دسته‌ها
ایموس راپاپورت

ایموس راپاپورت: معماری یک حرفهٔ رو به زوال است، معماران از بین خواهند رفت، مگر این که به‌کلی تغییر کنند

من دیگر به معماران و آنچه انجام می‌دهند علاقه‌مند نیستم. تا آنجا که من می‌دانم معماران، آن‌طور که هستند و کار می‌کنند، می‌توانند همین حالا از بین بروند، و به نظر من از بین خواهند رفت، چرا که به آنها نیازی نیست. به نظر من معماری به کلی یک حرفهٔ رو به زوال است. {معماران} هرچه زودتر از بین بروند بهتر است، و از بین خواهند رفت، مگر این که از اساس تغییر کنند. در واقع امروز بیشتر به وضعیت حوزهٔ محیط-رفتار توجه دارم، چرا که از معماران ناامید شده‌ام.

به نظر من معماران باید از اساس تغییر کنند، آموزش‌شان را، ارزش‌هایشان را، و آنچه انجام می‌دهند را تغییر دهند و {معماری} همچون پزشکی، مهندسی، علوم مواد و غیره به حرفه‌ای دانش‌محور تبدیل شود. پیش از هر چیز، چنین امری مستلزم توسعهٔ مبنایی علمی و نظری است و بدین‌گونه معماری به رشته‌ای تبدیل می‌شود که می‌تواند آن زمان مسائل و مشکلات عملی را در دستور کار قرار دهد. نیاز است که حوزهٔ مطالعات محیط-رفتار به منزلهٔ شالوده‌ای برای یک حرفهٔ جدید توسعه پیدا کند، حرفه‌ای که در آن مطالعات محیط-رفتار کاربردی می‌تواند برای شناسایی این که مشکلات کدام است و آنگاه برای حل آنها به کار گرفته شود.

در حوزه‌های دیگر، آدم‌ها اکتشافات‌شان را، پیش از آن که آنها را به کار بگیرند یا همگانی‌شان کنند، سخت‌گیرانه به آزمون می‌گذارند. در حالی که معماران الساعه اکتشافات خود را می‌سازند؛ علاوه بر این، در سایر حوزه‌ها آن اکتشافات به دانش متکی است. آن شالودهٔ دانشی {در معماری} علاوه بر علوم اجتماعی باید بسیاری از رشته‌های دیگر را نیز، از جمله علوم شناختی، هوش مصنوعی، علوم تکاملی، روش‌شناسی علمی، منطق و ریاضیات شامل شود. تأکید باید بر چیزهایی جز ترسیم باشد. در واقع، حالا سالها می‌گذرد از آن زمان که من تعطیل کردن آتلیه‌های طراحی معماری را به منزلهٔ اولین گام برای حفظ رشتهٔ معماری پیشنهاد داده‌ام. (در گفت‌وگوی منتشر شده در ژورنال Architecture & Behaviour، دورهٔ ۸، ش ۱، سال ۱۹۹۲)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: مدرس معماری باید سعی کند شخصیت دانشجو را پرورش دهد، نه این که شخصیت خود را به او تحمیل کند

به نظر من هر اثر ارزشمند باید واجد دو خصوصیت عمده باشد؛ اول تازه بودن یا نوآوری به نحوی که فراخور زمان باشد و دوم آنکه امکان تاریخی شدن را پیدا کند. چگونه می‌توان این خصوصیات را به دانشجو انتقال داد؟ شک دارم از طریق بحث‌های منطقی بتوان به چنین هدفی رسید. استفاده از تجربهٔ کار حرفه‌ای از ابزار مهم این انتقال است که متأسفانه در نظام آموزشی ما برای این مهم جایی قائل نیستند. اصولاً در زمینهٔ کار حرفه‌ای نیز استفاده از تجربهٔ خود چندان امکان‌پذیر نیست. کندی بسیار در اجرای کار و فاصلهٔ طولانی بین طراحی تا تکمیل بنا امکان ارزیابی طرح از ایده تا اجرا را از معمار سلب می‌کند.

نکتهٔ دیگری که باید به آن اشاره کرد پافشاری اساتید دانشگاه‌ها بر پیش‌فرض‌ها و نظام ارزشی خودشان است. آنها حاضر نیستند در دیدگاه‌های گذشتهٔ خود تجدید نظر کنند. برای مثال کسی که در دورهٔ تسلط مدرنیسم در دانشگاه‌های داخل یا خارج پرورش یافته بر ذهنیت قبلی خود پافشاری می‌کند، در صورتی که دانشجویان شاید به علت جوانی با سرعت بیشتری تغییرات را پذیرا می‌شوند و به گرایش‌های جدید جلب می‌گردند. به عنوان یک تذکر به همکارانی که در زمینهٔ آموزشی فعالیت می‌کنند باید بگویم که سعی کنند شخصیت دانشجو را پرورش دهند نه این که شخصیت خود را به او تحمیل کنند. اگر کسی عهده‌دار تدریس است خود نیز باید جستجوگر باشد و دایماً بیاموزد. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش ۴، بهار ۱۳۷۱)

دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: خاک را می‌توانیم با احساس خود بفهمیم نه به وسیلهٔ منطق

به خاک رس می‌اندیشم. چرا دانش انسان دربارهٔ این ماده آنقدر کم است؟ انسانی که از آغاز تمدن بشر و حتی زودتر با آن آشنایی داشته است.

نادانی دربارهٔ خاک، این مادهٔ اولیه و انعطاف‌پذیری آن در همهٔ کتاب‌های مربوط به سرامیک و آجر و صنایع گل رس اعتراف شده است. راز پنهانی که در این ماده نهفته شده است نشان می‌دهد که چقدر کم دربارهٔ طبیعتی که زیر پایمان است می‌فهمیم. ولی در عین حال یک کوزه‌گر ساده راز گل را در زیر انگشتانش حس می‌کند.

خاک پدیده‌ای است که ما می‌توانیم آن را با احساس خود بفهمیم نه به وسیلهٔ منطق. عصر صنعتی شدن با همهٔ زرق و برقش چشمان انسان را کور کرده و او را از دیدن روحی که در این خاک نهفته عاجز کرده است. انسان صنعتی‌شده لایه‌ای ضخیم بر روی پنج حس خود کشیده که احساسش را گنگ کرده است. بتون و فولاد جلوی پیشرفت خاک را گرفته است. خاکی که حجم‌های زیبایی از خلاقیت انسان می‌سازد.

طاق‌ها و گنبدهایی که زاییدهٔ خاک و خشت و گل هستند با بتون و فولاد کپیه می‌شوند در حالی که فرم‌ها و فضاهای زیبایی که می‌توانستند با خاک خلق شوند در برهه‌ای از تاریخ رها شده‌اند. امروز هیچ صنعتی گل رس را اگر ارزان‌تر از پلاستیک نبود استفاده نمی‌کرد. تنها کوزه‌گرانند که هنوز حساسیت لمس آن را از دست نداده‌اند. (در کتاب «تنها دویدن»، منتشر شده در سال ۱۳۷۰)

دسته‌ها
محمد کریم پیرنیا

محمدکریم پیرنیا: بناهای تاریخی هر کشور شناسنامهٔ فرهنگی و کارنامهٔ مردمی است که در آن زندگی می‌کرده‌اند

بناهای تاریخی هر کشور شناسنامهٔ فرهنگی و کارنامهٔ مردمی است که در آن زندگی می‌کرده‌اند. هر چند برگ‌های زرین این دفتر پر ارج پراکنده، از همین پراکنده‌ها چیزهایی می‌توان گرد آورد که در هیچ دیوان پرداخته‌ای نیامده است.

در ایران ما، پایگاه هنر معماری و شهرسازی درست پس از سخن شاهوار دَری جای دارد. با اینکه صدها دفتر و دیوان و جنگ دربارهٔ شعر و نثر فارسی پرداخته‌اند از هنر شایسته معماری چنانکه باید و شاید یاد نشده و اگر چند تن چون ابن خردادبه و اصطخری و دیگران به تناسب تألیفی که در دست داشته‌اند گاه‌گاه فهرستی از بناها و شاهکارهای هنر معماری در تألیف گرانبهای خود گرد آورده‌اند. دیگران بیشتر در برابر این گونه شاهکارها به توصیف‌های شاعرانه اکتفا کرده‌اند و کمتر کسی را می‌شناسیم که چون ناصرِ خسرو علوی جزئیات یک اثر معماری را موبه‌مو تعریف کند و تصویر واقعی آن را در برابر چشم ما بگذارد.

ایرانْ دوستان و جهانگردان بیگانه هم داشته که تا حد زیادی این نقص را جبران کرده‌اند (و هر ایرانی منصفی بر این خدمت بزرگ ارج می‌نهد) یا چنان در برابر زیبایی فریبنده و درخشش چهرهٔ این آثار محو تماشا شده‌اند که نتوانسته‌اند به جزئیات آن بپردازند و نکات دقیق فنی آن را (به‌خصوص منطق ریاضی و فن ساختمان) دریابند. یا چون جز به آثار معروف و بناهای عمومی دسترسی نداشته‌اند و نیز وقتشان تکافوی بررسی عمیق را نمی‌کرده تنها به توصیف و نمایش جلوه‌های ظاهری هنر معماری ما پرداخته‌اند.

با وجود این خوشبختانه وجود تعداد زیاد آثار معماری پراکنده در گوشه و کنار ایران که از دست عوامل ویران‌کنندهٔ طبیعی و غیر طبیعی جسته و نیز پیوستگی و همارگی عوامل هنر معماری ایران که از کهن‌ترین روزگار تا به امروز، توسط معماران به کار گرفته شده و رازهایی که سینه به سینه از پدر به پسر رسیده امکان بررسی هنر والای معماری ایران را همیشه فراهم می‌کند. (در مقالهٔ منتشر شده در مجلهٔ هنر و معماری، ش ۱۷، سال ۱۳۵۲)

دسته‌ها
پیتر زومتور

پیتر زومتور: به همکاران جوانم توصیه می‌کنم که احساساتی باشند و به بینش و شهود خود اعتماد کنند

من اغلب به همکاران جوان آتلیه‌ام می‌گویم که احساساتی باشند و به بینش و شهود خود اعتماد کنند و در طی فرآیند طراحی‌شان، زودتر از موعد وارد مباحث منطقی و استدلالی نشوند. ممکن است که از طریق استدلالات منطقی جایگاه درک شهودی در طراحی از بین برود. لایهٔ متورمی ناشی از بحث‌ها و گفتگوها وجود دارد که نتایج آنها در تلاش برای فهم یک معماری درست و در ارتباط با یک موضوع و سایت خاص اکثراً نتایج سازنده‌ای نخواهد داشت.

البته تفکر بسیار مهم است، اما برای من تفکر یک خط است در حالی که احساسات و ادراکات شهودی ما را قادر می‌سازند که عمیق‌تر در فضاهای مرتبط با زندگی نفوذ کنیم. بنابراین در هنگام طراحی من در جستجوی بازخوردها و شهودیات عمیق‌تری می‌باشم که تا کنون در قالب کلمات ارائه نشده‌اند. برای من احساسات بنیادین در هنگام طراحی یک ساختمان و تجربهٔ ساختمان واقعی یکسان می‌باشند. (در گفتگو با Mari Lending، منتشر شده در کتاب «احساسی از تاریخ» در سال ۲۰۱۸، ترجمهٔ مرتضی نیک‌فطرت و نیما کیوانی، نشر فکر نو)

دسته‌ها
لودویگ میس فن در روهه

لودویگ میس فن در روهه: وظیفهٔ ما معماران ساختن نوعی از معماری است که بیانگر تمدنی باشد که در آن زندگی می‌کنیم

بعضی چیزها قابل جایگزین‌شدن هستند و به دلیل نیاز جایگزین می‌شوند، اما آیا از جایگزینی ساختمان‌ها شگفت‌زده می‌شویم؟ خیر. باید منطقی باشیم. لزومی ندارد ساختمان‌هایی بسازیم که مثل اهرام مصر هزاران سال عمر کنند. در واقع ساختمان‌ها باید به اندازهٔ عمرشان پابرجا بمانند. لزومی ندارد ساختمان‌های موقتی بسازیم. اگر می‌خواهید ساختمان‌های موقتی داشته باشید بهتر است به ساختن چادر فکر کنید. هر روز بیش از پیش یقین پیدا می‌کنم که بین معماری و تمدن رابطه‌ای مشخص وجود دارد. اگر کسی بگوید بین معماری و تمدن رابطه‌ای وجود ندارد صحبت کردن با او دربارهٔ این موضوع کاملا بیهوده است. من شخصا به وجود این رابطه باور دارم و به نظرم وظیفهٔ اصلی‌مان ساختن نوعی معماری است که بیانگر تمدنی باشد که در آن زندگی می‌کنیم. فکر می‌کنم تنها راه غلبه بر هرج و مرج نیز همین است. تمدن ما تا حد زیادی به علم و فناوری وابسته است. این یک واقعیت است و همه باید درکش کنند. اما سوال اینجاست که تا چه حد می‌توانیم این واقعیت را بیان کنیم؟ می‌دانید، ما معمارها در چنین جایگاه عجیب و غریبی قرار داریم. ما باید به بیان همین زمانی بپردازیم که در آن آثارمان را خلق می‌کنیم. اما در نهایت من واقعا باور دارم که معماری تنها می‌تواند بیانگر تمدن خود باشد. (در گفتگو با  Moises Puente در سال 1960، منتشر شده در کتاب «گفتگو با میس وندر روهه» ترجمهٔ مرتضی نیک‌فطرت و فتانه اتباعی)

دسته‌ها
فومیهیکو ماکی

فومیهیکو ماکی: روند طراحی من در همهٔ پروژه‌ها از فضای درونی بنا آغاز و به بیرون آن ختم می‌شود

روند طراحی من در همهٔ پروژه‌ها از فضای درونی بنا آغاز و به بیرون آن ختم می‌شود. هدف من پیوند دادن کاربران بنا و تازه‌ترین خواسته‌های جامعه در یک زمان و مکان خاص به برنامهٔ پروژه است. پس از در نظر گرفتن این مسائل است که تازه بررسی می‌کنم که شکل معماری چگونه باید باشد. این روند برای من روندی کاملاً منطقی و یک‌نوع گفتگوی درونی است. البته بعضی از معماران با من موافق نخواهند بود. من تلاش می‌کنم تا یک مسیر کاملاً مدرنیستی را دنبال کنم، مسیری که شامل بیان (اکسپرسیون) فرمال یا نمای خارجی اقناع‌کننده بر مبنای نیازهای انسانی نیز هست. مدرنیسم را باید با دیدی منتقدانه دنبال کرد. این بر عهدهٔ معمار است که تصمیم بگیرد کدام ایده را دنبال کند و کدام را نادیده بگیرد. این همان مدرنیسمی است که من به آن عمل می‌کنم. (در گفتگو با Philip Drew نویسندهٔ مجلهٔ Architecture Australia، سال 2014)

دسته‌ها
قباد شیوا

قباد شیوا: هنرمندی که اطلاعات نداشته باشد نمی‌تواند چیزی را خلق کند

از نقطه‌نظر علمی، هنر یک طبیعیت ماده و زنانه دارد. جنس ماده به تنهایی بارور نمی‌شود مگر آنکه لقاحی صورت گیرد. یک هنرمند هم باید چیزی را از جهان پیرامون خود بگیرد و بعد پرورش دهد و سپس اثری هنری خلق کند. آن پدیده اطلاعات است. هنرمندی که اطلاعات نداشته باشد نمی‌تواند به چیزی فکر کند و پرورش دهد و خلق نماید. این اطلاعات هم همیشه دارای منطق دودوتا چهارتا نیست. بلکه خاطراتی است که هنرمند در جریان زندگی اندوخته است. من خیلی از خاطرات دوران کودکی خود را در حافظه و در ضمیرهٔ ناخواسته دارم که در کارهایم استفاده می‌کنم. (در گفتگو با سید احمد وکیلیان، نویسندهٔ مجلهٔ فرهنگ مردم، شماره 26، تابستان سال 1387)

دسته‌ها
پل آندرو

پل آندرو: کامپیوترها نمی‌توانند طراحان خوبی باشند، چون آنها اشتباه نمی‌کنند

روند طراحی همیشه روندی کاملاً منطقی نیست. گاهی اوقات از شما در مقام طراح می‌پرسند که چرا فلان تصمیم را گرفتی؟ خب، من این تصمیم طراحانه را گرفته‌ام و نمی‌دانم دقیقا چرا، یا به عبارتی دلیلی منطقی برای آن ندارم. اما منِ طراح مجبورم یک دلیل قانع کننده بیابم تا برای آن سوال پاسخی داشته باشم. برای همین است که من اعتقادی به این ندارم که کامپیوترها بتوانند به خوبی طراحی کنند زیرا کامپیوترها اشتباه نمی‌کنند. اما گاهی اوقات شما در مقام طراح کاری می‌کنید که اشتباه به نظر می‌رسد اما بعدتر معلوم می‌شود که کار درست همان بوده است. (در گفتگو با وب‌سایت Archdaily، سال 2017)

دسته‌ها
حسین شیخ زین‌الدین

حسین شیخ زین‌الدین: مطالعات و ملاحظات تئوریک و فنی بر تخیّل معمار مهارهایی منطقی می‌زند

من از آن نسل از معماران هستم که مطالعات تئوریک و ملاحظات فنی و علمی و اقتصادی برایم بسیار مهم و سرنوشت‌سازند. اما معتقدم که جوهر کار هنری از یک فعالیت بسیار مهم و پر از رنج زیباشناسانه و به کمک تخیلی قوی به وجود می‌آید و مطالعات و ملاحظات تئوریک و فنی بر این تخیل مهارهایی منطقی می‌زند و وجودی درک شدنی و پذیرفتنی به آن اعطا می‌کند. نه می‌توان از منطق گریخت و نه می‌توان بدون تخیل چیزی آفرید. از این مقوله بسیار می‌توان گفت اما تقریبا هیچ کس الهام و جوهرهٔ اصلی کارش را بلاواسطه و به آسانی از جهان خارج برنمی‌گیرد. فرایند طولانی و پیچیده‌ای عالم خارج را با ذهن و تخیل پیوند می‌زند و چیزی نو پدید می‌آورد. خلق کردن ولو به مقدار اندک هم محتاج نیروی تخیل عظیمی است که در هر کس با روش و شکل مخصوصی که متعلق به اوست بروز و ظهور می‌یابد. (در مقالهٔ «از پندار تا پدیدار» در مجلهٔ معماری و شهرسازی، سال 1378)