دسته‌ها
چارلز جنکس

چارلز جنکس: مردم زمانی به بحران واکنش نشان می‌دهند که واکنش نشان ندادن به بحران غیر ممکن شود

از زاویهٔ مادی‌گرایانه، صنعتی‌شدن کشورهای جهان دوم و سوم آنچنان آلودگی‌های بزرگی ایجاد می‌کند که منجر به فاجعه‌های زیست‌محیطی نیز خواهد شد. هیچ‌کس به لحاظ سیاسی تمایلی به واکنش نشان دادن در این باره ندارد، این یعنی ما در برههٔ وقوع فاجعه هستیم. مردم تا زمانی که مجبور نشوند، هیچ‌گاه مشکلاتشان را حل نمی‌کنند، و حتی گاهی فرصت حل مشکل را نیز از دست می‌دهند. به نظر من این همان روند مرسوم و اکنش نشان دادن فرهنگ عامه است. مردم زمانی به بحران واکنش نشان می‌دهند که واکنش نشان ندادن به بحران غیر ممکن شود.

من پیش‌بینی می‌کنم که ما احتمالاً به آلوده کردن دنیا ادامه خواهیم داد و به بهانهٔ مدرنیزاسیون، بیشتر منابع زمین را مصرف خواهیم کرد؛ چرا که هیچ‌کس نمی‌خواهد از تولید دست بکشد. از این حیث ما تازه در دوران جوانی مدرنیسم به سر می‌بریم. به‌ویژه این که کشورهای جهان دوم و سوم تازه می‌خواهند مدرن شوند. مردم این کشورها به نسبت کشورهای جهان اول در حال گام برداشتن روی یخ نازکتری هستند. اما جهش فکری آنگاه رخ خواهد داد که مردم بخاطر مغایرت‌های زیست‌محیطی ناچار به تغییر شوند. (در گفتگو با Ole Bouman و Roemer van Toorn، منتشر شده در کتاب The Invisible in Architecture در سال ۱۹۹۴)

دسته‌ها
برنارد خوری

برنارد خوری: توسعهٔ شهرهای اطراف خلیج فارس روندی فاجعه‌بار دارد

من در مورد لبنان صحبت می‌کنم، اما این مساله برای جهان عرب، و شاید هندوستان، به طرقی بسیار فاجعه‌آمیزتر مصداق دارد. به مبالغهٔ پیرامون شهرهای بزرگ خلیج فارس (دوبی، ابوظبی، کویت) نگاه کنید که ظاهراً مدرنیته را در آغوش کشیده‌اند. به عقیده من، توسعهٔ این شهرها روندی فاجعه‌بار دارد.

اگر به بازسازی پس از جنگ در بیروت بازگردیم، روند آن این طور بود که «اگر می‌خواهید مدرن باشید، باید آن را وارد کنید.» مدرنیته از درون جامعه ریشه نمی‌گرفت. اگر پدران و پدربزرگ‌های ما به سادگی باور داشتند که آن‌ها بخشی از یک پروژه آرمانی بزرگ هستند، پسران یا نوه‌های آن‌ها به فضولات مدرنیته تبدیل شدند. در واقع ما تسلیم تاریخی شده‌ایم که دستی در نوشتن آن نداریم.

اگر کسی بخواهد از طریق ساختمانی که می‌سازد بیانیه‌ای صادر کند، کافی است که یک معمار غربی استخدام کند تا برایش کار را انجام دهد. اما به جای اینکار، آن‌ها {=سرمایه‌داران جامعهٔ عرب} چیزی را انتخاب می‌کنند که برای اهداف و زمینه‌های دیگری توسعه یافته است، سپس عناصر اسلامی را به آن اضافه می‌کنند و آن را در جایی می‌سازند که هیچ معنایی نمی‌دهد. به نظر من این یک نوع ورشکستگی سیاسی و فرهنگی است و فکر می‌کنم می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی بسیار خطرناکی داشته باشد. اگر شما یک مرکز خرید در حومه هوستون داشته باشید و کورکورانه آن را به کویت وارد کنید و تصور کنید که همان سیستم‌ها، همان گونه‌شناسی و همان منطق در کویت نیز کار خواهد کرد، باید خود را برای یک فاجعه آماده کنید. (در گفتگو با Suchitra Deep، منتشر شده در وب‌سایت The WIRE، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
منوچهر سید مرتضوی

منوچهر سید مرتضوی: معماران مدرن ما مدرن نیستند

چون خیلی وقت است در ایران زندگی نمی‌کنم، از بیرون به آن {=معماری معاصر ایران} می‌نگرم. معتقدم معماران ایرانی هنوز رابطه سنت و مدرنیته را حل نکرده‌اند. به نظر می‌آید سنت را در مخالفت با مدرنیته می‌بینند. من این‌طور فکر نمی‌کنم. اگر معماری سنتی یزد را در نظر بگیرید، می‌بینید آنها در زمان خودشان خیلی هم مدرن بودند چون مسائل و مشکلات عصر خود را به نحو عالی و با امکانات موجود زمان خود حل کرده‌اند. وقتی کمبود آب دارند قنات درست می‌کنند که یک کار عظیم مهندسی است. یا به وسیله بادگیر مشکل گرمای خانه‌هایشان را تا حدی حل کرده‌اند. این راه‌حل حتی نماد شهری شده، یعنی با کمترین امکانات و فقط به‌وسیله معماری بیشترین بهره‌برداری را کردند. این نکته در استفاده از مواد ساختمان‌سازی تا شهرسازی صادق است. این طرز فکر در زمان خودش خیلی پیشرفته و مدرن بوده.

مشکل ما اینجاست که معماران مدرن ما مدرن نیستند. یعنی جواب احتیاجات مردم را به طریق مطلوب نمی‌دهند و این باعث تضاد می‌شود. مثلا نماهای رومی، یونانی و… را در ایران در نظر بگیرید. یک فاجعه عظیم فرهنگی. وقتی خانه‌های قدیمی یزد را می‌بینید احساس غرور می‌کنید، چون آنها ریشه در فرهنگ معماری خودمان دارند که در زمان خود بسیار پیشرفته بوده‌اند. اگر 50 سال دیگر مردم به دستاوردهای معماری امروز ایران نگاه کنند، می‌پرسند چه چیزی از فرهنگتان در معماری شما دیده می‌شود و باید بگوییم نماهای رومی و یونانی دوهزار سال پیش! امروز ما باید از سنت الهام بگیریم و این بدان معنا نیست که آن را کپی‌برداری کنیم. به‌نظر من کپی از سنت هم یک اهانت به سنت است؛ چرا؟ چون مشکلات و خواست‌های آنها با زمان ما متفاوت است. منظور از الهام‌گرفتن این است که از طرز فکر آنها الهام بگیریم و با درنظرگرفتن «بستر»، طراحی کنیم، نه اینکه از معماری اروپایی، آن ‌هم یونان و روم باستان، کپی‌برداری کنیم، کپی‌ای که از فهم کم ما از معماری در اروپا سخن می‌گوید. اگر آگاه شویم که مشکلات امروز جامعه ما چیست، می‌توانیم جواب درخوری هم برای آن بیابیم. (در گفتگو با افسانه شفیعی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
سیمون آیوازیان

سیمون آیوازیان: دو مقطعی شدن لیسانس و فوق لیسانس رشتهٔ معماری یکی از اشکالات بزرگ معماری ماست

من معتقدم که یکی از اشکالات بزرگ ما همین دو مقطعی شدن لیسانس و فوق لیسانس است. متأسفانه بسیاری از دانشجویان در دورهٔ کارشناسی بسیار ضعیف هستند، این در حالی است که همین افراد، بعد از فارغ‌التحصیلی می‌توانند به وزارت مسکن مراجعه کنند و بعد از دو سال پروانهٔ کار بگیرند که فاجعه است. درگذشته، دانشجویان هنگام شروع دانشگاه، ابتدا معماری کشورهای همسایه را می‌شناختند و سپس معماری سنتی مورد بررسی قرار می‌گرفت. پس از گذراندن دورهٔ پژوهش ما پروژه ارائه می‌کردیم اما متأسفانه امروز این‌گونه نیست. یعنی دانشجو تنها سه ترم با مباحث معماری آشنا شده اما هنوز چیزی از پژوهش یا معماری سنتی نمی‌داند. در این فضا همه‌چیز انتزاعی است و به سلیقهٔ استاد بستگی دارد، بنابراین هرکس بنا بر سلیقه خود، چیزی درس می‌دهد. به همین خاطر، دانشجو در پایان ترم یک که باید مسکن کوچک ارائه کند، نمی‌تواند کار انجام دهد و در نتیجه همهٔ طرح‌هایش به یکدیگر شبیه می‌شود زیرا هنوز به درستی با مسائل فنی و پایه‌ای معماری آشنایی پیدا نکرده است.

متأسفانه بسیار پیش آمده که دانشجو حتی برش نیز نمی‌داند زیرا همه به کامپیوتر وابسته شده‌اند. من به دانشجوهایم تا وقتی که پلان را روی کاغذ کامل نکشند اجازه استفاده از کامپیوتر را نمی‌دهم. زیرا وقتی دست کار می‌کند، مغز را نیز با خود همراه می‌کند اما کار صرف با کامپیوتر خلاقیت را کمرنگ می‌کند. به نظر من نحوهٔ آموزش در دوره لیسانس باید تغییر کند. در انگلیس وقتی شما لیسانس دریافت می‌کنید، باید یک سال سابقهٔ کار تجربی داشته باشید تا بتوانید در دورهٔ فوق لیسانس شرکت کنید. متأسفانه در ایران بسیاری از دانشجویان صرفاً یک نامه از دفتر می‌آورند که نشان می‌دهد دورهٔ عملی را گذرانده‌اند در حالی که این‌گونه نیست. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌گاه هنرآنلاین، سال ۱۳۹۷)