دسته‌ها
رابرت ونتوری

رابرت ونتوری: اگر یک معمار متفکر جلوتر از زمان خود باشید شانس بسیار کمی برای عملی کردن ایده‌های خود خواهید داشت

این اوضاع طعنه‌آمیزی است که ما {به علت شرایط موجود} نمی‌توانیم آنچه درباره‌اش حرف می‌زنیم را عملی کنیم؛ این که اگر شما یک متفکر جلوتر از زمان خود، یا یک معمار با ایده‌های غیر معمول باشید، ممکن است دربارهٔ ایده‌های خود بنویسید، سخنرانی یا گفتگو کنید، یا آنها را تدریس یا ترسیم کنید، اما در اغلب اوقات شانس بسیار کمی دارید که ایده‌های خود را «عملی کنید». به ما کار تجاری چندانی پیشنهاد نمی‌شود، به نظر می‌رسد مشتری‌های تجاری فکر می‌کنند به این خاطر که ما می‌نویسیم و تدریس می‌کنیم نمی‌توانیم متناسب با بودجه از پس کار برآییم، اما ما می‌توانیم. با توجه به این موضوع بیشتر آثار ما مربوط به ساختمان دانشگاه‌ها یا کمپ‌های سنتی امریکایی است (کمپ در لاتین به معنای فضای باز است). این یعنی ما در بیشتر اوقات در نواحی باز و در میان محیط طراحی‌شده ساختمان می‌سازیم، جاهایی که ارتباط بسیار ضعیفی با شهرها دارد. و در این نوع پروژه‌ها فرصت برای گفتگویی مستحکم با شهر با هدف برقراری ارتباط، آنطور که ما مطالعه کرده‌ایم وجود ندارد. (در گفتگو با  Andrea Tamas در سال ۲۰۰۹، منتشر شده در وب‌گاه Archdaily)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: معمار زمانی حق اظهار نظر دارد که چیزی را که بیانگر نظراتش است ساخته باشد

هر چند ممکن است بعضی همکاران من نظری جز این داشته باشند، ولی من معتقدم که معمار باید بتواند آن چه را که به عنوان نظر و دیدگاه بیان می‌کند بسازد، و در غیر این صورت بهتر است که در طرح آن جانب احتیاط را رعایت کند. به اعتقاد من معمار باید بتواند مابه‌ازای دقیق نظراتش را با ساخته‌هایش نشان دهد، و در واقع زمانی به اظهار نظر بپردازد که در روی زمین چیزی را که بیانگر نظراتش هستند ساخته باشد. در عرصهٔ معماری نیز نمی‌توانیم واعظ غیر متعظ باشیم. بنابراین باید در اظهار نظر کردن احتیاط کنیم. و این احتیاط را به‌خصوص در مورد آن چیزهایی که هنوز موفق به بوجود آوردنش نشده‌ایم به کار بریم.

در این جا اشاره من به طور اخص به بحث‌هایی نظیر نحوه تداوم سنت‌های گذشته در معماری امروز و طراحی با الهام از معماری سنتی، و مضامینی از این قبیل است که این روزها چه بر سبیل اقتضای «بازار بحث» و چه بنابر دلسوزی و احساس مسئولیت معماران اندیشمند و دانشجویان کنجکاو و علاقه‌مند رواج بسیار دارد. البته بحث فلسفی کردن و تولید فکر کردن و به آینده نظر افکندن جای خودشان را دارند و حسابشان از این قضیه جداست. اینها بحث‌هایی هستند که می‌توانند صرفاً از جنبهٔ تئوریک مطرح شوند. ولی به هر حال معمار بدون عملِ معماری یک تئوریسین معماری است، نه یک معمار، و این دو با هم تفاوت دارند. جداً اعتقاد دارم که باید این حساسیت در جامعهٔ حرفه‌ای ما و در میان معماران ما به‌وجود آید، و آنگاه که چنین شد دیگر خلط مبحث نخواهیم کرد و همه چیز را با هم در نخواهیم آمیخت، مثلاً مدعی نخواهیم شد که معماری مدرنی که در آن قوس و آجر به‌کار رفته باشد و اطاق‌هایش گرد حیاط چیده شده باشد همان معماری سنتی است و اینها همه با معماری نئوکلاسیک و معماری دوران عتیق یکسان هستند، و حالا که ما معماری مدرن را این گونه می‌سازیم پس در واقع همان راه معماری سنتی را ادامه می‌دهیم. (در سمینار «معماری سنتی و نظام آموزش معماری و شهرسازی کشور» در سال ۱۳۷۲، منتشر شده در مجلهٔ هفت‌شهر، ش ۱۱، سال ۱۳۸۲)