دسته‌ها
منصور فلامکی

محمد منصور فلامکی: اگر بخواهیم حس خوب معماری ایرانی را دوباره زنده کنیم باید دست در دست سایر رشته‌های علمی و هنری به این مهم دست یابیم

موضوع {دوباره زنده کردن حس معماری ایرانی} نیازمند پژوهش‌های گسترده‌ای است که باید در فضایی علمی، کاوشگر و ابداع‌کنندهٔ فضاهای جدید توسط دانشمندان حوزه‌های مختلف در کنار معماران اتفاق بیفتد. همان گونه که از سال‌های هزار و نهصد و پنجاه میلادی در کشورهای توسعه‌یافته این پژوهش‌ها آغاز شد و به نتایج خوبی رسید؛ البته دههٔ شصت دانشگاه‌های ما نیز فعالیت‌هایی را آغاز کردند که متأسفانه به دلیل اینکه نسبت به کار گروهی کم توجه بودند به سرانجام نرسید و در ابتدای راه سرکوب شد.

اما در کشورهای توسعه‌یافته معماران به سراغ دانشمندان سایر رشته‌ها نظیر اقتصاددانان، هنرمندان، تاریخ و جغرافیدانان و حتی روان‌شناسان رفتند و کتاب‌های علمی مختلف منتشر کردند چون دریافته بودند دانش معماری جدید نمی‌تواند متکی بر خود و سنت‌های قدیمی محض پیشرفت کند و باید دست در دست سایر رشته‌های علمی و هنری پرورش یافته و در قرن بیستم به کمال برسد؛ این گونه بود که نخستین کتاب‌های علمی این رشته از همان زمان متولد شدند. ما هم اگر بخواهیم حس خوب معماری ایرانی را دوباره زنده کنیم باید در سایهٔ پژوهش‌های علمی و دست در دست هنر، روان‌شناسی، تاریخ ملی و مذهبی، جغرافی و اقلیم‌شناسی شهری، جمعیت‌شناسی و اقتصاد فضای شهری به این مهم دست یابیم. (در گفت‌وگوی منتشر شده در ماهنامهٔ افراز شهر، شمارهٔ هجدهم، سال ۱۴۰۰)

دسته‌ها
جین گنگ

جین گنگ: معماری جذاب‌تر می‌شود اگر معمارانی از نژادهای گوناگون و از هر دو جنس در آن فعال باشند

به نظر من معماری جذاب‌تر خواهد شد آنگاه که معمارانی گوناگون در حرفه فعال باشند؛ نه فقط زن‌ها بلکه مردمی از نژادهای گوناگون و با پیشینه‌های متفاوت. مثلاً در هاروارد فهمیده‌اند که اگر گروهی از آدم‌های شبیه به هم داشته باشید که می‌خواهند مسئله‌ای را حل کنند، کمتر موفق خواهند بود از گروهی که اعضایش از مردمانی با خاستگاه‌های متنوع باشد. دفتر طراحی من به نسبت ناهمگون است و از تنوع جنسیتی برخوردار است؛ من این ویژگی را به منزلهٔ یک دارایی ارزشمند و فوت کوزه‌گری می‌بینم. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت designboom، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
دیوید اجی

دیوید اجی: معمارِ امروز بیشتر شبیه یک رهبر ارکستر است تا یک هنرمند

معماری به لحاظ کمی در حال گسترش است، چون تعداد آدم‌ها بیشتر شده و آنها به معماری نیاز دارند. معمار امروز نوعی سامان‌دهندهٔ فنی است، بیشتر شبیه یک رهبر ارکستر است تا یک هنرمند، کسی که گروه‌هایی را تشکیل می‌دهد و از دل آنها معنا خلق می‌کند. (در گفتگو با Alain Elkann در سال ۲۰۱۶، منتشر شده در وب‌گاه شخصی مصاحبه‌کننده)

دسته‌ها
لبیوس وودز

لبیوس وودز: معماری کنشی سیاسی است

ساختن یک بنا به‌شدت متکی بر منابع مختلف است؛ {از جمله} پول، مصالح، منابع فکری و احساسی همهٔ کسانی که درگیر یک طرح ساختمانی خاص هستند. هرگاه یک گروه داشته باشید، بحث سیاست پیش می‌آید. برای من سیاست یک معنی دارد: چگونه اوضاع خود را تغییر می‌دهی؟ مکانیزمی که با آن زندگی‌ات را عوض می‌کنی چیست؟ این یعنی سیاست. این سوال یک سوال سیاسی است. موضوع مذاکره یا انقلاب یا تروریسم یا طرح‌ریزی قدم به قدم و محتاطانه است. همهٔ اینها ذاتاً سیاسی هستند. موضوع این است که مردم وقتی در کنار یکدیگر جمع می‌شوند چگونه اوضاع خود را تغییر می‌دهند.

همانطور که سال‌ها پیش نوشته‌ام، معماری ذاتاً کنشی سیاسی است. معماری ناچار است با ارتباطات میان مردم و این که آنها چگونه تصمیم به تغییر وضعیت زندگی خود می‌گیرند سر و کار داشته باشد. و معماری وسیله‌ای اساسی برای این تغییر است؛ زیرا معماری درگیر ساختن محیط زندگی مردم و روابطی است که در این محیط وجود دارد. (در گفتگو با Geoff Manaugh منتشر شده در وب‌گاه BLDGBLOG، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
الخاندرو آراونا

الخاندرو آراونا: معماری تجلی نیروهای بیرون از معمار است

معماری مطابق با تعریف آن یک عمل جمعی است. برخلاف یک مجسمه‌ساز که صبح‌ها بیدار می‌شود و تصمیم می‌گیرد مجسمه‌ای بسازد و آن را می‌سازد، من نمی‌توانم یک روز صبح بیدار شوم و تمایل داشته باشم که ساختمانی اداری طراحی کنم. در مورد معماری، لازم است که کسی به آنچه شما طراحی می‌کنید و می‌سازید نیاز داشته باشد. معماری تجلی نیاز‌ها و خواست‌ها و نیروهایی است که بیرون از شما قرار دارد؛ یعنی در دولت، یک شخص خاص یا در یک جامعه.

در مقام یک معمار، شما هیچ بخشی از اثر خود را با دست خود نمی‌سازید. شما ملزم هستید که برای تک تک اجزای فیزیکی هر بنا با دیگران ارتباط برقرار کنید، به این صورت که شما دستورالعمل‌هایی را به شخص دیگری می‌دهید که قرار است با دانش و تفسیر متفاوتش در کار ساختن با شما همکاری کند. منِ معمار همه‌چیز را نمی‌دانم و ساختمانی که طراحی می‌کنم بنای متعلق به خودم نیست. بهترین اتفاقی که می‌تواند برای یک بنا بیفتد این است که آن بنا زندگی مخصوص به خودش را ایجاد کند. شما به مثابه معمار آغاز داستان را خلق می‌کنید و معلوم نیست این داستان تا انتها به شکل پیش برود. (در گفتگو با Anna Winston نویسندهٔ وب‌سایت Dezeen، سال 2016)