دسته‌ها
ارو سارینن

ارو سارینن: مردم واقعاً نگاه نمی‌کنند؛ بیشتر مردم کورند

ارزش معماری {برابر} تأثیری است که بر انسان‌ها می‌گذارد. حالا، اگر با بیان چیزهای مختلف {در یک اثر}، چه چیزهای متناقض و چه چیزهای گیج‌کننده، تأثیر خود را هدر دهید، آنگاه معماری قدرتش را از دست می‌دهد. همچنین، من فکر می‌کنم باید {ایده‌ی خود را در معماری} به شکلی اغراق‌شده بیان کنید. در بازگشت به کارهایی که به پایان رسانده‌ایم، وقتی آن را از دریچه نگاه سرد روز می‌بینم، {به این نتیجه می‌رسم که} برخی از کارها ایده‌های بسیار خوبی بودند، اما به اندازه‌ی کافی با قدرت بیان نشده‌ بودند یا از طریق یک عالمه ایده‌ی دیگر هدر رفته بودند. حالا، چطور می‌شود آن را اصلاح کرد؟

پیش از هر چیز، روز به روز بیشتر احساس می‌کنم که ایده‌ی شما باید به اندازه‌ی کافی قدرتمند باشد. باید به اندازه‌ی کافی خوب باشد. سپس، شما باید همه‌ی تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد -یعنی در همان یک ایده- قرار دهید. همه‌چیز در یک بنا باید واقعاً آن ایده را حمایت کند، چرا که عطف به آن تأثیری که بحثش بود، مردم واقعاً نگاه نمی‌کنند. بیشتر مردم کورند.

اگر در معماری خیلی لطیف {و در لفافه} بیان کنید، {یعنی مثلاً در طراحی} اگر از یک اتاق متناسب {و فکرشده} به سراغ اتاق متناسب دیگر و سپس به اتاق متناسب سوم بروید و به خوبی و زیبایی رابطه‌ی بین هر کدام از این اتاق‌ها را طرح‌ریزی کنید، مردم واردشان می‌شوند و از آنها عبور می‌کنند و هیچ‌گاه متوجه تفاوت نمی‌شوند.

ما در مورد چیزهای دیگر، کم و بیش، مردمی متمدن هستیم، اما وقتی به درک ارزش معماری می‌رسد، طایفه‌ای از بربرها هستیم. به نظر من برای این که ارزش معماری‌ات را بفهمند، به تأثیری قدرتمند نیازمندی. اما این همه‌ی ماجرا نیست؛ شما برای این که ایده را منتقل کنید به تأثیر قدرتمند نیاز دارید. (در گفت‌وگو با John Peter، منتشر شده در کتاب The Oral History Of Modern Architecture در سال ۱۹۹۴)

دسته‌ها
دبورا برک

دبورا برک: مینیمالیسم دیگر معنایش را از دست داده است

آثار من مینیمال توصیف شده، {اما} احساس می‌کنم که واژهٔ مینیمالیسم معنایش را از دست داده است. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۹۰، مینیمالیسم معنای افراطی‌تری داشت. طرح‌هایی مثل فروشگاه کالکشن‌های کالوین کلاین در خیابان مدیسون منهتن اثر جان پاوسون یا گالری وایت‌کیوب در لندن اثر کلاودیو سیلوسترین تجسم مینیمالیسم بودند. من دیگر کاملاً نمی‌دانم معنای این واژه چیست. دیگر تعریف آشکاری از آن وجود ندارد.

{…} من می‌خواهم {در طرح‌هایم} ردی از فرایند ساخت را آشکار کنم. به این ترتیب من خودم را مینیمالیست نمی‌نامم. واژگان دیگر {برای توصیف کار من} «دعوت‌کننده» و «حسابی چالش‌برانگیز» خواهد بود. ایده این است: بیا، نگاه کن، و بیندیش. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت مجلهٔ AZURE، سال ۲۰۲۲)

دسته‌ها
یونگ هو چانگ

یونگ هو چانگ: آنگاه که دو بنا را با دقت کنار هم قرار دهید شهر آغاز می‌شود

وقتی من و لیجیا در اروپا بودیم هدفمان این بود که بعضی از معروف‌ترین شاهکارهای لوکوربوزیه، میس فن درروهه و دیگر مدرنیست‌های مشهور را ببینیم. اما آنچه مرا بیشتر تحت تأثیر قرار داد نه بناهای منفرد که ویژگی بافت شهری بود. من فهمیدم که ساختن یک شهر خوش‌طرح معنادارتر از ساختن یک یا حتی چندین بنای منفرد است. این که بنایی خوب در جایی باشد که فقط می‌توان به آن نگاه کرد کمک چندانی به بیشتر مردم نمی‌کند. شهری که به همهٔ جوانب آن فکر نشده باشد، مکانی قابل سکونت نخواهد بود.

اگر شما به شهرهای سنتی چین نگاه کنید، {میبینید} که در مقیاسی انسانی طراحی می‌شدند. می‌شد در آنها قدم زد. اما دیگر اینطور نیست. زادگاه من، پکن، شهری زمخت برای زندگی است. بلوک‌های شهری مرسوم در آن بسیار عظیم است؛ تقریباً پانصد متر در پانصد متر. خیابان‌ها بیش از اندازه عریض است؛ عبور کردن از آنها سخت و خطرناک است. تعداد بیش از اندازه‌ای خودرو وجود دارد، خرید کردن آسان نیست. پس برای شهری که طراحی شده، مهم‌تر این است که خود شهر درست طراحی شده باشد تا ساختمان‌های منفرد آن. اما این کاری بسیار پیچیده است و هیچ فردی به تنهایی از پس آن برنمی‌آید. برای همین است که سیاست‌های شهری از طراحی آن مهم‌تر است.

و به همین خاطر است که وقتی برای طراحی نه فقط یک ساختمان بلکه یک پردیس صنعتی به من مراجعه شد یک‌راست بر این تمرکز کردیم که چگونه فضاهای میان ساختمان‌ها را سازماندهی کنیم. معروف است که میس گفته: «آنگاه که دو آجر را با دقت کنار هم قرار دهید معماری آغاز می‌شود». من فکر می‌کنم آنگاه که دو بنا را با دقت کنار هم قرار دهید شهر آغاز می‌شود. من حقیقتاً به این اعتقاد دارم. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت مجلهٔ AZURE، سال ۲۰۲۲)

دسته‌ها
گئورگ بازلیتس

گئورگ بازلیتس: فقط فلاکت دنیاست که باید خودش را در ذهن هنرمند و در یک فرم هنری عیان کند

فلاکت دنیا باید خودش را در ذهن هنرمند و در یک فرم هنری عیان کند؛ فقط و فقط فلاکت، و نه هیچ چیز مثبتی. چیزهای خوب، از نظر هنرمندان کذا، هیچ‌گاه باعث نخواهد شد کسی {به آثارشان} نگاه کند. اثر هنری باید انتقادی، شنیع یا چیزی شبیه آن باشد. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت The Talks، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
ریچارد میر

ریچارد مایر: اکنون از حیث وجود معماری با کیفیت دوره و زمانهٔ خوبی است

امروز همه‌جا معماران خوب متعددی وجود دارد. قبلاً می‌گفتم فلانی و بهمانی معماران خوب مورد علاقهٔ من هستند، اما حالا هرجا که بروی و در هر کشوری که به آن سفر کنی معماری خوب در حال انجام است؛ چه در آسیا، چه امریکای جنوبی و یا اروپا و ایالات متحد. به نظر من اکنون از حیث وجود معماری با کیفیت و همچنین فرصت‌های فراوانی که برای معماران خوب وجود دارد دوره و زمانهٔ خوبی است. اگر کسی کار معماری خوب انجام دهد مردم او را پیدا می‌کنند. حالا مردم نسبت به بیست یا سی سال پیش بیشتر به معماری علاقه‌مند هستند. حالا رسانه‌های عمومی بیشتری دربارهٔ معماری وجود دارد، {در نتیجه} آگاهی عمومی نسبت به معماری بیشتر شده و مردم علاقه‌مند شده‌اند. شما سفر می‌کنید و به هرجا که می‌‌روید چه کار می‌کنید؟ به معماری نگاه می‌کنید. نه لزوماً معماری معاصر، اما معماری است که به شما راجع به فرهنگ می‌گوید. (در گفتگو با Anna Winston، منتشر شده در وب‌سایت dezeen، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
پیتر کوک

پیتر کوک: آموزش معماری در سال‌های اخیر بیش از حد آکادمیک شده است

به نظر من آموزش معماری در سال‌های اخیر بیش از حد آکادمیک شده است، به این معنا که این رشته با هدف برآوردن معیارهای اعتباری دانشگاه برنامه‌ریزی شده است؛ از همین حیث سرشت پیشه‌ورانه، سرشت هنری و به طور کلی، سرشت خلاقانهٔ {معماری} در آن فراموش شده است. خروجی دانشکده‌های امروز نسلی از معماران آموزش‌دیده، کتاب‌خوان، مسلط به اینترنت و با سلیقهٔ متوسط است که برای که برای کار در بازار تجاری بسیار مناسبند. {…}

به نظر من مهم‌ترین چیزی که باید به دانشجویان معماری آموزش داده شود این است که چطور نگاه کنند. باید به آنها آموخت که چطور مشاهده کنند و چطور با اتکاء بر تخیلشان از منابع بهره ببرند. چیزهایی مثل این که یک کابل را تا چه حد می‌توان کشید، یا این که ضخامت یک تکهٔ بتنی چقدر می‌تواند باشد را پیش از آن که خرد شود، منظورم این بخش از ماجراست. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی کتابی وجود داشت به نام «کاتالوگ همهٔ زمین» که در آن ایده‌های مختلف همراه با تصاویرش گردآوری شده بود. به نظر من این جور چیزها باید آموزش داده شود، این که چطور کاردان باشیم. (در گفتگو با Kingshuk Niyogy، منتشر شده در وب‌سایت livemint، سال ۲۰۱۵)

دسته‌ها
ایران درودی

ایران درودی: در نقاشی نگریستن و دیدن مهم‌ترین اصل است

همان طور که زبان فارسی، الفبایی مخصوص دارد نقاشی هم الفبای خودش را طلب می کند آن الفبا در واقع طرز نگاه کردن است؛ نگاهی که به آموزش نیاز دارد. به نظر من درباره نقاشی، نگریستن و دیدن، مهمترین اصل است که می‌توان در کتاب‌های دروس دانشگاهی یاد گرفت. انسان با دیدن نقاشی‌های خوب، چشمش به طبیعت باز می شود. البته این نظر شخصی من است. مهمترین درسی که انسان می‌تواند بگیرد، درست نگاه کردن است. بنابراین درست نگاه کردن به نقاشی و تکنیک آن ، مساله خیلی ساده و در اصل ، خیلی مهم است. نقاشی از هنرهایی است که نیاز به فرهنگ نقاشی و همچنین نیاز به تجربه دارد و مهمتر این که افراد مستعد برای یادگیری نقاشی، بسیار زیادند. (در گفتگو با نویسندهٔ روزنامهٔ جام جم، سال 1381)

دسته‌ها
پیتر کوک

پیتر کوک: معماران جوان باید حداقل در دو دانشکده تحصیل و در دو کشور مختلف کار کنند

من فکر می‌کنم جوانی که تازه پا در راه معماری گذاشته باید حداقل در دو دانشکدهٔ معماری تحصیل کند. فکر می‌کنم چنین کسانی باید حداقل در دو کشور کار کنند و فکر می‌کنم که نباید فقط به آنچه بزرگ‌ترها می‌گویند اکتفا کنند. فکر می‌کنم که آنها باید بروند بیرون و ببینند. بسیاری از معماران جوان تنها به اینترنت و کتاب‌ها و آنچه استادان آنها می‌گویند بسنده و اتکا می‌کنند. آنها نمی‌روند بیرون تا آنچه مردم می‌کنند را تماشا کنند. نگاه کردن به نظر من خیلی مهم است. حتی ایستادن در یک ایستگاه اتوبوس و نگاه کردن به رفتار مردم. این خیلی مهم است. (در گفتگوی منتشر شده توسط دانشکدهٔ معماری دانشگاه سلطنتی هنرهای زیبای دانمارک (KADK)، سال 2017)