دسته‌ها
حسن فتحی

حسن فتحی: معمار و شهرساز در یک معنا نوعی دیکتاتور به حساب می‌آیند

به نظر من وقتی با شهرسازی سر و کار داریم، مسئلهٔ اساسی این است که رویکرد خود را پیاده و تحمیل کنیم. در یک معنا معمار و شهرساز برای خود نوعی «دیکتاتور» به حساب می‌آیند. مثلاً وقتی من «در» را اینجا می‌گذارم همه را وادار می‌کنم که از اینجا عبور کنند و اگر جای «آن»‌ را عوض می‌کنم، باز همه مجبور به تبعیت هستند. اما وقتی «در» جایی درست قرار گرفته باشد گمان میکنم مشکلی نخواهیم داشت.

من در قُرنه دست به تجربه‌ای زدم. ما ورودی به حیاط یک خانه را داشتیم. بعد داخل حیاط ورودی به اتاق‌ها را. من از در بیرونی به طرف در داخلی قدم برداشتم، اما خیلی طبیعی، درست مثل حرکت [ناخودآگاهی] که با دست خود انجام می‌دهم. (و گاه من با دستم اینطور طراحی می‌کنم و این حرکت باید دلپذیر باشد). بدین ترتیب یک بار، دو بار، سه بار، چهار بار از یک در به در دیگر حرکت کردم؛ بسیار طبیعی.

بعد به همراه یک نفر دیگر نیز این کار را کردم؛ کسی پشت سر من حرکت می‌کرد و مسیر من را با آهک علامت‌گذاری می‌کرد تا بعد این مسیر را با سنگ‌ریزه‌هایی سنگ‌فرش کنیم. شکلی که بیرون آمده بود منحنی حیرت‌انگیز و پیشرفته‌ای بود؛ منحنی طبیعی که صرفا از خود حرکت ریشه گرفته بود. ما خوب می‌دانیم که هر ماده‌ای، هر حرکتی در هر عنصری در طبیعت، حتی یک قطره باران با حرکت پیچ‌دار آن، دارای شکل طبیعی است. این دقیقاً همان‌چیزی است که ما [معماران و شهرسازان] باید در پی یافتنش باشیم. (در مقاله‌ای با عنوان «یافتن شکل طبیعی» در سال ۱۹۴۸، گردآوری و ترجمهٔ ناصر فکوهی در کتاب «پاره‌های هنر، معماری و شهر»)

دسته‌ها
برنارد چومی

برنارد چومی: معماران می‌توانند از محدودیت‌هایی که شهرها ایجاد می‌کنند بهره ببرند

در کمال تعجب امروز کار و پژوهش به نسبت اندکی در مورد رابطهٔ معماری و شهر انجام می‌شود. به نظر می‌رسد بین معماری و شهر شکافی ایجاد شده است. معماران اغلب بدون در نظر گرفتن زمینهٔ شهری بناهایی منفرد طراحی می‌کند. این وضعیت مایهٔ تأسف است زیرا {طراحی بنا در ارتباط با شهر} فرصتی است که از دست می‌رود.

معماران می‌توانند از محدودیت‌هایی که شهرها ایجاد می‌کنند بهره ببرند. این محدودیت‌ها چه کالبدی باشند و چه جغرافیایی، چه قانونی و چه اجتماعی، بایستی شما {در مقام معمار} را ناچار به نوآوری کند. مسئله این است که {چگونه} راه‌هایی برای دگرگون کردن این عوامل منفی و استفاده ازشان به شکلی مولد پیدا و آنها را در راستای تحول شهر به نیروهای مثبت تبدیل کنید. (در گفتگو با Alexander Eisenschmidt، منتشر شده در مجلهٔ Architectural Design، سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
شین تاکاماتسو

شین تاکاماتسو: اگر هدفمان از خلق بنا افزودن ارزش به شهر است نباید معماری و شهرسازی را جدا از هم ببینیم

در معماری دو راه برای تعامل با زمینه یا سیاق بنا وجود دارد. راه نخست بیشترین هماهنگی ممکن است، به طوری که معمار با تاریخ، سنت و زیبایی‌شناسایی اطراف بنا بیشترین همدلی را داشته باشد. از راه قیاس، تصور کنید که شهر تکه‌ای پارچهٔ ابریشمی ارزشمند است. اگر می‌خواهید به طول پارچه بیفزایید یا جایی از آن را تعمیر کنید، می‌توانید نقش تازه‌ای را با استفاده از نخ و گرهی مشابه با آنچه که در پارچه به کار رفته است ببافید. در این صورت آنچه به پارچه افزوده‌اید در برابر آنچه از قبل موجود بوده غیر قابل تشخیص خواهد بود. اما روش دوم این است که پارچه را با بافه‌ای استادانه و پیچیده از نخ طلا بیارایید، که منجر به دگرگونی و اعتلای پارچه خواهد شد. این همان روش من است. {…}

مادامی که هدف از خلق بنا افزودن ارزش به شهر باشد، نمی‌توان معماری و شهرسازی را جدا از یکدیگر تلقی کرد. هنگامی که من بنایی را خلق می‌کنم، همیشه هم به زمینهٔ متصل به آن می‌اندیشم و هم به ساختار ژرف و پیچیدهٔ شهر. (در گفتگو با Tom Daniell، منتشر شده در مجلهٔ Interstices، سال 1995)