دسته‌ها
ایان ریچی

ایان ریچی: طبیعت زیباست، چون پیش‌بینی‌ناپذیر است

طبیعت پیش‌بینی‌ناپذیر است؛ درحالی‌که ما وقت خود را صرف طراحی پیش‌بینی‌پذیر می‌کنیم تا با پیش‌بینی‌ناپذیری مقابله کنیم. ما باید رفتار سازه را پیش‌بینی کنیم، حرکت هوا در ساختمان را پیش‌بینی کنیم و بازتاب‌هایی که از موارد اول و دوم در ساختمان دریافت می‌کنیم همراه با نور یا صدا پیش‌بینی کنیم. اما همزمان با انجام این کار و با هر قدمی که به سوی پیش‌بینی‌پذیری برمی‌داریم ناچاریم زیبایی را طراحی کنیم. بنابراین، باید زیبایی‌شناسی‌ای متناسب با زمانهٔ خود را ابداع کنیم تا بتوانیم بگوییم «این زیباست».

زیبایی در حقیقت غیر خطی است. به همین دلیل ما دوست داریم که یک شعلهٔ آتش یا تلألؤ نور بر روی آب روی دریا یا رودخانه را تماشا کنیم؛ زیرا نمی‌توانیم آنچه پیش خواهد آمد را پیش‌گویی کنیم. و این همان زیبایی طبیعت است. ما احتمالاً در صد سال آینده قدرت محاسباتی‌ای برای محاسبهٔ تک‌تک دانه‌های برفی که از آسمان در جایی از کرهٔ زمین سقوط می‌کند خواهیم داشت؛ اما چنین کاری نخواهیم کرد، چرا که این کار فایده‌ای ندارد. جادوی طبیعت -پیش‌بینی‌ناپذیری- همان زیبایی است. این گفتهٔ مشهور که «زیبایی در نگاه بیننده است» فقط برای چیزهای انسان‌ساخت کاربرد دارد. (در گفتگو با Petra Eckhard، منتشر شده در وب‌سایت دانشکدهٔ معماری دانشگاه گراتس، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
زهرا ترانه‌یلدا

زهرا ترانه یلدا: آنچه با عقل و درایت همراه است زیبا نیز هست

معماری و شهرسازی پایدار با طبیعت سازگار است و با آن سر جنگ ندارد. طبیعت را ارج و احترام می‌گذارد. اگر زمین طبیعی، مثل محلهٔ ما در دربندِ تهران، شیب بسیار زیاد دارد، و درست وسط گسل زلزله واقع شده، معماری پایدار حکم می‌کند که خانه‌ها هم مثل کوچه‌ها پله‌ای ساخته شوند و تراکم به خاطر خطر زلزله زیاد نباشد. حال اگر توجه کنید اینجا درست بر عکس شده! تمام محلهٔ زیبای قدیم با خانه‌های پله‌ای و شیروانی‌های مخصوص ییلاقات را با اجازه شهرداری خراب کرده‌اند تا هیولاهایی هشت و ده طبقه بسازند. درست روی گسل بزرگ شمال تهران! این کار یعنی ضد پایداری عمل کردن و پول و ثروت را دور ریختن! با شکل و ریختی نامناسب برای شهر.

{…} پس پایداری دقیقاً یعنی هماهنگی و سازگاری با طبیعت. و از همین رو زیبایی و آسایش را نیز با خود می‌آورد. زیرا آنچه با عقل و درایت همراه است، زیبا نیز هست. (در گفتگو با احمد زهادی، منتشر شده در مجلهٔ معماری و ساختمان، ش ۳۹، سال ۱۳۹۳)

دسته‌ها
کازویو سجیما

کازویو سجیما: توجه به زمینه فقط به معنای پرسش از آنچه به شکل بصری درک می‌کنیم نیست

بستر آثار اخیر من مناطقی دور از شهرها بوده است. این نخستین بار بوده که من بنایی را در یک محیط زیبای طبیعی طراحی کرده‌ام، با این حال حتی مردم ساکن در چنین مناطق زیبای طبیعی‌ای به همان سبک مردم توکیو زندگی می‌کنند. پس معنای {سبک زندگی} طبیعی هم به وضوح تغییر کرده است. {توجه به} زمینه یا سیاق فقط به معنای پرسش از آنچه به شکل بصری درک می‌کنیم نیست.

در حال حاضر ما در یک سیاق خصوصاً متوسط و میانه‌ای زندگی می‌کنیم که نه فقط در ژاپن بلکه در کل جهان جریان دارد. یک رویکرد این است که با توجه به بستر مادی بنا را طراحی کنیم، اما من به ساختنی که معطوف به زمینهٔ حقیقی وجودمان باشد علاقه‌مندم؛ آنچه میان ما و مردم سایر کشورها اشتراک دارد. (در گفتگو با Annabel Lahz و Andrew Nimmo در سال ۱۹۹۷)

دسته‌ها
اسکندر مختاری

اسکندر مختاری: حیاط به اعتباری خود حیات است

هرجایی که زندگی هست، شما با احتیاط بیشتری رفتار می‌کنید؛ در واقع این نوع زندگی و روح زندگی به شما تذکراتی می‌دهد که ممکن است آنها را در جریان زندگی شهری فراموش کرده باشید. شما در طول روز متوجه گرفتاری‌ها هستید و حتی درگیر ارتباط با اطرافیان اما با طبیعت کاری ندارید. چه زمانی با طبیعت کار دارید؟ وقتی که ناگهان رخی به شما نشان می‌دهد و این خارج از ارادهٔ شماست. این رخ، مثل یک لبخند است؛ لبخندی که از جانب عزیزی است و یادآور خاطرات. برای من این طور است که به خودم فکر می‌کنم. وقتی طبیعت مرا وادار به آرامش کرد، به خودم فکر می‌کنم و می‌بینم که بسیاری چیزها برای من درگیری بی‌جا ایجاد کرده‌اند. می‌بینم با وجود همهٔ مشکلات جامعهٔ شهری که این‌همه انسان‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد و بیشتر آنها را به کار متوجه می‌کند تا زندگی، جریان حیات هنوز هست. این خاصیت کلان‌شهرهاست که در آنها فعالیت جدی‌تر و زندگی کم رنگ‌تر است.

یک بار در دانشگاه از بچه‌ها پرسیدم آخرین باری که به آسمان نگاه کرده‌اید، چه زمانی بوده است. خیلی‌ها یادشان نبود. برای چه آدم به آسمان نگاه کند؟ تعبیر «آسمان خودم» که مهندس بهشتی به آن اشاره می‌کنند، آسمان حیاط است. در حیاط، شما آسمان شخصی خودت را داری؛ یعنی یک بیکران شخصی. این عاطفه ایجاد می‌کند و بدون عاطفه، نمی‌شود زندگی کرد. حیاط به اعتباری خود حیات است. اصلاً شاید عمدی وجود داشته که این دو معنا یک شکل دارند؛ یعنی زندگی. حیاط یعنی زندگی و بدون حیاط بودن یعنی کار و فقط کار!

{…} ما یک موقعی حیاط دم دستمان بوده است ولی الان برای اینکه حیاط را ببینیم باید چندین ساعت در ترافیک جاده بمانیم و حیاطی در جای دیگر داشته باشیم. واقعیت این است که روستاهای شمال را از بین برده‌ایم، جنگل‌های طبیعی و اقتصاد کشاورزی را نابود کرده‌ایم چون حیاط‌ها را از دست داده‌ایم. من معتقدم ما وظیفه داریم به هر مرحله‌ای از آگاهی رسیدیم، آن را ابراز کنیم. گاهی اوقات این تاثیر می‌گذارد. فعلاً ما سرمست توسعه هستیم. توسعه‌ای که خودمان هم نمی‌دانیم به کجا می‌رود. ما داریم به ناکجا می‌رویم. در نهایت وقتی می‌فهمیم چه کرده‌ایم که همه منابع را از دست داده‌ایم. (در گفتگو با نگار حسینی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
هادی هزاوه‌ای

هادی هزاوه‌ای: خوش‌آمدن و بدآمدن در هنر معنی ندارد

من وقتی به طبیعت نگاه می‌کنم، طبیعت فقط رنگ و بافت و فرم و حجم نیست؛ بلکه هویت هم هست. یک هنرمند نه‌تنها باید عالِم و تاریخ‌دان باشد، بلکه باید نماد و سمبل‌های فرهنگ‌اش را نیز به خوبی بشناسد. هنرمند کارش گسترده‌تر از کسی است که در آزمایشگاه روی فسیل کار می‌کند. برای همین هم هست که ما کمتر کسی را داریم که بیاید کار هنرمندان ما را بنویسد و نقد کند و از طرفی، سلیقه و خواهش درونی خود را در آن دخالت ندهد. خوش‌آمد و بدآمد در هنر وجود ندارد. به رئیس موزهٔ مدرن‌آرت گفته بودند که آقا جان اگر کاری دیدی که متوجه شدی نمی‌توانی آن را درک کنی و از ارتباط برقرار کردن با آن عاجز هستی، از شغلت استعفا بده. بنابراین، ببینید که این پهنهٔ پذیرش چقدر باید باشد.
وقتی شما می‌خواهی با یک هنرمند صحبت کنی و درمورد خودش و نمایشگاهش بنویسی، این آگاهی، آگاهی انشاءنویسی نیست. ما هنرنویس زیاد داریم. در خارج هم همین‌جوری است. بیشتر این آقایانی که می‌بینیم، هنرنویس‌اند؛ خودشان هم اذعان دارند. این‌ها یا ادبیات خوانده‌اند، یا تاریخ و یا امثالهم. در مقابلِ این جماعت، ناقد قرار می‌گیرد. نقّاد در قدیم کسی بود که می‌آمد میزان خلوص طلا را معین می‌کرد. حالا ناقد هنر، کسی است که می‌آید آن را به محک می‌‌گذارد و می‌گوید که چند درصد از آن اثر، هنر است و چند درصد از آن هنر نیست. (در گفتگو با رضا یاسینی منتشر شده در خبرگزاری ایلنا، سال ۱۳۹۶)

دسته‌ها
تادائو آندو

تادائو آندو: می‌کوشم که از طریق معماری به موضوع انسان و طبیعت بپردازم

من می‌کوشم که از طریق معماری به موضوع انسان و طبیعت بپردازم. در این زمینه من بنیان یا شالوده‌ای را به کار برده‌ام که همانا دیدگاه سنتی ژاپنی راجع به طبیعت است که من آن را جذب کرده‌ام. ژاپنی‌ها از دیرباز از «خویش» به مثابه چیزی همپای «طبیعت» تعبیر کرده‌اند. اگر درست درک کرده باشم، آنچه در این معنی نهفته است تلاش برای خالی کردن «خویش» و نزدیک‌تر کردن این «خویش» به «طبیعت» است. عبارت مصطلح ژاپنی «طبیعی زیستن» شرایط مطلوبی را در پیش روی ما می‌نهد که ما باید در آن شرایط به آرزو کردن بپردازیم. اندیشهٔ طبیعت عمیقاً در زندگی روزمرهٔ ژاپن ریشه دارد. زندگی و مرگ انسان بخشی از امور طبیعت است و هنگامی که انسان «طبیعت‌زده» شود، طبیعت او را جذب می‌کند و در نتیجه او «هیچ» می‌شود. من اعتقاد دارم که این شکل بودیستی هیچ‌انگاری است که موجوکان نامیده می‌شود.

با این حال من احساس می‌کنم که چنین دیدگاه سنتی راجع به طبیعت به خودی خود کفایت نمی‌کند. خودت بهتر می‌دانی که ما دیگر در ژاپن سنتی زندگی نمی‌کنیم. آنچه در گذشته به عنوان یکی شدن با طبیعت مطلوب می‌نمود، اکنون از واقعیت بس دور افتاده است. همان‌گونه که تمدن و فرهنگ دگرگون شده‌اند، طبیعت نیز شده است. محیطی که من در آن زندگی می‌کنم از برخی جنبه‌ها همان محیطی است که تو در آن زندگی می‌کنی. من فکر می‌کنم در چنین دورانی رابطهٔ میان انسان و طبیعت باید بی‌چون و چرا دگرگون شود. (در نامه‌ای به پیتر آیزنمن در سال ۱۹۸۹، ترجمهٔ حمید خادمی، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ۴۶ و ۴۷، سال ۱۳۷۷)

دسته‌ها
زاها حدید

زها حدید: من زن، عرب و معمار هستم، دو مورد اول را طبیعت و جغرافی تعیین کرده اما سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است

من زن، عرب و معمار هستم. دو مورد اول را طبیعت و جغرافی تعیین کرده، اما سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است. مهم‌ترین چیز در معماری {سخت} کار کردن است؛ کار معماری فراهم کردن شرایط زیست بهینه است، کار معماری خلق محیطی خوشایند برای همهٔ ابعاد زندگی است. اما خلق محیطی برای تعالی، اشتیاق و الهام نیز اهمیت دارد. ما از طریق جستجو، آزمایش و همکاری به آنچه فکر می‌کردیم غیر ممکن است دست می‌یابیم. (در گفتگو با Darren Falls منتشر شده در وب‌گاه YLIVING در سال 2016)

دسته‌ها
فرانسیس بیکن

فرانسیس بیکن: نقاشی من خشن نیست، این زندگیست که خشن است

نقاشی من خشن نیست، این زندگیست که خشن است. من خشونت فیزیکی را تحمل کرده‌ام، حتی دندانم را شکسته‌ام. تمایلات جنسی، احساسات انسانی، زندگی روزمره، احساس حقارت شخصی (برای این یکی کافیست تلویزیون تماشا کنید) در همه این‌ها خشونت بخشی از طبیعت انسان است. حتی در زیباترین منظره ها، زیر برگ درختان حشره‌ها در حال جویدن یکدیگر هستند، خشونت بخشی از زندگی است. گوشت و پوست زندگی است! اگر من در نقاشی‌هایم بدن‌ها را به شکل گوشت قرمز می‌کشم فقط به این دلیل است که آن را بسیار زیبا می‌دانم. گوشت ران، خوک‌ها، زبان‌ها، پهلوها و همه آن گوشتی که در ویترین قصابی دیده می‌شود، این همه کشتار به نظر من زیباست. و این موضوع که همه این‌{گوشت}ها برای فروش است به طرز باورنکردنی‌ای سورئال است. (در گفتگو با Francis Giacobetti در سال 1992، منتشر شده در وب‌گاه ASX در 2015)

دسته‌ها
ایران درودی

ایران درودی: در نقاشی نگریستن و دیدن مهم‌ترین اصل است

همان طور که زبان فارسی، الفبایی مخصوص دارد نقاشی هم الفبای خودش را طلب می کند آن الفبا در واقع طرز نگاه کردن است؛ نگاهی که به آموزش نیاز دارد. به نظر من درباره نقاشی، نگریستن و دیدن، مهمترین اصل است که می‌توان در کتاب‌های دروس دانشگاهی یاد گرفت. انسان با دیدن نقاشی‌های خوب، چشمش به طبیعت باز می شود. البته این نظر شخصی من است. مهمترین درسی که انسان می‌تواند بگیرد، درست نگاه کردن است. بنابراین درست نگاه کردن به نقاشی و تکنیک آن ، مساله خیلی ساده و در اصل ، خیلی مهم است. نقاشی از هنرهایی است که نیاز به فرهنگ نقاشی و همچنین نیاز به تجربه دارد و مهمتر این که افراد مستعد برای یادگیری نقاشی، بسیار زیادند. (در گفتگو با نویسندهٔ روزنامهٔ جام جم، سال 1381)

دسته‌ها
پی ژو گفتگوی کامل

پی ژو: ساختمان باید شبیه اسفنج باشد، پر از فضاهای ناتمام

[et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_post_title admin_label=”Post Title” title=”on” meta=”off” author=”on” date=”on” categories=”on” comments=”on” featured_image=”on” featured_placement=”below” parallax_effect=”on” parallax_method=”on” text_orientation=”center” text_color=”dark” text_background=”off” text_bg_color=”rgba(255,255,255,0.9)” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” title_all_caps=”off” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” title_line_height=”1.3em”] [/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”on” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#222222″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px|0px|0px|0px”][et_pb_fullwidth_header admin_label=”Fullwidth Header” title=”ترجمهٔ علی هدایت‌راد” background_layout=”dark” text_orientation=”center” header_fullscreen=”off” header_scroll_down=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” content_orientation=”center” image_orientation=”center” custom_button_one=”off” button_one_letter_spacing=”0″ button_one_use_icon=”default” button_one_icon_placement=”right” button_one_on_hover=”on” button_one_letter_spacing_hover=”0″ custom_button_two=”off” button_two_letter_spacing=”0″ button_two_use_icon=”default” button_two_icon_placement=”right” button_two_on_hover=”on” button_two_letter_spacing_hover=”0″ title_font_size=”19″] [/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

برای حداقل یک دهه، چین به عنوان زمین بازی برای سوپرمعماران [1] مورد توجه قرار گرفت. اما حالا وضعیت در حال تغییر است. امروزه حداقل ده‌ها طراح چینی در سطح جهانی -از میان سال، تا استعدادهای جوان که در دههٔ سی یا اوایل دهه چهل عمر خود هستند- که در توسعهٔ معماری معاصر متمایزی که بیشتر بر اساس سنت‌های بومی است تا تاثیرات جهانی، موفق بوده‌اند. در یکی از پنج سفرم به چین در این سال، با یکی از معماران سرشناس کشور برخورد کردم، پی ژو، که دفتر «پی ژو بیجینگ استودیو» را در سال 2005 افتتاح کرد و همچنین ساختمان‌های متعددی در پروژه‌های فرهنگی، آموزشی، پزشکی در سراسر چین ساخته است. کارهای او به طور گسترده در سطح جهانی نمایش داده شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. منبع الهام او – طبیعت- ممکن است شگفت‌انگیز و خاص نباشد اما راه حل‌های او قابل توجه و روشن‌فکرانه است.

پی ژو: نصف بیشتر همه این مدل‌ها که معمولا در اینجا، استودیوی من، همیشه نمایش داده می‌شوند، همزمان در نمایشگاه آئدس در برلین هم در حال نمایش هستند. آن برنامه «مناظر ذهن» خطاب می‌شود. در آن جا پنج پروژه نمایش داده می شوند: موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی جینگدژن [2] ، مرکز هنرهای نمایشی یانگ لیپینگ [3] ، موزهٔ هنرهای معاصر دالی [4] ، مرکز فرهنگ و هنر شو کانتی [5] ، و مرکز فرهنگی شیجینگشان [6] که همهٔ آنها در حال ساخت هستند. می‌خواستم تفکر و فرآیند طراحی فعلی‌ام و طیفی از علایقم بر اساس مکان، اقلیم، فرهنگ، سبک زندگی، مصالح بومی، تاریخ و مهمترین آنها، طبیعت را نشان دهم. می خواهم که معماری‌ام تمام این شرایط خاص را منعکس کند، از آنها یاد بگیرم، و تجربه‌ای جدید بسازم که برای هر مکان متمایز می‌شود.

ولادمیر بلوگولوفسکی: شما ذکر کردید که طبیعت مهم‌ترین منبع الهام شماست. اما وقتی به عکس‌های نمایشگاهت در برلین نگاه می‌کنم، کلیت آن خیلی هندسی و انتزاعی است. و تقریباً همه چیز که در آن است با سفید نشان داده شده. حتی ترسیم‌های مناظر هم سیاه و سفیدند.

پی ژو: بیشتر مردم طبیعت را با رنگ سبز، کوه‌ها و جنگل مترادف می‌دانند. اما امروزه بیشتر مردم در شهرها زندگی می‌کنند. در کارم، من تاکیدی بر طبیعت مادی نمی‌کنم، بر خلاف بیشتر معماران که تلاش می‌کنند با پوشش سبزی که معماری‌شان را می‌پوشاند اصطلاحا طبیعت را تقلید کنند. این طبیعت واقعی نیست. من هیچ وقت سعی نکردم که معماری‌ام را شبیه طبیعت کنم. این کار غیر ممکن است. مقصود پاسخ به طبیعت است نه کپی‌برداری از آن. به عنوان مثال، ایده‌های خوبی را می شود از خانه‌های سنتی با حیاط‌های مرکزی، دیوارهای صلب و پنجره‌های کوچک برای پاسخ دادن به اقلیم گرم و مرطوب، یاد گرفت. پس طبیعت برای من یک گرایش است. همه آن بستگی به گرایش ما دارد که در آینده چگونه به اقلیم پاسخ می‌دهیم. معماری باید راجع به این باشد که ما چگونه می‌خواهیم به طبیعت جواب بدهیم و چطور رابطه‌ای با آن داشته باشیم. همچنان که از ساختمان‌هایی که تکنولوژی را روایت می کنند یا خودشان را با مصالح گران و براق پوشانده‌اند خوشم نمی آید. خیلی پرمدعاست.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffffff” allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off”][et_pb_row admin_label=”Row”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/minsheng-Atrium-Fang-Zhenning.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

با نگاه کردن به کارهایت که در دست ساختند؛ موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی جینگدژن، مرکز هنرهای نمایشی یانگ لیپینگ، یا سایر کارهای شناخته‌شدهٔ قبلی شما؛ دیجیتال بیجینگ [7]، هتل بلر در بیجینگ [8]، موزهٔ طراحی او تی سی در شنژن [9]، خیلی سخت می‌شود باور کرد که همهٔ این پروژه‌ها توسط یک معمار طراحی شده. چرا این کارها این قدر تفاوت دارند؟ نیروهای اصلی پشت معماری شما چیست؟

من قویا به خاص بودن هر پروژه اعتقاد دارم. اقلیم یکی از دلایل کلیدی برای پیدا کردن جواب‌ها و راه حل‌های مختلف است. شما نمی‌توانید شیوهٔ استانداردی که به آن نزدیک شدید اعمال کنید. تعدادی از معماران سبک خودشان را توسعه داده‌اند. من به آن علاقه‌مند نیستم. من به این تواضع احترام می‌گذارم. و ترجیح می‌دهم معماری‌ای طراحی کنم که متمایز است اما شخصی یا قابل شناسایی نباشد. از این رو مصالح و فرم‌هایی که استفاده میکنم همیشه فرق دارند.
چیزی که در نگرشم هیچ وقت تغییر نمی‌کند: من همیشه هدفم را ساختن چیزهای زیبا که مکمل طبیعت باشد قرار داده‌ام. معمار مورد علاقه ام لوکوربوزیه است و او همیشه در حال تغییر بود. صومعه «لاتورت» [10] و کلیسای «رونشان» [11] او تقریبا در یک زمان طراحی شده‌اند، اما شما نمی‌توانید ساختمان‌هایی به تفاوت آن دو پیدا کنید. اما اگر به ورای فرم های این ساختمان‌ها بروید، می‌توانید شباهت‌هایی در مصالح، رنگ‌ها، نحوهٔ رفتاری که با نور شده، و روابط آنها با طبیعت پیدا کنید.

در ایدهٔ آوردن معماران شناخته شده به مکان‌های دیگر برای نمایش دادن چیزی محلی مقداری تناقض وجود دارد، آیا این‌طور نیست؟ برای قرن‌ها، مسئله دعوت معماران فاخر از آن‌ور آب‌ها بود چون آن‌ها می‌توانستند با خودشان چیزی جدید، شخصی یا حتی نمادین بیاورند. دعوت کردن لوئی چهاردهم از برنینی به پاریس یک مثال معروف آن است. امروزه، مثل هر موزه‌ای که دوست دارد اثری از پیکاسو داشته باشد، هر شهری می‌خواهد ساختمانی از زها حدید بسازد.

نه این درست نیست… نه دیگر!

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/Dali-museum-View-from-relics-to-the-museum.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” custom_margin=”0px||0px|”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما {چینی‌ها} همین الان هم دو ساختمان بزرگ ساخته شده از زها حدید در پکن دارید…

باید یک تعادلی وجود داشته باشد. در مقام یک معمار، شما نیاز دارید که تجاربی بسازید که برای مردم آشناست، سپس شما نیاز دارید که سعی کنید تجربه‌ای خلق کنید که مردم آن را نمی‌شناسند. این معماری تمام عیار است. مسئلهٔ معماری ساختن یک چیز غریب نیست. معماری مجسمه‌سازی نیست. معماری یعنی تجربه کردن، یعنی داخل رفتن، کشف کردن، هیجان زده شدن. از این رو خیلی از شهرها بر اساس آخرین مدها ساخته می شوند یا مثل پارک‌های چندمنظوره هستند به جای آنکه شهرهای واقعی باشند. اما من به معماری‌ای که به ریشه‌هایش بازگشته اعتقاد دارم. اگر شما در چین می سازید، شما باید {طرحتان را} به فرهنگ بومی چینی متصل کنید.
معماری باید بر اساس دو اصل اساسی باشد – اولی سرچشمه آن و دیگری ابداع و تجارب جدید است. فکر می‌کنم شما نیاز به آمیختن تفکر انقلابی و احترام به فرهنگ و شرایط محلی دارید. معمارانی که از جاهای دیگر می‌آیند یک ویژگی دارند و آن متقاوت دیدن چیزها است. این خیلی مهم است.

اگر بپرسم که یک کلمه را برای توضیح کارهایتان نام ببرید، چه کلمه‌ای را انتخاب می کنید؟

دو لغت را قبلا ذکر کردم- سرچشمه و ابداع. سرچشمه با طبیعت و فرهنگ گره خورده، و ابداع راجع به تجربهٔ جدید است.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/jingdezhen-imperial-kiln-model.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

شما نگرشتان به معماری را «معماری بدون سبک» خطاب کردید.

چون از ایده داشتن یک سبک متنفرم. من سبکی ندارم. من می‌خواهم هربار متفاوت باشم. می‌خواهم بیشتر تجربه‌گرا باشم. می‌خواهم تمام آنچه را که در گذشته انجام داده‌ام فراموش کنم.

شما معماری را به عنوان هنر می‌بینید و به ایدهٔ معمار همچون هنرمند اعتقاد دارید؟

بله، من قویا اعتقاد دارم که معماری هنر است. و اگر معماری هنر است پس یعنی معماران هم هنرمندند. چرا ما بعضی از مردم را هنرمند و بعضی‌ها را طراح خطاب می کنیم؟ هنرمند چیزی را خلق می‌کند که تا قبل از آن وجود نداشته. آنها چشم‌اندازهای جدید، تجارب جدید و ایده‌های جدید خلق می‌کنند. اما اینجا تفاوتی میان معماری و هنر وجود دارد. معماری نه فقط درباره‌ی فضا، بلکه در مورد عملکرد و تجربه نیز هست. هنر برای همه به وجود آمده. اما معماری خیلی ویژه است. معماران برای مردم، مکان‌ها، فرهنگ‌ها و اقلیم‌های معینی ساختمان می‌سازند.

علاقه‌مندم که نظر شما را راجع به بعضی از نقل قول‌های‌تان بپرسم، شما گفته‌اید: «مهم‌ترین لحظه برای معماری {لحظهٔ} تکمیل شدن ساختمان نیست، بلکه زمانی است که فضاها با مردم درمی‌آمیزند.»

زمانی که شما به نقاشی‌های سنتی چینی نگاه می‌کنید، انگار تمام نشده‌اند. این وظیفهٔ بیننده است که نقاشی را در ذهنش کامل کند. هنرمندان چینی هیچ وقت مقابل کوه‌ها ننشته‌اند برای کشیدن آنها. هنرمندان چینی برای ماه‌ها در کوه‌ها سفر می کردند تا آنها را تجربه کنند. زمانی که به خانه بر می‌گشتند، سعی می‌کردند که تمام احوالاتشان را با قرار دادن تمام خاطراتشان در نقاشی‌هایشان بازآفرینی کنند. باغ‌ها و معماری چینی نیز توجهشان بر تجربیات است، بر ساختن فضایی برای راه رفتن، نگاه کردن، زندگی کردن و پرسه زدن. هیچ ساختمانی نباید تماما کامل شود. همیشه باید فضاهایی برای تفسیر شدن توسط مردم باشد. معماری باید مثل نقاشی چینی باشد، می‌جنگد که احتمالاتی را در ماورای عملکرد ضروری آن اثبات کند. ساختمانی که برای اجرا کردن عملکردی مشخص ساخته شده یک ساختمان مرده است. نگاهی به «هوتونگ»[12]های سنتی با حیاط مرکزی‌شان بکنید. هیچ عملکرد خاصی برای آن وجود ندارد. فقط یک فضای خالی است‌ اما همه‌چیز معنی می‌دهد. مردم در حیاط غذا می‌خورند، با دیگران تعامل می‌کنند، در آنجا ازدواج می‌کنند. ما آن را فضای ناتمام می‌نامیم. اما این فضا مهمترین فضا در خانه است، قلب آن است. زمانی که ما روی ساختمان‌هایمان کار می‌کنیم، تلاش می‌کنیم از فراهم کردن راه حل‌های قطعی خودداری کنیم، ما فضا را برای تفسیر شدن خالی می‌گذاریم، بنابراین عملکردهای متفاوتی می‌توان در ماورای توقعات ما متصور شد. ساختمان باید شبیه یک اسفنج باشد، باید در میان آن فضاهای ناتمام زیادی باشد.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_image admin_label=”Image” src=”http://goftaar.ir/wp-content/uploads/2018/09/Cai-Guo-Qiang-Courtyard-House-Renovation-View-to-workshop-while-doors-open.jpg” show_in_lightbox=”off” url_new_window=”off” use_overlay=”off” animation=”off” sticky=”off” align=”center” force_fullwidth=”off” always_center_on_mobile=”on” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_image][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

یک نقل قول دیگر از شما: «ساختن فضایهای مبهم یکی از امضاهای من است.»

به عنوان مثال، زمانی که من یک خانه با حیاط مرکزی برای «سای کو چیانگ» [13] هنرمند اینجا در پکن طراحی کردم، در واقع بیشتر یک بازسازی در یک «هوتونگ» تاریخی بود، اما بخش آسیب‌دیده پشت مرمتی بود که من دوباره به عنوان پاویونی جدید ساختم بدون اینکه سعی کنم از چیزی کپی کنم. من از مصالح و فرمی جدید و حتی آینده‌نگرانه استفاده کردم تا تمایزی با قدیمی‌ها داشته باشد. یک پروژه بلند پروازانه بود، بعضی‌ها ممکن است گنگ خطابش کنند، اما برای من این راه هم‌نشینی قدیم و جدید دربارهٔ احترام گذاشتن به گذشته است، در حالی که به سمت آینده در حال حرکت است. بیشتر مردم این مثال را به عنوان تناقض می‌بینند، اما برای من این طریقه‌ای شخصی برای جستجوی هارمونی جدید است. در هر پروژه، من دنبال فرصت‌هایی برای بیان کردن کار خودم در به روزترین شیوه ممکن می‌گردم.

و همچنین گفته‌اید: «شما نمی‌توانید فقط از کاشی‌های سنتی استفاده کنید و ادعا کنید که این معماری سنتی است». آیا این نقدی مشخص به همکار شما وانگ شو است؟

نه واقعا، معمارهای مختلف رویکردهای مختلفی دارند. من کارهای وانگ شو را خیلی تحسین می‌کنم و ما ایده‌های مشترک متعددی داریم. او دنبال سرچشمه‌ها است، و من هم دنبال سرچشمه‌ها هستم. آن چیزی که در آن نقل قول از آن انتقاد کردم، استفاده کردن از مصالح جدید برای کپی کردن شمایل سنتی است. کار وانگ شو روح عمیقی دارد. او از مصالح بازیافتی استفاده می‌کند، که به شخصه می‌پسندم، و در حقیقت، الان که در موزهٔ کوره‌پزخانهٔ سلطنتی در جینگدژن مشغولم نیز آجرهای محلی را بازیافت می‌کنم، که یک سنت محلی است. سازه کوره‌پزخانه اغلب اوقات نیاز به بازسازی دارد و کارگران آجرهای قدیمی را بازیافت می‌کنند تا با آن خانه‌هایشان را بسازند. پس در این مکان فرهنگی قوی درباره بازیافت و دوباره به کارگیری مصالح ساختمانی وجود دارد.

و آخرین نقل قول: «استودیوی ما همیشه به سمت آینده حرکت می کند.»

بله، من همیشه به دنبال راه‌هایی برای تجارب جدید می‌گردم، چیزی که در قدیم وجود نداشته.

ساختمان‌های مورد علاقه شما کدام‌هاست؟

آکروپولیس در آتن، همچنین روستاهای سنتی در چین. من الهام گرفتن از ساختمان‌هایی که بر اساس تفکر جمعی و نه ایده یک فرد ساخته شده‌اند را دوست دارم. در آنها یک چیز طبیعی راجع به چگونگی شکل‌گیری سازه آنها وجود دارد. همچنین بر خلاف خیلی از سازه‌های سنتی در غرب، مثل قصرهای نئوکلاسیک یا شهر ممنوعه در پکن محورهای اصلی و تقارن اجتناب ناپذیر است. در اینجا این رسیدن به تطابق معماری با محیط وجود دارد، که به شخصه می‌پسندم. حس می‌کنم این معماری به اندازهٔ یک همکاری محتاطانه با طبیعت کامل است.

اگر شما شانس گفتگو با هر معماری را داشتید، آن شخص که بود؟

لوکوربوزیه. او فوق‌العاده بود. من عاشق ذهن هنری و معماری پویا و نوآورانهٔ او هستم.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”11″ text_line_height=”1.1em”]

توضیحات:

1- Starchitects

2- Jingdezhen Imperial Kiln Museum

3- Yang Liping Performing Arts Center

4- Dali Museum of Contemporary Art

5- Shou County Culture and Arts Center

6- Shijingshan Cultural Center

7- Digital Beijing

8- Blur Hotel in Beijing

9- OCT Design Museum in Shenzhen

10- La Tourette

11- Ronchamp

12- hutong

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” custom_padding=”0px||0px|” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_text admin_label=”Text” background_layout=”light” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid” text_font_size=”17″]

منبع: METROPOLIS Magazine

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section admin_label=”Section” fullwidth=”off” specialty=”off” transparent_background=”off” background_color=”#ffde00″ allow_player_pause=”off” inner_shadow=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” make_equal=”off” use_custom_gutter=”off” disabled_on=”on|on|on” disabled=”on”][et_pb_row admin_label=”Row” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” use_custom_gutter=”off” padding_mobile=”off” allow_player_pause=”off” parallax=”off” parallax_method=”off” make_equal=”off” parallax_1=”off” parallax_method_1=”off” column_padding_mobile=”on”][et_pb_column type=”4_4″][et_pb_button admin_label=”Button” button_url=”http://goftaar.ir/?cat=225″ url_new_window=”off” button_text=”فهرست گفتارهای پیتر زومتور” button_alignment=”center” background_layout=”light” custom_button=”on” button_letter_spacing=”0″ button_use_icon=”default” button_icon_placement=”right” button_on_hover=”on” button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_color=”#232f45″ button_border_color=”#232f45″] [/et_pb_button][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]