دسته‌ها
دیوید هاکنی

دیوید هاکنی: بیشتر مردم فکر می‌کردند که عکاسی حد نهایی نمایش واقعیت است، اما من مطمئنم که اینطور نیست

بیشتر مردم فکر می‌کردند که عکاسی حد نهایی نمایش واقعیت است. اینطور فکر نمی‌کردند؟ مردم فکر می‌کردند همین است، این پایان {تلاش برای نمایش واقعیت} است. اینطور نیست. و من خیلی مطمئنم که اینطور نیست. اما تعداد بسیاری از آدم‌ها آنطور که من فکر می‌کنم فکر نمی‌کنند.

منظور من این است که همه‌چیز به تصویر‌سازی ارتباط دارد. ما همیشه تصویرسازی می‌کنیم، همیشه. اگر شما به بیست یا سی هزار سال قبل بروید، هنر همواره تصویرسازی از یک چیز است. مطمئنم که اولین آدمی که این کار را کرد یک نفر وجود داشت که در حال تماشای او بود. و آن آدم احتمالاً زیر لب نالیده یا به شکلی گفته باشد که «{در چیزی که کشیده‌ای} یک حیوان می‌بینم»، یا چیزی دیگر.

در کنار اینها، عکاسی رنگی هیچ وقت خوب نبوده. چون شما نمی‌توانید از چیزی که در رنگ وجود دارد عکاسی کنید. اگر مزرعه‌ای از کلزا دارید، توجه خواهید کرد، کلزا زرد فلورسنت است. اما، اگر از آن عکس بگیرید، اینطور نیست. در عکس فقط یک زرد ساده است. (در گفت‌وگو با Francoise Mouly، منتشر شده در وب‌سایت The New Yorker، سال ۲۰۲۲)

دسته‌ها
دیوید دوبیله

دیوید دوبیله: عکس مورد علاقهٔ من عکسی است که هنوز آن را نگرفته‌ام

هدف همیشه یک چیز سرراست نیست. من نمی‌خواهم بروم بیرون و بگویم: «قرار است عکسی از بزرگ‌ترین کوسه‌نگهنگ یا زیباترین اژدهای دریایی برگدار بگیرم». این کاری است که نمی‌توانید انجام دهید.

هدف هدفی است که مدام در افق ناپدید می‌شود. این زندگی‌ای است که هیچ‌گاه {هیچ هدفی در آن} به طور کامل برآورده نمی‌شود. این همان چیزی است که عکاسان همگی به دنبال آن هستند. یکبار کسی از من پرسید: «عکس مورد علاقه‌ات کدام است؟» عکس مورد علاقهٔ من عکسی است که هنوز آن را نگرفته‌ام. سفر {رسیدن به اثر مطلوب} خیلی مهم است. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت The Talks، سال ۲۰۲۱)

دسته‌ها
نوبویوشی آراکی

نوبویوشی آراکی: دوربین دیجیتال عکاس را تبدیل به رباتی می‌کند که هیچ احساسی ندارد

دوربین‌های دیجیتال مخصوص مردم ابله است. تصویر گرفته شده توسط یک دوربین دیجیتال فقط آن لحظهٔ خاص را نشان می‌دهد. یک دوربین دیجیتال وقوع واقعیت را کپی می‌کند. آنچه که می‌بینی همانی است که به دست می‌آوری. اما هنگام چاپ نقره ژلاتین ممکن است که چیزی در طول فرآیند ظاهر کردن یا چاپ به قاب تصویر اضافه شود. در آن تصاویر {آنالوگ} می‌تواند عواطف و احساسات وجود داشته باشد. این نوع از «اسرار مرموز» مربوط به فرآیند استفاده از یک دوربین فیلم‌دار است.

{دوربین آنالوگ} انسانی است، از همین حیث مناسب بیان عکاسانه است. من نمی‌توانم در یک تصویر دیجیتال دمای بدن سوژه را احساس کنم. در آن هیچ جسمیتی وجود ندارد. دوربین دیجیتال عکاس را تبدیل به رباتی می‌کند که هیچ احساسی ندارد. (در گفت‌وگو با Hyewon Yi در سال ۲۰۱۰، منتشر شده در وب‌سایت کتابخانهٔ دانشگاه میشیگان)

دسته‌ها
فیلیپ جانسون

فیلیپ جانسون: تنها راه برای مطالعهٔ حقیقی تاریخ معماری بازدید از بناها و تجربهٔ فضای آنهاست

اغلب از جانب من این‌طور نقل قول شده است که کسی نمی‌تواند تاریخ معماری را درک کند. امروز می‌خواهم آن اظهارنظر را قدرت بیشتری ببخشم و بگویم که باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار می‌تواند. چگونه می‌توان به این مهم دست یافت؟ واضح است که تحصیلات آکادمیک مفید است. اما اعتقاد دارم تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمان‌ها و تجربهٔ فضای آنهاست. فضا را نمی‌توان به قالب عکس درآورد، حتی با اساتید عکاسی مثل استدلر با فوتوگاوا؛ عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. فضای معماری نمی‌تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. درحالی که متن می‌تواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمی‌تواند جایگزین خود آن تجربه شود، هرگز به دگرگونی یک فضا توفیق نخواهید یافت مگر آنکه بدانید آن فضا قبلاً چگونه دگرگون شده است، اگر دانش معماری خود را به تحصیلات معماری و کتاب و مجله محدود کنید، کارتان به همان اندازهٔ کاغذهای چاپ‌شده حقیر و سطحی خواهد بود. (در بیست و هفتمین سمینار Aica در توکیو، سال ۱۹۹۲، ترجمهٔ علی شهریار زرین، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، سال ۱۳۷۶)

دسته‌ها
رابرت فرنک

رابرت فرنک: عکاسی به شما اجازه می‌دهد که در زمانی نسبتاً کوتاه آنچه می‌خواهید بگویید را بگویید

اگر می‌خواهید دربارهٔ زندگی خود و آنچه از سر گذرانده‌اید سخن بگویید، می‌توانید با کمک نوشتن یا عکاسی این کار را انجام دهید. ممکن است بتوانید این کار را بکنید. برخی از آدم‌ها نمی‌توانند انجامش دهند، چه با کمک عکاسی، چه به کمک نوشتن. در مورد خودم، من توانستم این کار را به وسیلهٔ عکس‌هایی خاص و برخی نوشته‌هایم انجام دهم. اگر نویسنده می‌بودم، احتمالاً داستان یا کتابی می‌نوشتم. عکاسی به شما اجازه می‌دهد که در زمانی نسبتاً کوتاه آنچه میخواهید بگویید را بگویید و بعد هم به زندگی‌تان ادامه دهید. (در گفتگو با Jiang Rong منتشر شده در وب‌گاه American Suburb X، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
اولی شیرن

اولی شیرن: امروز اثر معماری طوری طراحی می‌شود که به‌راحتی از طریق تصاویر مخابره شود

به نظر من معماری به طور فزاینده‌ای به سوی عینیت‌گرایی رفته است، اما نه به معنای مثبت آن. در واقع اثر معماری بیشتر و بیشتر همچون چیزی طراحی می‌شود که بتوان به راحتی آن را از طریق تصاویر مخابره کرد. زیرا در حال حاضر تصاویر از طریق اینترنت و از طریق رسانه‌های سنتی‌تر بر همه‌چیز حکمرانی می‌کنند. آنگاه که معماری در واقعیت تجربه نمی‌شود، معمولاً از طریق تصاویر مخابره می‌شود. خیلی ساده است که از یک شیء عینی عکس بگیریم، اما بسیار مشکل است که فضا را در تصاویر نشان دهیم.

بنابراین روشن است که این موضوع -در کنار تب معماری تندیس‌گرا و دیگر مسائل موجود- معماری را به یک وضعیت خاص بسیار شیءمحور هدایت کرده است. من خیلی مشتاقم که از این سطح فراتر روم. البته این به این معنا نیست که بناهایی که ما می‌سازیم نمی‌تواند کارکرد یک شیء را داشته باشد، اما این بناها به منزلهٔ چیزهای دیگری نیز می‌توانند کار کنند. شما مجبور نیستید برای دست‌یابی به یک چیز سایر چیزها را فدا کنید. شما در مقام معمار می‌توانید بناهایی چندگانه خلق کنید که به سادگی به کارکردهای مختلف پاسخ دهد. (در گفتگو با Amy Frearson منتشر شده در وب‌گاه dezeen، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
دوروتیا لنگ

دوروتیا لنگ: عکاسی در حال توسعه نیست بلکه به کلی نابود شده است

از عکاسی بهره‌کشی فراوانی شده و به قدر کافی توسط مردم با بصیرت و پختگی به کار برده نمی‌شود. {…} و عکاسان جوان به سمت موضوع حقوق شهروندی هجوم آورده‌اند، سوژه‌ای که به تازگی مد شده. و همچنین فقر. این موضوعی است که همه الان دارند از آن عکاسی می‌کنند و تا حد زیادی شبیه یک سبک جدید شده چون ریشه‌کن کردن فقر در دستور کار رئیس جمهوری قرار گرفته است. همه عکاسان جوان سراغ من می‌آیند و می‌پرسند شما الان چطور فقر را عکاسی می‌کنید؟ این رقت‌انگیز است.
این روزها تلاش خاصی لازم است که یک عکس توجه کامل را دریافت کند چون ما در هر ساعت بیداری‌مان با عکس‌ها – چه خوب چه بد – بمباران شده‌ایم. {…} و در حال عبور به طور ناخودآگاه چشمانمان به عکس‌هایی گذرا می‌خورد که یک لحظه ظاهر می‌شود. من نمی‌دانم چرا چشم مثل زانو یا انگشت‌ها پینه نمی‌بندد. ما داریم زبان تصویر را بد به کار می‌بریم و من به شما می‌گویم که {عکاسی} یک ابزار استثمار شده است. یک رسانه در حال توسعه نیست بلکه به کلی نابود شده است. (در گفتگو با Richard K. Doud در سال ۱۹۶۴منتشر شده توسط بنیاد هنر Smithsonian )

دسته‌ها
مرتضی ممیز

مرتضی ممیز: اگر تعریفی برای عکاسی قائل شویم جلوی گسترش آن را گرفته‌ایم و محدودش کرده‌ایم

من هیچ وقت نمی‌خواهم تعریف خاصی از عکاسی بدهم، چون با این کار عکاسی را محدود می‌کنیم. عکاسی مثل هنرهای دیگر آن چیزی نیست که ما تا به حال آن را شناخته‌ایم، اگر ما بخواهیم تعریفی برایش قائل شویم باید بر اساس شناختی که تا به حال از آن داشته‌ایم آن را بیان کنیم، پس به این ترتیب جلوی گسترش معنی و تحول حیات عکاسی را گرفته‌ایم و محدودش کرده‌ایم. روزگاری پیش می‌آید که تعاریف بسیار نو و جدید دیگری از عکاسی و کار و تجربه آن مطرح می‌شود که با تمام شناخت‌های امروز مغایر است و ما نباید برای کارهایی که ذات زاینده و جستجوگرانه دارند تعریف مشخصی قائل شویم . من برای هیچ چیز تعریف خاصی قائل نیستم. (در گفتگوی منتشر شده در ماهنامهٔ عکس، سال ۱۳۷۵)

دسته‌ها
دیوید هاکنی

دیوید هاکنی: عکاسی باعث شده جهان را بسیار ملال‌آور ببینیم

اختراع عکاسی، به معنای کشف موادی شیمیایی بود که بتواند تصویری را ثبت کند، نه به معنای اختراع دوربین عکاسی. شما نمی‌توانید نام مخترع دوربین را بگویید اما مخترع عکاسی را می‌شود نام برد. دوربین‌ها در واقع چیزهایی طبیعی {و باسابقه} هستند. اما تجسم بصری جهان، کاری که یک دوربین انجام می‌دهد، حقیقتا آن طوری نیست که ما دنیا را می‌بینیم. دوربین‌ها فقط سطوح را می‌بینند و ما فضا را می‌بینیم. به نظر من عکاسی حتی ممکن است باعث شده باشد ما جهان را بسیار ملال‌آور ببینیم. (در گفتگو با Tom Hodgkinson منتشر شده در وب‌گاه The Idler در سال 2010)

دسته‌ها
ایکو هوسوئه هنرمندان

ایکو هوسوئه: عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست

فرض ابتدایی من این است که عکاسی هنری است مربوط به ارتباط میان سوژه و عکاس. به این ترتیب می‌شود نتیجه گرفت اگر عکاس بخواهد صرفا سوژه‌اش را ثبت کند (یک اثر عینی خلق کند)، درکش از سوژه فقط همان ظاهری خواهد بود که در عکس هم دیده می‌شود. در عین حال عکاس می‌تواند تفسیر فردی خود را به سوژه تحمیل کند. شاید حد وسطی هم میان این دو نگرش وجود داشته باشد. هر چقدر {این مرز} محوتر باشد، نتیجه جالب‌تر خواهد بود. در هر صورت عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست. چه به بیان عینی تمایل داشته باشد چه به بیان درونی، عکاس قطعا در برابر محصول پایانی مسئول است. به همین دلیل است که کپی رایت وجود دارد و برای همه عکاسان مصداق دارد. هم برای عکاسان خبری که بر مادیت و عینی بودن تاکید دارند و هم برای عکاسان هنری‌. عزیزترین عکس‌ها آن‌هایی هستند که مثل خاطره عمل می‌کنند چرا که خاطرات را هرگز نمی‌توان بازسازی کرد. اما عکس‌ها فقط برای خاطره وجود ندارند. عکاسی یک شکل مهم هنر است.(در گفتگو با مجله ko-e، سال ۲۰۱۰)