دسته‌ها
آچوت کانوینده

آچوت کانوینده: با تحمیل یک برنامه‌ی درسی به کل مدارس معماری یک کشور مخالفم

مهم نیست که مدرسه‌ی معماری کجا تأسیس می‌شود؛ بسته به طبیعت آن موقعیت، مدرسه یک نقش خاص در برآوردن نیازهای جامعه دارد. من با ایده‌ی داشتن یک برنامه‌ی درسی قابل اطلاق به کل {مدارس معماری} یک کشور، جایی که پیشینه، شرایط آب و هوایی و فرهنگ از جایی به جای دیگر متفاوت است، مخالفم.

مناطق شهری همچون دهلی یا بمبئی، ایالت‌های هیمالیایی همچون کشمیر و هیماچال، یا ایالت‌های شمال شرقی، قطعاً از نظر محیطی و احتیاجات متفاوت هستند. بنابراین من فکر می‌کنم که تحمیل یک برنامه‌ی درسی استاندارد واقعیت را حاشا می‌کند. امریکا بیش از سیصد مدرسه‌ی معماری دارد، اما هیچ‌کس یک برنامه‌ی درسی ملی {را به مدارس معماری} تحمیل نمی‌کند. (در گفت‌وگو با Narendra Dengle در سال ۱۹۹۹، منتشر شده در کتاب Dialogues with Indian Master Architects)

دسته‌ها
سوچی ردی

سوچی ردی: ما معماران فکر می‌کنیم جامعه می‌داند که به ما نیاز دارد و یاد نمی‌گیریم که این نیاز را اثبات کنیم

یکی از مشکلات راه انداختن دفتر معماری خودت، در کنار این که خودت باید دنبال فرصت‌های کاری بگردی، فهمیدن {چگونگی} توسعه‌ی کسب و کار است؛ و این چیزی است که من فکر می‌کنم آموزش معماری در آن واقعاً لنگ می‌زند.

ما معماران {از دانشکده‌ی معماری} همچون شاعرانِ {خالق} فضا بیرون می‌آییم و فکر می‌کنیم جامعه می‌داند که به ما نیاز دارد؛ اما {در دانشکده‌ها} یاد نمی‌گیریم که چگونه {مردم را از این نیاز} مطلع یا آن را اثبات کنیم. ما ناچاریم که متکفل این نیاز شویم و بفهمیم چگونه می‌توانیم حضورمان را در شبکه‌ی خود به بهترین شکل توسعه دهیم.

من خیلی دیر یاد گرفتم که چقدر مهم است که به سادگی با مردم صحبت کنیم و آنها را از کاری که انجام می دهیم مطلع کنیم. (در گفت‌وگو با Julia Gamolina، منتشر شده در وب‌سایت Madame Architect در سال ۲۰۲۱)

دسته‌ها
پدرو رامیرس باسکس

پدرو رامیرس باسکس: معماری اساساً یک فن خدماتی است

در مقام یک معمار حرفه‌ای که در این حوزه کار می‌کند، معماری را اساساً یک فن می‌دانم، فنی در کشورهای امریکای لاتین، که به طور کلی در خدمت برآوردن نیازهای بسیاری است. نیازهای بسیار، چه از حیث حجم و چه از حیث ضرورت، که ما در امریکای لاتین داریم.

من خودم را تکنیسینی به حساب می‌آورم که -تا جایی که امکانات اقتصادی کشور اجازه می‌دهد- مسئول خلق همهٔ فضاهایی هستم که مردم مکزیک برای داشتن یک زندگی شایسته نیاز دارند.

به طور خلاصه، من معماری را همچون یک فن خدماتی می‌بینم که به صورت همزمان می‌تواند فرم‌های زیبا یا جذاب تولید کند. اما این امر تقریباً تصادفی است. معماری اساساً یک فن خدماتی است. (در گفت‌وگوی منتشر شده در کتاب The Changing Shape of Latin American Architecture در سال ۱۹۷۷)

دسته‌ها
دنیل لیبسکیند

دنیل لیبسکیند: معماران نباید فراموش کنند که معماری را برای مردم تولید می‌کنند تا در آن زندگی کنند

معماران هرگز نباید فراموش کنند که آنها معماری را برای مردم تولید می‌کنند تا در آن زندگی کنند. آنها باید محیطی زیبا برای همهٔ مردم خلق کنند، نه فقط برای یک درصد از آنها. ایده‌های بزرگ دربارهٔ ابرشهرها نخواهد توانست جهان را به اندازهٔ محیط‌هایی واقعی تغییر دهد که از طریق ساختن پروژه‌هایی پذیرا و پاسخگو برای مردم عادی خلق شده‌اند. ما معماران همگی باید مسئولیتی برای خلق یک شهر به‌يادماندنی در زمانه‌ی خود داشته باشیم. ما باید بر روی موضوع تبدیل مسائل به معماری، و به طور فزاینده، در مقیاس یک شهر کار کنیم. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۲)

دسته‌ها
باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی

باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی: معماری مردمی ما معماری نیاز است

هنر معماری جامعهٔ ما در طول تاریخ همه‌گاه در رابطه با نیازهای جامعه شکل گرفته، مردم به دلیل برآوردن نیازهای خود به این معماری جان تازه‌ای بخشیده‌اند. ما مثلاً «ارسی» داریم -بالاروها به تعبیری ساده- همین نمونه را مطرح می کنیم؛ هر زمان بخواهیم اطاق محل زندگی‌مان را تبدیل به ایوان کنیم قادریم، با شیشه‌های رنگی آن می‌توانیم نور اطاقمان را تنظیم کنیم، می‌توانیم ایوان را نیمه‌ایوان کنیم.

پس مردم با امکانات محدود خود با مدد از ذوق و سلیقه توانسته‌اند بسیاری از نیازها را برآورده کنند. معماری مردمی ما معماری نیاز است؛ آب‌انبار داریم، يخچال‌های طبیعی داریم، بادگیر داریم، {این بناها} زیبا هستند، اما مهم تنها زیبائی نیست، رفع نیازها و احتیاجات نیز مطرح است. هدف استفاده از سوخت منفی است، یعنی مردم با شناخت شرایط اقلیمی گرما را به سرما تبدیل می‌کنند. آب گرم را به آب خنک، هوای گرم را به سرد، این سنت است، سنت صحیح.

پس در معماری مردمی ما تنها خاک نیست، زیبائی نیست که مورد توجه قرار می گیرد؛ برآوردن نیاز با استفاده از تفکر و استعداد نیز مطرح است. پس در کل معماری مردم ایران صرف‌نظر از پاره‌ای مسایل سیاسی و غیره که گاه جنبه‌های غیر ضروری بدان بخشیده است هنری است مایه گرفته از مردم و از سنت‌ها که در فرم‌های مختلف هر زمان به حیات خود ادامه داده است. (در گفت‌وگوی منتشر شده در فصلنامهٔ هنر، ش ۱، پاییز سال ۱۳۶۰)