دسته‌ها
آنوپاما کوندو

آنوپاما کوندو: تنها راه مقابله با تغییرات اقلیمی ایجاد راه حل‌هایی غیرمتمرکز و زمینه‌ای با در نظر گرفتن اقلیم، فرهنگ و مردم است

وقتی نوبت به مبارزه با تغییرات اقلیمی می‌رسد، احساس می‌کنم که شهرهای جهانِ جنوب {=اصطلاحی جایگزین برای کشورهای درحال توسعه} دارای یک مزیت‌اند، چون ما {در مقایسه با غربی‌ها} با منابع بسیار کمتری زندگی کنیم. ما هنوز با الگوهای مصرفِ استانداردِ غربی‌ها خراب نشده‌ایم. بله، غربی‌ها فناوری و فرایندهای پیچیده‌ای در اختیار دارند که از آنها برای کاهش مصرف سرانه استفاده می‌کنند، اما شهرهای جهان جنوب منابع انسانی بسیار دارند؛ مردمی با مهارت‌های فراوان که به کار کردن با دست‌هایشان عادت دارند. باید به این منابع انسانی همچون یک دارایی ارزشمند برای مقابله با تغییرات اقلیمی نگاه کرد. مردم چنین مناطقی بسیار منعطف هستند و صرفه‌جویانه زندگی می‌کنند، چون در معرض استانداردسازی افراطی قرار نگرفته‌اند.

به جای پدیدآوردن سیاست‌هایی برای آنچه کم داریم، باید بچرخیم و ببینیم چه چیزهایی را به وفور داریم. برای این که مثالی زده باشم، چراپونجی، شهری در شمال شرقی هند، یکی از مناطقی است که بیشترین میزان بارندگی در جهان را دریافت می‌کند، با این حال مردم آنجا آب آشامیدنی تمیز کافی ندارند. همچنین به علت تعداد روزهای آفتابی‌ای که داریم شهرهای جنوب آسیا برای انطباق با انرژی خورشیدی بسیار مناسب هستند، اما ما هنوز با این نوع از انرژی انطباق پیدا نکرده‌ایم. تنها راه برای مقابله با تغییرات اقلیمی ایجاد راه حل‌هایی غیرمتمرکز و زمینه‌ای با در نظر گرفتن دقیق اقلیم، فرهنگ و مردم است. (در گفت‌وگو با Bhawna Jaimini، منتشر شده در وب‌سایت FuturArc، سال ۲۰۲۱)

دسته‌ها
ژاک هرتزوگ

ژاک هرتزوگ: بر عهدهٔ ما معماران است که تغییری ایجاد کنیم؛ چون ممکن است عناصر لازم برای تغییرِ ممکن را کمی زودتر از دیگران بازشناسیم

مباحث مرتبط با پایداری، منابع و انرژی امروزه ورد زبان هر کسی است. ما نیز با پرسش‌هایی دربارهٔ شهر بدون کربن‌دی‌اکسید درگیریم و از خود می‌پرسیم که معماری قادر است چه کاری برای کمک {به این وضعیت} انجام دهد. به جای بازسازی ریشه‌ای شهرها، محتمل است که شاهد ابداعاتی خواهیم بود همچون سلول‌های خورشیدی که می‌توانید آنها را منطبق با موقعیت خورشید تنظیم کنید تا انرژی بیشتری جمع‌آوری کنید. اما شاید به موازات اینها پیشرفت‌های بنیادین‌تری رخ دهد، جایی که بخش‌هایی از شهر ما چشم‌اندازهایی از قرن بیست و یکم را تحقق بخشند. اگر نظر مرا بخواهید، این امر تنها از طریق زیرساخت‌ها ممکن است.

تغییرات بنیادین فقط از طریق اموری که باید به شیوهٔ سخت بیاموزیم سر می‌رسد. ما همین امر را در بحث راجع به نیروگاه‌های هسته‌ای می‌بینیم: ما پیش از این نیز می‌دانستیم که امکان ندارد {انرژی مورد نیاز} دنیا را از طریق انرژی هسته‌ای تأمین کنیم، حتی پیش از فاجعهٔ رخ داده در ژاپن، چرا که دفع دائمی {زباله‌های} آن برای هزاران سال قابل تضمین نیست.

اما تغییری در اندیشه فقط زمانی رخ می‌دهد که چاقویی روی گلوی شما باشد و نیمی از گلویتان بریده شده باشد. آنگاه است که شما واکنشی از سر ترس خواهید داشت. رسم دنیا و سرشت انسان همین است: بیشتر واکنشگر است تا کنشگر. و به همین خاطر است که شهرهای ما به این شکل هستند؛ چون فشار به اندازهٔ کافی زیاد نیست تا چیزی را تغییر دهد.

اما این بر عهدهٔ ما معماران است که بکوشیم و تغییری ایجاد کنیم، چون ممکن است آنچه را که دیگران هنوز ندیده‌اند -یعنی عناصر لازم برای تغییرات ممکن را- کمی زودتر بازشناسیم. با این حال ما دستورالعملی هم که بتوان آن را بی‌درنگ تشخیص داد در دست نداریم. (در گفتگو با Hubertus Adam و J. Christoph Bürkle، منتشر شده در وب‌سایت ژورنال Places، در سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
مایکل سورکین

مایکل سورکین: معماری این استعداد را دارد که هم در انواع زورگویی مشارکت کند و هم آن را تولید کند

معماری این استعداد را دارد که هم در انواع زورگویی مشارکت کند و هم آن را تولید کند، در واقع معماری دیگر ساختارها را با رفتار ظالمانه هماهنگ می‌کند. در مورد خاص دیوار {حائل اسرائیل در کرانهٔ باختری} معماری باعث زورگویی علیه الگوهای مأنوس {زندگی} و روابط انسانی شده است، این دیوار حمله‌ای ظالمانه علیه امکان گستردن بساط زندگی‌ای آرام و راحت است، زورگویی‌ای از نوع حبس کردن، خشونتی از نوع ایجاد زشتی است. معماری می‌تواند به ستم‌هایی از نوع یک‌شکل کردن جامعه، ناکارایی، و جابجایی {سره با ناسره} دامن بزند. معماری می‌تواند سد راه بسیاری از چیزها باشد.

من استدلال خواهم کرد که نه تنها راه‌های دیگری {نسبت به آنچه امروز رخ داده} وجود دارد، بلکه معماری تکالیف آشکار اخلاقی‌ای بر دوش دارد. فهرست این وظایف با مواردی شروع می‌شود که همه با آن موافقند: این که ایمن باشد، در برابر آتش، بارش باران و مواد سمی از ساکنانش محافظت کند. اما تکالیف اخلاقی معماری بیش از اینهاست و شامل این می‌شود که احتمال ایجاد زندگی دلپذیر را افزایش دهد، روابط ما با منابع تجدیدناپذیر کرهٔ زمین تنظیم کند، یا به قراردادهای کالبدی شهرهای خوب موجود ما از حیث فرم احترام بگذارد. و همچنین، وظیفهٔ معماری است که ابزارهای متنوعی برای توزیع منصفانهٔ فضا، منابع، امکانات، روابط و تجربه فراهم کند و نمادی از این توزیع منصفانه باشد. وظیفهٔ ما معماران این است که اوضاع را بهبود ببخشیم. چه چیز می‌تواند برای یک معمار افسرده‌کننده‌تر از تبدیل شدن بیروت به یک ویرانه باشد؟ (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ COVJEK I PROSTOR در سال ۲۰۰۶، به نقل از وبلاگ Lebbeus Woods)

دسته‌ها
لبیوس وودز

لبیوس وودز: معماری کنشی سیاسی است

ساختن یک بنا به‌شدت متکی بر منابع مختلف است؛ {از جمله} پول، مصالح، منابع فکری و احساسی همهٔ کسانی که درگیر یک طرح ساختمانی خاص هستند. هرگاه یک گروه داشته باشید، بحث سیاست پیش می‌آید. برای من سیاست یک معنی دارد: چگونه اوضاع خود را تغییر می‌دهی؟ مکانیزمی که با آن زندگی‌ات را عوض می‌کنی چیست؟ این یعنی سیاست. این سوال یک سوال سیاسی است. موضوع مذاکره یا انقلاب یا تروریسم یا طرح‌ریزی قدم به قدم و محتاطانه است. همهٔ اینها ذاتاً سیاسی هستند. موضوع این است که مردم وقتی در کنار یکدیگر جمع می‌شوند چگونه اوضاع خود را تغییر می‌دهند.

همانطور که سال‌ها پیش نوشته‌ام، معماری ذاتاً کنشی سیاسی است. معماری ناچار است با ارتباطات میان مردم و این که آنها چگونه تصمیم به تغییر وضعیت زندگی خود می‌گیرند سر و کار داشته باشد. و معماری وسیله‌ای اساسی برای این تغییر است؛ زیرا معماری درگیر ساختن محیط زندگی مردم و روابطی است که در این محیط وجود دارد. (در گفتگو با Geoff Manaugh منتشر شده در وب‌گاه BLDGBLOG، سال ۲۰۰۷)