دسته‌ها
لویی کان

لویی کان: بدون نور هیچ معماری‌ای نیست

آنچه دربارهٔ اتاق شگفت‌انگیز است این است که نوری که از پنجره‌های آن اتاق می‌تابد متعلق به اتاق است. و خورشید نمی‌فهمد پس از ساخت اتاق، چقدر حیرت‌انگیز شد. بنابراین ساختهٔ انسان، ساختن یک اتاق، دست‌کمی از معجزه ندارد، اندیشیدن به اینکه انسان می‌تواند تکه‌ای از خورشید را از آن خود کند. حال وقتی شما دستورالعملی از مدیریت مدرسه می‌گیرید که می‌گوید: «ما ایده‌ای عالی داریم: در مدرسه نباید پنجره بگذاریم چرا که عزیزان حاضر در کلاس برای نقاشی‌هایشان، بیش از هر چیز، به دیوار نیاز دارند نه پنجره. وانگهی پنجره ممکن است حواس معلم را هم پرت کند.» اما کدام معلمی لایق چنین مراقبتی است؟ می‌خواهم بدانم. افزون بر این، پرندهٔ بیرون، انسانی که دوان‌دوان به دنبال پناهگاهی می‌گردد، [بارش] باران در حالی که شما در داخل ایستاده‌اید، برگ‌هایی که از درختان فرو می‌افتند، ابرهایی که عبور می‌کنند، آفتابی که به داخل رخنه می‌کند، همهٔ این چیزها عالی است. خود اینها درس است. پنجره برای مدرسه الزامی است.

شما از نور ساخته شده‌اید پس باید با این حس زندگی کنید که نور مهم است. فقط دستورالعمل مدیریت مدرسه یا یک معلم نیست که حرفی بزند و به شما بگوید تمام زندگی برای چیست. در برابر آن باید مقاومت کرد. بدون نور هیچ معماری‌ای نیست. (در سخنرانی در دادگاه منطقه‌ای ایالات متحد امریکا در سال ۱۹۷۱، برگرفته از کتاب «لویی کان؛ متون اصلی»، به کوشش رابرت تومبلی، ترجمهٔ محمدرضا رحیم‌زاده، مهنام نجفی، سیده میترا هاشمی)

دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: وقتی به کودکان می‌آموزیم خاک کثیف است، بر سر راه شناخت نسل آینده از معماری خاکی مانع ایجاد می‌کنیم

وقتی کودکان خود را اینطور بار می‌آوریم و به آنها می‌گوییم که خانه فقط باید سقف شیروانی و شومینه داشته باشد و پنجره‌هایش هم باید چهارگوش باشد، وقتی به آنها می‌گوییم که خاکی که زیر پاهایشان وجود دارد «کثیف» است، به نظر من بر سر راه آنها {برای شناخت معماری خاکی} مانعی بزرگ ایجاد می‌کنیم. ما آنها را از کل فرایند خلاقه‌ای که به آنها می‌گوید می‌توانید خانه‌ای همچون رنگین‌کمان داشته باشید محروم می‌کنیم. رنگین‌کمان چیزی جز یک طاق نیست.

شما می‌توانید هر چیزی را در این جهان با یک طاق بسازید، بدون این که درختی قطع کنید. هنگامی که بچه‌ها درک کنند که نیازی نیست خاک را «کثیف» بنامند، وقتی درک کنند که زمین مقدس و زیباست، آنگاه خواهند دانست که نباید زمین را آلوده کنند. چرا که وقتی خاک را کثیف بنامیم، آنگاه می‌توانیم در آن آشغال بریزیم و آلوده‌اش کنیم. (در گفتگو با K. Lauren de Boer، منتشر شده در مجلهٔ EarthLight، سال ۱۹۹۸)

دسته‌ها
ژوزب لوییس سرت

ژوزب لوییس سرت: اگر قرار است در ایران اشتباه کنید اشتباه جدید کنید، اشتباهات قدیمی را تکرار نکنید

کشور ایران این امتیاز را دارد که می‌تواند از اشتباهات سایر کشورها استفاده کند. شما نباید اشتباهات قدیمی را تکرار کنید. اگر قرار است اشتباهی بکنید، اشتباه جدید بکنید. گفتهٔ شما در مورد خانه‌های ردیفی در دو طرف جاده و این که به صورت فضاهای پر سر و صدا و غیر قابل سکونت درآمده کاملاً درست است. درست مثل اطراف رود سن و حوالی آن در پاریس امروز. این قسمت قبلا بسیار زیبا بود و در آنجا کتاب‌های قدیمی می‌فروختند و مردم هم می‌توانستند پیاده‌روی یا ماهیگیری کنند. اما حالا آنجا را صف‌های طویلی از هزاران هزار اتومبیل پر کرده است. امروز هیچ‌کس آپارتمان‌های زیبایی را که بیست سال پیش دارای ارزش زیادی بودند نمی‌خواهد زیرا غیر قابل سکونت شده‌اند. اگر پنجره را باز کنید سر و صدای زیادی می‌شنوید و اگر ببندید نمی‌توانید نفس بکشید. باید پنجره‌ها را دوجداره کنید تا از شر سر و صدا راحت شوید.

آپارتمان‌ها غیر قابل سکونت شده‌اند و این بدین معنی است که امروز خیابان‌ها، خیابان‌های مهمی که سی سال پیش بهترین محل برای ساختمان بودند، دیگر محل دلخواهی نیستند، زیرا دیگر خیابان‌ها خیابان نیستند بلکه تبدیل به اتوبان شده‌اند. اگر شما از این جاده با چهار یا پنج باند عبوری و تقاطع‌هایی در ارتفاع داشته باشد درست مثل این است که شهر شما بوسیلهٔ رودخانه تقسیم شده باشد. پیاده‌ها مجبورند از روی پلی برای عبور از عرض جاده بگذرند. (در گفتگو با منصور فلامکی، داراب دیبا و سینا ریحانی، منتشر شده در مجلهٔ هنر و معماری، ش ۲۹ و ۳۰، سال ۱۳۵۴)

دسته‌ها
فیروز فیروز

فیروز فیروز: جامعهٔ دموکراتیک و شیشه هم‌پای با یکدیگر رشد پیدا کرده‌اند

من فکر می‌کنم وظیفه معمارهای برجسته، نظیر دکترها، بهبود زندگی انسان است و در این مسیر نباید مخاطب را نادیده بگیرند. تاریخ پنجره را نگاه کنید که پنجره چه بوده و چطور رشد کرده است و امروز پنجره چیست؟ پنجره در حال حاضر تبدیل به پوستهٔ نما شده است و خود این مسئله یک شفافیتی را مطرح می‌کند که این شفافیت به نوعی جامعه را تغییر می‌دهد. ممکن است ما در ایران رابطهٔ بین شفافیت شیشه و شهر را درک نکنیم اما شفافیت پنجره در دنیا رفتار جامعه‌ها را عوض کرد. یعنی جامعه‌ها بسیار آزادتر شده‌اند و با خودشان شفاف‌تر عمل کردند. هر جایی اقلیم خودش را دارد و معماری باید با آن اقلیم تعریف شود. این هنر معمار است که چطور آن معماری را تعریف کند تا هم بهبود و هم شفافیت جامعه را به وجود بیاورد. ما تقریباً می‌توانیم بگوییم که جامعهٔ دموکراتیک و شیشه با یکدیگر رشد پیدا کردند. جالب است که کالایی مانند شیشه چطور می‌تواند این‌قدر رفتار یک جامعه را عوض کند. (در گفتگوی با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌سایت هنرآنلاین، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
استیون هال

استیون هال: در مورد استفادهٔ درست از نور طبیعی در معماری نوعی گرایش به جهالت وجود دارد

در مورد استفادهٔ درست از نور طبیعی در معماری نوعی گرایش به جهالت وجود دارد. بناهایی که در سرتاسر خیابان دفتر من در حال ساخته‌شدن هستند بدون هیچ درکی {از اهمیت نور طبیعی} بنا می‌شوند. این بناها فضاهایی بسیار عمیق با پنجره‌هایی با جاگذاری اشتباه دارند، یعنی عملاً نور نمی‌گیرند. البته اینها ساختمان‌های بساز و بفروشی هستند و بنابراین وجود این اشکالات در آنها چندان هم جای تعجب ندارد.

با این حال، پیشرفت‌های جالب توجهی در این زمینه که نور طبیعی چه تأثیری بر مغز دارد به وجود آمده است. این موضوع در حوزه‌های دیگر دانش، همچون علوم اعصاب، مورد توجه است و ما در مقام معمار لازم است که از آنها بیاموزیم. شاید این پژوهش‌ها درک بهتری از این که ما معماران کجای کار هستیم ایجاد کند و راهی برای حرکت به‌سوی آینده به ما نشان دهد. (در گفتگو با Robert Martin، منتشر شده در وب‌گاه arcspace، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
یوهانی پالاسما

یوهانی پالاسما: پنجره چشم بناست و در حکم دهان آن را دارد

در نظر من، پنجره چشم بناست و در حکم دهان آن را دارد. پنجره و در از حیث سیماشناسی بنا ضروری هستند. هنگام طراحی هیچ‌گاه قادر نبوده‌ام که در را همچون چیزی از پیش تعیین‌شده درک کنم. همیشه کارم را با این پرسش آغاز می‌کنم که «در چیست؟». همیشه زمینه و هدف متمایزی برای یک در وجود دارد و {بر همین اساس} هر در از پایه با درهای دیگر متفاوت است. (در گفتگو با  Eduardo Souto de Moura منتشر شده در وب‌سایت MAGACEEN در سال 2016)

دسته‌ها
کامران دیبا

کامران دیبا: نقد معماری با فحاشی و مزخرف‌گویی دربارهٔ دیگران فرق دارد

آقای شیردل آمده‌اند مصاحبه کرده‌اند که این معماری {معماری موزهٔ هنرهای معاصر تهران} دروغ است. اولاً می‌تواند بگوید که این معماری مزخرف است، می‌تواند بگوید کپی است، اما معماری دروغ {است} یعنی چه؟ اگر اين ساختمان ساخته نشده بود ما همچين مجموعهٔ هنرى كه الان ميلياردها دلار ارزش دارد را نداشتيم و این جوانان‌مان کتاب‌هاى هنری و فلانی كه در کتابخانه در اختيارشان بوده در این سال‌ها را نداشتند و این جوانان‌مان نمی‌دانستند در كجا كارهایشان را به نمايش بگذارند و موزهٔ {هنرهای معاصر} نقش مهمی را بازی می‌کند در جامعهٔ فرهنگى ايران. پس منظور از دروغ چيست؟

حالا ایشان می‌خواهند بگویند که این نورگیرها را آرشیتکت‌های دیگر {…} کار کرده‌اند. این نورگیرها {…} در ساختمان‌های صنعتی بوده است. من خودم هم همه‌جا گفته‌ام که این نورگیرها را من اختراع نکرده‌ام. نورگیر یک نوع پنجره است. پنجرهٔ معمولی پایین {دیوار} است و نورگیر بالای آن است. یعنی شما پنجره را از پایین برده‌اید بالاتر، برای این که از دیوارتان می‌خواهید استفاده کنید. ساختمان‌های صنعتی هم همه این حالت را داشته‌اند. برای این که از دیوارهایشان استفاده می‌کرده‌اند و نورگیرها از بالا بوده است. در هر صورت این {سخن آقای شیردل} را نمی‌توانیم بگویم نقد، به این می‌گوییم عقدهٔ معماری. این که یک نفر عقده‌ای دارد و فکر می‌کند بیاید به جنگ معماران دیگر و همکارانش را کوچک کند به‌خاطر این که خودش را بزرگ کند. {…} اسم این را می‌گذارم فحاشی و مزخرف‌گویی. {…} نقد معماری با فحاشی و مزخرف‌گویی دربارهٔ دیگران فرق دارد. (در گفتگو با شیوا مردانی منتشر شده در وب‌سایت civil808، آبان‌ماه سال 1395)

دسته‌ها
رم کولهاس

رم کولهاس: باید به پرمایگی باورنکردنی عناصر معماری به‌ظاهر پیش پا افتاده توجه کنیم

ما در دنیای بسیار تخت و دیجیتالی زندگی می‌کنیم که در آن همه چیز قابل دسترس است، هرچند در عوض حافظه در آن به مرور کمیاب‌تر می‌شود. می‌توان گفت که ما محکوم به بودن در زمان حال همیشگی هستیم. {آنچه در بینال ونیز 2014 نشان دادم نتیجهٔ این بود که} فکر کردم مهم است که به عقب برگردیم و پرمایگی باورنکردنی عناصر معماری را که امروز به نظرمان پیش پا افتاده می‌رسند نشان دهیم. عناصری مثل در، پنجره، دیوار و پله. هدفم این بود که ثابت کنم حرفهٔ ما چقدر هنوز به تاریخ آغشته است و چقدر دانش نهفته و انتظارات ناخودآگاه همچنان وجود دارد. من فکر میکنم این نوعی از تاریخی است که به ندرت از آن خبر داریم. (در گفتگو با اندرو مکنزی نویسندهٔ مجلهٔ Architectural Review، سال 2014)