دسته‌ها
تادائو آندو

تادائو آندو: چیزی با عنوان خلق از هیچ وجود ندارد

هر مکان شخصیت و زمینهٔ خاص خود را دارد. به نظر من پانتئون در رم یک نمونه از هارمونی کامل در معماری است؛ خالص‌ترین فرم‌های هندسی و نور طبیعی فضا را از زندگی اشباع می‌کند. فکر می‌کنم که این {نوع از هماهنگی} هارمونی اعلا میان طبیعت و معماری است. مرکز پمپیدو در پاریس به منزلهٔ نمونه‌ای از هارمونی میان جدید و قدیم به ذهن متبادر می‌شود.

برای {خلق} یک معماری جدید، طبیعی است که با ایجاد یک گفت‌وگو با محیطِ موجود شروع کنیم. مکانی که قرار است یک بنا در آن ساخته شود تاریخی دارد که توسط پیشینیان آن اشباع شده است. به نظر من چیزی با عنوان خلق از هیچ وجود ندارد. با این حال، هدفِ گفت‌وگو با محیط موجود لزوماً ایجاد هارمونی نیست. من سعی می‌کنم زمینهٔ موجود را بپذیرم، اما در عین حال علاقه‌مند به ایجاد دیالوگ‌های چالش‌برانگیز از طریق قرار دادن یک ابژه‌ی بیگانه برای ایجاد اصطکاک {با محیط موجود} هستم؛ این کار زمینه‌ای جدید را شکل می‌دهد. (در گفت‌وگو با Emma Robertson، منتشر شده در وب‌سایت The Talks، سال ۲۰۲۱)

دسته‌ها
آی. ام. پی

آی. ام. پی: معماری برای این که به هنر تبدیل شود باید بر شالودهٔ نیاز ساخته شده باشد

من معتقدم که معماری هُنری عملگرایانه است. برای این که معماری به هنر تبدیل شود باید بر شالوده‌ای از نیاز ساخته شده باشد. آزادی بیان برای من عبارت است از حرکت در محدودهٔ سنجیده‌ای که برای هر کدام از تعهداتم تعیین می‌کنم. چقدر آموزنده است که این اندرز لئوناردو داوینچی را به خاطر آوریم که «قدرت زادهٔ محدودیت است و در آزادی می‌میرد».

رقابت برای {خلق اثر معماری} تازه، از منظر منحصر به فرد سبک، اغلب صرفاً به خودسریِ خیال و اغتشاش {حاصل از} هوس منجر شده است. ساده است که بگوییم هنر معماری همه‌چیز است، اما چه مشکل است که مداخلهٔ آگاهانه انگاشتی هنری را بدون دور شدن از زمینهٔ زندگی عرضه کنیم.

این شکنندگی و همین گرانبها بودن است که این گونه از هنر را اعتلا می‌بخشد و متمایز می‌کند. همین در هم پیچیدگی زمینه است که ما را برای دگرگونی فرصت‌های طرح‌ریزی و ساخت به قلمرو عالی معماری به چالش می‌کشد. معماران از طریق طراحی، بازی احجام در نور را بررسی می‌کنند، رمز و راز حرکت در فضا را می‌کاوند، اندازه را که همان مقیاس و تناسبات است می‌آزمایند، و بالاتر از همه، به دنبال آن کیفیت مخصوص که روح مکان است می‌گردند، چرا که هیچ بنایی به تنهایی {و فارغ از بسترش} وجود ندارد. (در سخنرانی پذیرش جایزهٔ پریتزکر در سال ۱۹۸۳)

دسته‌ها
انریکه نورتن

انریکه نورتن: معماری مسابقهٔ خلق چیزهای عجیب نیست

اخیراً معماری {خودش} تبدیل به هدف شده است. اما من با این موافق نیستم که عجیب‌ترین بنا بهترین بناست. من فکر نمی‌کنم نیازی باشد تا عجیب‌ترین و غیرمنتظره‌ترین بنا را خلق کنید تا معماری خوب تولید کرده باشید. به آثار رنتسو پیانو و دیوید چیپرفیلد بنگرید. آنها معماران بسیار خوب و وظیفه‌شناسی هستند که کارهایشان را با عناصر شگفتی‌آور تنزل نمی‌دهند.

آیا این پرسش خوبی برای مطرح کردن {در قبال یک مسئلهٔ معماری} است که چگونه کاری انجام دهیم که هیچ‌گاه پیش از آن انجام نشده باشد؟ به نظر من تعدادی از معماران بسیار باهوش در دام تلاش مدام برای افراط در آنچه خودشان پیشتر انجام داده‌اند و آنچه دیگران به انجام رسانده‌اند {یعنی کار تازه کردن} می‌افتند. این کار به چه نتیجه‌ای می‌رسد و به کجا ختم می‌شود؟

در حالی که شما یک ساختمان از رنتسو پیانو می‌بینید و تجربه‌ای بسیار غنی از چیزی که بسیار مهارشده و ساده است کسب می‌کنید؛ مثلا بنای گنجینهٔ منیل در هوستون که توسط او طراحی شده است. بنابراین معماری مسابقهٔ {خلق} چیزهای عجیب نیست. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
فرامرز پارسی

فرامرز پارسی: اگر می‌خواهیم شهری زنده و سرحال داشته باشیم باید گذشتهٔ شهر را به خوبی حفظ کنیم

ما چه کنیم تا معماران امروز بهتر معماری کنند؟ من معتقدم یکی از اصول این است که معماران امروزمان به فرهنگ گذشته خود توجه داشته باشند. یعنی بناهای با ارزشی که هنوز وجود دارند بعضی‌ها مانند من رسالت‌شان را در این می‌بینند که یک زبانی که تا حدی داشت از بین می‌رفت را زنده کنند. بعضی‌ها هم به این نتیجه می‌رسند که فقط خوب است بدانند و در برخی موارد هم از آن استفاده می‌کنند که این هم خوب است اما مشروط بر آن‌که به طور آگاهانه از آن استفاده شود.

پس بهتر است که معماری گذشته‌مان را درست بشناسیم تا بتوانیم به مشتری‌مان کالای باکیفیتی را ارائه کنیم، اما برای این کار باید چه بکنیم؟ آیا باید نظام آموزشی‌مان را عوض کنیم؟ بله حتماً باید این کار را بکنیم که این بحث پیچیده‌ای است. اما من یک راه راحت‌تر را ارائه می‌دهم. ما باید امکان برخورد مردم با معماری­‌های خوب را زیاد کنیم یک دسته از این معماری‌های خوب کارهای گذشته‌مان است و یک دسته دیگر نیز معماری‌های جدید است؛ بنابراین مردم می‌توانند برج آزادی یا آثار آرشیتکت‌های خوب معاصر را ببینند.

ما واقعاً آرشیتکت‌های خوبی داریم و می‌بینیم ایران جوایز بین‌المللی خوبی را به دست آورده است که نشان می‌دهد ما زیاد هم از معماری دنیا عقب نیستیم و دسته دیگر ابنیه و بافت‌های تاریخی با ارزش ماست. اما در مورد بناهای تاریخی حرف آخرم را می‌زنم. اکنون که این بناها خیلی خوب هستند، در وهله اول باید بناهای خوبی که داریم را حفظ کنیم. در واقع وظیفه ما حفظ بناهای تاریخی‌مان است. شاید 40 یا 60 سال پیش تعداد این بناها آن‌قدر زیاد بود که ما می‌گفتیم اگر در یک خیابان کشی چند بنا هم از دست برود زیاد مهم نیست، اما امروزه دیگر چیز زیادی برای ما باقی نمانده است و به هیچ بهانه‌ای نباید آنها را خراب کنیم. مشکلات سازه‌ای و تأسیساتی این بناها قابل حل است و نباید آنها را تخریب کنیم. پس آخرین توصیه‌ام این است که اگر می‌خواهیم شهر زنده و سرحالی داشته باشیم، یکی از مهمترین الزاماتش این است که گذشتهٔ شهر را به خوبی حفظ کنیم و باقی الزامات را نیز دیگران می‌دانند. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌سایت هنرآنلاین، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
برونو تاوت

برونو تاوت: وحدت دوبارهٔ گرایش‌های مختلف هنری فقط زیر بال‌های یک معماری تازه امکان‌پذیر است

هنر، آنگاه که وجود داشته باشد، یک چیز واحد است؛ اما امروز هیچ هنری وجود ندارد. یگانه راه برای وحدت دوبارهٔ گرایش‌های مختلف و از هم گسیختهٔ هنری را فقط زیر بال‌های یک معماری تازه می‌توان یافت، به طوری که هر رشتهٔ مشخص هنری نقش خود را در یک بنا بازی کند. تنها آنگاه است که هیچ مرزی میان هنرهای کاربردی و مجسمه و نقاشی وجود نخواهد داشت. همه‌چیز به یک‌چیز تبدیل خواهد شد: معماری. (در اعلامیهٔ منتشر شده در سال ۱۹۱۸، به نقل از کتاب «Programs and manifestoes on 20th century architecture»)

دسته‌ها
پائولو مندز دا روشا

پائولو مندز دا روشا: معماری همچون سخنرانی است؛ سامان دادن واژه‌هاست که در آن اهمیت دارد نه خلق واژهٔ جدید

این روزها بر بهترین تکنیک‌های ساخت و ساز این عقیده سایه افکنده است که برای خلق معماری تازه به ساخت‌مایه‌ها یا متریال‌های تازه نیاز است. اما همیشه اینطوری نیست. اگر شما بخواهید چیزی که به هیچ‌وجه سابقه نداشته خلق کنید، برای مثال تصور کنید می‌خواهید معماری تازه‌ای را برای سیاره‌ای دیگر توسعه دهید، بدیهی است که نیازمند فن‌آوری‌های رایانه‌ای جدید، {دانش} و مواد مربوط به استخراج و عمل‌آوری فلزات، آلیاژها و چیزهایی از این قبیل هستید. اما ایدهٔ ساخت شهرکی تازه یا ایدهٔ حل مشکلاتی که همهٔ ما رؤیای پیدا کردن پاسخشان را داریم، مثلاً تهیهٔ خانهٔ مناسب برای همهٔ مردم، و سایر ایده‌هایی این‌چنینی نیازی به {خلق} تکنیک‌های جدید ندارد، بلکه نیاز است تکنیک‌های معمول موجود به بهترین شکل مورد استفاده قرار گیرد.

معماری همچون سخنرانی است؛ آنچه در آن مهم است سامان دادن {درست} واژه‌هاست، {نه خلق واژهٔ تازه}. در معماری، تکنیک یا روش ساخت به معنای به کاربردن مواد و متریال‌های غیر معمول نیست، تکنیک صرفاً بر تکنیک دلالت می‌کند. (در گفت‌وگو با Ruth Verde Zein، منتشر شده در مجلهٔ BOMB، سال ۲۰۰۸)