دسته‌ها
راهول مهروترا

راهول مهروترا: ما، در مقام معمار، هویت‌مان را کشف نمی‌کنیم؛ آن را می‌سازیم

تمرکز کاملاً آگاهانه بر منطقه‌گرایی در دههٔ ۱۹۹۰ رخ داد، اما پیش از آن نشانه‌هایی از منطقه‌گرایی انتقادی در آثار حبیب رحمان، آچوت کانوینده، راج روال، دوشی، کورئا و بسیاری دیگر از معماران در اوائل دههٔ هفتاد وجود داشت. در دههٔ نود این نگرش‌ها به منزلهٔ واکنشی به جهانی‌سازی وزن انتقادی قابل توجهی یافت.

از این حیث که چه چیز هویت ما را می‌سازد، من می‌گویم که به طور کلی، ما در مقام معمار هویت‌مان را کشف نمی‌کنیم، آن را می‌سازیم. هویت‌ها روزانه ساخته می‌شوند. به همین ترتیب، در دهه‌های چهل و پنجاه هندوستان با گاندی شناخته شد؛ جنبش آزادی، ریاضت و پرهیز از خشونت. هویت هندی با این مفاهیم ساخته و ادراک شد. سپس نهرو هویت ما را برای تبدیل شدن به دولتی مدرن ساخت و از معماری برای تحقق آن استفاده کرد. و ما همگی به آن ارزش‌ها باور داشتیم.

پس نسل نخست معماران هندوستان در حال ساختن هویت پان‌هندی بودند. اما من می‌گویم که هویت ما یک پروژهٔ ناتمام است. در حال ساخت است و همیشه خواهد بود. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۳)

دسته‌ها
رضا دانشمیر

رضا دانشمیر: من اعتقادی به این مسئله ندارم که معماری امروز امتداد معماری گذشته است؛ معماری امروز را باید ابداع کنیم

تعریف هویت چیست؟ منحصر به فرد بودن. هویت دقیقاً معادل منحصربه‌فرد بودن است. یعنی اگر شما منحصربه‌فرد باشید هویت دارید و شما را می‌بینند. اگر منحصربه‌فرد نباشید، شما را نمی‌بینند، بنابراین هویت ندارید. اگر این پروژه {پردیس سینمایی پارک ملت} را بررسی کنید، می‌بینید کاملاً منحصربه‌فرد است؛ دیده می‌شود و مورد قضاوت قرار می‌گیرد. طبیعی است که یک عده از آن خوش‌شان بیاید و یک عده خوش‌شان نیاید. قرار نیست همه از آن خوش‌شان بیاید.

{…} در معماری ایران فضای خالی مهم‌ترین نقش و جایگاه را دارد. از ساختمان‌هایی با حیاط مرکزی گرفته تا مساجد دارای سردرهای بزرگ، شما شاهد فضاهای خالی‌ای هستید که بیننده را به سمت خود جلب می‌کنند.

ما سعی کردیم در این پروژه فضای خالی به وجود آوریم. همهٔ اینها آگاهانه انجام شده است. بدون این که ما بخواهیم چیزی را تکرار کنیم. ما معتقدیم که هویت امروز را باید تولید و ابداع کرد. من اعتقادی به این مسئله ندارم که معماری امروز امتداد معماری گذشته است. معماری امروز را باید ابداع کنیم. (در گفت‌وگو با پرویز براتی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
ایرج اعتصام

ایرج اعتصام: اگر هویت را به معنی تقلید از گذشته در نظر بگیریم به هیچ جایی نمی‌رسیم

باید از آن {=جهانی‌شدن} نترسید و با آن و به خصوص با تکنولوژی و مصالح مدرن روبه‌رو شد. به عنوان مثال در شوروی زمان استالین روی مقولهٔ معماری ملی کار می‌کردند. آنها می‌گفتند معماری جهانی که در آلمان و جاهای دیگر مطرح شده است به «سرمایه‌داری» کمک می‌کند در حالی که ما خودمان یک معماری داریم که باید حفظ شود. به همین ترتیب درِ دنیا را به روی خودشان بستند و پردهٔ آهنین معروف را پائین انداختند.

منتها مسئله این بود که آنها زمینهٔ معماری لازم و یا حتی چیزی برای گفتن در این زمینه را نداشتند، (چنانچه اکثر ساختمان‌های خودشان را ایتالیایی‌ها قبل از کاترین بزرگ و با تاثیر از معماری رنسانس ساخته بودند). در نتیجه به معماری کلاسیک یونان پناه آوردند. به همین دلیل وقتی امروز با معماران جوان روسی صحبت می‌کنید می‌گویند ما از چیزی که در آن دوران به وجود آمده شرمنده‌ایم.

البته تعداد معدودی ساختمان‌های خوب مثل دانشگاه مسکو هم وجود دارد که مثال‌های مثبتی هستند ولی کلا روس‌ها در زمان استالین معماری را به طور عجیبی به عقب بردند. مثلاً معماری مسکونی آنها تبدیل به یکی از زشت‌ترین نوع معماری‌های جهان شد. برای اینکه هیچ نمونه‌ای که از معماری خودشان باشد، نداشتند.

حالا اگر ما هم خیلی بخواهیم در قالب ملی‌گرایی فرو برویم و یا هویت را به معنی تقلید از گذشته در نظر بگیریم به هیچ جایی نمی‌رسیم. گرچه معماری گذشتهٔ ما بسیار با ارزش است ولی با تقلید از آن حقیقتاً به هیچ جا نمی‌رسیم.

{…} اگر قدر معماری کهن ایرانی را دانستیم و آن را کپی نکردیم و به آن احترام گذاشتیم، همچنین آن را عمیقاً بررسی و روحش را درک کردیم، در عین حال اگر با مدرن‌ترین تکنیک‌های دنیا هم آشنا باشیم، آنگاه می‌توانیم نوعی معماری به وجود بیاوریم که هم جهان‌شمولی دارد و در دنیا مورد قبول واقع می‌شود و هم روحیهٔ ایرانی را يقيناً در خود خواهد داشت. (در گفت‌وگوی منتشر شده در جلد اول کتاب «اندیشهٔ معماران معاصر ایران»، به کوشش اسماعیل آزادی، سال ۱۳۸۹)

دسته‌ها
سیاوش تیموری

سیاوش تیموری: مرگ برای معماری‌ای تعریف می‌شود که هویت نداشته باشد

یکی از خصوصیات معماری ایرانی این است که وقتی شما به آن نگاه می‌کنید، عناصر متشکله بنا را می‌بینید. این را کمتر کسی درک کرده و می‌داند. ستون را می‌برند زیر گچ. ستون‌های من آهنی است. کانال‌هایم ریتم دارد. روی آجر که نمی‌توانم سیم‌کشی کنم. سیم‌کشی‌هایم در کانال است. هیچ ابایی هم ندارم از این نوع تعبیرات. گوته می‌گوید ابداع فرم اگر تعبیری درست نداشته باشد، مد است. مثلاً پورشه مدل ۱۹۹۲ یک شکل است، مدل ۱۹۹۳ یک شکل و ۱۹۹۴ هم یک شکل دیگر. همین‌طوری مد عوض می‌شود. مد زمان تولد و مرگ دارد ولی معماری این‌طوری نیست. مرگ برای معماری‌ای تعریف می‌شود که هویت ندارد. شما خانه بروجرودی‌ها و طباطبایی‌ها را ببینید که هنوز دل می‌برد. از معماری پایدار نام برده می‌شود، این گونه معماری‌ها پایدارند. البته این نوع از هنر معماری را ما امروز نمی‌توانیم تکرار کنیم زیرا در گذشته زندگی نمی‌کنیم. این نوع ساختمان‌ها، نحوه تفکر به فضا را بیان می‌کند نه اینکه صرفاً تکرار شوند. زیرا نحوه زندگی ما و تکنولوژی ساخت، یک‌صد و اندی سال پیشروتر از آن است. من خودم هرگز گذشته‌ام را تقلید نمی‌کنم. خانه من، خانه بروجرودی‌ها نیست اما هر کس آن را می‌بینید، می‌گوید عجب خانه ساکت، خوب و عجیب و غریبی است و آرامش و آسایش و حریم خصوصی را در آن درمی‌یابیم. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌گاه هنرآنلاین در سال ۱۳۹۷)

دسته‌ها
پی ژو

ژو پی: گاهی مجبوریم برای خلق معماری معاصر و بی‌مانند تاریخ را فراموش کنیم

اگر به معماری از منظری فرهنگی بنگریم، خواهیم دید که ما در موقعیتی خاص قرار داریم، جایی که در تلاشیم تا هویت خود را {از طریق معماری} بازشناسیم. به نظر من ما بیش از اندازه بر این که چگونه معماری گذشتهٔ چینی را به معماری امروز تبدیل کنیم تمرکز کرده‌ایم؛ اما چنین کاری غیر ممکن است، شما می‌توانید این را به چشم خود ببینید. برای مثال، هیچ‌گاه نخواهید توانست یک بنای رومی را به یک بنای امروزی تبدیل کنید. گاهی مجبوریم برای خلق معماری معاصر و بی‌مانند تاریخ را فراموش کنیم. (در گفتگویی در سال ۲۰۱۳، به نقل از وب‌سایت archdaily)

دسته‌ها
کاترین اسپریدونف

کاترین اسپریدونف: آنچه هویت را ایجاد می‌کند اقلیم و باور است

آنچه هویت را ایجاد می‌کند اقلیم و باور است. شما به عنوان یک ایرانی، رفتارتان ایرانی بودن‌تان را نشان می‌دهد نه لباس یا کفشی که پوشیده‌اید. اگر لباس یا کفشی ایتالیایی بپوشید، آن کفش و لباس شما را ایتالیایی نمی‌کند. رفتار، باورها و سلایق‌تان هویت شما را می‌سازد. در وضعیت جهانی که در حال بمباران اطلاعات هستیم، باید سر اینکه چه چیزی را وارد سیستم‌مان کنیم یا نه، اطلاعات را انتخاب کنیم.

اگر شما به همین پروژه سینمایی پارک ملت از زاویهٔ هویت ایرانی نگاه کنید، باغ ایرانی، نسیم، عبور باد از میان درخت‌ها، همه و همه معنا و مفهومی ایرانی دارند. شما در این فضا حرکت می‌کنید. داخل باغ قدم می زنید، اگر خواستید وارد فضاهای فرهنگی پردیس سینمایی می‌شوید، اگر نخواستید از زیر آن عبور می‌کنید. شبیه یک کوشک است، هیچ چیز را به شما تحمیل نمی‌کند. از طرف دیگر، ما از لحاظ تکنولوژیکی این روزها امکانات بسیاری داریم.

محدودیت‌های تکنولوژیک قدیم وجود ندارد، بنابراین چسبیدن به برچسب‌های ظاهری تحت عنوان هویت، کار غلطی است. مهم معنا، مفهوم و روح اثر است. سازه باید روح و زندگی داشته باشد. ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که تکنولوژی سخت، راحت‌تر شده، اما روح و مفهوم اثر همان است که بود. (در گفتگو با پرویز براتی پیرامون پردیس سینمایی پارک ملت، منتشر شده در ضمیمهٔ روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
مهدی حجت

مهدی حجت: هویت هر انسان زاییدهٔ سه عنصر جغرافیا، تاریخ و باورهای اوست

از نظر من هویت هر موجود زاییدهٔ سه عنصر جغرافیا، تاریخ و باورهای آن موجود است. یعنی این سه عنصر هویت هر موجود را مشخص می‌کند. بنابراین اگر بخواهیم راجع به عناصر تشکیل دهنده هویت صحبت کنیم باید بگوییم عناصر تشکیل‌دهندهٔ هویت هر موجودی یک، جغرافیا یا محیط طبیعی‌ای است که او در آن به وجود آمده؛ دو، تاریخی است که بر او گذشته است؛ سه، باورها و اعتقاداتی که دارد. هویتی که من دارم مقداری از آن مربوط به این است که در ایران متولد شده‌ام و به شدت تحت تأثیر جغرافیای اینجا هستم. بخشی دیگر مربوط است به آنچه که در طول تاریخ بر من و اجدادم گذشته است، که نسل به نسل منتقل شده و هویت امروز مرا از نقطه نظر تاریخی به وجود آورده. بخشی هم مربوط می‌شود به باورهایی که من دارم، اینکه اسلام را قبول کرده‌ام، و بر اساس این باورها رفتاری از من سر می‌زند. به همین جهت است که ما از هویت ایرانی، هویت ژاپنی، هویت فرانسوی و… صحبت می‌کنیم. (در گفتگو با مهدی کشاورز افشار، منتشر شده در آینهٔ خیال، ش ۹، سال ۱۳۸۷)

دسته‌ها
حسین سلطان‌زاده

حسین سلطان‌زاده: نمی‌توان انتظار داشت که در یک جامعه فلسفه و جامعه‌شناسی پیشرفت نکند ولی معماری پیشرفت کند

تضعیف هویت معماری ایرانی در دورهٔ معاصر را می‌توان زاییدهٔ دو دسته از عوامل به‌شمار آورد؛ من گمان می‌کنم یک دسته از عوامل، عوامل درونی بودند؛ یعنی به خصوصیات معماری ایرانی و فضای آموزش معماری ایرانی تا دوران قاجار مربوط می‌شدند و دستهٔ دوم عوامل بیرونی یا خارجی بودند. در مورد عوامل درونی باید به این نکته اشاره کرد که متأسفانه تجربیات و دانش معماری در جامعهٔ سنتی ایران به صورت سینه‌به‌سینه و شفاهی منتقل می‌شد و نتوانست تا اواخر دوره قاجار به صورت آکادمیک تبدیل شود، {…}

از دورهٔ قاجار تقلید از معماری‌های دیگر آغاز می‌شود. کمتر دیده‌ام افرادی به موضوع تقلید از معماری هند و عثمانی در دورهٔ قاجار اشاره کرده باشند؛ درحالی‌که قبل از اینکه ما به تقلید از اروپا بپردازیم، تقلید از هند و عثمانی در معماری ایران راه پیدا کرده بود و این موضوع، نشان‌دهندهٔ آن است که چون معماران ایرانی در دوران قاجار توانایی کافی برای ابداع به صورت گسترده در هنر معماری و توسعه دانش معماری نداشتند، به ناچار در برخی از حوزه‌ها به تقلید روی آوردند. {…}

پیشرفت معماری در یک جامعه با پیشرفت سایر هنرها و دانش‌ها مرتبط است؛ یعنی ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که در یک جامعه فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و هنرهای دیگر پیشرفت نکنند؛ ولی معماری پیشرفت کند. چنین امری امکان‌پذیر نیست، بنابراین وقتی ما به معماری نگاه می‌کنیم، می‌بینیم سایر رشته‌هایی که با معماری می‌توانستند ارتباط داشته باشند و اگر پیشرفت می‌کردند در معماری تأثیر می‌گذاشتند، نیز پیشرفت نکرده‌اند. بدیهی است که معماری نیز به طور مستقل نمی‌توانست از دانش‌های دیگر تغذیه شود؛ بنابراین هم خود دانش معماری و هم رشته‌های وابسته به آن، هر دو در دوران قاجار دچار یک ضعف اساسی بودند. (در گفتگو با افسانه شفیعی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)