دسته‌ها
کوین روچ

کوین روچ: آسان است که فراموش کنیم بناها را برای مردم می‌سازیم و سخت است که به یاد داشته باشیم مردم صرفاً عدد نیستند

متکبرانه است که معماری را به سوی اثر هنری بودن میل دهیم بدون این که ماهیت آن را به طور کامل درک کنیم، و خطرناک است که این همه راجع به هنر حرف بزنیم مبادا آن را با مُد اشتباه بگیریم. هنر به سختی به دست می‌آید. هنر محصول تأمل عمیق راجع به ماهیت چیزهاست؛ نه محصول مقبولیت و تحسین.

بسیار آسان است که فراموش کنیم بناها را برای مردم می‌سازیم؛ مردمی که باید آن بناها را ببینند و از آنها استفاده کنند. آسان است که فراموش کنیم که آن آدم‌ها افرادی هستند با نیازها و سلیقه‌های متفاوت و سخت است که به یاد داشته باشیم که آنها صرفاً عدد نیستند.

ما باید مسئولیت خلق محیط {جامعهٔ} خودمان را بپذیریم از این فرصتی که در اختیار داریم برای رهبری و آموزش جامعه برای بهبود زیستگاهش استفاده کنیم و اجازه دهیم که آیندگان راجع به این که چه چیز هنر بود و چه چیز وهم قضاوت کنند. اجازه دهیم آیندگان تمدن ما را بسنجند.

همهٔ ما باید ارادهٔ خود را تسلیم خلق تمدنی کنیم که در آن بتوانیم در صلح با طبیعت و با یکدیگر زندگی کنیم. خوب ساختن کنشی صلح‌طلبانه است. بیایید امید داشته باشیم که این کار بیهوده نخواهد بود. (در سخنرانی پذیرش جایزهٔ پریتزکر، سال ۱۹۸۲)

دسته‌ها
منوچهر مزینی

منوچهر مزینی: تا زمانی که بانکداران، بساز و بفروش‌ها، و دلالان دست‌اندرکارند، رابطهٔ معماری با مردم ضعیف و بی‌اثر باقی می‌ماند

در یک جا معماری به صورت نیاز مبرم مردم درمی‌آید. شاید در همینجا و بیشتر از همه‌جا معماری بتواند رابطه‌ای مسئولانه با مردم ایجاد کند و آن نیاز مردم به مسکن، به سرپناه، به جایی که ادامهٔ زندگی آنها را میسر سازد.

با افزایش روزافزون جمعیت، میلیون‌ها جوانی که به سن ازدواج می‌رسند و در پی تشکیل خانواده‌اند متقاضی داشتن مسکن‌اند. مسکنی که داشتن آن از حقوق طبیعی اجتماعی ایشان است؛ مسکنی که خرید یا اجارهٔ آن با درآمد و بودجهٔ ایشان در انطباق باشد. در این مورد و بیش از همهٔ موارد «اقتصاد» حرف اول را می‌زند و بیش از همه‌جا طبقات کم‌درآمد (محرومان) در فشارند و رابطهٔ معماری با مردم ضعیف است.

در زمان پرزیدنت کارتر که بسیار هم ادعای مردمی بودن داشت، وزیر مسکن و شهرسازی ایالات متحده که اتفاقاً یک بانوی سیاهپوست بود، تمام بودجه‌ای را که اختصاص به وام مسکن برای طبقات کم‌درآمد داشت (چیزی در حدود چهارصد تا پانصد میلیون دلار) صرف ساختن آپارتمان‌های لوکس برای اغنیا کرد و به «دوستان» فروخت. وقتی موضوع برملا شد، تمام پاسخ این بانوی وزیر که ابتدا محاکمه و سپس تبرئه شد این بود که ساختن آپارتمان‌های لوکس برای دولت سود بیشتری دارد!

می‌بینیم که در ساختن مسکن برای طبقات کم‌درآمد و حتی طبقات متوسط، در وضعیت کنونی، جایی برای برای معماری باقی نمی‌ماند. معمولاً آلونک‌هایی تنگ و تاریک و جعبه‌مانند و مشابه و یکنواخت با ارزان‌ترین مصالح ممکن به صورت انبوه ساخته می‌شود تا سر و صدا را قدری بخواباند و به جای مسکن، مسکنی که برای نیازهای مردم باشد و از حدت مسئله بکاهد. به راستی که تا زمانی که بانکداران، بساز و بفروش‌ها، و دلالان دست‌اندرکارند، جایی برای معماری وجود ندارد و رابطهٔ معماری با مردم ضعیف و بی‌اثر باقی می‌ماند. (در مقالهٔ «معماری و مردم»، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۱۸، سال ۱۳۸۱)

دسته‌ها
چتیل تورسن

چتیل تورسن: مردم عنصر پویای معماری هستند؛ اثر معماری یک‌سره وابسته به این است که آدم‌ها در کجای آن قرار دارند

فکر می‌کنم وقتی که موفق شویم مالکیت عمومی ایجاد کنیم، {نتیجه} بهترین کار خواهد بود. {علاوه بر کتابخانهٔ اسکندریه} بنای اپرای ملی نروژ و خانهٔ باله در اسلو نیز مثال‌های درخوری هستند. {مالکیت عمومی} آستانه را برای حرکت مردم به درون یک چیز پایین می‌آورد و آن چیز را متعلق به آنها می‌کند. {در بنای خانهٔ اپرا} موضوع فقط اپرا نیست؛ موضوع این بنا خلق انتخاب‌هایی برای تجربه‌های فردی و جمعی است. هرچه بیشتر به یک چیز نزدیک شوی، بیشتر می‌توانی آن را متعلق به خود کنی. از طریق گشودگی و سخاوتمندی در معماری، می‌توانی چیزی را پس بگیری.

موضوع معماری همین است، هنر حروف اضافه: زیر، درون، از میان، در برابر. اثر {معماری} یک‌سره وابسته به این است که آدم‌های مختلف در کجا{ی آن} قرار دارند. در بیشتر موارد، مردم عنصر پویای معماری هستند. در حالی که معماری بی‌حرکت باقی مانده ما از میان یک فضا حرکت می‌کنیم. پس هنگامی که حرکت می‌کنید از طریق جنبش خود معماری را خلق می‌کنید. (در گفت‌وگو با Katia Pase، منتشر شده در وب‌سایت Australian Design Review، سال ۲۰۱۵)

دسته‌ها
تاتیانا بیلبائو

تاتیانا بیلبائو: ما معماران نمی‌توانیم فقط با فکر کردن به خودمان معماری کنیم. معماری باید آدم‌های دیگر را به حساب آورد

من اهل مکزیک هستم و می‌دانم که می‌شود معماری‌ای بسیار زیبا و خیره‌کننده خلق کرد، بدون این که {با هزینهٔ زیاد} جاذبهٔ زمین را به چالش کشید، و بدون این که هندسهٔ فرم‌های پایه را از نو ابداع کرد. من به خلق معماری به روشی بسیار سرراست و ناب معتقدم؛ بسیار آسان‌تر است که پیام خودم را از این طریق منتقل کنم. وقتی معماری سرراست باشد، فهمیدنش برای همه‌کس آسان است. معماری ناچار است که آدم‌های دیگر را به حساب آورد. ما معماران نمی‌توانیم فقط با فکر کردن دربارهٔ خودمان معماری کنیم. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
بهرام شیردل

بهرام شیردل: کار ما این نیست که از طرح زها حدید خوشمان بیاید و آن را تکرار کنیم. کار ما این است که با فضایی که طراحی می‌کنیم به مردم احترام بگذاریم

هنر معمار این است که فضایی بسازد که یک تأثیر فرهنگی بگذارد، شما دارید برای این مردم طراحی می‌کنید باید این مسائل را در نظر بگیرید. یکی از مسائل مهم این است که شما برای چه کسی طراحی می‌کنید. {…} معمار قرار نیست برای آسفالت خیابان طراحی کند، یعنی مخاطب شما آسفالت خیابان نیست، یا فضای سبز نیست، مخاطب شما مردم هستند. مردمی که شخصیت دارند و امروز هم در جایی هستیم که باید به این شخصیت احترام بگذاریم.

قبلاً بعضی‌ها به خاطر اخلاق یا بی‌اخلاقی می‌توانستند انتخاب کنند که احترام بگذارند یا احترام نگذارند، دو سال است که دیگر نمی‌شود این کار را کرد. چون درآمد دولت از مالیات مردم بیشتر از درآمدشان از فروش نفت شده است. یعنی مخاطب اصلی دولت مردم هستند. در انتخابات قبلی دیدیم که مردم می‌گویند چه کسی بشود و چه کسی نشود. فضا هم همینطور است. فضا را طراحی کنیم برای همین مردم و ببینیم چه کسی اینجا دارد زندگی می‌کند، چه کسی اینجا زندگی می‌کرده است، چه چیز گفته و چه اثری گذاشته و چه چیزی نگفته است و کجا می‌خواهد برود.

کار ما این است. کار ما این نیست که از طراحی‌های بسیار بااستعداد زاها حدید خوشمان بیاید و بخواهیم آنها را تکرار کنیم. این شرح خدمات ما نیست، شرح خدمات ما این است که چطور با توجه به مردم و شخصیت این مردم با فضایی که طراحی می‌کنیم به آنها احترام بگذاریم، اگر می‌خواهیم آنها هم به ما احترام بگذارند. مردم این شهر و مردم ایران با این همه دانشگاه معماری، هشتصد دانشگاه که خود یک رکورد جهانی است، احترامی برای معمارها قائل نیستند، اصلاً نیستند. اگر می‌خواهیم که حق‌الزحمه کارمان از معمارهای بنگلادش بیشتر بشود بهتر است سعی کنیم که احترام مردم را جلب کنیم با کاری که می‌کنیم. (در جلسهٔ بازدید از پروژه‌های طراحی معماری دانشجویان دانشگاه شریعتی، به گزارش مجلهٔ معماری و ساختمان، ش ۵۳، سال ۱۳۹۶)

دسته‌ها
لارنس اسکارپا

لارنس اسکارپا: موفقیت برای معمار زمانی حاصل می‌شود که مردمْ فضایی را که او طراحی کرده حفظ کنند، چون آن فضا به درستی کار می‌کند و آنها دوستش دارند

خیلی‌ها از من راجع به رشد {دفتر معماری‌مان} پرسیده‌اند، اما در نهایت، بزرگی {دفتر معماری‌مان} هیچ‌گاه هدفی اصلی برای ما نبوده است. من فکر می‌کنم که ما می‌توانستیم بزرگ شویم، اما حالت‌های دیگری نیز وجود دارد. برخی از شرکت‌ها موفقیتشان را از طریق بزرگی یا رشدشان می‌سنجند، اما من اصلاً به چنین سنجشی معتقد نیستم. با این حال، با این که ما نیز رشد قابل توجهی داشته‌ایم، من هیچ‌گاه احساس نکرده‌ام که کنترل چیزی را از دست داده‌ام یا محدودیت‌هایی در چشم‌انداز {دفتر معماری‌مان} وجود دارد.

{…} برای من موفقیت یعنی این که بتوانم ساختمانی عالی بسازم. «عالی» چند معنی می‌دهد، ، اما مهمتر از همه، آن حالتی است که مردم از بنا لذت ببرند. من اغلب از پروژه‌های پیش‌تر ساخته‌شده‌مان بازدید می‌کنم و می‌فهمم که تقریباً همه‌چیز به شکل کامل همانطوری باقی مانده که ما آن را طراحی کردیم. موفقیت {برای معمار} زمانی حاصل شده که مردم فضای خویش را {همان‌طور که طراحی شده} حفظ کنند، چون دوستش دارند و آن فضا برای آنها به درستی کار می‌کند. (در گفت‌وگو با Andrew Caruso منتشر شده در وب‌سایت National Building Museum، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
میشل روخکیند

میشل روخکیند: بسیاری از معماران از فرط تمرکز بر کارشان دیگر جهان را از چشم مردم عادی نمی‌بینند

این درست است که موسیقی و معماری هر دو کیفیت‌های مشترکی مثل ریتم و تکرار دارند. اما برای من گوهر اصلی جای دیگری است. من همهٔ رشته‌ها را بدون مرز و به هم پیوسته می‌بینم. نکتهٔ مهم این است که هنرها و رشته‌های مختلف کمک می‌کنند که ذهنتان را گسترش دهید، طوری که چیزها را فقط در مقام یک معمار نبینید. شما باید مسائل را در مقام یک معمار، موسیقی‌دان، شهروند، پدر، دوست و غیره ببینید. همهٔ این چیزها از شما معمار بهتری می‌سازد. {…} چرا که {از این طریق} ذهن شما بازتر خواهد بود دیدتان به چیزها -جز به شیوه‌ای که معماران آنها را می‌بینند- نابینا نخواهد شد. این اتفاقی است که برای بسیاری از معماران می‌افتد. آنها آنقدر در کارشان خوب می‌شوند که دیگر جهان را از چشم مردم نمی‌بینند.

من دوست دارم در مورد کارم با مردمی که معمار نیستند گفت‌وگو کنم. نیاز دارم که بازخوردشان را بشنوم. این کار مسائل بیشتری را روشن می‌کند. این مهم است، چون پاسخ چنین مردمی دربارهٔ معماری نیست، بلکه دربارهٔ تجربه است، و آیا معماری همه‌اش دربارهٔ تجربه نیست؟ (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌گاه archdaily، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
ویکتور لگورتا

ویکتور لگورتا: معماران بعضی وقت‌ها خودشان را بیش از اندازه جدی می‌گیرند

گاهی معماران سعی می‌کنند نظریه‌های خودشان راجع به خلق معماری را بیش از اندازه عقلانی کنند. بعضی مواقع حیرت می‌کنم که این نظریه‌ها پیش از آن که طراحی انجام شود به وجود آمده یا بعد از آن. از همین رو، من فکر می‌کنم که بعضی وقت‌ها معماران خودشان را بیش از اندازه جدی می‌گیرند. لیکن در نهایت بناها برای مردم است.

پشت هر بنایی باید اندیشه‌ای مستحکم وجود داشته باشد و هر بنا باید به خوبی در طول سال‌ها عمر کند. در عین این سخن، من همچنین متقاعد شده‌ام که هر بنا باید عنصری از شگفتی داشته باشد. لازم است بناها تجربه‌ای عاطفی فراهم کنند. اما باز هم، ما معماران باید تلاش کنیم که در زمینهٔ نظریه‌های پشت بناها بیش از اندازه جدی نباشیم. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
ایندیا مهدوی

ایندیا مهدوی: خانه همچون پرتره‌ای سه بعدی از آدم‌هایی است که در آن زندگی می‌کنند

یک خانه همچون یک کتاب است، خودش یک آهنگ کامل است. {حین طراحی یک کتاب} گذاشتن یک شدت رنگ در همهٔ صفحات آن کار درستی نیست. من هم در طراحی خانه، آن را همچون یک کل صورت می‌دهم و شاید به یک یا دو اتاق شدت رنگ متفاوتی ببخشم. خانه همچون پرتره‌ای سه بعدی از آدم‌هایی است که در آن زندگی می‌کنند.

{…} خانه‌های شخصی به افرادی که در آنها زندگی می‌کنند بسیار مرتبط است. من سعی می‌کنم پرترهٔ آنها را در سه بعد ترسیم کنم. حاصل کار به آنها ارتباط دارد و شما {در مقام معمار} کار را با همراهی آنها انجام می‌دهید. (در گفتگو با Alain Elkann در سال ۲۰۱۹، منتشر شده در وب‌سایت مصاحبه‌کننده)

دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: ما معماران بیش از آنکه به مردم نزدیک باشیم، به همدیگر نزدیک هستیم

مردمی که دانش معماری زیادی هم ندارند بیشترین سهم ساخت و ساز در ساختمان را داشته‌اند. شاید مهندسان معمار ذره‌ای به حوزهٔ معماری نزدیک شوند، اما در برخی شهرستان‌ها، یک مهندس عمران است که کار طراحی را انجام می دهد. قدری آن طرف‌تر که مهندس عمرانی هم در کار نیست، این خود مردم هستند، که اتاق خواب و نشیمن خود را جانمایی و انتخاب می‌کنند و کسی دیگر، چیزی در کاغذی می کشد و کسی دیگر هم مصالح را می‌خرد و ساختمان را می‌سازد. حال اگر بعضاً ضوابط بیشتری وجود داشته باشد، فشار می‌آورند که به نقشهٔ شهرداری تبدیل شود، ولی اصلاً جامعهٔ معماری نقش زیادی در تولید ساختمان ندارد. مقصر این هم جامعهٔ معماری است نه مردم، زیرا جنس خود را از جنس نخبگان جامعه تلقی می‌کند و نگاهش به محفل‌های خود است و سرش به گروه خود گرم است و با آرمان و آرزوهای خود طراحی می‌کند. به عنوان مثال من طراحی می‌کنم تا خواسته‌های شما را برآورم، من طراحی می‌کنم تا تأیید شما را بگیرم و برای هم دست می‌زنیم و با هم یک اکوسیستم را در یک مرداب برقرار کرده‌ایم.

متأسفانه معماری ما معماری محفلی است نه مردمی، به همین دلیل است که مردم ما هم از جامعهٔ معماران فاصله می‌گیرند. آنها شناختی از معمار و کار آن ندارند. به همین خاطر، جامعهٔ ما دانش معماری ندارد و نمی‌تواند تشخیص دهد که معماری صحیح از غلط چیست. حتی نمی‌داند که خودش چه چیزی دوست دارد. یک سری معماران بعضاً به یک سری کارهای دلی نزدیک می‌شوند، مثلاً گاهی یک کار می‌بینند و خوششان می‌آید، اما در همین حد باقی می‌ماند. اما اصولاً ما معماران بیش از آنکه به مردم نزدیک باشیم، به همدیگر نزدیک هستیم. مسابقه‌ها برگزار می‌کنیم در آنها به گفت‌وگو می‌نشینیم، ولی برای آموزش و پرورش هیچ کاری نمی‌کنیم. برای مدیران‌مان هیچ فکر و اقدامی نمی‌کنیم. به قول معماران، قشر عوام دانش معماری بسیار کمی دارد به همین جهت سیمای شهری ما بدین شکل می‌شود. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)