لبیوس وودز: مدرنیسم همان کلاسیسیسم بود در لباسی تازه

باید اقرار کنم که در تحصیلات معماریِ من عظمت {یا مونومانتالیته} و ماندگاری جزو پیش‌فرض‌ها بود، حتی در اواخر دورهٔ مدرن که در پس‌لرزه‌های تلاطم‌های اجتماعی و سیاسی و فن‌آورانهٔ مدرنیسم قرار داشت. من، در نتیجهٔ آن تجربه و پس از تفکر بسیار، به این باور رسیده‌ام که...

هرمان هرتسبرگر: نباید بناها را مخصوص یک مقصود خاص طراحی کنیم بلکه باید ساختمان‌هایی را خلق کنیم که بتواند به روش‌های مختلف به کار گرفته شود

خب، {من به زمان می‌اندیشم} از این حیث که همه‌چیز تغییر می‌کند و این تجربه‌ای است که من با بناهای خود نیز داشته‌ام. بنای اداری سنترال بهیر در آپلدورن دیگر یک بنای اداری نیست. مالکانش دیگر آن را به منزلهٔ یک اداره نمی‌خواستند. ما در حال حاضر مشغول تبدیل آن به بنایی...

دیوید چیپرفیلد: مرکز پمپیدو احتمالاً آخرین بنای برجستهٔ رادیکال بود؛ بسیار رادیکال‌تر از موزهٔ گوگنهایم فرانک گری

یکی از بزرگ‌ترین چیزهایی که از کار کردن در دفتر ریچارد راجرز و دفتر نورمن فاستر برگرفتم اشتیاق و انرژی محض بود. این دو نفر واقعاً فکر می‌کردند که در حال تغییر دنیا هستند. دفتر آنها محیط بسیار الهام‌بخشی برای کار کردن بود. هر دو آنها درگیر مسائل اجتماعی بودند. اگر به...