دسته‌ها
پیتر آیزنمن

پیتر آیزنمن: معمارستاره‌ها سرگرم می‌کنند، آنها اثر هنری خلق نمی‌کنند

ببینید، وقتی من تدریس را شروع کردم، ما به دانشجویان فرانک لوید رایت را، لوکوربوزیه را، استرلینگ را، آلدو روسی را، ونتوری را درس می‌دادیم. ما کتاب‌های این معماران را روی میزهایمان داشتیم. اما الان هیچ چیز نیست. دانشجویان چنین کتاب‌هایی روی میزشان ندارند. آنها الگوهایی مرجع و مقتدر ندارند.

{…} ما باید به دانشجویان دستورزبان را بیاموزیم، نه یک سبک را، دستور زبان را. ما باید معماری کلاسیک را درس بدهیم. من معماری کلاسیک درس می‌دهم، آنچه امروز رخ می‌دهد را درس نمی‌دهم. من معتقدم که دانشجویان نیاز دارند تا درک کنند که آلبرتی چه کرد، پالادیو چه کرد، برونلسکی، برامانته و دیگران چه کردند.

{…} به معماران برجستهٔ امروز نگاه کنید. آیا هیچ‌کدام از آنها مرجعیتی را که یک زمان ونتوری داشت دارند؟ ونتوری دیگر یک معمار مرجع نیست. فرانک گری، بیارکه اینگلس و… اینها معماران مرجع نیستند. آنها ستاره هستند. دیوید فاستر والاس نویسنده می‌گوید: «هنر باید با سرگرمی متفاوت باشد». معمارستاره‌ها سرگرم می‌کنند، آنها اثر هنری خلق نمی‌کنند. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
محمدرضا حائری

محمدرضا حائری: بحران ما در معماری معاصر ساختن بدون معماری است

دایرةالمعارف مک‌گروهیل در درون جنبش مدرن نزدیک به بیست سبک را بر می شمرد که چندتایی با روایت مجدد گذشته، آن هم راویانی خلاق چون رایت و کوربوزیه معماری خود را خلق کرده‌اند و چندتایی بیشتر از گذشته فاصله گرفته و به دنبال «چیز دیگر» معماری خود را بنیان نهاده‌اند و برخی به کلی قدم در راه بی‌گذشته نهاده‌اند. بدین ترتیب در معماری معاصر مانند سایر دوران‌ها، چند جریان معماری به‌طور همزمان آرایش و پیرایش فضا را بر عهده گرفته‌اند. جریان‌هایی که ضعیف‌تر شده و به حاشیه رفته‌اند، معماری مبتنی بر سنت، معماری مبتنی بر تاریخ و معماری مبتنی بر بوم هستند و جریان‌هایی که از حیات بیشتری برخوردارند معماری مبتنی بر نوآوری می‌باشند که برخی از آنها نوآوری خود را با نوآوری‌های گذشته آمیخته‌اند و برخی سعی در ارائهٔ نوآوری تام دارند. اما مهم‌ترین پدیده‌ای که در جنبش معماری مدرن اتفاق افتاد و هم‌اکنون از همهٔ جریان‌های معماری در کشور ما قوی‌تر است، ساختن بدون معماری است.

با حاکم شدن ساختمان‌سازی که عبارتست از ساختن بدون معماری، معماری مدرن نیز همانند همهٔ دستاوردهای گذشتهٔ معماری از صحنهٔ شهرها خارج شده و خیابان را سراسر ساختن بدون معماری فراگرفته است؛ تا آنجا که بحران چگونگی مدرن شدن و معاصر شدن شهرهای ما معماری مدرن نیست، معماری مبتنی بر سنت هم نیست. بحران ما در معماری معاصر ساختمان‌سازی است. (در مقاله‌ای با عنوان «معماری معاصر، معماری مدرن، ساختمان‌سازی»، منتشر شده در مجلهٔ گفتگو، ش ۱۳، سال ۱۳۷۵)

دسته‌ها
فرامرز شریفی

فرامرز شریفی: بسیاری از معماران معروف دوران مدرن معماران فاز یک بوده‌اند

به نظر من یک معماری معمولی با جزئیات خوب ممکن است قابل قبول و حتی زیبا به نظر برسد، ولی معماری دارای ایده و طرح خوب اگر در جزئیات ضعیف باشد بسیار بد است. جزئیات در معماری بسیار مؤثرند، البته نقش سازندهٔ بنا هم در شکل‌گیری معماری با جزئیات خوب بسیار مهم است. پیش از قبول هر پروژه سعی می‌کنم بفهمم مجری آن کیست و آیا می‌توانم در مرحلهٔ نظارت حاضر باشم یا نه. چنانچه این شروط محقق نشوند کار را قبول نمی‌کنم. {…}

واقعیت این است که بسیاری از معماران معروف دوران مدرن معماران فاز یک بوده‌اند. معروف است یک‌بار به فرانک لوید رایت گفتند سقف خانه‌ای که طراحی کردی چکه می‌کند. رایت در پاسخ گفت این را به پیمانکارش بگویید، من معمارم. لوکوربوزیه نیز جزئیات ساختمان را به صورتی غیر فنی طراحی می‌کرد و حالا امروز ساختمان‌هایش مشکل نگهداری دارند. ولی من فکر می‌کنم معمار واقعی حتما باید مسائل فنی ساختمان را در نظر بگیرد. (در گفتگو با کامران افشار نادری، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۶۸، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
دنیل لیبسکیند

دنیل لیبسکیند: مأموریت معماری به چالش طلبیدن ادراکات انسان برای ابراز ایده‌های جدید است

هرگاه که آدم کار جدیدی انجام دهد، هرزمان که زمینه‌ای تازه را می‌گشاید، می‌شود گفت که حیرت و شگفت نیز برانگیخته می‌شود. {…} زمانی که برج ایفل ساخته شد همگان آن را محکوم کردند. اما امروزه پاریس بدون برج ایفل چگونه پاریسی می‌بود؟ زمانی که موزهٔ گوگنهایم به دست فرانک لوید رایت در نیویورک ساخته شد همگان آن را به‌خاطر ناهمگونی‌اش با نیویورک محکوم کردند ولی اکنون محبوب‌ترین موزهٔ این شهر است. اما البته هرزمان چیزی جدید انجام می‌گیرد به معنای عقب‌ماندن نیز هست.

اما بار دیگر تأکید می‌کنم که معماری هنری مدنی است. مأموریت آن تأیید هرچیزی نیست که انسان باید آن را از پیش بشناسد، بلکه به چالش طلبیدن ادراکات انسان برای ابراز ایده‌های جدید است و گشودن افقی جدید در شهر، به معنای واقعی کلمه یا نگرش‌های جدید و فضاهای تازه که در آن شکل می‌گیرند. این همان چیزی است که من بدان باور دارم. (در گفتگو با Jordan Timm در سال ۲۰۰۷، ترجمه و منتشر شده در مجلهٔ معماری ایران، دورهٔ ۱۲، ش ۳، سال ۱۳۹۱)