دسته‌ها
پدرو رامیرس باسکس

پدرو رامیرس باسکس: معماری اساساً یک فن خدماتی است

در مقام یک معمار حرفه‌ای که در این حوزه کار می‌کند، معماری را اساساً یک فن می‌دانم، فنی در کشورهای امریکای لاتین، که به طور کلی در خدمت برآوردن نیازهای بسیاری است. نیازهای بسیار، چه از حیث حجم و چه از حیث ضرورت، که ما در امریکای لاتین داریم.

من خودم را تکنیسینی به حساب می‌آورم که -تا جایی که امکانات اقتصادی کشور اجازه می‌دهد- مسئول خلق همهٔ فضاهایی هستم که مردم مکزیک برای داشتن یک زندگی شایسته نیاز دارند.

به طور خلاصه، من معماری را همچون یک فن خدماتی می‌بینم که به صورت همزمان می‌تواند فرم‌های زیبا یا جذاب تولید کند. اما این امر تقریباً تصادفی است. معماری اساساً یک فن خدماتی است. (در گفت‌وگوی منتشر شده در کتاب The Changing Shape of Latin American Architecture در سال ۱۹۷۷)

دسته‌ها
فریدا اسکوبدو

فریدا اسکوبدو: معماری آنقدر پیچیده است که فقط می‌توان آن را به منزلهٔ تسلسلی از لحظه‌ها فهمید

برای بیشتر ما معماران مکزیکی {لوییس} باراگان مرجع و منبع الهامی قدرتمند است. نه فقط به این خاطر که آثار او را در مدرسهٔ معماری مطالعه کرده‌ایم، بلکه چون او قادر بود بسیاری از جنبه‌های معماری مکزیک را {در آثارش} متراکم کند.

باراگان معمارِ تجربهٔ فضایی است. اگر به خانه و دفتر کارش در مکزیکوسیتی نگاه کنید -که هر دو برای بازدید عموم در دسترس است- خواهید دید که چگونه او همواره در کار جرح و تعدیل فضاها بوده، {از طریق} تلاش برای تغییر عمق یک پنجره یا ارتفاع یک دیوار. او به خلق خیالات جذاب برای تقویت برخی از اداراکات همچون ضخامت یک دیوار یا چگونگی ادغام فضای داخلی با باغچه مشغول بود.

او استاد خلق فضاهای تئاتری به واسطهٔ سلسله‌ای از تجربه‌ها بود. این نوع نگاه به معماری بسیار متفاوت است با رویکرد بسیاری از معماران به معماری؛ {یعنی رویکردِ معماری} به منزلهٔ یک ابژه. به نظر من معماری آنقدر پیچیده است که فقط می‌توان آن را به منزلهٔ تسلسلی از لحظه‌ها فهمید. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky ، منتشر شده در وب‌سایت مجلهٔ AZURE، سال ۲۰۲۲)

دسته‌ها
لوییس باراگان

لوییس باراگان: بدون اشتیاق به خداوند سیارهٔ ما برهوتِ محزونِ زشتی‌ها خواهد بود

نگران‌کننده است که نشریات اختصاص‌یافته به معماری کلماتی همچون زیبایی، الهام، جادو، افسون و سحر را از صفحات خود زدوده‌اند؛ و همچنین مفاهیمی مثل صفا، سکوت، صمیمیت و شگفتی را. همهٔ اینها در روح من خانه کرده و اگرچه من کاملاً آگاهم که در آثارم انصاف کامل را در حق آنها رعایت نکرده‌ام، همواره چراغ هدایت من بوده‌اند.

دین و اسطوره؛ غیر ممکن است هنر و شکوه تاریخ آن را بدون اذعان به معنویت دینی و ریشه‌های اسطوره‌ای که ما را به سبب وجود پدیدهٔ هنری راهنمایی می‌کند درک کنیم. بدون اولی یا دومی اهرام مصر یا آثار باستانی مکزیک در کار نبودند. آیا معابد یونانی یا کاتدرال‌های گوتیک وجود می‌داشتند؟ آیا شگفتی‌های متحیرکنندهٔ رنسانس و باروک به وجود می‌آمدند؟

و در حوزه‌ای دیگر، آیا رقص‌های آیینی فرهنگ‌های به اصطلاح بدوی ایجاد می‌شدند؟ آیا ما اکنون وارث گنجینهٔ هنری پایان‌ناپذیر حساسیت عمومی دنیا می‌بودیم؟ بدون اشتیاق به خداوند، سیارهٔ ما برهوت محزون زشتی‌ها خواهد بود. «منطق گنگ نهفته در اسطوره و در همهٔ تجربه‌های حقیقی مذهبی در همهٔ زمان‌ها و در همهٔ مکان‌ها سرچشمهٔ فرایند هنری بوده است». اینها سخن دوست خوبم ادموندو اوگورمان است که با یا بی اجازه‌اش آن را از آن خود کرده‌ام. (در سخنرانی پذیرش جایزهٔ پریتزکر در سال ۱۹۸۰)

دسته‌ها
تاتیانا بیلبائو

تاتیانا بیلبائو: ما معماران نمی‌توانیم فقط با فکر کردن به خودمان معماری کنیم. معماری باید آدم‌های دیگر را به حساب آورد

من اهل مکزیک هستم و می‌دانم که می‌شود معماری‌ای بسیار زیبا و خیره‌کننده خلق کرد، بدون این که {با هزینهٔ زیاد} جاذبهٔ زمین را به چالش کشید، و بدون این که هندسهٔ فرم‌های پایه را از نو ابداع کرد. من به خلق معماری به روشی بسیار سرراست و ناب معتقدم؛ بسیار آسان‌تر است که پیام خودم را از این طریق منتقل کنم. وقتی معماری سرراست باشد، فهمیدنش برای همه‌کس آسان است. معماری ناچار است که آدم‌های دیگر را به حساب آورد. ما معماران نمی‌توانیم فقط با فکر کردن دربارهٔ خودمان معماری کنیم. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۸)