دسته‌ها
بهرام دبیری

بهرام دبیری: صدمه زدن به سلیقهٔ یک ملت خیانت است

همه‌ی فکرها و ایده‌ها در عالی‌ترین شکلش در این شهر هست، بهترین شاعرها، بهترین معمارها و نقاش‌ها در این شهر هستند ولی مثل بیگانه‌ها هستند و کسی از آنها کمک نمی‌خواهد. و چون الگوی مسئولان شهری کشورهای دیگر هستند، آن هم به شکل ناقص و کپی‌برداری شده، اینها هرگز موفق نمی‌شوند.

مضحک است که در کشور سی و سه پل و چهارباغ با کمال افتخار برج‌هایی شبیه برج‌های دوبی می‌سازند. این اگر تحقیر یک ملت نیست چیست؟ این اگر خیانت نیست پس چیست؟ خیانت فقط در مقولات سیاسی یا اقتصادی نیست؛ صدمه زدن به سلیقهٔ یک ملت خیانت است. از بین بردن چشم‌انداز یک ملت خیانت است. از بین بردن ارتباطات عاطفی یک ملت با محل زندگی‌اش و خاکش یک خیانت است. فقط پول که نیست. زیبایی‌شناسی یک ملت در بافته‌هایش، در سنگ‌تراشی‌هایش به عالی‌ترین شکل وجود دارد و ما این سلیقه را در حد «کاخ تچر» قلابی به سخره میگیریم. این خیانت است. (در گفت‌وگو با آرش رضایی، منتشر شده در مجلهٔ آزما، ش ۱۱۳، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
محمد کریم پیرنیا

محمدکریم پیرنیا: بیماری بلوار یکی از ره‌آوردهای گزندآور بیگانگان برای بافت شهرهای ماست

کشور ما چهارراه جهان است و از دیرباز آن را به نام «خونیرس» یا ناف زمین می‌خوانده‌اند. کاروان‌هایی که از این چهارراه گذشته‌اند ناگزیر باخود ره‌آوردهایی داشته‌اند که بعضی از آنها ارمغان‌های گران‌بهایی بوده و برخی هم بیماری‌های بومی سرزمین خود را در این چهارراه رها کرده و رفته‌اند. تب زرد، تب سرخ، گریپ ژاپنی، آنفلوانزا و التور دردهایی هستند که از سرزمین‌های بیگانه به این کشور رانده و کم‌کم بومی شده‌اند. یکی از این ره‌آوردهای گزندآور برای شهرسازی و بافت شهرها و کهن‌دژها و کهن بست‌های ما که از روزگاران دور دارای آیین و رسم ویژه و هم‌آهنگی با روش زندگی ایرانی بوده بیماری بولوار است که بر تنِ درست بازارها، تیم‌ها، کاروان‌سراها و گرمابه‌ها و کوی و برزن‌های آراسته و سرپای ما تاخته و آنها را رنجور کرده و از پا انداخته است.

گمان نرود که انگیزهٔ نگارنده در این بحث کهنه‌پرستی و دشمنی با نوسازی و آبادانی است و تصور نشود که کسی می‌خواهد مردم زمان کیهان‌نوردی را وادارد که در روزگار کجاوه و گردونه زندگی کنند. منظور این است که نشانه‌های زندگی آراسته و آسودهٔ دیرین ما که چون خال‌های گیرایی بر رخ زیبای شهرهای این کشور نشسته در پیش پای پدیده‌های نو و ره‌آوردهای تمدن باختری قربان نشوند.

برای احداث بولوار و ساختمان خانه‌های تازه و آسمان‌خراش‌های سر در آسمان زمین خدا تنگ نیست که بیایند پیش از هر آداب و ترتیبی کلنگی را به جان آثار نفیس و متناسب و معقول شهرهای زنده بیندازند. بازارها را خاموش، کاروان‌سراها را تهی و گرمابه‌ها را سرد و افسرده کنند. مگر در ایران هرگز آبادی نشده؟ مگر بولوار چیز تازه‌ای است و هرگز در این ملک سابقه نداشته است؟ که کدام بولواری در جهان به زیبایی چهارباغ و فراخ‌تر از خیابان زند است؟ کدام میدانی بزرگ‌تر از نقش جهان در نیمهٔ دیگر جهان وجود دارد که بازارها، مسجدها، کاخ‌ها و کاروان‌سراهای پیرامونش به این آهنگ و اندام باشد؟ کدام کوی و برزنی در ایرانشهر هست که سازنده‌اش سر مویی از ترتیب و تناسب و پیوستگی و هم‌آهنگی و آرامش در پرداخت آن فروگذار کرده باشد؟ (در مقالهٔ «بیماری بلوار»، منتشر شده در مجلهٔ هنر و مردم، ش ۶۹، سال ۱۳۴۷)

دسته‌ها
بهرام شیردل

بهرام شیردل: معماری کپی‌کردن معماری‌های گذشته یا اختراع فرم‌های تازه نیست

ایران قرن‌ها معماری را صادر کرده است. حتی اگر به کانون‌های تمدن در آسیا بپردازیم، ایران، هند، چین و در قرن‌های اخیر ژاپن، ایران به همه این مناطق معماری خود را صادر کرده است؛ چهارباغ پاسارگاد که نماد چهار رودخانه بهشت است، الگوی شهر نیوهیون در آمریکا، قصرالبدیع در مراکش و تاج‌محل در هندوستان است. از این مثال‌ها زیاد زده شده و قصد تکرار آن را ندارم، اما حرفم اینجا بازگشت به همان جمله اول است؛ «معماری؛ تسخیر نیروها». معماری، کپی‌کردن معماری‌های گذشته یا اختراع فرم‌های تازه نیست. تعبیر من از «معماری؛ تسخیر نیروها» این است که معمار باید به نیروهایی که هستند، حساس باشد و بتواند آنها را تسخیر کند؛ نیروهای اجتماعی، اقلیمی، جغرافیایی و… را بخواند و بتواند آنها را به معماری بدل کند. این کاری است که تاریخ معماری ما، شاهد آن بوده، مثلا درباره طاق کسرا؛ این پروژه عظیم معماری، نتیجه یک مسابقه بین‌المللی معماری در ایران است. جالب است در دوره ساسانی، این توان را داشته‌ایم که یک مسابقه بین‌المللی معماری برگزار کنیم، نتیجه‌اش روشن شود و برنده مسابقه بتواند اثر خود را اجرا کند. اکنون نکته جالب اینجاست که برنده این مسابقه یک معمار رومی بوده. (در گفتگو با سعید برآبادی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
علی اکبر صارمی

علی اکبر صارمی: هر اثر بزرگ و مهم معماری کارفرمای مهمی نیز می‌طلبد

هر اثر بزرگ و مهم معماری کارفرما و سفارش‌دهندهٔ مهمی نیز می‌طلبد. آیا امروزه چنین قصدی و چنین خواستی برای صاحبان قدرت و سیاست و سرمایه وجود دارد؟ من همیشه فکر می‌کردم که شاه‌عباس چگونه از دروازهٔ دولت به طرف زاینده‌رود بلوار چهارباغ را در خیال خود طراحی کرد و چندی بعد اجرا شد. بنابراین تخیل و رویاهای معماران هنگامی که با کارفرمایانی که رویای ساختن بناهای ماندگار را دارند به هم آمیخت در این صورت معماری ماندگار و هنرمندانه خلق می‌شود. متأسفانه امروزه سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان ما آنچنان درگیر مسائل دیگری هستند که در آخرین فرصت، اگر فرصتی باقی بماند به معماری ماندگار می‌پردازند.

در اینجا کلمهٔ Visionary به معنای تخیلی، آینده‌نگری جاه‌طلبانه و حتی رویایی به خوبی تعریف‌کنندهٔ سفارش‌دهندگان بزرگی است که طی تاریخ در شرق و غرب بناهای ماندگار و زیبای جهان را آفریده‌اند. (در مقاله‌ای با عنوان «دیدن آنچه امروز می‌گذرد»، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش ۸۴، سال ۱۳۸۵)

دسته‌ها
فرهاد احمدی

فرهاد احمدی: معماری سنتی نمادین و واجد مفهوم است

معماری سنتی همواره به نوعی نمادین و واجد مفهوم است و به تبع تفکرعرفانی این دیار، نوعی تمثیل عالم مثال و، در واقع، همان عالم فصل و یا وصل است مابین عالم آسمانی و خاکی. حیاط مرکزی ـ به عنوان عنصر جوهری این بناها ـ با چهار صفهٔ احاطه کننده و چهار باغ و آب نمای میانی، معمولاً، از هندسهٔ منظم و منطبق بر جهات اربعه برخوردار است. کارکرد خاکی (زمینی) دارد و شرایط آسایش را در محیط ناسازگار طبیعی پدید می آورد و دربرگیرندهٔ مفاهیم کیهانی و نمادین است. ازاین روي، می توان گفت که تدبیر حیاط محل اتصال دو پدیده خاکی و آسمانی و یا مکان انفصال آن دو است. (مجلهٔ کیمیای هنر، ش 3، 1391)