دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: خاک را می‌توانیم با احساس خود بفهمیم نه به وسیلهٔ منطق

به خاک رس می‌اندیشم. چرا دانش انسان دربارهٔ این ماده آنقدر کم است؟ انسانی که از آغاز تمدن بشر و حتی زودتر با آن آشنایی داشته است.

نادانی دربارهٔ خاک، این مادهٔ اولیه و انعطاف‌پذیری آن در همهٔ کتاب‌های مربوط به سرامیک و آجر و صنایع گل رس اعتراف شده است. راز پنهانی که در این ماده نهفته شده است نشان می‌دهد که چقدر کم دربارهٔ طبیعتی که زیر پایمان است می‌فهمیم. ولی در عین حال یک کوزه‌گر ساده راز گل را در زیر انگشتانش حس می‌کند.

خاک پدیده‌ای است که ما می‌توانیم آن را با احساس خود بفهمیم نه به وسیلهٔ منطق. عصر صنعتی شدن با همهٔ زرق و برقش چشمان انسان را کور کرده و او را از دیدن روحی که در این خاک نهفته عاجز کرده است. انسان صنعتی‌شده لایه‌ای ضخیم بر روی پنج حس خود کشیده که احساسش را گنگ کرده است. بتون و فولاد جلوی پیشرفت خاک را گرفته است. خاکی که حجم‌های زیبایی از خلاقیت انسان می‌سازد.

طاق‌ها و گنبدهایی که زاییدهٔ خاک و خشت و گل هستند با بتون و فولاد کپیه می‌شوند در حالی که فرم‌ها و فضاهای زیبایی که می‌توانستند با خاک خلق شوند در برهه‌ای از تاریخ رها شده‌اند. امروز هیچ صنعتی گل رس را اگر ارزان‌تر از پلاستیک نبود استفاده نمی‌کرد. تنها کوزه‌گرانند که هنوز حساسیت لمس آن را از دست نداده‌اند. (در کتاب «تنها دویدن»، منتشر شده در سال ۱۳۷۰)

دسته‌ها
لوکوربوزیه

لوکوربوزیه: با شور و عشق می‌توان از دل سنگ بی‌جان شاعرانگی آفرید

کار معماری ایجاد پیوندهای عاطفی با استفاده از مواد خام است. کار معماری فراتر از برآوردن نیازهای کارکردی است. معماری موجودی فرم‌پذیر و پلاستیک است. معماری روح نظم است، پیوستگی مقصودهاست. معماری مفهوم پیوندهاست و با کیفیت‌ها سر و کار دارد. با شور و عشق می‌توان از دل سنگ بی‌جان شاعرانگی آفرید. (در مقالهٔ «به سوی یک معماری جدید: اصول راهنما» در سال ۱۹۲۰، به نقل از کتاب «Programs and manifestoes on 20th century architecture»)

دسته‌ها
لوکوربوزیه

لوکوربوزیه: بیرون ساختمان پی‌آمد فضای داخلی آن است

ساختمان مانند حباب صابون است. این حباب اگر با نفسی یکنواخت دمیده شود و از داخل تنظیم گردد عالی و هماهنگ است. {…} پلان از درون تا بیرون دنبال می‌شود و بیرون ساختمان پیامد فضای داخلی آن است. (در کتاب به سوی معماری جدید، سال 1923)

دسته‌ها
محمدرضا جودت

محمدرضا جودت: مانع ما در راه ایجاد یک مکتب معماری، نا آشنایی دانشجویان با هنرهای تجسمی است

مشکلی که باعث ایجاد اختلال در شکل‌گیری و قوام یک مکتب معماری در ایران شده ضعف در آشنایی با هنرهای تجسمی در میان دانشجویان بود و اگر دقت کنید این مسئله به دانشجوها برنمی‌گردد بلکه یک ریشهٔ عمیق اجتماعی دارد. یعنی اگر به چند سال پیش برگردیم که موزه هنرهای معاصر مجموعه باقی‌ماندهٔ مینیاتورهای ما را به نمایش گذاشت، دیده می‌شد که با وجود آثاری اعجاب‌انگیز این مجموعه ارتباطی با مردم برقرار نکرده بود. بلکه کل این مجموعه در میان صفحات کتاب‌ها و دربارها و جاهای خاص محفوظ بوده و در دسترس یک قشر محدودی قرار داشته و هیچ وقت ارتباط و آشنایی از نوع ارتباطی که مردم دیگر کشورها مخصوصاً کشورهای اروپایی یا برزیل در میان مردم ما با آثار هنری وجود نداشته است. این نقطه ضعف در همه رشته‌های هنری ما وجود دارد؛ در سینما، تئاتر و غیره. تقریباً آشنایی ما به کاشی‌کاری‌ها و تزئینات فضاهای مذهبی محدود می‌شود. ما خیلی کم با دانشجویانی برخورد داشتیم که اصولاً مسئله خلاقیت، رنگ، شکل و فرم در کارهایشان دخیل بوده‌است. (در گفتگو با وب‌سایت معمارنت، سال 1391)

دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: جدارهٔ نما از آنِ صاحبخانه نیست

بزرگترین معضلی که ما در شهرهایمان داریم این است که مخاطبِ نمای ساختمان فقط کارفرما است و مردم به عنوان مخاطب در نظر گرفته نمی‌شوند. خیلی از مواقع برای خودمان طراحی می‌کنیم و برای معماران دیگر. ما طراحی می‌کنیم و همدیگر را تشویق می‌کنیم و در انعکاس این تشویق‌ها از خودمان خوشنود می‌شویم، انرژی می‌گیریم و کار می‌کنیم. در آخر کار هم مردم می‌مانند و شهرهایی با این وضعیت فعلی. من معتقدم که جدارهٔ نما از آن صاحبخانه نیست. جدارهٔ نما از آن مردم شهر است و در واقع شاید بتوان گفت که صاحبخانه حق ندارد در این مورد اعمال نظر کند. صاحبخانه حق دارد در داخل خانه نظر و نیت داشته باشد. جدارهٔ شهر در واقع کالبد و ظرف عبور مردم است و سلیقهٔ مردم هم بسیار ظریف و مبهم است و وجود بسیار پنهان دارد. ما معمارها خیلی از مواقع تفاوت فرد و قوم را به اشتباه می‌گیریم و مخاطبمان را گم می‌کنیم. (سخنرانی در جلسهٔ معرفی و نقد معماری امروز ایران، منتشر شده در مجلهٔ معمار، سال 1384)

دسته‌ها
فرخ قهرمان‌پور

فرخ قهرمان‌پور: برای یک عملکرد و برنامهٔ فیزیکی راه حل‌های مختلفی هست

معنی اثر معماری مانند معانی آثار هنری دیگر مثل نقاشی آبستره یا قطعهٔ موسیقی در خودش مستتر است و همان است که هست. کار معماری یک هنر کاربردی است. درست است که می‌گوییم فرم تابع عملکرد است، اما برای یک عملکرد و برنامهٔ فیزیکی همانطور که در مسابقات می‌بینیم راه حل‌های مختلفی هست. پس اینکه فرم از عملکرد تبعیت می‌کند حرف درستی است، اما معنایش این نیست که عملکرد فرم را ایجاد می‌کند. این معمار است که فرم را ایجاد می‌کند. (مجلهٔ معمار، ش 28، سال 1383)

دسته‌ها
سیروس باور

سیروس باور: سعی کرده‌ام معماری را از حالت مکعب‌های عظیم و حجیم خارج کنم

هنگام طراحی باید توجه داشت که ما از معماری چه می‌خواهیم. جز ایجاد فضای بهتر، شادتر و اجتماعی خوش‌بینانه‌تر برای مردم به صورت عام؟ در زمانه‌ای مانند امروز، معماری وسیله‌ای برای مال اندوزی و تجارت بازار شده و دیگر نقش اساسی خود را که همان امکان بهتر زندگی کردن باشد از دست داده است. بنا بر این در چنین فضایی با چنین سردرگمی‌ای که آینده را تاریک می‌نمایاند من در کارهایم کوشیده‌ام که به فضاهای جدیدی که منعکس کردن فرم و شکلی از محتوا باشد بپردازم. سعی کرده‌ام که معماری را از حالت مکعب‌های عظیم و حجیم و یکنواخت خارج و حجم‌های خالی شده در مکعب عظیم را به یک فضای قابل زیست و مکمل فضاهای خصوصی تبدیل کنم که مانند گلخانه، نارنجستان یا یک آلاچیق بزرگ کار کند تا فضای سبز و با طراوت در ارتفاعات بنا وجود داشته باشد. (مجلهٔ معمار، ش 27، 1383)

دسته‌ها
کامران دیبا

کامران دیبا: من اصولا پی به وجود آوردن پلاستیک جدید نیستم

من اصولا پی به وجود آوردن پلاستیک جدید نیستم. البته نمی‌گویم اشخاص دیگر هم نباشند. ممکن است برخی آرشیتکت‌ها پی خلق فضاهای جدید باشند. و این را هم منکر نمی‌شوم که وقتی روی یک مجموعه و یا ساختمان کار می‌کنم فضا برای من خیلی مهم است. من فضا را از نظر هندسی نگاه نمی‌کنم. از نظر فضایی نگاه نمی‌کنم. بلکه از نظر فعالیت انسانی به آن نگاه می‌کنم. مثلا می‌گویم این بابائی که نشسته کنار این پنجره می‌خواهد 100 متر نگاه کند و چون آن طرف یک عمارت کثیفی هست من 6 تا درخت می‌گذارم که این را ببندم از جلوی چشمش. و یا میخواهم شب که تاریک می‌شود ستاره‌ها را روی آسمان ببیند. پس این‌ به من فضا می‌دهد. (مجلهٔ معمار، ش ۲)