دسته‌ها
لویی کان

لویی کان: موسیقی بیش از مجسمه‌سازی و نقاشی به معماری مرتبط است

من معتقدم که موسیقی بیش از مجسمه‌سازی و نقاشی به معماری مرتبط است. اگر در موسیقی تعمق کنیم ارتباط تنگاتنگ آن را با معماری درمی‌یابیم؛ من فکر می‌کنم هر معماری باید آهنگ‌سازی بیاموزد. آنچه آهنگ‌ساز را حین خلق موسیقی مفتون خود می‌کند نه زیبایی بصری نتی که می‌نویسد، بلکه صدایی است که از آن می‌شنود. معمار به طرحش نگاه می‌کند و می‌گوید: «آه! چه حیرت‌انگیز! من تصویر بزرگی از این تهیه می‌کنم و در اتاق نشیمن خانه‌ام نصب می‌کنم.» برای آهنگ‌ساز آنچه می‌نویسد چیزی بیشتر از نوشته است؛ این نوشته برای او به منزلهٔ صداست، به معنای ساماندهی صداست.

معمار نیز باید از روی نقشه‌هایش زندگی‌ای را بخواند که در اثرش جریان می‌یابد. قلمرو فضاهای او شبیه همان برگهٔ موسیقی است. چگونگی ستون‌ها، تیرها، و دیوارها باید تقریباً از روی نقشه قابل تصور باشد. باید با خود بگوییم که نور در داخل این فضا ضروری است. زیرا نور برای خلق فضا ضرورت دارد. ما باید گونه‌ای از نظم را در فضا متصور شویم؛ باید در طلب چیزی باشیم؛ باید در نقشه‌هایمان به دنبال خلق فضایی ویژه باشیم. به گمان من برگهٔ موسیقی و نقشهٔ معماری مشابه یکدیگرند. (در سخنرانی در اختتامیهٔ کنگرهٔ اترلو در سال ۱۹۵۹، برگرفته از کتاب «لویی کان؛ متون اصلی»، به کوشش رابرت تومبلی، ترجمهٔ محمدرضا رحیم‌زاده، مهنام نجفی، سیده میترا هاشمی)

دسته‌ها
حسام‌الدین سراج

حسام‌الدین سراج: موسیقی معماری زمان است و معماری موسیقی مکان

موسیقی و معماری تجلی زیبایی در بستر زمان و مکان هستند. به عبارتی می‌توان گفت موسیقی معماری زمان است و معماری موسیقی مکان. موسیقی تک‌بعدی است و معماری سه‌بعدی است. موسیقی شنیداری است و معماری دیداری است. موسیقی ایجاد فضای معنوی می‌کند. معماری ایجاد فضای مادی و معنوی می‌کند. موسیقی وجه تجریدی ریاضی است، معماری وجه تجریدی هندسه است. و بر این اساس نسبت‌های خوشایندی را که در قالب مکانی می‌بینیم اگر بصورت زمانی (فرکانس صوتی) بشنویم قاعدتا نغمات خوشایندی خواهد بود. یعنی نسبت‌ها که از واحد سرچشمه می‌گیرند به نحو موجزی در هنر خالق (که طبیعت، آناتومی پرندگان، حیوانات و انسان) است و در هنر مخلوق (هنرهای تصویری و تجسمی و هنر صوتی) متجلی می‌شوند.

گاهی نسبت‌ها را می‌شنویم که همان نسبت فرکانس‌های صوتی است. گاهی نسبت‌ها را می‌بینیم که همان نسبت فرکانس‌های نوری است و گاهی نسبت (طول و عرض و ارتفاع) است مثل معماری، مجسمه‌سازی و اجسام طبیعی و همه چون از آن نسبت واحد سرچشمه می‌گیرند برای انسان خوشایند است. یعنی در حقیقت خداوند هندسهٔ دل انسان را طوری طراحی کرده که آنچه که تجلی وی در آن است برایش خوشایند باشد تا به لطائف‌الحیل انسان را به سیر صعودی سلوک خویش برساند. (در گفتگو با م. ادیب و ب. ناصرپور، منتشر شده در مجلهٔ مقام موسیقایی، ش 24، آذر و دی 1382)