گائتانو پشه: در زمانهٔ قدیم هنر همیشه عملی بود

هنر فقط {شامل شکل‌های} سنتی آن، نظیر نقاشی و مجسمه نیست، بلکه هنر هر آن چیزی است که قادر باشد دربارهٔ واقعیت اظهار عقیده کند. اشیاء روزمره هنوز هم می‌توانند چیزی را بیان کنند که نه‌تنها عملی است، بلکه سیاسی، مذهبی یا فلسفی نیز است. یک چیز را در نظر بگیرید. در زمانهٔ...

یونا فریدمن: فرانک گری و زها حدید معماری را همچون مجسمه می‌آفرینند، اما یک مجسمه لزوماً یک اثر معماری خوب نیست

آنچه مهم است این است که من تلاش نمی‌کنم راهکارهای فرمال خاصی را پیشنهاد دهم. من ترجیحات زیبایی‌شناسانهٔ خودم را دارم اما می‌توانم راهکارهای یکسره متفاوت را بپذیرم. برای من شیوهٔ فکر کردن است که اهمیت دارد. من به معماری جریان اصلی علاقه‌مند نیستم. من دشمنی‌ای با این...

گلن مرکات: بسیاری از بناها محض خاطر متفاوت بودن متفاوتند اینها معماری پر سر و صدایی خلق می‌کنند که بر سر شما فریاد می‌زند

مصدر ترسیم کردن {to draw} به معنای بیرون کشیدن است، و بیرون کشیدن به معنای آشکار کردن است و آشکار کردن به معنای فهمیدن است. از طریق کامپیوتر، شما به نقطهٔ پایان می‌رسید، پیش از آن که معنای آن نقطهٔ پایان را درک کنید. یکی از مشکلات دورهٔ ما این است که ابزارهایی را...

مائوریتسیو کاتلان: ما بی‌حس شده‌ایم

من از این که هجو نکتهٔ اصلی کارهای من باشد به‌هیچ‌وجه مطمئن نیستم. کمدین‌ها {که کارشان هجو است} واقعیت‌ها را دستکاری و مسخره می‌کنند، در حالی که من در حقیقیت فکر می‌کنم واقعیت بسیار بسیار برانگیزاننده‌تر از آثار هنری من است. شما باید در خیابان قدم بزنید و فقرای واقعی...

کنگو کوما: معماری زها حدید نماد عصری بود که در آن فرم حرف اول را می‌زد

حقیقت این است که تا کنون طرح‌های خانم حدید چندین بار طرح‌های مرا در مسابقات معماری از دور خارج کرده {و او آن مسابقات را برده} است. وقتی به گزینه‌های دفتر او نگاه کنید، درخواهید یافت که وقتی به منزلهٔ مدل {یا مجسمه} آنها را ببینید واقعا چشم‌گیر هستند. اما طرح‌های من از...

علی اکبر صارمی: من از آثار زها حدید به منزلهٔ مجسمه خوشم می‌آید، اما دوست ندارم در ایران از او تقلید شود

در ایران اگر دو دورهٔ تأثیر از معماری غرب را در نظر بگیریم، در آثار معماری قرن بیستم بیشتر مسئلهٔ اجتماعی سوسیالیسم و مردم مطرح بود و می‌گفتند ما برای مردم کار می‌کنیم. چون با این معماری ساده می‌شد خیلی راحت ساخت. پروژه‌های ساختمانی در این دوره اوج گرفت. {…}...

موشه سفدی: ما معماران بر وضعیت روحی ساکنان بناهایمان تسلط داریم

چند سال پیش از من خواستند تا برای یک موزه طرح‌هایی بکشم. {…} من چند اسکیس از اتاق‌هایی زدم که سقف و کف با انحاء به دیوارها می‌رسید و پوشش اتاق از گچ سفید بود. ایدهٔ اصلی این بود که حضور اتاق برای مخاطبان موزه محسوس نباشد. نور همه‌چیز را همچون یک رحم شستشو...

برونو تاوت: وحدت دوبارهٔ گرایش‌های مختلف هنری فقط زیر بال‌های یک معماری تازه امکان‌پذیر است

هنر، آنگاه که وجود داشته باشد، یک چیز واحد است؛ اما امروز هیچ هنری وجود ندارد. یگانه راه برای وحدت دوبارهٔ گرایش‌های مختلف و از هم گسیختهٔ هنری را فقط زیر بال‌های یک معماری تازه می‌توان یافت، به طوری که هر رشتهٔ مشخص هنری نقش خود را در یک بنا بازی کند. تنها آنگاه است...

گلن مرکات: من سعی نمی‌کنم چیزی را خلق کنم. وظیفهٔ من کشف کردن است

هر اثر معماری که وجود دارد یا استعدادش را دارد که وجود داشته باشد باید کشف شود. به عبارت دیگر، من هیچ چیزی را خلق نمی‌کنم. کار من کشف کردن است؛ درست همانطور که میکل‌آنژ می‌گفت: «هر قطعه سنگ یک مجسمه درون خود دارد و این وظیفهٔ مجسمه‌ساز است که آن را آشکار کند». به همین...

فرخ قهرمان‌پور: در معماری نمی‌توانیم آزادی یک نقاش آبستره را داشته باشیم

سیستمی که بعضی از معماران برای انتخاب یک نوع سمبل یا ایده و مفهومی ذهنی یا فلسفی به عنوان منبع الهام ایدهٔ معماری دارند، برای من خوشایند نیست. در بعضی موارد افراطی به کار گرفتن این شیوهٔ کار به جایی رسیده که مجسمهٔ چیزی را می‌سازند و اسم آن را معماری می‌گذارند. همین...

پرویز تناولی: جز در زمان حاضر، هیچوقت مجسمه‌سازی از معماری جدا نبوده است

مجسمه‌سازی را نمی‌توان از معماری منفک دانست. درواقع این دو حیطه یعنی معماری و مجسمه‌سازی همواره با یکدیگر توأم بوده‌اند، از زمان یونان باستان تا امروز. روی این اصل، همیشه مجسمه‌سازی با بناسازی همراه بوده و گاهی در عملکردهای زیرستون و سرستون وجود داشته و گاه برای...

ریچارد سرا: اکثر اشیاء به نوعی دارای استفاده هستند اما اثر هنری از عمد بی‌استفاده است

من اهل تولید اشیاء نیستم. اشیاء چیز واقعا چیز متفاوتی {از آثار هنری} هستند. مثلا ماشین‌هایی که فورد در سال ۱۹۹۱ تولید کرده اشیاء هستند. این فرق دارد با لیتوگراف‌های یک نسخه از اثر هنری. حرف من این نیست که تعداد یک چیز موجود ملاک شئ بودن یا نبودن آن چیز است. منحصر به...

لوییز بورژوا: در مقیاس بزرگ کار می‌کنم تا انسان‌ها بتوانند حقیقتاً با فرم مجسمه‌ام ارتباط برقرار کنند

من می‌خواهم معماری مخصوص به خودم را خلق کنم طوری که ارتباط بین فرم‌ها و عناصری که پدید می‌آورم ثابت باشد. گاهی لازم است در مقیاس بزرگ کار کنم تا انسان بتواند حقیقتا با فرم مجسمه ارتباط برقرار کند. تفاوت بین فضای واقعی و فضای روانشناختی برایم جالب است و دوست دارم هر دو...

الخاندرو آراونا: معماری تجلی نیروهای بیرون از معمار است

معماری مطابق با تعریف آن یک عمل جمعی است. برخلاف یک مجسمه‌ساز که صبح‌ها بیدار می‌شود و تصمیم می‌گیرد مجسمه‌ای بسازد و آن را می‌سازد، من نمی‌توانم یک روز صبح بیدار شوم و تمایل داشته باشم که ساختمانی اداری طراحی کنم. در مورد معماری، لازم است که کسی به آنچه شما طراحی...

چارلز کورئا: معماری مجسمه‌ای است با بازشوهایی برای نور و هوا

معماری یک هنرِ قابل استفاده است. مثل مجسمه‌ای است با در و پنجره، بازشوهایی برای نور و هوا، مجسمه‌ای که توسط انسان‌ها {برای زندگی} استفاده می‌شود. و این بازشوها از ویژگی‌های مجسمه نه‌تنها نمی‌کاهد بلکه مکمل آن است. خلاصه‌اش اینکه معماری مجسمه‌ای است با نشانه‌هایی از...