دسته‌ها
ماریو بوتا

ماریو بوتا: معماری رشته‌ای است که با روح و روان بشر و امیدهای او سر و کار دارد

معماری در ذات خود دارای معنویت است. معماری رشته‌ای است که با روح و روان بشر و امیدهای او سر و کار دارد. تجربه‌ام در زمینهٔ طراحی فضاهای معنوی باعث شد تا عناصر عمدهٔ آفرینش معماری را بشناسم و عمق ببخشم. مفهوم جاذبه، نور به مثابه مولد فضا، آستانه به مثابه فضایی برای گذر میان درون و بیرون، دیوارها به مثابه محدود کنندهٔ فضا و در عین حال کلیدی برای خوانش فضای لایتناهی. به همین علت باور دارم هر چه فضایی ساده‌تر باشد، تاثیرگذارتر است، به ویژه در مقایسه با پیچیدگی دیگر موضوعات عصر حاضر. معماری نمی‌تواند روی اعمال مذهبی تاثیر بگذارد اما می‌تواند منش متفکرانه را ترویج دهد. (در گفتگو با مجلهٔ The Ground، سال 2016)

دسته‌ها
عبدالحمید اشراق

عبدالحمید اشراق: معماران آزادی‌ای در ایران دارند که به هیچ عنوان در فرانسه وجود ندارد

من از مدت اقامتم در فرانسه اندوخته‌هایی داشتم که می‌خواستم همه آنها را در ایران پیاده کنم. در زمان تحصیل در فرانسه تا آنجا که مقدور بود کنکاش می‌کردم، به کنگره‌ها، نمایشگاه‌ها، گردهم‌آیی‌ها و جلسات هنری می‌رفتم که بفهمم که آنها چه می‌کنند که این قدر از ما جلوترند و چرا ما در ایران در تمام رشته‌های هنری عقب افتاده‌ایم. مثالی بزنم: در رشته خودم معماری در فرانسه نظمی که برای ساختن یک بنا در هر شهری از این کشور رعایت می‌شود، باورکردنی نیست. آرشیتکت آن آزادی‌ای را که در ایران و تهران دارد، به هیچ عنوان در فرانسه ندارد و هر ساختمانی که بنا می‌شود تحت کنترل «جامعه معماران ملی فرانسه»، که حکم یک وزارتخانه را دارد، قرار دارد. این دفتر در سراسر کشور فرانسه شعبه دارد و اگر یک آرشیتکت از رنگ یا نور یا مصالحی استفاده کند که برای آن خیابان، مثلاً شانزه‌لیزه، پیش‌بینی نشده و در برنامه نمای بیرونی ساختمان‌های این خیابان گنجانده نشده، می‌تواند به محرومیت از ادامه فعالیت ساختمانی در تمام عمر منجر شود. در صورتی که در ایران، به ویژه تا به‌ امروز هرکس راه خود را می‌رود. ایران که در قرون گذشته، از نظر معماری، در زمره برجسته‌ترین کشورها بود، اکنون از این نظر یکی از پایین‌ترین کشورها است. (گفتگو با مجلهٔ میراث ایران، سال 2014)

دسته‌ها
فریار جواهریان

فریار جواهریان: همهٔ هنرمندان دنبال بازآفرینی دوران بهشتی کودکی‌شان هستند

به‌نظر من همهٔ هنرمندان دنبال بازآفرینی دوران بهشتی کودکی‌شان هستند. اتفاقا من در همه مجموعه‌های آپارتمانی که در تهران ساختم، از یک حیاط مرکزی شروع کردم که قلب تپنده این مجموعه‌ها همان حیاط مرکزی است. همه نورگیرهای لازم را جمع می‌کنم، در یک پاسیوی مرکزی با خاک طبیعی که بشود در آن درخت کاشت. اولین موردی که برای من اهمیت دارد، مقیاس فضاست. البته می‌دانیم که به دید کودکان همه چیز بزرگ‌تر می‌آید. مانند غول… شاید به‌همین‌دلیل است که هیچ‌وقت در کارهایم فضاهای «حداقلی» مثل اتاق 4×3 وجود ندارد. فضاها بزرگ هستند، هم در پلان و هم در مقطع. زیرا هرچه فضا بزرگ‌تر باشد باید سقفش هم بلندتر باشد. تناسباتی که به کار می‌برم، تناسباتی است که در معماری خانه پدری مشاهده کردم و در ذهنم حک شده است. دومین مورد کیفیت نور است که برایم اهمیت دارد. اتاق‌های خانه پدری‌ام از چند جهت نور می‌گرفتند. همیشه این حس را داشتم که چه جالب است که صبح یک جور، ظهر جور دیگر و عصر هم جور دیگری است. در اکثر ساختمان‌های بساز و بفروشی برای هر فضا فقط یک پنجره در نظر گرفته شده یا از یک جهت نور تأمین می‌شود و هیچ نوع بازی نور در این فضاها وجود ندارد. خانه پدری‌ام وسط یک باغ بود و از چهار طرف پنجره داشت. بازی‌های نور اتاق‌ها را زنده نگه می‌داشت. مسئله مهم بعدی رابطه بین فضاها بود. یک نقشه ساده و خوانا داشت: یک راهرو بسیار پهن (احتمالا سه متری) که مانند سرسرا بود و همه اتاق‌ها به این سرسرا باز می‌شدند و دو طرفش- هم شمال و هم جنوب- دو بالکن داشت و همیشه پرنور بود و از هر دو طرف باغ را می‌شد دید. باغ شمالی ورودی خانه و خیلی منظم و پرگل بود، باغ پشتی پردرخت میوه و کرت سبزیجات بود و یک حوض بزرگ داشت که در کودکی در آن شنا می‌کردیم. ولی بساز و بفروش‌ها با آپارتمان‌سازی این الگو را تغییر دادند و فضایی به نام «هال» را ابداع کردند: فضایی مرده و بدون نور که همه درهای اتاق‌ها به آن باز می‌شدند. (در گفتگو با روزنامهٔ شرق، سال 1394)

دسته‌ها
حسین امانت

حسین امانت: می‌توان از هر جایی چیزهایی آموخت، اما آنچه از تجربهٔ معماری ایران به دست می‌آید واقعاً ژرف و عمیق است

آنچه من {در زمینهٔ معماری} آموخته و تجربه کرده‌ام به واسطهٔ میراث تاریخی ایران بوده است، اما فکر می‌کنم شما نیز می‌توانید همان جیزها را یاد بگیرید، مثلا در بعضی از آن کوچه‌های باریک شهرهای قدیمی ایتالیا. شما می‌توانید این چیزها را در جاهایی یاد بگیرید که فضای مصنوع در آن با حساسیت، تناسب و سلیقه به دست آمده و رشد کرده باشد. من فکر می‌کنم ایران یکی از آن جاهاست. اتفاقاً من در ایران به دنیا آمده‌ام. ما از ساختمان‌ها، مساجد، کوچه‌ها، مدارس و خانه‌هایی که درونشان زندگی کرده‌ایم و قدم زده‌ایم آموخته‌ایم. من از آنچه که در بچگی دیده‌ام و در دوران دانشجویی ازشان کروکی کشیده‌ام بسیار آموخته‌ام. من به خارج از ایران هم سفر کردم، در سال سوم دانشکدهٔ معماری به اروپا و در سال چهارم به آمریکا. شما به هرجایی که سفر کنید بسیار از آن می‌آموزید، اما من فکر می‌کنم آنچه از ایران می‌آموزید واقعاً عمیق و قابل توجه است. فضای معماری ایران بسیار بسیار جذاب است. شکل‌ و فرم در معماری ایران بسیار تاثیر گذار است، معماری ایران از حیث شکل و حجم بسیار غنی است، مخصوصا حجم. یکی از بزرگترین درس‌های معماری ایران توالی حجم‌هاست، این که چگونه یک فضا، مثلا یک فضای خارجی می‌تواند به شما احساس محصور بودن بدهد و بعد، شما به یک فضای کوچک‌تر می‌آیید یا یک فضای پست‌تر یا بلندتر. روابط متقابل بین حجم‌ها و تناسبات، زمانی که طول می‌کشد تا از آنها عبور کنید، حجم نوری که شما در مسیر عبور از آنها تجربه می‌کنید، بسیار سخت است که همهٔ اینها را در کلمات بگنجانم… اما اگر شما بتوانید این سمفونی حجم‌ها را از طریق عبور از آن ساختمان‌ها تجربه کنید، آنگاه به صورت طبیعی این نوع معماری خودش را بر شما تحمیل می‌کند و می‌شود معماری شما، فارغ از این که ریشهٔ شخص شما چیست. حتی حالا، زمانی که ساختمانی را در کالیفرنیا یا در اینجا، ونکوور، طراحی می‌کنم همان احساس با من است. شما برای مردم و نوع انسان طراحی می‌کنید، و این موضوع که برای انسان‌ها طراحی می‌کنید در همه‌جا ثابت است. (در مصاحبه با مجلهٔ Bidoun (بدون)، سال 2013)

دسته‌ها
استیون هال

استیون هال: نسبت نور به فضای معماری مثل نسبت صدا به اثر موسیقی است

به نظر من نسبت نور به فضای معماری مثل نسبت صدا به موسیقی است. {…} اگر شما قطعه‌ای موسیقی داشته باشید، صفحات نوت موسیقی برای سازهای مختلف دارید، ریتم دارید، انواع کانترپوان دارید، ساختار و استراکچر دارید. در نهایت صداست که همهٔ اینها را اجرا می‌کند و به واقعیت تبدیل می‌کند. اگر صدا نباشد همهٔ آنها تنها انتزاع است. همین ماجرا در معماری هم وجود دارد. در معماری شما کانسپت فضایی دارید، استراتژی‌های مفهومی دارید، اما مادامی که بر آنها نور نپاشید هیچ کدام به منصهٔ ظهور نمی‌رسند. (مصاحبه با وب‌سایت Ravelin، سال 2015)

دسته‌ها
اردشیر سیروس

اردشیر سیروس: صمیمیت، طبیعت، سکوت، نور و هوا لازمهٔ حیات هر واحد مسکونی است

باید بدانیم که جستجوی زیبایی و آرامش در تزئینات سطحی و دکورهای کاذب که متاسفانه در منازل اشرافی بسیار متداول شده است نیست. خانه صمیمیت می‌خواهد، خانه همزیستی و مهر می‌خواهد، حال خواه در منزل یک صنعتگر باشد و یا در خانهٔ یک کشاورز. به طور خلاصه صمیمیت، طبیعت، سکوت، نور و هوا لازمهٔ حیات یک واحد مسکونی است. البته در مجتمع‌های مسکونی یا در واحدهای شهرهای صنعتی که می‌سازیم باید توجه بیشتری به این امر مبذول داشت. (مصاحبهٔ منتشر شده در کتاب اندیشهٔ معماران معاصر ایران، سال ۱۳۸۹)

دسته‌ها
سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا: بخشی از وظیفهٔ معماران است که به مردم امید و خوش‌بینی هدیه کنند

به نظر من آسایش در معماری تعبیر این دو حرف است: یکی «فضا» و دیگری «نور». فضاهای باریک یا تنگ راحت نیستند. فضاهای با نور کم همچون فضاهای زیرزمینی و فضاهایی که شما آسمان را نمی‌بینید نیز مایهٔ آسایش نیستند. نور و فضا کلیدهای کشف معماری آینده هستند. من همواره به دنبال فضا و نور بیشتر هستم. آنچه در پروژهٔ گراند زیرو استفاده کردم فضاهای وسیع بود. من معتقدم که معماران باید به وسیلهٔ معماری به مردم امید و خوش‌بینی هدیه کنند. این بخشی از وظیفهٔ ماست. (مصاحبه با مجلهٔ fortune، سال 2006)

دسته‌ها
موشه سفدی

موشه سفدی: در ساختمان‌های بومی روش‌های طرح و ساختمان به صورت جزئی از فرهنگ تکامل پیدا می‌کنند

در ساختمان بومی در یک سرزمین بومی، روش‌های طرح و ساختمان همراه با زمان و به صورت جزئی از فرهنگ عمومی آن سرزمین تکامل پیدا می‌کنند تا به نحو کاملی جوابگوی نیازهای اجتماعی، تکنیکی، اقلیمی و دیگر نیازهای مردم آن سرزمین باشند. از این رهگذر روش‌های ساختمان و شکل‌های ساختمانی‌ای زاییده می‌شوند که گویای حقیقت منظور و هدف و مناسب‌ترین روش کاربرد مصالح موجود برای ساختن پناهگاهی هستند و نیازهای اقلیمی، روش‌های زندگی، مشکلات کلی اجتماعی، مسئلهٔ هماهنگی با وضع طبیعی زمین و آسایش روحی ساکنانش را نیز جوابگو هستند. در این روش، تراس‌ها برای ساختن فضاهای خارجی، دیوارها برای ایجاد فضاهای خلوت خصوصی و بافت هندسی گنبدها و طاق‌ها و خرپاها برای در بر گرفتن فضاهای راحت و مجموعهٔ پنجره‌ها برای راه دادن به نورهای ملایم، پره‌های بادگیر به منظور خنک کردن، سایه‌بان‌ها برای سایه‌ها و فرورفتگی‌های فضاهای داخلی برای استفاده به عنوان انبار آفریده می‌شوند. (در مقالهٔ «به سوی محیط بومی جهانی برای زندگی امروز»، مجلهٔ هنر و معماری، سال 1974)