دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: ایرانیان روش زیستن در ایران را پیدا کرده بودند اما طی یک قرن اخیر آن را فراموش کرده‌ایم

امروزه نسبت به شیوهٔ زیستن دچار نسیان و فراموشی شده‌ایم، باید بتوانیم کیفیت مطلوب زندگی را در این سرزمین احیا کنیم چون سیاحان که از دورهٔ صفوی به بعد وارد ایران می‌شدند همیشه به این نکته تاکید داشتند که نمی‌دانند چطور ایرانی‌ها این سرزمین را برای زیستن انتخاب کرده‌اند. آنها در مقایسه با سرزمین خود ایران را مناسب زیستن نمی‌دانستند. با این وجود از شهرهایی مانند اصفهان و شیراز به عنوان شهرهای خرم و سرسبز یاد می‌کردند. این نشان می‌دهد که مردمان ما روش زیستن در سرزمین را پیدا کرده بودند اما طی یک قرن اخیر این راز را فراموش کرده‌ایم و دوباره باید به آن برسیم. (در نشست خبری دومین همایش ملی میراث فرهنگی و توسعه پایدار در سال ۱۳۹۷، گزارش شده توسط خبرگزاری ایسنا)

دسته‌ها
کامران افشار نادری

کامران افشار نادری: باید سطح توقع خود را از معماری بالا ببریم چراکه معماری می‌تواند نقش بسیار مهم ملّی ایفا کند

باید سطح توقع خود را از معماری بالا ببریم چراکه می‌تواند نقش بسیار مهم ملی ایفا کند. به طور کل در آینده، کشور ما می‌تواند یکی از مهم‌ترین مراجع معماری در دنیا باشد و دلیل آن متنوع بودن ترکیب جامعه است؛ در این جامعه تفکر و ایدئولوژی نقش مهمی دارد، مردم ما انسان‌های بی توجهی نیستند و می‌توان این توجه را در استقبال از اجلاس‌های بین‌المللی که در داخل کشور برگزار می‌شود مشاهده کرد. {…} اگرچه ساختمان‌سازی بسیار مهم و مفید است، ولی باید به عنوان یک هدف ثانویه {برای معماری} در نظر گرفته شود چراکه اصل معماری در تفکر ناب آن است. {…} در زمان‌هایی که ما رشد معماری داشتیم – دوره تیموری و صفوی – یعنی دوران ظهور معماری خاص ایرانی که امروز برای ما باعث افتخار شده و هویت خود را توسط آنها شناسایی می‌کنیم، زمان‌هایی است که معمار در آنها نقش مهمی داشته است. (در گزارش منتشر شده از نوزدهمین نشست بازآفرینی معماری ایرانی- اسلامی در وبگاه ایسنا، سال 1393)

دسته‌ها
حسین شیخ زین‌الدین

حسین شیخ زین‌الدین: تا معمار از هفت‌خان مهندسی نگذرد هیچ‌گاه نمی‌تواند کارهای بزرگ بسازد

این روزها در حال مرمت مدرسهٔ شهید مطهری (مدرسهٔ سپهسالار) هستم. اثر بسیار پیچیده‌ای است و در آن گاهی واقعا از انفجار نوآوری‌های ذهنی معمار قاجاری متعجب می‌شوم. اما از این که چرا قادر به حل جزئیات فنی کارش نبوده است –مثلا نفوذ آب سنگ‌هایش را ترکانده است- احساس نقص می‌کنم. در حالی که در معماری سلجوقی اصلا از این نواقص نمی‌بینیم. در معماری سلجوقی از همان مرحلهٔ پی تکلیف تزیین طاق مشخص بود. یعنی آجرها را طوری می‌چیدند که وقتی به بالا می‌رسید، سقف تزیین شده بود. این یک معماری بزرگ است و نشان می‌دهد که معماران به طرز فوق‌العاده‌ای بر ساختمان اشراف داشته است. از نظر فنی مهندسی اعجاب‌آور است. به همین علت هم آنها احتیاج به پوشش نما نداشتند. بعدها صفویه چنین مهارتی را در کار نشان ندادند و خیلی جاها با کاشی‌ها مشکلشان را حل و فصل کردند. قاجار هم ظاهرا به این مسائل نپرداختند. توجهشان بیشتر به نوآوری معطوف بود.
بنا بر این به نظر من بخشی از معماری یک کار بسیار جدی مهندسی است و تا کسی از هفت‌خان مهندسی نگذرد هیچ‌گاه نمی‌تواند کارهای بزرگ بسازد. اگر این را در نظر بگیریم دیگر بی‌محابا نوآوری نمی‌کنیم. نوآوری بی‌محابا به ضد خود تبدیل می‌شود و ارزش را تبدیل به ضد ارزش می‌کند. وضعی که امروز در جامعهٔ آن وجود دارد نشانهٔ آن است که آن بخش از معماری جدی گرفته نمی‌شود. به همین دلیل از یک طرف در مقابل کوچکترین نوآوری مقاوم است و اجازهٔ آن را نمی‌دهد و از طرف دیگر تقلیدهای ساده‌لوحانه از نوآوری‌ها باب می‌شود و کمتر اثر بی‌نقصی هم تولید می‌شود. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ معمار، ش 11، تابستان سال 1381)

دسته‌ها
داریوش بوربور

داریوش بوربور:چیزی به نام «معماری ایرانی» یا «معماری اسلامی» وجود ندارد

مقوله‌ای به عنوان «معماری ایرانی» اصلاً وجود ندارد. این یک توهم است که مدت‌ها برای ایرانی‌ها و حتی معماران ایرانی مخصوصاً در قرن بیستم پیش آمده است. {…} در گذشته صاحب‌کارها به معماران می‌گفتند که ما معماری سنتی ایرانی می‌خواهیم. اما معماری سنتی ایرانی چیست؟ ما 7 هزار سال تاریخ داریم که در این مدت دوران مختلفی را پشت سر گذاشته‌ایم و معماری هر دوره نیز متفاوت از دوره دیگر بوده است. معماری ایلامی با معماری هخامنشی و معماری هخامنشی با ساسانی بسیار متفاوت بوده است. معماری ساسانی نیز با معماری صفویه متفاوت بوده است. حال وقتی ما می‌گوییم، معماری سنتی ایرانی، کدام اینها مد نظر است؟ {…} در مورد معماری اسلامی نیز همین‌طور است. یعنی ما چیزی به نام معماری اسلامی هم نداریم. در آیات و احادیث ما در مورد بسیاری مطالب صحبت شده است اما در مورد معماری هیچ راه‌حلی داده نشده و تقریباً هیچ صحبتی در این زمینه انجام نشده است. دلیل آن نیز بسیار واضح بوده است زیرا در آن دوران اصلاً در عربستان معماری وجود نداشته است. {…} یک زمانی کشور سوریه تحت سلطه رومی‌ها بوده و به همین خاطر مساجد بدو اسلام در سوریه به سبک رومی ساخته شده‌اند. مساجد ایران که معروف به بنای اسلامی هستند، همگی برگرفته از بناهای ساسانی‌اند. یعنی سبک معماری‌ آن‌ها، سبک معماری دوران ساسانی است. {…} سبک گنبد، کاشی‌کاری، نقوش‌، چهارطاق و… صد درصد متعلق به معماری دوران ساسانی است.

بسیاری از محقق‌های درجه یک و تراز اول، چه خارجی و چه ایرانی نیز، این معماری‌ها را، معماری اسلامی می‌نامند. در صورتی که این نام غلط است. معماری ایرانی هم همین حالت را دارد. ما می‌توانیم راجع به معماری بومی صحبت کنیم. معماری بومی با معماری ایرانی متفاوت است. به عنوان مثال معماری ما در بندرعباس به دلایل اجتماعی، آب و هوایی و… یک معماری بومی است که یک سری از ویژگی‌های آن با نقاط دیگر متفاوت است. در کردستان هم یک تفاوت‌هایی در معماری بومی وجود دارد. در شمال ایران هم که تغییرات آب و هوایی و مسائل اجتماعی بیشتر متفاوت بوده، می‌بینیم که ساختمان‌ها به طور کلی سبک دیگری دارند. پس ما راجع به معماری بومی می‌توانیم بگوییم که این معماری متعلق به کدام منطقه است ولی نمی‌توانیم به طور اخص بگوییم که فلان ساختمان معماری ایرانی است. (در گفتگو با سمیه باقری نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: معاصر بودن یکی از ارکان همیشگی سنت ما بوده است

اگر متوجه شویم که مردم {در چند سال اخیر} تمنای کیفیت پیدا کرده‌اند باید ببینیم با رویکرد هنری، چطور می‌توان تمنای کیفیت را پاسخ داد. اگر اینگونه نگاه کنیم حتما به نتیجه می‌رسیم؛ نه اینکه فقط دنبال مد باشیم؛ چه مردم و چه طراحان. اگر سؤالمان این باشد که کیفیت منحصربه‌فرد خود را چگونه می‌توانیم عرضه کنیم باید دنبال ریشه‌هایمان هم برویم و آن‌را با راه‌حل‌های امروزی بیان کنیم. گذشتگان ما یکدیگر را کپی نکرده‌اند؛ قاجار، صفویه را کپی نکرده است؛ صفویه، تیموری را کپی نکرده است. معاصر بودن، همیشه یکی از ارکان سنت ما بوده است. امروز هم باید معاصر باشیم؛ یعنی باید ریشه‌ها را حفظ کنیم اما حرف تازه بزنیم. (در گفتگو با الهام مصدقی‌راد نویسندهٔ روزنامهٔ همشهری، سال 1396)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: در بررسی معماری گذشته باید به تأثیر حامی، بنیانگذار و کارفرما در هر دوره توجه کنیم

در بررسی معماری دوران مختلف تاریخی باید به اثرات سه عامل توجه داشت: یکی حامی (Patron) دیگری بنیانگذار (Founder) و دست آخر کارفرما (Client). در بررسی تولیدات معماری دوره‌های مختلف توجه داشته باشید که چه کسانی در هر یک از این سه جایگاه قرار می‌گیرند. چون این افراد مستقیماً در نتایجی که به عنوان تولید معماری هر دوره به وجود می‌آید تأثیرگذارند. در ادامه مثال‌های مشخصی در این مورد بیان خواهم کرد. ولی پیش از آن به سیر تاریخی در مقطع معماری معاصر ایران اشاره می‌کنم. به عنوان مثال، به معماری صفوی که علاقه‌مندان بسیاری دارد توجه کنیم. در این دوره شیخ بهایی در جایگاه حامی قرار می‌گیرد. یعنی فیلسوفی انسان‌گرا که به حوزهٔ معماری و شهرسازی وارد است. آثار دورهٔ صفوی را کنار واقعیت قرارگیری این شخص در موقعیت حامی در نظر داشته باشید. بعد به دورهٔ ناصری و افراد مختلفی که به عنوان بانی و حامی مطرح شدند توجه کنیم؛ مثلاً به سپهسالار که بانی مسجد سپهسالار است و سازندهٔ اولین قسمت ساختمان قدیم مجلس شورای ملی بهارستان. کسی که سال‌ها روی تاریخ ایران کار کرده بود. در اروپا و عثمانی به عنوان سفیر حضور داشته و روی تحولات جهان در آن ایام دقیق شده، یا توجه کنید به تأثیر شخصیتی مثل امیرکبیر. حالا در مقابل این دو فرد، معیرالممالک را در نظر بگیرید که شخصیت و اندیشه‌ای بسیار سطحی‌تر داشته است. وقتی این شخص در موقعیت حامی قرار می‌گیرد نتیجه ساختمان‌هایی است که تنها به روکش و پوشش آنها اهمیت داده شده است. به همین ترتیب، بهتر است توجه کنیم به دوره‌های بعدی و ببینیم زمان رضاشاه تحت تأثیر مشاوران و وزیران او چه ساختمان‌هایی ساخته شده و همچنین در دورهٔ پهلوی دوم.

به این ترتیب، نتیجه می‌گیرم اگر بدانیم که در هر دوره‌ای چه کسانی در موضع بانی، حامی و سفارش‌دهنده قرار می‌گیرند، ریشهٔ بسیاری از گرفتاری‌های معماری مشخص می‌شود. (در سخنرانی با عنوان «جستجوی هویت ملی در معماری امروز، آری یا نه؟» منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش 27، مهر و آبان 1383)