دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: ما یا کارهایمان کپی است، یا اندیشه‌هایمان

امروزه {…} با یک جستجوی ساده در اینترنت دربارهٔ یک اثر معماری که در حال شکل‌گیری است می‌توان بسیاری نمونهٔ مشابه یا حتی عین به عین پیدا کرد. به خاطر همین خود به خود ما مؤلف نیستیم. من تقریباً اصلا معمار مؤلف سراغ ندارم، دست‌کم پس از انقلاب که این‌گونه شده است. اما می‌توانم کمی به پیش از انقلاب تکیه کنم. ما یا کارهای کپی داریم یا اندیشه‌هامان کپی است. اندیشهٔ اصیل در معماری نداریم که یک معمار به عنوان معمار مؤلف با اندیشهٔ اصیل بتواند کاری انجام دهد. تقریباً که نه، تحقیقأ این را نداریم. در بهترین حالت اندیشهٔ آن کپی است اما پروژه‌اش کپی نیست که این را هم بسیار کم می‌توان پیدا کرد. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: امروز اگر با شهر مشکلی داریم بیش از هر زمانی دیگری نیازمند رو کردن به علوم انسانی هستیم

مشکل سیمای شهری ما سلیقه معماران به طور مطلق نیست بلکه وقتی قوانین و ضوابط ضعیف می‌شوند معماران هر کدام کار خود را انجام می‌دهند و در حقیقت هرج و مرج پیش می‌آید و اجزاء قدرتشان بیشتر از عوامل وحدت‌دهنده می‌شود. {…} اگر سوداگری، انگیزه‌های برنده شدن در جایزه‌های معماری و مد روز پررنگ ‌شود دیگر ساختمان‌ها تابع هیچ قوانینی نیستند و بیشتر تابع امیال معماران و مالکان خواهند بود.

{…} در حقیقت نقصان‌های علوم انسانی که در رفتارها و هنجارهای جامعه بروز می‌کند موجب این هرج و مرج می‌شود، درمان این مشکل را نباید در معماری جستجو کرد چراکه معماری نتیجه و محصول است و انگیزه نیست بلکه انگیخته است. امروز اگر با شهر مشکلی داریم بیش از هر زمانی دیگری نیازمند رو کردن به علوم انسانی هستیم. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌گاه خبرگزاری ایلنا، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
سیروس باور

سیروس باور: تحول فرهنگی و فکری در یک کشور یعنی آزادی آکادمیک برای تحقیق در علوم انسانی در آن فراهم شود

اصولاَ در کشورهای عقب مانده {…} فنِ آموخته شده در غرب را، در دانشگاه‌های این کشورها به عمل می‌رسانند و بعد به مثابه یک پیروزی علمی خود تلقی می‌‍کنند. درحالی‌که شخصی که این عمل را انجام می‌دهد، تکنیکش را در غرب آموخته، وسایل تکنیک و عملی در غرب ساخته شده {…}. درحالی‌که پیروزی علمی آن است که تفکر و اندیشه این عمل را خود شخص خلق کرده باشد. تقلید از اختراعات دیگران در صنعت و علم نشانه تحول نیست. حتی ممکن است بعضی کشورهای عقب‌مانده مثلاً در دانش پزشکی جلو بیفتند. یا در مورد گلچین از قطعات خودروهای مختلف بصورت یک خودرو جدید جلو بیفتد، این هم صنعت نیست، تحول فرهنگی و فکری هم نیست. بلکه، تحول فرهنگی و فکری در کشورهای عقب‌مانده یعنی که در این کشورها آزادی آکادمیک برای تحقیق در علوم انسانی فراهم شود، برای اینکه بتوانند در روابط موجود اجتماعی تحقیق کنند. چرا؟ برای اینکه در قلمرو علوم اجتماعی تقلید نمی‌شود کرد. {…} مسئله این است که در کشورهای در حال رشد مخصوصاً در مسایل علوم انسانی، یعنی پیدا کردن روابط و تنظیم آن برای زندگی و طراحی فضای زندگی، باید آزادی عمل وجود داشته باشد. باید تحول فکری، اندیشه، فلسفه زندگی در زمان و مکان با توجه به اتمام وسایل ارتباط جمعی وجود داشته باشد. یعنی باید بتوانند در روابط اجتماعی، قومی، ایلی، روستایی … تحقیق کنند، برای اینکه در قلمرو علوم اجتماعی تقلید نمی‌شود کرد. مسلم است که هر ملتی باید راه‌حل‌های اجتماعی خود را داشته باشد (مثل بهداشت، تغذیه، فرهنگ، معماری، شهرسازی …) و در همه مسایلش با توجه به شرایط خاص خود مطالعه شده باشد. این امکانات باید بر پایه و اساس علمی و فکری استوار باشد. (در مقالهٔ «جای مطالعات و تحقیقات در دانشکده های معماری ما خالی است»، منتشر شده در وب‌گاه انجمن مفاخر معماری ایران، سال 1396)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: حرفهٔ شهرسازی در ایران اهمیت طراحانه‌اش را از دست داده است

به نظر من حرفهٔ شهرسازی در کشور ما اهمیت طراحانه‌اش را از دست داده است. یعنی طراحی در شهرسازی اصلا مطرح نیست. این حرفه تحت غلبهٔ علوم انسانی یا برنامه‌ریزی شهری کاملاً با انتظارات ما متفاوت است. هیچ نوع هماهنگی بین گروه معماری و  شهرساز دفاتر مهندسی وجود ندارد. معماران شهرسازان را آدمهایی می‌دانند که فقط حرف می‌زنند و عمل نمی‌کنند. شهرسازها هم معمارها را قبول ندارند. مدتی است که پروژه‌های بزرگ و کلان (پروژه‌هایی که عناصر متعددی را در کنار هم قرار می‌دهد) را در واحد شهرسازی مدیریت می‌کنم. ارزیابی من این است که اعتبار طراحانهٔ این پروژه‌های از پروژه‌هایی که در آتلیه‌های معماری انجام می‌شود خیلی نازل‌تر هستند. یعنی دوستان ما در این مجموعه‌ها پاسخگوی توجیه اقتصادی پروژه هستند، مفاهیم بسیار خاصی به کار می‌برند و مرحله‌بندی پروژه‌ها هم بسیار درست است، اما جلوه‌های هنری ندارند. شهرسازان جوان از حضور طراحانه یا کار طراحانه کردن، با وجود داشتن استعداد، می‌ترسند و فقط به کار برنامه‌ریزی و مطالعات علاقه نشان می‌دهند. تمام بحث‌های ما بار نظری دارند، حتی در فضای شهری هم زیبایی‌شناسی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. با مفاهیم علوم اجتماعی وارد بحث شهرسازی می‌شوند، ولی از بعد زیبایی‌شناسی به موضوع نمی‌پردازند. (در گفتگو با محمدحسین جهان‌شاهی و سحر افشار پورقربان نویسندگان مجلهٔ جستارهای شهرسازی، ش ۱۷ و ۱۸، پاییز و زمستان سال 1385)

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: ما باید دریابیم که دروازهٔ هر موضوعی علوم انسانی است

امروزه ما عادت کرده‌ایم در موضوعی مثل مهندسی تنها به وجوه فنی، کمی و عینی آن اکتفا کنیم. ما باید دریابیم که دروازهٔ هر موضوعی علوم انسانی است، آن هم با ذوق و ذائقهٔ فرهنگ‌شناسی. خطایی که در طول یک و نیم قرن اخیر مرتکب شده‌ایم بی‌بها شمردن علوم انسانی و توسل شتابناک و سراسیمه به علوم تجربی و فن‌آوری سوغات فرنگ است. این مسیری است که طی کردن آن در این یک و نیم قرن ما را به مقصود نرسانده و به دنبال این همه سرمایه‌گذاری و کوشش به مفهوم ماهوی طرفی نبسته‌ایم. تجربهٔ جهانی نشان می‌دهد که اگر کشورهای دیگری که روزگاری با ما همراه بودند و گرفتاری‌هایی همچون ما داشته‌اند، امروز موفق شده‌اند از آن روست که به دنبال ورود از این دروازه به مسائلشان آنها را شناخته‌اند و راه علاج یافته‌اند. اگر کشورهای پیشرفته و توسعه یافته این همه در زمینهٔ علوم انسانی در کشورهای خود و دربارهٔ سرزمین‌ها و جوامع دیگر سرمایه‌گذاری می‌کنند از سر سیری نیست و در حقیقت ضامن و مقوم توفیقاتشان در عرصهٔ علوم تجربی همین توجه به حوزهٔ علوم انسانی و سرمایه‌گذاری وسیع در آن است. (در مقالهٔ «مهندسی ایرانی»، منتشر شده در مجلهٔ معمار، سال 1385)