دسته‌ها
اریک اوون ماس

اریک اوون ماس: ایده‌ای که من می‌پسندم ایده‌ای است که قبل از ابزار وجود داشته باشد

اگر به دفتر ما نگاه کنید، می‌بینید که ما تمام ابزارها را در اختیار داریم. اما این ایده که یک پروژه چه می‌تواند باشد، قبل از استفاده از ابزار وجود دارد. این جای بحث دارد. چون زمانی که ابزار را می‌سازید، افراد با آن کار می‌کنند و آن را یاد می‌گیرند و بعد با کمک آن، تصاویر و چیزهایی تولید می‌کنند. اگر ابزار نباشد، مجبورید اول آن {ابزار} را تولید کنید. خیلی از چیزهایی که ما اینجا در دفتر می‌سازیم، مثل شیشهٔ خم شده یا سقف فایبرگلس و چیزهای دیگر، بر اساس ایده‌هایی شکل گرفته‌اند که ابزار تولید آنها موجود نبوده. بنابراین باید راهی پیدا کنیم تا بتوانیم طراحی کنیم، چیز بسازیم، یک ساختمان را مهندسی کنیم تا ادراک جدیدی از فرم، فضا و مواد ارائه کنیم.

ایده‌های اولیه‌ای که ما را به سوی خم کردن شیشه هدایت کردند، باعث شدند بتوانیم شیشه را خم کنیم. بنابراین برای نفر بعدی مسئله فرق می‌کند. به خاطر اینکه می‌داند این کار شدنی است. او یک نرم‌افزار برای کشیدن دارد. این خطرناک است؛ خطر اینکه چیزی که به عنوان یک ابتکار یا کشف شروع می‌شود، به یک سیستم قانونی تبدیل می‌شود. {پاتریک} شوماخر چنین آدمی است. به عبارت دیگر چیزی که در یک زمان ابداع شد، دائماً تکرار شد. چیزی که می‌دانیم چطور انجام می‌شود، به کپی تبدیل شد. به جای آنکه تلاش کنیم و عرصهٔ متفاوتی کشف کنیم. ایده‌ای که من دوست دارم، ایده‌ای است که قبل از ابزار موجود است. اما این کار همیشه ممکن نیست. بنابراین دست‌کم باید نسبت به ابزار و کار با آن کمی بدبین باشید. (در گفتگو با پویان روحی در کتاب «روایت‌های آوانگارد»، منتشر شده در سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
فیروز فیروز

فیروز فیروز: جامعهٔ دموکراتیک و شیشه هم‌پای با یکدیگر رشد پیدا کرده‌اند

من فکر می‌کنم وظیفه معمارهای برجسته، نظیر دکترها، بهبود زندگی انسان است و در این مسیر نباید مخاطب را نادیده بگیرند. تاریخ پنجره را نگاه کنید که پنجره چه بوده و چطور رشد کرده است و امروز پنجره چیست؟ پنجره در حال حاضر تبدیل به پوستهٔ نما شده است و خود این مسئله یک شفافیتی را مطرح می‌کند که این شفافیت به نوعی جامعه را تغییر می‌دهد. ممکن است ما در ایران رابطهٔ بین شفافیت شیشه و شهر را درک نکنیم اما شفافیت پنجره در دنیا رفتار جامعه‌ها را عوض کرد. یعنی جامعه‌ها بسیار آزادتر شده‌اند و با خودشان شفاف‌تر عمل کردند. هر جایی اقلیم خودش را دارد و معماری باید با آن اقلیم تعریف شود. این هنر معمار است که چطور آن معماری را تعریف کند تا هم بهبود و هم شفافیت جامعه را به وجود بیاورد. ما تقریباً می‌توانیم بگوییم که جامعهٔ دموکراتیک و شیشه با یکدیگر رشد پیدا کردند. جالب است که کالایی مانند شیشه چطور می‌تواند این‌قدر رفتار یک جامعه را عوض کند. (در گفتگوی با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌سایت هنرآنلاین، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
مایکل گریوز

مایکل گریوز: ما امریکایی‌ها فقط جنبهٔ زیبایی‌شناسانهٔ مدرنیسم را از اروپا اخذ کردیم

در دهه‌های بیست و سی قرن بیستم، مدرنیسم اروپایی به امریکا راه پیدا کرد و در آن زمان نمایش بزرگی در موزهٔ هنر مدرن برقرار بود که {ما امریکایی‌ها} به نوعی آن را جذب کردیم و معماری مدرن در امریکا نیز از همان موقع به بعد شروع شد. اما مدرنیسم ما نوع خاصی از مدرنیسم بود. وقتی معماری مدرن در اروپا متولد شد، ریشه در خانه‌های پیش‌ساخته، هفته‌های کاری کوتاه‌تر و مشارکت اجتماعی داشت، در چیزهایی که اصلاً ربطی به زیبایی‌شناسی نداشتند. اما ما در امریکا فقط جنبهٔ زیبایی‌شناسانهٔ مدرنیسم را اخذ کردیم. ما شروع کردیم به خلق فضاها به جای اتاق‌ها. و در این کار زیاده‌روی کردیم، مثلاُ سراغ درهای شیشه‌ای رفتیم، و نهایتاً نتیجه این شد که حریم خصوصی از بین رفت.

راه حل این است که هر دو را داشته باشیم. این که اتاق‌هایی خلق کنیم که به اندازهٔ کافی بزرگ باشند تا احساس گشودگی و مشارکت، بسته به این که چگونه دلتان بخواهد با فضای بیرون مشارکت کنید، ایجاد کند. و این که اتاق‌هایی بسازیم که بتوانید در آنها بخوابید و پرده یا کرکره را ببندید تا اتاقی تاریک در اختیار داشته باشید و {و با داشتن چنین اتاقی} در فضایی که آتریومی به ارتفاع دوطبقه و اتاقی شیشه‌ای دارد به خواب نخواهید رفت. این همان زبانی است که من از آن صحبت می‌کنیم. اجزایی تکراری در بناها و خانه‌ها وجود دارد که اندیشیدن به آنها همیشه جذاب است. (در گفتگو با Amy Rose Dobson، منتشر شده در وب‌گاه Curbed، سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
کیشو کوروکاوا

کیشو کوروکاوا: آوانگاردی که تجاری‌سازی شود دیگر آوانگارد نیست

این رسم تاریخ است. می‌دانید که یک‌زمان آرت‌نووو آوانگارد بود، بعد صنعت تلاش کرد که این جنبش آوانگارد را به شکل صنعتی جهانی درآورد. پس از آن هنر آوانگارد دیگر آوانگارد نیست، چون تجاری‌سازی شده است. {…} به همین شکل، من فکر می‌کنم که ایده‌های گروپیوس، باوهاوس و لوکوربوزیه و معماری آوانگارد به تدریج در بخش صنعت جذب شد.

پس سبک بین‌المللی در واقع به وسیلهٔ صنعت تجاری‌سازی شده است. هر کس می‌تواند با استفاده از فولاد، شیشه و بتن معماری معاصر خلق کند. بدون لوکوربوزیه، هر کسی می‌تواند معماری معاصر را به شکلی کم‌ارزش طراحی کند. بنابراین، لوکوربوزیه دیگر آوانگارد نیست، او در این روند از آوانگارد بودن تبدیل به معمار خالق یک سبک می‌شود. (در گفتگو با Betty J. Blum در سال ۲۰۰۱، منتشر شده در وب‌گاه انستیتو هنر شیکاگو)