دسته‌ها
نوبویوشی آراکی

نوبویوشی آراکی: دوربین دیجیتال عکاس را تبدیل به رباتی می‌کند که هیچ احساسی ندارد

دوربین‌های دیجیتال مخصوص مردم ابله است. تصویر گرفته شده توسط یک دوربین دیجیتال فقط آن لحظهٔ خاص را نشان می‌دهد. یک دوربین دیجیتال وقوع واقعیت را کپی می‌کند. آنچه که می‌بینی همانی است که به دست می‌آوری. اما هنگام چاپ نقره ژلاتین ممکن است که چیزی در طول فرآیند ظاهر کردن یا چاپ به قاب تصویر اضافه شود. در آن تصاویر {آنالوگ} می‌تواند عواطف و احساسات وجود داشته باشد. این نوع از «اسرار مرموز» مربوط به فرآیند استفاده از یک دوربین فیلم‌دار است.

{دوربین آنالوگ} انسانی است، از همین حیث مناسب بیان عکاسانه است. من نمی‌توانم در یک تصویر دیجیتال دمای بدن سوژه را احساس کنم. در آن هیچ جسمیتی وجود ندارد. دوربین دیجیتال عکاس را تبدیل به رباتی می‌کند که هیچ احساسی ندارد. (در گفت‌وگو با Hyewon Yi در سال ۲۰۱۰، منتشر شده در وب‌سایت کتابخانهٔ دانشگاه میشیگان)

دسته‌ها
فیلیپ جانسون

فیلیپ جانسون: تنها راه برای مطالعهٔ حقیقی تاریخ معماری بازدید از بناها و تجربهٔ فضای آنهاست

اغلب از جانب من این‌طور نقل قول شده است که کسی نمی‌تواند تاریخ معماری را درک کند. امروز می‌خواهم آن اظهارنظر را قدرت بیشتری ببخشم و بگویم که باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار می‌تواند. چگونه می‌توان به این مهم دست یافت؟ واضح است که تحصیلات آکادمیک مفید است. اما اعتقاد دارم تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمان‌ها و تجربهٔ فضای آنهاست. فضا را نمی‌توان به قالب عکس درآورد، حتی با اساتید عکاسی مثل استدلر با فوتوگاوا؛ عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. فضای معماری نمی‌تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. درحالی که متن می‌تواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمی‌تواند جایگزین خود آن تجربه شود، هرگز به دگرگونی یک فضا توفیق نخواهید یافت مگر آنکه بدانید آن فضا قبلاً چگونه دگرگون شده است، اگر دانش معماری خود را به تحصیلات معماری و کتاب و مجله محدود کنید، کارتان به همان اندازهٔ کاغذهای چاپ‌شده حقیر و سطحی خواهد بود. (در بیست و هفتمین سمینار Aica در توکیو، سال ۱۹۹۲، ترجمهٔ علی شهریار زرین، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، سال ۱۳۷۶)

دسته‌ها
رابرت فرنک

رابرت فرنک: عکاسی به شما اجازه می‌دهد که در زمانی نسبتاً کوتاه آنچه می‌خواهید بگویید را بگویید

اگر می‌خواهید دربارهٔ زندگی خود و آنچه از سر گذرانده‌اید سخن بگویید، می‌توانید با کمک نوشتن یا عکاسی این کار را انجام دهید. ممکن است بتوانید این کار را بکنید. برخی از آدم‌ها نمی‌توانند انجامش دهند، چه با کمک عکاسی، چه به کمک نوشتن. در مورد خودم، من توانستم این کار را به وسیلهٔ عکس‌هایی خاص و برخی نوشته‌هایم انجام دهم. اگر نویسنده می‌بودم، احتمالاً داستان یا کتابی می‌نوشتم. عکاسی به شما اجازه می‌دهد که در زمانی نسبتاً کوتاه آنچه میخواهید بگویید را بگویید و بعد هم به زندگی‌تان ادامه دهید. (در گفتگو با Jiang Rong منتشر شده در وب‌گاه American Suburb X، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
اولی شیرن

اولی شیرن: امروز اثر معماری طوری طراحی می‌شود که به‌راحتی از طریق تصاویر مخابره شود

به نظر من معماری به طور فزاینده‌ای به سوی عینیت‌گرایی رفته است، اما نه به معنای مثبت آن. در واقع اثر معماری بیشتر و بیشتر همچون چیزی طراحی می‌شود که بتوان به راحتی آن را از طریق تصاویر مخابره کرد. زیرا در حال حاضر تصاویر از طریق اینترنت و از طریق رسانه‌های سنتی‌تر بر همه‌چیز حکمرانی می‌کنند. آنگاه که معماری در واقعیت تجربه نمی‌شود، معمولاً از طریق تصاویر مخابره می‌شود. خیلی ساده است که از یک شیء عینی عکس بگیریم، اما بسیار مشکل است که فضا را در تصاویر نشان دهیم.

بنابراین روشن است که این موضوع -در کنار تب معماری تندیس‌گرا و دیگر مسائل موجود- معماری را به یک وضعیت خاص بسیار شیءمحور هدایت کرده است. من خیلی مشتاقم که از این سطح فراتر روم. البته این به این معنا نیست که بناهایی که ما می‌سازیم نمی‌تواند کارکرد یک شیء را داشته باشد، اما این بناها به منزلهٔ چیزهای دیگری نیز می‌توانند کار کنند. شما مجبور نیستید برای دست‌یابی به یک چیز سایر چیزها را فدا کنید. شما در مقام معمار می‌توانید بناهایی چندگانه خلق کنید که به سادگی به کارکردهای مختلف پاسخ دهد. (در گفتگو با Amy Frearson منتشر شده در وب‌گاه dezeen، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
دوروتیا لنگ

دوروتیا لنگ: عکاسی در حال توسعه نیست بلکه به کلی نابود شده است

از عکاسی بهره‌کشی فراوانی شده و به قدر کافی توسط مردم با بصیرت و پختگی به کار برده نمی‌شود. {…} و عکاسان جوان به سمت موضوع حقوق شهروندی هجوم آورده‌اند، سوژه‌ای که به تازگی مد شده. و همچنین فقر. این موضوعی است که همه الان دارند از آن عکاسی می‌کنند و تا حد زیادی شبیه یک سبک جدید شده چون ریشه‌کن کردن فقر در دستور کار رئیس جمهوری قرار گرفته است. همه عکاسان جوان سراغ من می‌آیند و می‌پرسند شما الان چطور فقر را عکاسی می‌کنید؟ این رقت‌انگیز است.
این روزها تلاش خاصی لازم است که یک عکس توجه کامل را دریافت کند چون ما در هر ساعت بیداری‌مان با عکس‌ها – چه خوب چه بد – بمباران شده‌ایم. {…} و در حال عبور به طور ناخودآگاه چشمانمان به عکس‌هایی گذرا می‌خورد که یک لحظه ظاهر می‌شود. من نمی‌دانم چرا چشم مثل زانو یا انگشت‌ها پینه نمی‌بندد. ما داریم زبان تصویر را بد به کار می‌بریم و من به شما می‌گویم که {عکاسی} یک ابزار استثمار شده است. یک رسانه در حال توسعه نیست بلکه به کلی نابود شده است. (در گفتگو با Richard K. Doud در سال ۱۹۶۴منتشر شده توسط بنیاد هنر Smithsonian )

دسته‌ها
مرتضی ممیز

مرتضی ممیز: اگر تعریفی برای عکاسی قائل شویم جلوی گسترش آن را گرفته‌ایم و محدودش کرده‌ایم

من هیچ وقت نمی‌خواهم تعریف خاصی از عکاسی بدهم، چون با این کار عکاسی را محدود می‌کنیم. عکاسی مثل هنرهای دیگر آن چیزی نیست که ما تا به حال آن را شناخته‌ایم، اگر ما بخواهیم تعریفی برایش قائل شویم باید بر اساس شناختی که تا به حال از آن داشته‌ایم آن را بیان کنیم، پس به این ترتیب جلوی گسترش معنی و تحول حیات عکاسی را گرفته‌ایم و محدودش کرده‌ایم. روزگاری پیش می‌آید که تعاریف بسیار نو و جدید دیگری از عکاسی و کار و تجربه آن مطرح می‌شود که با تمام شناخت‌های امروز مغایر است و ما نباید برای کارهایی که ذات زاینده و جستجوگرانه دارند تعریف مشخصی قائل شویم . من برای هیچ چیز تعریف خاصی قائل نیستم. (در گفتگوی منتشر شده در ماهنامهٔ عکس، سال ۱۳۷۵)

دسته‌ها
دیوید هاکنی

دیوید هاکنی: عکاسی باعث شده جهان را بسیار ملال‌آور ببینیم

اختراع عکاسی، به معنای کشف موادی شیمیایی بود که بتواند تصویری را ثبت کند، نه به معنای اختراع دوربین عکاسی. شما نمی‌توانید نام مخترع دوربین را بگویید اما مخترع عکاسی را می‌شود نام برد. دوربین‌ها در واقع چیزهایی طبیعی {و باسابقه} هستند. اما تجسم بصری جهان، کاری که یک دوربین انجام می‌دهد، حقیقتا آن طوری نیست که ما دنیا را می‌بینیم. دوربین‌ها فقط سطوح را می‌بینند و ما فضا را می‌بینیم. به نظر من عکاسی حتی ممکن است باعث شده باشد ما جهان را بسیار ملال‌آور ببینیم. (در گفتگو با Tom Hodgkinson منتشر شده در وب‌گاه The Idler در سال 2010)

دسته‌ها
ایکو هوسوئه هنرمندان

ایکو هوسوئه: عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست

فرض ابتدایی من این است که عکاسی هنری است مربوط به ارتباط میان سوژه و عکاس. به این ترتیب می‌شود نتیجه گرفت اگر عکاس بخواهد صرفا سوژه‌اش را ثبت کند (یک اثر عینی خلق کند)، درکش از سوژه فقط همان ظاهری خواهد بود که در عکس هم دیده می‌شود. در عین حال عکاس می‌تواند تفسیر فردی خود را به سوژه تحمیل کند. شاید حد وسطی هم میان این دو نگرش وجود داشته باشد. هر چقدر {این مرز} محوتر باشد، نتیجه جالب‌تر خواهد بود. در هر صورت عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست. چه به بیان عینی تمایل داشته باشد چه به بیان درونی، عکاس قطعا در برابر محصول پایانی مسئول است. به همین دلیل است که کپی رایت وجود دارد و برای همه عکاسان مصداق دارد. هم برای عکاسان خبری که بر مادیت و عینی بودن تاکید دارند و هم برای عکاسان هنری‌. عزیزترین عکس‌ها آن‌هایی هستند که مثل خاطره عمل می‌کنند چرا که خاطرات را هرگز نمی‌توان بازسازی کرد. اما عکس‌ها فقط برای خاطره وجود ندارند. عکاسی یک شکل مهم هنر است.(در گفتگو با مجله ko-e، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
آلفرد یعقوب‌زاده

آلفرد یعقوب‌زاده: عکاس باید سوژه‌های متنوعی را کار کند تا حرفه‌ای شود

بعضی مواقع باید سریع تصمیم بگیری و انتخاب کنی، گاهی هم باید گذشت كنی وحتی از جانت بگذری. اگر بخواهی در آسایش زندگی كنی در جایی كه اسیر هستی می‌مانی و جلوتر نمی‌روی، ولی وقتی سه ماه در افغانستان و با مجاهدین زندگی كنی، نتوانی به حمام بروی ، یك ماه گرد و خاك به جای غذا بخوری، درخیابان و كوه دره و … بدون پتو بخوابی و… ساخته می‌شوی. اینها چیزهایی است كه باید بتوانی قبول كنی.‌ نمی‌شود یك سوژه را برای تمام عمرت به مردم معرفی كنی، باید سوژه‌های متنوعی را كاركنی تا حرفه‌ای شوی. یك خواننده برای یك عمرش یك آهنگ را نمی‌خواند. دریك حد ماندن درست نیست. این مشکل فقط در ایران نیست، من خیلی‌ها را در هند و پاكستان و نیكاراگونه و مكزیك می‌شناسم كه دوست دارند در كشورشان بمانند، این خلاف نیست، عیب نیست، به هرحال یك انتخاب است. {…} من همه زندگی‌ام را روی كارم گذاشته‌ام . دوست داشتم وقتی برای خانواده‌ام داشته باشم ولی كار ما حساب كتاب ندارد. پسرم كه به دنیا آمد من سه ماه نبودم، كاوه و فرنود زنم را برای زایمان به بیمارستان برده بودند و من بعد از سه ماه پسرم را دیدم. هنگام تولد دو تا از بچه‌هایم من نبودم و بچه سوم كه به دنیا آمد مرا با سرم و آمبولانس به بیمارستان برده بودند و از آنجا هم به بیمارستانی كه همسرم بود، منتقلم كردند. من اكثر اوقات به تعطیلات نمی‌روم، وقتی برنامه‌ای پیش بیاید باید بروی. پوشش دهی. اگر بخواهی بهانه بیاوری عكاس خوبی نمی‌شوی و باید اصلاً این كار را ول كنی. (در گفتگو با علیرضا نیک‌نژاد از وب‌سایت عکاسی، سال 1383)

دسته‌ها
فخرالدین فخرالدینی

فخرالدین فخرالدینی: زیبایی پرتره وابسته به نمایش بافت‌ها و آناتومی صورت است

معمولاً یك عكاس چهره‌پرداز باید به درون شخص راه پیدا كند یعنی حسی را كه واقعاً از او می‌گیرد بتواند منتقل كند. این موضوع خیلی با عكس‌هایی كه عكاسان در اندازه 4*6 می‌گیرند متفاوت است. حالت‌های این‌گونه عكس‌ها كلیشه‌ای است. در واقع پرتره‌پردازی هنوز در ایران جایگاه خودش را پیدا نكرده است. نمونهٔ آن روشی است كه با استفاده از روتوش‌‌های بی‌حساب و كتاب عكس‌های تصنعی به وجود می‌آورد. به همین دلیل كسی به این كار تمایل ندارد. به ویژه با روش‌های عكاسی دیجیتال كه شخصیت فرد كم‌رنگ و مبهم و چشم‌ها نازیبا می‌شوند. به نظر من زیبایی پرتره وابسته به نمایش بافت‌ها و آناتومی صورت است. عكاس باید كاملاً به این جزئیات آگاهی داشته باشد و بتواند آنها را زیباتر نمایان كند. چهره‌پردازی كه تنها دكلانشور زدن نیست. باید محیط كار عكاس و نورپردازی‌هایی كه انجام می‌دهد چهره را كاملاً طبیعی ثبت كند. به این منظور ممكن است از پنج یا شش منبع نوری هم استفاده كند. (در گفتگو با محمود عبدالحسینی نویسندهٔ مجلهٔ هنرهای تجسمی، ش ۲۳، شهریور سال 1384)