دسته‌ها
سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا: آناتومی انسان منبعی غنی از ایده‌ها و الهامات برای معماران است

موضوع دیگری که در معماری خیلی مهم است آناتومی و ایدهٔ قرائت ساختارهای بدن انسان یا دیدن جنبه‌ای از معماری در بدن انسان است. هر کاری که ما انجام دهیم، اندازه یا مقیاس یک چیز همواره با بدن ما مرتبط است. معماری، به طریقی بسیار طبیعی، به شکلی ناب با انسان مرتبط است؛ چرا که {یک بنا} برای انسان و به دست او ساخته شده است.

این امر آناتومی را به منبع قدرتمندی برای الهام تبدیل می‌کند. و این نه فقط در رنسانس که آناتومی انسان پایه‌ای برای قوانین {معماری} و نظام‌های تناسباتی آن بود، بلکه در قرن بیستم نیز با مدولار {یعنی نظام تناسباتی لوکوربوزیه} مصداق داشت. آناتومی -یعنی ایدهٔ دست، دست بازشده، ایدهٔ چشم، دهان، استخوان‌بندی- منبعی غنی از ایده‌ها و الهامات است. در تکتونیک بدن‌های خودمان، می‌شود منطقی درونی را کشف کرد که در ساختن بناها می‌تواند ارزشمند باشد. (در سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه MIT در سال ۱۹۹۷، منتشر شده در کتاب Santiago Calatrava: Conversations with Students)

دسته‌ها
استن الن

استن الن: استفادهٔ لوکوربوزیه از نور تحت تأثیر سینما بود

یکی از وجوه مهم کار لویی کان حس لایه‌بندی فضایی است؛ «پیچیدن ویرانه‌ها دور بنا»، که اجازه می‌دهد نور مستقیم و غیر مستقیم -همانطور که در میان لفافهٔ ساختمان حرکت می‌کند- بر چندین سطح مختلف فرود آید. لویی کان در یکی از جملات معروفش تصریح می‌کند که «پرتو واحد نور است که تاریکی حقیقی را نمایش می‌دهد». با این حال، نور برای او به خودی خود هدف نبود، بلکه بخشی از پندارهٔ خلق فضاهایی بزرگ‌تر برای گردهم‌آیی مردم بود.

در مورد لوکوربوزیه، مهم‌ترین اصلی که باید در نظر گرفت رابطه با بدن است. معماری لوکوربوزیه باید در حرکت درک شود، در حالی که معماری لویی کان در خلق فضاهای متمرکز و رقص مسیری که به آن مکان می‌رسد ایستاتر است. در مورد لوکوربوزیه، {معماری} بیشتر دربارهٔ مسیر کارگردانی‌شدهٔ بینندهٔ {بنا} است. همین است که رابطهٔ میان نور و معماری را به کار می‌اندازد، چرا که شما ناچارید اطراف آن حجم‌های منحنی راه بروید تا ببینید که نور در حین حرکت شما تغییر می‌کند. من فکر می‌کنم استفادهٔ لوکوربوزیه از نور، {در مقایسه با} استفادهٔ میس یا کان، بیشتر تحت تأثیر سینما بود؛ از طریق ادراک حالت پویای نور و نمایش بیست و چهار فریم در ثانیه که توهم حرکت را ایجاد می‌کند. (در گفتگو با Isabel Concheiro، منتشر شده در نشریهٔ dAP: Digital Architectural Papers، ش ۱۵، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
یوهانی پالاسما

یوهانی پالاسما: مهم‌ترین حس در تجربهٔ معماری نه حس بینایی بلکه حس وجودی ماست

در معماری تصویری زنده وجود دارد، یا باید وجود داشته باشد. منظورم یک تصویر دیداری ساده نیست، بلکه تصویری جسمانی و تن‌یافته است. می‌خواهم بگویم که از این طریق شما خودتان را در یک تصویر نشان می‌دهید. در نظر من، مهم‌ترین حس در تجربهٔ معماری حس بینایی نیست، حس وجودی ماست. ما با معماری از طریق وجودمان مواجه می‌شویم نه از طریق نگاه کردن به آن از بیرون به منزلهٔ یک تصویر دیداری.

آنچه گفتم تغییری بنیادین در اندیشهٔ من بوده است. همچنین من به طور فزاینده‌ای به نقش بدن در هرچه انجام می‌دهیم پی برده‌ام، تا به این حد که حتی زبان و تفکر نیز به شکلی گسترده تن‌یافته و جسمانی هستند. (در گفتگو با Emily Priest، منتشر شده در وب‌سایت ژورنال RIBA، سال ۲۰۱۹)