دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: معمار زمانی حق اظهار نظر دارد که چیزی را که بیانگر نظراتش است ساخته باشد

هر چند ممکن است بعضی همکاران من نظری جز این داشته باشند، ولی من معتقدم که معمار باید بتواند آن چه را که به عنوان نظر و دیدگاه بیان می‌کند بسازد، و در غیر این صورت بهتر است که در طرح آن جانب احتیاط را رعایت کند. به اعتقاد من معمار باید بتواند مابه‌ازای دقیق نظراتش را با ساخته‌هایش نشان دهد، و در واقع زمانی به اظهار نظر بپردازد که در روی زمین چیزی را که بیانگر نظراتش هستند ساخته باشد. در عرصهٔ معماری نیز نمی‌توانیم واعظ غیر متعظ باشیم. بنابراین باید در اظهار نظر کردن احتیاط کنیم. و این احتیاط را به‌خصوص در مورد آن چیزهایی که هنوز موفق به بوجود آوردنش نشده‌ایم به کار بریم.

در این جا اشاره من به طور اخص به بحث‌هایی نظیر نحوه تداوم سنت‌های گذشته در معماری امروز و طراحی با الهام از معماری سنتی، و مضامینی از این قبیل است که این روزها چه بر سبیل اقتضای «بازار بحث» و چه بنابر دلسوزی و احساس مسئولیت معماران اندیشمند و دانشجویان کنجکاو و علاقه‌مند رواج بسیار دارد. البته بحث فلسفی کردن و تولید فکر کردن و به آینده نظر افکندن جای خودشان را دارند و حسابشان از این قضیه جداست. اینها بحث‌هایی هستند که می‌توانند صرفاً از جنبهٔ تئوریک مطرح شوند. ولی به هر حال معمار بدون عملِ معماری یک تئوریسین معماری است، نه یک معمار، و این دو با هم تفاوت دارند. جداً اعتقاد دارم که باید این حساسیت در جامعهٔ حرفه‌ای ما و در میان معماران ما به‌وجود آید، و آنگاه که چنین شد دیگر خلط مبحث نخواهیم کرد و همه چیز را با هم در نخواهیم آمیخت، مثلاً مدعی نخواهیم شد که معماری مدرنی که در آن قوس و آجر به‌کار رفته باشد و اطاق‌هایش گرد حیاط چیده شده باشد همان معماری سنتی است و اینها همه با معماری نئوکلاسیک و معماری دوران عتیق یکسان هستند، و حالا که ما معماری مدرن را این گونه می‌سازیم پس در واقع همان راه معماری سنتی را ادامه می‌دهیم. (در سمینار «معماری سنتی و نظام آموزش معماری و شهرسازی کشور» در سال ۱۳۷۲، منتشر شده در مجلهٔ هفت‌شهر، ش ۱۱، سال ۱۳۸۲)

دسته‌ها
سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا: معمار فرمانده همهٔ دست‌اندرکاران ساخت یک بناست

{نقش} معمار بسیار جذاب است، زیرا معمار فرمانده است، یعنی معمار کسی است که همهٔ دست‌اندرکاران {ساخت یک بنا} را فرماندهی می‌کند. همچنین معمار {همچون} آهنگساز و رهبر ارکستر است. او نمی‌تواند تک‌تک آلات موسیقی را بنوازد، اما باید احساس هر بخش از ارکستر را فهم و مجسم کند. معمار دانش زیادی دارد، اما متخصص نیست. مخصوصا با وجود رایانه و فن‌آوری، دانشی که یک معمار باید حفظ کند مدام بیشتر می‌شود. اما زیباترین جنبهٔ معماری این است که نه‌تنها معمار رهبر ارکستر است، که او آهنگساز آن نیز هست. در مقام آهنگساز، معمار حسی از خلاقیت به هر بنا می‌بخشد. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌گاه Archdaily در سال 2012)

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: معمار کسی است با گل خام هم بتواند کار هنری باارزش به‌وجود آورد

معمار خوب آن است که با آنچه در اختیار دارد بتواند کار عالی انجام بدهد. در یکی از مسافرت‌های تحقیقی که می‌کردیم در شهر کاشان به خانه‌ای قدیمی برخوردیم که در حدود صدسال پیش ساخته شده است و معروف است به خانهٔ بروجردی. مرکز اصلی این ساختمان تالاری است گنبددار. وقتی ما گنبد را مطالعه می‌کردیم دیدیم که صددرصد از گل ساخته شده است یعنی با ابتدایی‌ترین مصالح. ولی در عین حال به‌قدری این گنبد (که در آن نه برنز و نه فلز و نه سنگ مرمر به‌کار رفته) با مهارت و زیبایی و تناسب و ارزش هنری ساخته شده است که انسان را خود به خود وادار به تحسین از معمار می‌کند که توانسته با مصالح بسیار ساده آنچنان عظمت و لطف را به‌وجود بیاورد. به نظر من مصالح موجود در ایران برای معماری جدید کاملا کافی است و ما معماران وظیفه داریم که از آنچه در اختیار داریم (آجر و سیمان و سنگ و آهن) به بهترین وجهی در کارمان استفاده کنیم. به جای کارهای لوکس و گران بیاییم عملی انجام بدهیم که ارزش واقعی مصالح محفوظ بماند. ولی اگر قرار باشد که اساس معماری ما درست نباشد در آن‌صورت به‌کاربردن سنگ‌ها و فلزهای گران‌قیمت ارزشی به کارمان نمی‌دهد. من فکر می‌کنم که ما نه امروز و نه در آینده احتیاجی به مصالح خارجی نداریم و معمار آن کس است که با گل خام هم بتواند یک کار هنری باارزش به‌وجود بیاورد. (در گفتگو با فرخ غفاری نویسندهٔ مجلهٔ آرش، ش 5، سال 1341)

دسته‌ها
مهدی حجت

مهدی حجت: شهر خوب و معماری خوب انسان‌ خوب به وجود می‌آورد

معماری هم انسان‌ها را می‌سازد. اگر مجموعه معمارانی باشند که خوب فکر بکنند و این فکر خوب خود را به نحوی در معماری و شهرسازی اعمال بکنند این باعث خواهد شد که مقداری کیفیت زندگی مردم تغییر پیدا بکند. به نظر من معمار یک مربی و معلم است. از طریق معماری می‌شود انسان‌ها را تربیت کرد. اینکه من می گویم آن مشی زندگی مردم است که معماری را می‌سازد، اگر کسی از من بپرسد که به چه ترتیب می‌توان مشی زندگی مردم را تغییر داد من خواهم گفت که یک راهش معماری و شهرسازی است. یک شهر خوب و یک معماری خوب انسان‌های خوبی را به وجود می‌آورد. می‌تواند اینگونه باشد که یک جمعی بیایند و پیشنهادهایی را برای جنبه‌های سخت‌افزاری جامعه بدهند اما این باید به گونه‌ای باشد که فاصله زیادی با زندگی واقعی مردم نداشته باشد. نمونه‌هایش موجود است، مثلا لوکوربوزیه یک مجموعه‌ای را برای زندگی مردم می‌سازند ولی کسی نمی رود در آنجا زندگی کند. یا شهرهایی ساخته می‌شود که خیلی مورد تقاضا و اقبال مردم قرار نمی‌گیرد. برای تربیت کردن کسی باید کنار او بنشیند و با او شروع به حرکت کردن کند. اگر فاصله زیادی با او داشته باشد طبیعتا نمی‌تواند دست او را بگیرد. اما این به این احتیاج دارد که آموزش معماری و جنبه‌های معماری بتواند با یک سرعت قابل قبولی متحول بشود و بتواند به یک منطق ذهنی دست پیدا کند که بتواند بفهمد. یعنی خود را از عادت و عرف اجتماعی خارج بکند و پیشنهاداتی را به جامعه بدهد. مانند یک مربی که تابع شرایط اطراف نیست بلکه سعی می‌کند شرایط اطراف را تابع خود بکند. ما هم امروز به عنوان معلمین معماری و شهرسازی هدفمان این است که دانشجویانی تربیت بکنیم که آن‌ها این امکان را پیدا کنند که با تحولی که در فضای شهری و در فضای معماری ایجاد می‌کنند آرام، آرام زمینه‌ساز تحول ذهنی و زندگی انسان و بهتر زندگی کردن انسان بشوند.

دسته‌ها
دیوید روی

دیوید روی: معماری پاسخ‌‌ شخصی معماران به جهان است

معماری خیلی به ساختمان‌ها مربوط نمی‌شود، هرچند ساختمان‌ها بخش نسبتا بزرگی از آن هستند. من فکر می‌کنم معماری بیش از هر چیز، پاسخ‌‌هایی شخصی به جهان است؛ تصمیم‌هایی که بعدها منجر می‌شوند به اینکه یک ساختمان یا چیزهای دیگری که معماران می‌سازند، ساخته شوند. اینها توسط ایده‌ها به پیش برده می‌شوند؛ ایده‌هایی که در پاسخ به این پرسش شکل می‌گیرند که چه چیز در دنیا ممکن است؟ یا ما دوست داریم چه چیزهایی در دنیا ممکن باشند؟ بنابراین فکر می‌کنم این تمایز که به شکل سنتی تعریف شده، تمایز خوبی است اینکه معماری، ساخت صرف یا ساختمان صرف نیست. درباره چیزی بیش از اینهاست. ایده‌هایی در آن وجود دارد. بیشتر این ایده‌ها که موجب تمایز آن از ساختمان می‌شوند، ایده‌هایی درباره دنیا هستند؛ دنیا به مفهوم عمیق آن. بنابراین پاسخ من {به این سوال که معماری چیست؟} پاسخ کاملی نیست، اما فکر می‌کنم تا اندازه‌ای به آنچه من فکر می‌کنم معماری است، پرداخت؛ ایده‌هایی درباره دنیا. (در مصاحبه با Luca De Giorgi در سال 2014، ترجمهٔ پویان روحی و منتشر شده در روزنامهٔ شرق)

دسته‌ها
اودیل دک

اودیل دک: مدارس معماری امروز باید به دانشجویان کارآفرینی بیاموزند

وقتی جوان بودم و معماری می‌خواندم در دنیایی زندگی می‌کردم که پیشرفت، مدرنیته و آینده همگی پیش روی ما بود و ما تلاش می‌کردیم که این سیستم را رو به جلو ببریم. اما الان نمی‌دانم در آینده اصلا معمار به آن مفهومی که امروز می‌شناسیم وجود داشته باشد. امروزه همه چیز از هم گسسته شده، نظام اقتصادی، نظام فنی، نظام فکری جامعه. معماری فقط ساخت و ساز نیست بلکه دست و پنجه نرم کردن با مشکلات پیچیده است. به همین دلیل هم است که فکر می‌کنم مدارس معماری امروز باید به دانشجویان کارآفرینی بیاموزند. باید به آنها مهارت‌ها و امکاناتی آموزش داد تا بفهمند چه کاره می‌خواهند بشوند. روش‌های آموزشی زمان ما دیگر کهنه شده و باید این روش‌ها با اصولی جایگزین شوند که به دانشجویان کمک کند به طور گسترده‌تری دربارهٔ حرفهٔ معماری و شغل آینده خود فکر کنند. (در گفتگو با جسیکا مایرس نویسندهٔ وب‌سایت دیزین، سال 2016)

دسته‌ها
دورده مندروپ

دورده مندروپ: من یک معمار زن نیستم؛ من یک معمار هستم

مجلهٔ دیزین در روز جهانی زنان لیستی از 50 معمار زن برتر را منتشر کرد که نام من هم در این لیست وجود داشت. با اینکه از ارج نهادن به معدود زنانی که جایگاه بین‌المللی در حرفهٔ معماری پیدا کرده‌اند احساس خوشحالی می‌کنم اما به عقیده من درست کردن چنین لیست‌هایی گامی رو به عقب است. بگذارید توضیح بدهم، من یک معمار زن نیستم؛ من یک معمار هستم. ما به ندرت می‌گوییم حسابداران زن، وکلای زن، راننده‌های زن یا خبرنگاران زن. اما معماران زن انگار یک عبارت مصطلح شده است. وقتی از جنسیت حرف می‌زنیم معمولاً تمایل داریم از زنان حرف بزنیم. مردان در واقع جنسیت ندارند. آنها صرفا خنثی هستند. به همین دلیل هم عبارت مردان معمار مصطلح نیست. زنان معمار یک استثنا در این قاعده هستند. یک خلاف قاعده که گاهی شایسته تشویق و توجه هستند و روز جهانی زن هم یکی از این  گاه‌ها است. چند سال قبل برنده جایزه‌ای شدم که داورانش مرا به خاطر زنانگی‌ای که در کارهایم به چشم می‌خورد انتخاب کرده بودند. برایم جالب است بدانم آیا داوران به همین اندازه هم مردانگی معماران مرد را شایسته تشویق دانسته‌اند؟ همین اواخر معمار بسیار معروفی در تمجید از SESC Pompéia اثر لینا دو باردی معمار زن برزیلی گفته است: «این پروژه اینقدر زمخت و سرد است که کسی باور نمی‌کند معمار آن یک زن بوده». به عبارت دیگر منظور او این بوده که لینا به اندازه یک معمار مرد کارش خوب است. فقط تصور کنید به همین شیوه از معمار مردی به‌خاطر توانایی شگفت‌انگیزش در طراحی با مهر و بینش انسانی تعریف و تمجید می‌شد؛ که چیزی را خلق کرده که به حدی سرشار از عاطفه است که سخت می‌توان باور کرد معمار آن یک مرد بوده است. با وجود تمام سعی و تلاش‌هایی که می‌شود تا زنان معمار احساس خاص بودن بکنند نتیجه واقعاً برعکس است. چنین لیست‌هایی باعث می‌شود در حرفه‌ام حس شهروند درجهٔ دوم بکنم. انگار به آدم بگویند روز طلایی شما زنان معمار هم فرا رسید. جدا کردن گروه کوچکی از زنان نوعی دلسوزی کوته‌فکرانه است و فراموش شدن زنان در بقیه روزهای سال به همین سادگی جبران نخواهد شد. آیا وقت آن نرسیده که دیدگاهمان را طوری عوض کنیم و زنان و مردان را در کار و رقابت با معیارهای یکسانی تحت عنوان معماری خوب یا بد بسنجیم؟ (در مقالهٔ منتشر شده در وب‌سایت Dezeen، سال 2017)

دسته‌ها
ژان نوول

ژان نوول: دیگر نمی‌توان انتظار کاری خاص و هیجان‌انگیز از معماران داشت

در حال حاضر وضعیت معماران بسیار به یکدیگر شبیه است. زیرا دیگر هیچ کدام از آنها در تصمیم‌گیری‌های اساسی شهر نقشی ندارند. من فکر می‌کنم از لحظه‌ای که شما نمی‌توانید دربارهٔ مواردی همچون منظر، رنگ، روابط یک ساختمان با ساختمان دیگر یا سیاق یک بنا تصمیم‌گیری کنید، کار خاص و هیجان‌انگیزی هم از شما برنخواهد آمد. برای همین معماران به انجام کارهای کوچک خودشان سرگرم هستند. (در گفتگو با روزنامهٔ The guardian، سال 2015)

دسته‌ها
فرشید موسوی

فرشید موسوی: معمار تنها متخصصی است که باید بین دیگر متخصصان درگیر در یک پروژه پل بزند

هرچه یک پروژه از حیث ارتباط با حوزه‌های دیگر دانش پیچیده‌تر باشد، متخصصان بیشتری درگیر آن می‌شوند. بر خلاف نظر کسانی که نقش معمار را کمرنگ می‌بینند، شما می‌بینید که در اینگونه پروژه‌ها حضور معمار بیش از سایر مواقع ضروری است. زیرا معمار تنها متخصصی است که باید ارتباط جانبی را در بین همهٔ دیگر متخصصان برقرار کند. قرار نیست تخصص همهٔ همکاران حرفه‌ای در یک پروژه روی هم تلنبار شود، بلکه همهٔ این متخصصان گرد هم آمده‌اند تا در کنار یکدیگر کار کنند و همکاری‌شان سبب ارزش افزوده شود.  (در گفتگو با مجلهٔ The Architectural Review، سال 2014)

دسته‌ها
عبدالحمید اشراق

عبدالحمید اشراق: معماران آزادی‌ای در ایران دارند که به هیچ عنوان در فرانسه وجود ندارد

من از مدت اقامتم در فرانسه اندوخته‌هایی داشتم که می‌خواستم همه آنها را در ایران پیاده کنم. در زمان تحصیل در فرانسه تا آنجا که مقدور بود کنکاش می‌کردم، به کنگره‌ها، نمایشگاه‌ها، گردهم‌آیی‌ها و جلسات هنری می‌رفتم که بفهمم که آنها چه می‌کنند که این قدر از ما جلوترند و چرا ما در ایران در تمام رشته‌های هنری عقب افتاده‌ایم. مثالی بزنم: در رشته خودم معماری در فرانسه نظمی که برای ساختن یک بنا در هر شهری از این کشور رعایت می‌شود، باورکردنی نیست. آرشیتکت آن آزادی‌ای را که در ایران و تهران دارد، به هیچ عنوان در فرانسه ندارد و هر ساختمانی که بنا می‌شود تحت کنترل «جامعه معماران ملی فرانسه»، که حکم یک وزارتخانه را دارد، قرار دارد. این دفتر در سراسر کشور فرانسه شعبه دارد و اگر یک آرشیتکت از رنگ یا نور یا مصالحی استفاده کند که برای آن خیابان، مثلاً شانزه‌لیزه، پیش‌بینی نشده و در برنامه نمای بیرونی ساختمان‌های این خیابان گنجانده نشده، می‌تواند به محرومیت از ادامه فعالیت ساختمانی در تمام عمر منجر شود. در صورتی که در ایران، به ویژه تا به‌ امروز هرکس راه خود را می‌رود. ایران که در قرون گذشته، از نظر معماری، در زمره برجسته‌ترین کشورها بود، اکنون از این نظر یکی از پایین‌ترین کشورها است. (گفتگو با مجلهٔ میراث ایران، سال 2014)