”default” button_one_icon_placement=”right” button_one_on_hover=”on” button_one_letter_spacing_hover=”0″ custom_button_two=”off” button_two_letter_spacing=”0″ button_two_use_icon=”default” button_two_icon_placement=”right” button_two_on_hover=”on” button_two_letter_spacing_hover=”0″ title_font_size=”19″] [/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

بی‌شک اکثریت دانشجویان معماری با کتاب محبوب ۱۰۱ نکته‌ای که در مدرسه معماری آموختم، آشنایی دارند. کتابی از مجموعه کتاب‌های «۱۰۱ نکته‌ای که آموختم» که به دلیل تصاویر گیرا و البته قلم روان و ساده‌ی نویسندگانش شهرت جهانی یافته است. برای کتاب این هفته کتاب دیگری از این مجموعه‌ی ارزشمند را که به قلم دو تن از اساتید طراحی شهری «متئو فردریک» و «ویکاس مهتا» نگاشته شده است، معرفی خواهیم کرد.

دانشجویان طـراحی شهری اغـلب خود را غرق در کتاب‌هایی می‌کنند که یا خیلی آکادمیک اسـت و یا بیش از حد فرمول‌بندی شده و بدین ترتیب ابزارهای کاربردی کمی برای استفاده در پروژه‌های طراحی دارند. 101 نکته‌ای که در مدرسه طراحی شهری آموختم این فضای خالی را با درس‌هایی برانگیزاننده و عملی در مورد فضای شهری، انواع خیابان، تجربه افراد پیاده، مدیریت فرآیند طراحی و شاخه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، روانی در تصمیمات فیزیکی طراحی و… پر می‌کند. این کتاب آموزنده که توسط دو  متخصص و مربی با تجربه نوشته شده، نه تنها برای دانشجویان بلکه برای افراد حرفه‌ای، برنامه‌ریزان، مسئولین شهری و شهروندان عادی که خواستار فهم بهتری از دنیای مصنوع پیرامونشان هستند، جالب توجه خواهد بود. در نسخه‌ی ترجمه شده‌ی این کتاب، متن انگلیسی در کنار متن فارسی قرار گرفته تا دانشجویان و علاقه‌مندان به یادگیری واژگان تخصصی، با تجربه‌ای متفاوت، با زبان تخصص معماری و طراحی شهری آشنا شوند.

کتاب 101 Things I Learned in Urban Design School یا «۱۰۱ نکته‌ای که در مدرسه طراحی شهری آموختم» به قلم متئو فردریک و ویکاس مهتا نگاشته شده و توسط علی رزاقی ترجمه و توسط انتشارات اول و آخر معماری به چاپ رسیده است. برای خرید اینترنتی کتاب فارسی و دانلود نسخه انگلیسی آن می‌توان به لینک‌های زیر مراجعه کنید:

(توجه: لینک خرید کتاب قرارگرفته در این صفحه تنها یک پیشنهاد است و به معنای تأیید وب‌سایت فروشنده نیست. گفتار معمار مسئولیتی در قبال صحت مدعای سایت فروشنده ندارد و نفعی نیز از این معرفی نمی‌برد.)

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row”][et_pb_column type=”1_2″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2019/05/Book-Intro-18-2-for-web.jpg” show_in_lightbox=”on” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”left” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][et_pb_column type=”1_2″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2019/05/Book-Intro-18-1-for-web.jpg” show_in_lightbox=”on” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”left” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” global_module=”4602″ fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffffff” allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px|0px|0px|0px”][et_pb_row global_parent=”4602″ admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_divider global_parent=”4602″ admin_label=”Divider” color=”#000000″ show_divider=”on” divider_style=”solid” divider_position=”top” hide_on_mobile=”on”] [/et_pb_divider][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_button admin_label=”Button” button_url=”http://darbook.org/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-101-things-i-learned-in-urban-design-school” url_new_window=”off” button_text=”دانلود رایگان نسخهٔ انگلیسی کتاب” button_alignment=”center” background_layout=”light” custom_button=”on” button_letter_spacing=”0″ button_use_icon=”default” button_icon_placement=”right” button_on_hover=”on” button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_color=”#222222″ button_border_color=”#222222″] [/et_pb_button][et_pb_button admin_label=”Button” button_url=”http://opizo.com/0ZgC3C” url_new_window=”off” button_text=”خرید اینترنتی نسخهٔ فارسی” button_alignment=”center” background_layout=”light” custom_button=”on” button_letter_spacing=”0″ button_use_icon=”default” button_icon_placement=”right” button_on_hover=”on” button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_color=”#222222″ button_border_color=”#222222″] [/et_pb_button][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: معماری از دل جامعه می‌جوشد، بالا می‌آید و نمی‌شود آن را تکلیف کرد

در زمان تصدی وزارت مسکن توسط آقای نیک‌پی که افکار و نظریات خاصی داشت، ریاست دانشکده هنرهای زیبا با من بود و در تمامی شوراها و کمیسیون‌های شهرسازی و معماری شرکت داشتم. یک روز بعد از شورا با او تنها ماندم. او گفت: «چرا ما نباید یک فکری کنیم که معماری پهلوی را به وجود بیاوریم، تدوین کنیم، ضوابط و چارچوب‌های آن را روی کاغذ بیاوریم و از مهندسان خود بخواهیم که روی همین چارچوب‌ها و ضوابط ساختمان بسازند؟» ضمن بحث و گفت‌وگوی مفصل، به او گفتم: «این کار صحیح نیست. معماری یک امر دیکته‌شونده یا دستورالعملی نیست و نمی‌تواند باشد که فرضا شما با یک امریه بخواهید یک سبک معماری به وجود بیاورید و چنین فکری قابل حصول نیست. ما نمی‌توانیم چنین مقرراتی را تدوین و به دیگران تکلیف کنیم که طبق این بخشنامه و این قالب، معماری کنید. شما نیز صلاح نیست که این نظر را دنبال کنید.» او قانع نشد و اصرار داشت که این فکر عملی شود و من هم مخالف بودم. مخالفت من جنبه سیاسی نداشت و صرفا جنبه فنی و علمی داشت چون معماری پدیده‌ای است که از دل جامعه می‌جوشد، بالا می‌آید و نمی‌شود آن را تکلیف کرد. من همان‌روز به او گفتم: «ما در تاریخ معاصر دو نمونه داشتیم، هیتلر و موسولینی. هردو خواستند سبک معماری فاشیستی را ابداع کرده و بر دیگران تحمیل کنند ولی دیدیم به محض اینکه این دو حکومت ساقط شدند، معماری‌شان نیز ناپدید شد. معماری فاشیستی محکوم به فنا بود. پس ما باید از این تجربه درس بگیریم. معماری باید خودجوش باشد و از بطن جامعه بیرون بیاید و غیر از این نمی‌تواند باشد.» به علاوه، آن سبکی که آن زمان در ایران اجرا می‌شد همان معماری پهلوی بود و در آینده هرگاه صحبت از معماری آن دوران شود، با همین هویت شناخته خواهد شد و دیگر لزومی به مقررات و بخشنامه ندارد. (در گفتگو با علی فراستی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال 1393)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: حرفهٔ شهرسازی در ایران اهمیت طراحانه‌اش را از دست داده است

به نظر من حرفهٔ شهرسازی در کشور ما اهمیت طراحانه‌اش را از دست داده است. یعنی طراحی در شهرسازی اصلا مطرح نیست. این حرفه تحت غلبهٔ علوم انسانی یا برنامه‌ریزی شهری کاملاً با انتظارات ما متفاوت است. هیچ نوع هماهنگی بین گروه معماری و  شهرساز دفاتر مهندسی وجود ندارد. معماران شهرسازان را آدمهایی می‌دانند که فقط حرف می‌زنند و عمل نمی‌کنند. شهرسازها هم معمارها را قبول ندارند. مدتی است که پروژه‌های بزرگ و کلان (پروژه‌هایی که عناصر متعددی را در کنار هم قرار می‌دهد) را در واحد شهرسازی مدیریت می‌کنم. ارزیابی من این است که اعتبار طراحانهٔ این پروژه‌های از پروژه‌هایی که در آتلیه‌های معماری انجام می‌شود خیلی نازل‌تر هستند. یعنی دوستان ما در این مجموعه‌ها پاسخگوی توجیه اقتصادی پروژه هستند، مفاهیم بسیار خاصی به کار می‌برند و مرحله‌بندی پروژه‌ها هم بسیار درست است، اما جلوه‌های هنری ندارند. شهرسازان جوان از حضور طراحانه یا کار طراحانه کردن، با وجود داشتن استعداد، می‌ترسند و فقط به کار برنامه‌ریزی و مطالعات علاقه نشان می‌دهند. تمام بحث‌های ما بار نظری دارند، حتی در فضای شهری هم زیبایی‌شناسی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. با مفاهیم علوم اجتماعی وارد بحث شهرسازی می‌شوند، ولی از بعد زیبایی‌شناسی به موضوع نمی‌پردازند. (در گفتگو با محمدحسین جهان‌شاهی و سحر افشار پورقربان نویسندگان مجلهٔ جستارهای شهرسازی، ش ۱۷ و ۱۸، پاییز و زمستان سال 1385)

دسته‌ها
بهرام فریور صدری

بهرام فریور صدری: در نظام سنتی ایران مرز مشخصی بین شهر و روستا وجود ندارد

در ایران و در نظام سنتی ما، مرز مشخصی بین شهر و روستا نمی‌شود تعیین کرد. به‌طور کلی مفهومی به نام آبادی مطرح بوده است که با الگوی سکنا‌گزینی در غرب تفاوت اساسی دارد. در اروپا اصولاً فئودالیزم شکل دیگری داشته است. فئودال‌ها که اکثراً در مناطق کشاورزی و در قلاع خود زندگی می‌کردند با شهرنشینان اختلافات اساسی داشتند. مثلاً شهر ونیز برای خود حکومتی مستقل داشت. تجار و صنعتگرانی که در شهر ونیز بودند با دوک‌ها، کنت‌ها و فئودال‌هایی که در مناطق روستایی زندگی می‌کردند اصطکاک و برخورد داشتند ولی در ایران چنین نبود. در ایران اقشار مختلف اعم از فئودال‌ها، تجار و صنعتگران، همه در کنار هم در داخل آبادی‌ها زندگی می‌کردند. این آبادی‌ها گاهی بزرگ بودند که شهر نامیده می‌شدند و گاهی کوچک‌تر که به آنها دیه، قصبه، قریه و… گفته می‌شد. {…} بدین ترتیب می‌بینیم که مفهوم شهر در ایران با شهر اروپایی یک تفاوت اساسی دارد که در آن کشاورزی، صنعت، علم، حکمت، تکنولوژی و غیره همراه با هم حضور دارد و در آبادی کوچک‌تر نیز همین‌طور است. (در گفتگو با حمیدرضا سپهری نویسندهٔ نشریهٔ هفت‌شهر، ش ۲۵ و ۲۶، پاییز سال 1387)

دسته‌ها
گیتی اعتماد

گیتی اعتماد: زیبایی شهر بستگی به رفاه و هزینه ندارد، آگاهی و توجه می‌خواهد

دادن راه حل به‌صورت کلی برای همهٔ شهرها مسلماً غیر عاقلانه و ناممکن است. راه حل بهبود اوضاع هر شهر مسلماً حاصل مطالعات دقیق و وسیع شهر، جامعهٔ شهری در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر شهر است. اما از این کلیات که بگذریم، شهرهای ما فضای مطلوب شهری ندارند، به‌خصوص برای افرادی که بخواهند پیاده رفت و آمد کنند و در فضایی مکث کنند. نه امنیت وجود دارد و نه زیبایی. حتی گذشتن از یک تقاطع پرترافیک بسیار خطرناک است، چون هرگز حق تقدم عابر پیاده رعایت نمی‌شود و از همه بدتر وجود موتورسواران است که تابع هیچ مقرراتی نیستند. سیمای شهر ما نازیباست، شاید تصور شود که اینها همه بستگی به رفاه و هزینهٔ بیشتر دارد، ولی واقعا چنین نیست. زیبایی را می‌توان با اعمال سلیقه، حداقل هزینه و گاهی بدون هزینه تأمین کرد؛ فقط آگاهی و توجه می‌خواهد. یکی از بزرگترین مشکلات شهری ما به‌خصوص در تهران و شهرهای بزرگ مسئلهٔ ترافیک و عبور و مرور سوار و پیاده است. تا زمانی که موضوع ایجاد وسایل نقلیهٔ عمومی حل نشود، مسلماً این مسئله ادامه دارد. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ جستارهای شهرسازی، ش ۱۵ و ۱۶، بهار و تابستان ۱۳۸۵)