دسته‌ها
بئاتریس کولومینا

بئاتریس کولومینا: مجلهٔ پلی‌بوی نقش بسیار مهمی در پذیرش معماری مدرن در ایالات متحد داشت

مجلهٔ «پلی‌بوی» {در تاریخ معماری امریکا} خیلی مهم است. این مجله به پذیرش معماری و طراحی مدرن در ایالات متحد -که همیشه کشوری بسیار بی‌میل نسبت به مدرنیته بوده- کمک بسیار کرد. در واقع پس از نمایشگاه «سبک مدرن» جانسون، فقط یک گروه اقلیت بسیار نخبه‌گرا معماری مدرن را می‌پذیرند. بر خلاف اروپا، امریکایی‌ها در رابطه‌شان با معماری بسیار محافظه‌کار هستد.

دقیقاً در زمانی که همهٔ مجلات از جمله مجلهٔ هاوس اند گاردن، هاوس بیوتیفول و… همان خانهٔ مرسوم {در آن دوره} را تبلیغ می‌کردند و به طور کلی خانم‌ها و خانه‌داران را هدف قرار داده بودند، پلی‌بوی بدون هیچ شرمی مردان را هدف قرار داد.

در آن زمان مورد قبول قرار می‌گیرد که مردان به دکوراسیون داخلی علاقه‌مند باشند فقط به این شرط که طراحی داخلی باید مدرن باشد. {از این لحظه به بعد} اغواگری دیگر {مربوط به} معماری ویکتوریایی نیست، اغواگری معماری مدرن است. در آن زمان پلی‌بوی شروع می‌کند به این که انتشار بسیار بالایی داشته باشد و به نقطه‌ای می‌رسد که هفت میلیون نسخه می‌فروشد. (در گفت‌وگو با Jose Juan Barba، منتشر شده در وب‌سایت Metalocus، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
تام مین

تام مین: می‌توان یک بنا را پسندید یا نپسندید، اما باید نسبت آن را با هدفش و زمینهٔ اقتصادی، فرهنگی و سیاسی‌اش درک کرد

طراحی تجلی نیروهایی است که آن را هدایت می‌کنند، (اما) بناها در زمینهٔ انعکاس تغییرات {زمانه} از وسایل الکترونیکی کندتر عمل می‌کنند. مردم {نیز} در مورد آنها محافظه‌کارتر هستند.

من وقتی دربارهٔ ساختمان سانفرانسیکوی خودمان توضیح می‌دهم، می‌توانم از نظر عملکرد {این بنا} حرف بزنم و پوستهٔ دوگانهٔ آن نیز جزوی از همین بحث است. زیبایی‌شناسی بنا {بعد از این توضیح} مناسب به نظر می‌رسد. در حین {توضیح} وجوه هنری، زیبایی‌شناسی و سوبژکتیو می‌توانید عملکرد بنا را به زیبایی‌شناسی آن متصل کنید.

شما می‌توانید یک بنا را بپسندید یا نپسندید، اما {برای فهم و نقد آن} باید نسبت آن را با هدفش و زمینهٔ اقتصادی، فرهنگی و سیاسی‌اش درک کنید. (در گفت‌وگو با Ted Smalley Bowen، منتشر شده وب‌سایت Architectural Record، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
اریک اوون ماس

اریک اوون ماس: حقیقت کشمکش میان امکان‌هاست

آنچه من احساس می‌کنم و به آن اطمینان دارم این است که همواره چیزهای بیشتری برای دانستن وجود دارد از آنچه که به طور بالقوه می‌توانیم بفهمیم. شما نمی‌توانید در دم یک شهر را برای سه میلیون نفر بسازید. اینطوری نمی‌شود. ما همهٔ پاسخ‌ها را نمی‌دانیم. اگر شما نویسنده باشید می‌دانید که یک جمله چیست؛ جمله با یک حرف بزرگ شروع می‌شود، باید یک اسم و یک فعل داشته باشد و باید با یک نقطه به پایان برسد.

اما معماری اینطوری کار نمی‌کند. البته که نیاز به ثبات و استمرار و همچنین ارزش‌های محافظه‌کارانه وجود دارد. من مخالف آن نیستم. اما همیشه کسی وجود دارد که خشمگین شود، چرا که دنیا نابسنده، ناقص و ناکافی است. بنا بر همین است که من می‌خواهم چیزی بگویم یا لااقل گفت‌وگویی برقرار کنم یا فرضیهٔ خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم. ممکن است اندیشه‌ام حتی درست نباشد، اما شاید هم درست باشد.

به نظر من ما به این کشمکش نیاز داریم. حقیقت کشمکش میان امکان‌هاست. من مخالف آدمی هستم که به سادگی می‌گوید این چیز باید متقارن باشد یا آن چیز باید غیر متقارن باشد. یا این که بگوید شما باید سازه را مخفی کنید یا باید سازه را نمایان کنید. یا آن کسی که به من می‌گوید اگر هیچ {عنصر} سبزی وجود نداشته باشد، طرح شما معماری نیست.

من می‌خواهم همهٔ اینها را به پرسش بکشم. من علاقه‌ای به پیوستن به گروه‌های طرفداری ندارم. خیلی مهم است که جستجوگر باشیم. همین {جستجوگر بودن} است که برای من معنای زنده بودن می‌دهد. این شیوه‌ای برای زندگی کردن است و ربطی به این ندارد که {بر روی یک چیز} توافق یا سازشی وجود دارد. کار من به این چیزها ارتباطی ندارد.

اندیشهٔ من این است که اجازه ندهم به یک قانون یا یک سیستم تبدیل شوم. من مخالف اینم که پیش‌بینی‌پذیر شوم. البته حقیقت این است که جامعهٔ ما به سوی راحتی و پیش‌بینی‌پذیری و توافق سوق میل دارد، چرا که تغییر برای بیشتر مردم آزاردهنده است. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
پیتر آیزنمن

پیتر آیزنمن: اگر کارفرما متقاعد شود که معمار می‌داند که چه می‌کند قدم اصلیِ کار برداشته شده است

هیچ‌یک {از کارفرمایان} نمی‌گوید: «خوب، ایدهٔ پشت این کار چیست؟» برای کارفرما مهم این است که چقدر هزینه می‌برد و چه شکلی است. همین که کارفرمایان متقاعد شده باشند که شما، در مقام معمار، می‌دانید چرا کاری را انجام داده‌اید، قدم اصلی کار را برداشته‌اند. من کارفرمایانی به لحاظ سیاسی بسیار محافظه‌کار دارم که مایل به ریسک هستند زیرا احساس می کنند از حیث روان‌شناسانه توانایی آن را دارند. آنها بخاطر مسائل زیبایی‌شناسانه، آسایش یا آشنایی به من مراجعه نمی‌کنند. آنها معتقدند من به آنها چیزی خواهم داد که ممکن است در حال حاضر با آن راحت نباشند اما در چشم‌انداز آینده احتمالاً برایشان خوب است. (در گفتگو با Robert Ivy، منتشر شده در مجلهٔ Architectural Record، سال ۲۰۰۳)