دسته‌ها
کنگو کوما

کنگو کوما: معماری زها حدید نماد عصری بود که در آن فرم حرف اول را می‌زد

حقیقت این است که تا کنون طرح‌های خانم حدید چندین بار طرح‌های مرا در مسابقات معماری از دور خارج کرده {و او آن مسابقات را برده} است. وقتی به گزینه‌های دفتر او نگاه کنید، درخواهید یافت که وقتی به منزلهٔ مدل {یا مجسمه} آنها را ببینید واقعا چشم‌گیر هستند. اما طرح‌های من از حیث تجربهٔ واقعی {حضور در فضا} بهتر هستند. چنین نگاهی به یک رقیبِ حرفه‌ای کاملاً طبیعی است.

از یک لحاظ، دست‌آوردهای معماری خانم حدید نمادی است از عصری که در آن فُرم حرف اول را می‌زد. اما معماری من مخصوص دوره‌ای است که تجربه در اولویت است. هدف من خلق معماری برای دوره‌ای بوده که پس از دورهٔ اولویت فرم می‌آید. خانم حدید دیدگاه مخصوص خودش را به شکلی حقیقی در فُرم بنا پیاده می‌کرد. خوشحالم که او در مسابقهٔ طراحی ورزشگاه ملی توکیو شرکت کرد، چرا که در این مسابقه نهایتاً موضع من تأیید شد. (در گفتگو با Kensaku Amano، منتشر شده در وب‌سایت Japan Forward در سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
مایکل سورکین

مایکل سورکین: معماری این استعداد را دارد که هم در انواع زورگویی مشارکت کند و هم آن را تولید کند

معماری این استعداد را دارد که هم در انواع زورگویی مشارکت کند و هم آن را تولید کند، در واقع معماری دیگر ساختارها را با رفتار ظالمانه هماهنگ می‌کند. در مورد خاص دیوار {حائل اسرائیل در کرانهٔ باختری} معماری باعث زورگویی علیه الگوهای مأنوس {زندگی} و روابط انسانی شده است، این دیوار حمله‌ای ظالمانه علیه امکان گستردن بساط زندگی‌ای آرام و راحت است، زورگویی‌ای از نوع حبس کردن، خشونتی از نوع ایجاد زشتی است. معماری می‌تواند به ستم‌هایی از نوع یک‌شکل کردن جامعه، ناکارایی، و جابجایی {سره با ناسره} دامن بزند. معماری می‌تواند سد راه بسیاری از چیزها باشد.

من استدلال خواهم کرد که نه تنها راه‌های دیگری {نسبت به آنچه امروز رخ داده} وجود دارد، بلکه معماری تکالیف آشکار اخلاقی‌ای بر دوش دارد. فهرست این وظایف با مواردی شروع می‌شود که همه با آن موافقند: این که ایمن باشد، در برابر آتش، بارش باران و مواد سمی از ساکنانش محافظت کند. اما تکالیف اخلاقی معماری بیش از اینهاست و شامل این می‌شود که احتمال ایجاد زندگی دلپذیر را افزایش دهد، روابط ما با منابع تجدیدناپذیر کرهٔ زمین تنظیم کند، یا به قراردادهای کالبدی شهرهای خوب موجود ما از حیث فرم احترام بگذارد. و همچنین، وظیفهٔ معماری است که ابزارهای متنوعی برای توزیع منصفانهٔ فضا، منابع، امکانات، روابط و تجربه فراهم کند و نمادی از این توزیع منصفانه باشد. وظیفهٔ ما معماران این است که اوضاع را بهبود ببخشیم. چه چیز می‌تواند برای یک معمار افسرده‌کننده‌تر از تبدیل شدن بیروت به یک ویرانه باشد؟ (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ COVJEK I PROSTOR در سال ۲۰۰۶، به نقل از وبلاگ Lebbeus Woods)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: هنوز معتقدم که معماری باید زندگی و فکرها را تغییر دهد

من هنوز یک معمار مدرن هستم. یعنی همان‌طور که معماران مدرن عقیده داشتند که معماری، زندگی بعد از جنگ را عوض خواهد کرد، من هم معتقدم که معماری باید با انتقاد در زمان معاصر زندگی‌ها را تغییر دهد. شاید این نوعی ایدئالیسم باشد ولی من هنوز معتقدم که فضا، نور، فرم و برنامهٔ یک ساختمان می‌تواند فکر و برداشت عموم را عوض کند. تاریخ و گذشته‌ها در معماری بسیار مهم است ولی متأسفانه اکثر معماران به عنوان سمبل یا به عنوان نشانه‌ای از عصر دیگر، از آن استفاده می‌کنند. من از تاریخ و از مسائل اقتصادی و اجتماعی به عنوان اطلاعات و مادهٔ اساسی زبان معماری استفاده می‌کنم.

{…} من دنبال زبان تازه‌ای نیستم. به نظر من زبان معماری معمار نباید عوض شود بلکه باید کامل شود. من در جستجوی کامل کردن زبان معماری‌ام هستم. (در گفتگو با شهرام گل‌امینی، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۲و ۳۳، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
میشل روخکیند

میشل روخکیند: ما حکومت خوبی نداریم پس ناچاریم خودمان راهی برای بهبود فضاهای عمومی بیابیم

تصور کنید {چه خوب بود} اگر همهٔ کارفرمایان نسبت به جامعه‌شان سخاوتمندتر بودند و فضاهای سبز جدید، پیاده‌راه‌های عریض‌تر و فضاهای عمومی‌ای از این دست می‌ساختند. ما حکومت خوبی نداریم، پس باید راه‌های دیگری {به جز تدبیر حکومت} برای بهبود فضاهای عمومی‌مان بیابیم. معماران ناچارند برای آنچه که حکومت در آن قصور می‌کند خود چاره‌ای بیابند. البته منظورم معماری نمادین نیست چون از آن متنفرم. اما امیدوارم معماری تبدیل به نمادی از مکانی بامعنا شود که فرصتی خوب برای ارتباط اجتماعی جوامع محلی ایجاد می‌کند. دغدغهٔ معماری باید آن چیزی باشد که می‌تواند انجام دهد، نه آن چیزی که می‌تواند به نظر برسد. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌گاه archdaily، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
دنیل لیبسکیند

دنیل لیبسکیند: معماران و برنامه‌ریزان معاصر باید کل تفکر «طرح جامع» را به چالش گیرند

در هر جامعه‌ای نیازی حیاتی به نمادها و نشانه‌هایی وجود دارد که عرصه‌ای با خصلت ویژه ایجاد کند، ساختارهایی که تار و پود خاطرهٔ حیات شکل دهد. در طرد گذشته و نیز آینده، حال جاودان تغییر و دگرگونی باید در یک چارچوب شهری به وحدت رسد تا مشوق خلق آثار معماری تکان‌دهنده، انعطاف‌پذیر و ترکیبی باشد. در عین حال چارچوب مفروض نباید به عنوان یک مانع یا به شکل یک ناهنجاری عمل کند، بلکه فراتر از آن باید همچون فرصتی باشد آبستن مناسبات و تجارب شهری جدید.

{…} لازم است که معماران و برنامه‌ریزان معاصر، کل تفکر «طرح جامع» را با قطعیتی که در خود دارد و آن بلندپروازی گمراه‌کننده‌ای که نسبت به تکرار دائمی یک پاسخ و نسخهٔ تعمیم‌یافته از خود نشان می‌دهد به چالش گیرند. در قدم بعدی باید متدولوژی‌های باز و حتی قابل تغییری را بسط دهند که فرآیندهای تغییر و دگرگونی را تقویت کند و ساز و کار آن تغییر را در نوعی معماری متمایز و کثرت‌گرا به تفصیل بیان کنند. آنها باید سمت و سوی تطور شهر را در گسترهٔ زمان و فضا ترسیم و رهبری کنند؛ شهر هم به مثابه خاطره و هم رویا و به عنوان «خانهٔ هستی» و «سرچشمهٔ امید». (در مقالهٔ «ردپای آینده» در سال ۱۹۹۹، ترجمهٔ مهدی عباس‌زاده، منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش ۴۵، زمستان ۱۳۸۳)

دسته‌ها
وانگ شو

وانگ شو: نه فقط سنت خود را از دست داده‌ایم، که روش تفکر راجع به آن را نیز فراموش کرده‌ایم

ده سال پیش را به خاطر می‌آورم که در قامت یک مرد جوان در دانشگاه پکن سخنرانی کردم. بعد از سخنرانی دانشجویان جوان در مقابلم ایستادند و از من پرسیدند: «چرا باید معماری ما معماری چینی باشد؟ ما حالا جزئی از یک جهان هستیم و چه لزومی دارد {معماری مخصوص به خود داشته باشیم}؟» در نظام آموزشی ما تقریبا هیچ اثری از سنت وجود ندارد. در زندگی امروز، تنها قشر بسیار فقیر جامعه به شکل سنتی زندگی می‌کنتد و قشر متوسط و بالای جامعه حتی نمی‌دانند هدفشان در زندگی چیست.

البته، از طرف دیگر بعضی از مردم احساسات نوستالژیک دارند، این که ما سنت و تاریخ بزرگی داریم، این که باید کاری برای این فرهنگ بکنیم. اما {هنگام عمل} فقط به کارهای تبلیغاتی و تجاری مثل استفاده از چند نشانه و چند نماد بسنده می‌کنند، طوری که در کارشان هیچ احساسی نسبت به سنت وجود ندارد. اصلا چرا راجع به سنت در چین صحبت می‌کنیم؟ چون موضوع فقط خود سنت نیست، بلکه روش سنتی زندگی ما طبیعی‌تر و پایدارتر و هماهنگ‌تر با محیط زیست بوده است. نه فقط سنت خود را از دست داده‌ایم، که روش تفکر راجع به آن را نیز فراموش کرده‌ایم. فراموش کردن طرز تفکر مهم‌تر از فقدان سنت است، برای همین است که من با نسل‌های جوان‌تر صحبت می‌کنم. (در گفتگو با Anna Tweeddale منتشر شده در مجلهٔ  Architectural Review ش 127، سال 2012)

دسته‌ها
ماریو بوتا

ماریو بوتا: کارکرد و معنای اصلی هندسه، بیش از آنکه نمادین باشد، کاربردی است

من دوست دارم از اشکال هندسی ساده و بدوی استفاده کنم. فکر می‌کنم هندسه ابراز موثری برای کنترل تأثیرات نور در فضاهای معماری است. همچنین، شکل‌های ساده به آسانی درک می‌شود حتی از زوایای دید محدود، یعنی دیدن یک جزء کوچک باعث دریافت کلیت آن می‌شود. هندسهٔ قدرتمند ارتباط دیالکتیکی میان ساختهٔ انسان و فرم‌های موجود در طبیعت اطرافش را ساده می‌کند. کیفیت ارتباط فضایی معمولاً از این تضاد (یا نسبت) سرچشمه می‌گیرد. علاوه بر این، هندسه ابزار فوق‌العاده‌ای در ترکیب‌بندی معمارانه است و سبب آزادی انتقال نیروهای تکتونیک به زمین می‌شود. کارکرد و معنای اصلی هندسه، بیش از آنکه نمادین باشد، کاربردی است. (در گفتگو با وب‌سایت Ground، سال 2016)

دسته‌ها
ماریو بوتا

ماریو بوتا: جهانی‌سازی همه‌چیز را مسطح می‌کند

این خیلی مهم است که چیزی را {در هنگام طراحی آثار شاخص} در نظر بگیریم که بتواند از شکنندگی درونی خود نجات یابد و در مقام مثالی از معماری یک نسل به نسل بعد برسد. این یکی از راه‌های اعتقاد به تاریخ است. این مسئله شاید امروز رایج و مد روز نباشد، اما آنهایی که تنها به حال حاضر می‌اندیشند، بدون این که به ریشه‌های خود فکر کنند، شک دارم که بتوانند ماندگار شوند. معماری سازمان دادن فضای مادی انسان است. اگر قرار است جهانی‌سازی همان تصویر هنگ‌کنگ را در چزانو مادرنو تکرار کند من به آن به چشم نکوهش می‌نگرم زیرا جهانی‌سازی به جای این که نقش عمیق خودش را ایفا کند همه‌چیز را مسطح و یک‌دست می‌کند. (مصاحبه با وب‌سایت Lancia TrendVisions، سال 2012)

دسته‌ها
گیتی اعتماد

گیتی اعتماد: خالی کردن چهارراه‌ها و میدان‌ها از مردم کار وحشتناکی است

من با این شیوهٔ‌ شهرسازی و گودال‌باغچه ساختن از میدان‌های مهم موافق نیستم. ما برای میدان محمدیه طرحی دادیم ولی الان آنجا یک خروجی اضطراری مترو قرار دادند. آنجا میدان باسابقه و تاریخی است که به اسم میدان اعدام هم شناخته می‌شود. ما گفتیم که در مقابل مرگ و اعدام بیایم نماد جاودانگی و زندگی قرار دهیم ولی الان وسط میدان قرار است خروجی اضطراری قرار دهند. {…} خالی‌کردن چهارراه‌ها و میدان ها از مردم، کار وحشتناکی است و در مورد چهارراه ولی‌عصر هم اتفاق افتاد. من با شهردار آن منطقه که معمار هم بود حرف زدم و گفتم این خیابان نماد یک زندگی شهری و مدنیت بوده است ولی الان شهر و میدان تاریخی ولی‌عصر تبدیل به یک سواره‌رو شده است. اگر شهر بخواهد زنده و پویا باشد باید مردم حضور داشته باشند. ما با دست خود اولویت را به ماشین‌سواری می‌دهیم و می‌گوییم چرا شهر آلوده است. وقتی امکان پیاده‌روی را سخت می‌کنیم مردم را تشویق به سمت سفر و خرید ماشین می‌کنیم. این سیاست مردم را به سمت سواره شدن و همچنین خودروهای تک‌سرنشین پیش می‌برد. (در مصاحبه با روزنامهٔ شهروند، سال 1395)

دسته‌ها
هادی میرمیران

هادی میرمیران: تمام آثار بزرگ معماری دنیا به احتیاجات روانی بشر پاسخ داده‌اند

معماری اول با احتیاجات عادی و خیلی ساده شروع می‌شود ولی به‌تدریج احتیاجات روانی هم به‌همراه احتیاجات فیزیکی بشر در خود معماری مطرح می‌شود. وقتی تمام آثار بزرگ معماری را مرور می‌کنیم، می‌بینیم که فقط به احتیاجات فیزیکی یا عملکردی بشر پاسخ نداده‌اند. بلکه به احتیاجات روانی هم پاسخ داده‌اند و تمامی آثار بزرگ واجد این جنبه روانی یا روح معماری‌اند. همیشه معماری با مسائل فیزیکی آغاز می‌شود ولی به‌تدریج به مسائل هنری و روانی منتهی می‌شود. مثال ساده‌ای می‌زنم: اولین‌بار که گنبدها به وجود آمدند، برای این بوده که می‌خواستند فضاهای بزرگ‌تری را با دهانه‌های بزرگ‌تر پوشش دهند. ولی حالا و اصلا از همان زمان‌ها یک گنبد، برای ما معنای یک پوشش بزرگ را نداشته و بسیاری از معانی ذهنی دیگر را به‌دنبال خود دارد. مثل تجلی آسمان یا مسائلی از این قبیل یا تجلی نوعی روحانیت در خود معماری که دیگر فراتر و فارغ از عمل فیزیکی پوشش یک فضای بزرگ، معنا دارد. (مصاحبهٔ تلویزیونی در سال 1384، منتشر شده در روزنامهٔ شرق)