دسته‌ها
بهرام شیردل

بهرام شیردل: در تهران وسایل نقلیه شهروند درجهٔ یک به شمار می‌روند و انسان‌ها شهروند درجهٔ دو

آنچه که در بد فهمیده شدن مدرنیته در ایران اتفاق افتاده تنها در جنبه‌های تکنولوژیک معماری آن نبود. در تمامی ساختارها ما با بحران ناشی از ترجمهٔ محض روبرو بودیم. بطور مثال زمانی که من به تهران نگاه می‌کنم به این فکر می‌کنم که چگونه ساختار یک شهر با جمعیتی در حدود دو میلیون نفر به یک شهر ده میلیونی تبدیل شده است. با ابزارهای ترجمهٔ فضاهای شهری مدرنیته ما فقط توانسته‌ایم شهری را ایجاد کنیم که توسعهٔ آن فقط بر اساس سیستم حمل و نقل تعریف شد، یعنی شهری با مراکز متعدد که دائما مابین مراکز در تردد هستیم.

زمینهٔ تصویری تهران مملو از پل‌های ترافیکی است و تعداد بیشماری ماشین. در این ترجمان وسایل نقلیه شهروندهای درجهٔ یک به شمار می‌روند و انسان‌ها شهروند درجهٔ دو، در صورتی که زمینهٔ تصویری شهرهایی مثل پاریس و یا نیویورک ساختارهای شهری متفاوتی دارند که مملو از صداهایی است که هم از گذشته و هم از حال و هم از آینده‌اند. (در یادداشتی با عنوان «سنت، مدرنیته و معماری قرن ۲۱» در مجلهٔ شارستان، ش ۴۰ و ۴۱، سال ۱۳۹۳)

دسته‌ها
مهدی حجت

مهدی حجت: چه ضرورتی دارد که در کشور ما این همه آپارتمان ساخته شود؟

باید این مسئله را حل کنیم که چه ضرورتی دارد {که در کشور ما} این همه آپارتمان در کنار یکدیگر وجود داشته باشد؟ ما سرزمین بسیار وسیعی داریم و امکانات‌مان هم گسترده است. اگر این امکانات و استانداردها را شناسایی کنیم و از آن‌ها بهره‌برداری کنیم، آن وقت دیگر لازم نیست شهر تهران یک شهر دوازده میلیون نفری شود. شهر پاریس صد سال پیش دو میلیون و سیصد هزار نفر جمعیت داشت و امروز جمعیت آن حتی صد هزار نفر از جمعیت آن موقع نیز کمتر است. یعنی طی صد سال نه تنها اجازه نداده‌اند جمعیت افزایش پیدا کند بلکه حتی آن را تقلیل نیز داده‌اند. توجه کنیم که داریم در مورد شهری حرف می‌زنیم که بسیار جذاب است و همه دوست دارند در آن زندگی کنند. حالا ببینید آیا در مورد تهران هم همین اتفاق افتاده است؟ به هیچ وجه. ما سیاست‌های فکری غلط را در پیش گرفته‌ایم و نتیجه آن این شده که امروز تهران یک شهر دوازده میلیون نفری است که مساحتش، گنجایش جمعیت آن را ندارد. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌سایت هنرآنلاین، سال  ۱۳۹۷)

دسته‌ها
پیروز حناچی

پیروز حناچی: امروز ساختمان‌های بلند یا مال‌های بزرگ ثروت‌های شهر محسوب نمی‌شوند

امروز ساختمان‌های بلند یا مال‌های بزرگ تجاری ثروت‌های یک شهر نیستند بلکه ارزش‌های هنرمندانه و معمارانه و زیبایی‌شناسانه یک شهر است که به جاذبه‌های آن می‌افزاید و با خلاقیت آن شهر را تبدیل به مقصد می‌کند. {…} شهرهای موفق دنیا به این می‌بالند که تعداد زیادی از گالری‌های مخصوص هنرمندان خود را در خود دارند و حتی موتور محرک اقتصاد آن شهر محسوب می‌شود. {…} امیدوارم شهرمان جزو زیباترین شهرهای دنیا شود، که هست. ما کمترین شهری در دنیا داریم که زیبایی‌هایی مثل رشته کوه البرز در کنار خودش داشته باشد؛ مشکل این است که این‌ها را فراموش کرده‌ایم. هر چیزی که واجد ارزش است باید مورد حفاظت قرار بگیرد. (در گزارش خبرگزاری مهر از آیین واگذاری زمین موزه ایران درودی، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
فرزاد دلیری

فرزاد دلیری: باعث تأسف است که بیشتر کسانی که از من انتقاد می‌کنند در عمرشان حتی یک اتاق نساخته‌اند

یکی از چیزهایی که خیلی باعث تأسف است این است که بیشتر کسانی که از من انتقاد می‌کنند، کسانی‌اند که تا حالا در عمرشان یک اتاق هم نساخته‌اند. نمونه‌هایش زیاد است. من الان بیست ساختمان ساخته‌شده‌ام را به یاد دارم. از افرا در فرشته بگیر تا چناران‌پارک، کوه نور، دریای نور،ایران‌زمین و … . شما تا موقعی که در تهران ساختمان نسازید نمی‌فهمید که من چه می‌گویم. چرا؟ به خاطر این که ضوابط شهرداری هست، فضای سبز هست، کارفرما هست، مشکلات زمین هست. اگر کسی در حال ساختمان‌سازی است و مشکلات کار در تهران را درک کرده، من هیچ مشکلی ندارم، بیاید انتقاد درست بکند، بیاید بنشیند با هم حرف بزنیم.

{…} انتقاد خیلی چیز خوبی است، ولی غرض‌ورزی بد است. هر کسی انتقاد کند من خوشحال می‌شوم. نه اینکه شما تمام دلخوری‌هایت را بر سر آدمی که نمی‌شناسی بریزی. تازه اطلاعات غلط هم به مردم بدهی. خوب است معمارها کمی هوای هم را داشته باشند. محال است نقشهٔ کسی را بیاورند و من از آن ایراد بگیرم. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۸۴، سال ۱۳۹۳)