دسته‌ها
داگلاس کاردنیال

داگلاس کاردینال: معماری باید همچون یک زن باشد. باید آدم‌های درونش را پرورش دهد و از آنها محافظت کند

برای من معماری شکلی از هنر است که ملهم از نیروهای طبیعت به محیط و مردمی که به معمار برایشان کار می‌کند احترام می‌گذارد. من معماری را همچون هنر می‌بینم چون می‌خواهم روح مردم را تعالی دهم. وقتی به یک اثر معماری قدم می‌گذارید باید خود را جزئی از آن احساس کنید و آن اثر باید روحتان را تعالی دهد، مثل همان کاری که همهٔ هنرها انجام می‌دهد. مردم باید از معماری لذت ببرند. مردم باید معماری را دوست بدارند. این اصلی‌ترین منظور معماری است. ایده خلق فضایی طبیعی است.

علاوه بر این دوست دارم بگویم که معماری باید همچون یک زن باشد. به عبارت دیگر، معماری باید آدم‌های درونش را پرورش دهد و از آنها محافظت کند. معماری باید به همهٔ آنهایی که به فضایش وارد می‌شوند آسایش بدهد و از آنها محافظت و مراقبت کند. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
علی اکبر صارمی

علی اکبر صارمی: ویژگی اثر هنری این است که هم انسان معمولی از آن لذت می‌برد هم انسانی که فرهیخته است

من اصالت را در استفاده از گذشته نمی‌دانم. من جور دیگری می‌بینم. نگاه می‌کنم اگر کاری که معماری انجام داده در من یک احساس خوب برمی‌انگیزد، می‌گویم کار خوبی است. اصلاً کاری ندارم که این از گذشته به صورت اصیل برداشت کرده یا نکرده. اصیل به نظر من شعر است. من و شما وقتی یک شعر زیبا می‌خوانیم ممکن است شما یاد شعر حافظ بیفتید و من به یاد شعر خیام. مثلاً من شعر شاملو را که می‌خوانم احساس می‌کنم ممکن است یاد نثر قرن چهارم پنجم هجری تاریخ بیهقی بیفتم.

اینکه آیا آن کار اصیل است یا نیست بحث دیگری است. ولی اصولاً یک چیزهایی از هنر به نظر من این است که هم انسان معمولی از آن لذت ببرد و ایجاد شعف برایش بکند، هم آدمی که فرهیخته است. به این خاطر به نظر من هنر و معماری هم، آن بخش هنرمندانه‌اش را شما می‌توانید ببینید که آیا اصیل است یا نیست. به نظر من همان دیدن لحظه‌ای آن و در آن گشتن و دیدن و اینکه آیا آن احساس خوب را می‌دهد یا نمی‌دهد مهم است. اگر داد هست و اگر نداد نیست. (در گفتگو با علی کیافر، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۱۰۳، سال ۱۳۹۶)

دسته‌ها
ویل الساپ

ویل الساپ: معماران ناچارند که در مواقعی خودخواه باشند

فرآیند خلق معماری عملی خودخواهانه است. من دوست دارم در بحث‌های مختلف شرکت کنم، اما در آخر باید از معماری لذت ببرم. ممکن است دیگران هم مثل من از آن لذت ببرند. نمی‌دانم چطور این اتفاق می‌افتد، اما می‌دانم که بسیاری از مردم بناهای مرا دوست دارند و از بودن در آنها لذت می‌برند. می‌دانم، چون تعداد زیادی از مردم نظرشان را به من گفته‌اند. معماری هنر سازش است، برای همین، اساس سازش باید مستحکم باشد. اساس سازش در صورتی مستحکم خواهد بود که معمار آزادی لازم برای خیال‌پردازی داشته باشد، نه این که از رویاهای جامعه پیروی کند.

{…} البته آدم‌های صرفاً خودخواه وحشتناک‌اند، اما شما {در مقام معمار} ناچار هستید که از حیث شکل دادن به کار و گرفتن تصمیم‌های بحرانی خودخواه باشید. شما می‌توانید در مورد هرچیز امکانی برای مباحثه و مناظره در نظر بگیرید و می‌توانید از این مباحثه لذت ببرید و چیزهایی بیاموزید، اما زمانی می‌رسد که شمای معمار باید تصمیم بگیرید. هنر معماری همین است؛ قراردادن چیزها در کنار هم آن‌طور که شما می‌پسندید. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت Archdaily، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
فیلیپ جانسون

فیلیپ جانسون: معماری در کنار کشاورزی مهم‌ترین نیاز مادی بشر و در کنار عبادت مهم‌ترین نیاز معنوی اوست

تمرین معماری، لذت‌بخش‌ترین و خوشایندترین فعالیت در زندگی انسان است. از سویی، معماری در کنار کشاورزی، مهم‌ترین نیاز مادی بشر است. انسان باید خوراک و سپس سرپناه داشته باشد. ازسوی دیگر، معماری در کنار عبادت مهم‌ترین نیاز معنوی بشر نیز هست. از میان ما چه کسی می‌تواند ادعا کند که پس از مواجهه با فضاهایی چون کلیسای نوتردام پاریس، مسجد جامع اصفهان یا باغ ریوانجی کیوتو معنویت را بیشتر احساس نکرده است؟ معماری، مقدم بر هنرهای دیگری چون نقاشی و مجسمه‌سازی، و نخستین هنر هر فرهنگ و تمدنی است.

معماری بازهٔ وسیعی از دیگر فعالیت‌های دلنشین را نیز دربرمی‌گیرد و پاسخی است به تمام مسایل اجتماعی. هیچ جامعهٔ جدید بدون نسل جدیدی از سازندگان ساختمان، پذیرفتنی نیست. همهٔ اصلاح‌طلب‌ها -از سوسیال‌دموکرات‌ها گرفته تا فرنکلین روزولت- همیشه پشتیبان معماری‌های جدید بوده‌اند. در کنار همهٔ اینها مباحث مختلفی نیز در حیطه فناوری در طراحی معماری مطرح می‌شوند و به این ترتیب هر معمار از آشنایی با فناوری آسانسور، شبکه‌های فولادی، سازه‌های چوبی و آجرهای رومی ناگزیر است. فناوری پیشرفتهٔ امروز، امکان ساخت بناهای عظیم را فراهم می‌آورد. به عقیدهٔ من هیچ آرمانشهر خیالی‌ای در ذهن فیلسوف‌ها وجود ندارد که به حوزهٔ معماری وارد نشود. معماری سخت‌ترین هنر در میان هنرهاست. من به دیگر دوستان هنرمندم که نویسنده، نقاش یا آهنگسازند، غبطه می‌خورم. آنها در جایی که دوست دارند کار می‌کنند. زمان کارشان نیز دست خودشان است. آنان نه با مصالح ناسازگار سروکله می‌زنند، نه چکهٔ آب از سقف اعصابشان را به هم می‌ریزد و نه گرفتگی فاضلاب برنامه‌شان را خراب می‌کند. همهٔ اشتباه‌هایشان هم جبران شدنی است. (در سخنرانی به هنگام دریافت جایزهٔ پریتزکر، سال ۱۹۷۹، برگرفته از سرمقالهٔ دوفصلنامهٔ معماری ایران، ش ۴۴، سال ۱۳۹۱)