دسته‌ها
ایندیا مهدوی

ایندیا مهدوی: خانه همچون پرتره‌ای سه بعدی از آدم‌هایی است که در آن زندگی می‌کنند

یک خانه همچون یک کتاب است، خودش یک آهنگ کامل است. {حین طراحی یک کتاب} گذاشتن یک شدت رنگ در همهٔ صفحات آن کار درستی نیست. من هم در طراحی خانه، آن را همچون یک کل صورت می‌دهم و شاید به یک یا دو اتاق شدت رنگ متفاوتی ببخشم. خانه همچون پرتره‌ای سه بعدی از آدم‌هایی است که در آن زندگی می‌کنند.

{…} خانه‌های شخصی به افرادی که در آنها زندگی می‌کنند بسیار مرتبط است. من سعی می‌کنم پرترهٔ آنها را در سه بعد ترسیم کنم. حاصل کار به آنها ارتباط دارد و شما {در مقام معمار} کار را با همراهی آنها انجام می‌دهید. (در گفتگو با Alain Elkann در سال ۲۰۱۹، منتشر شده در وب‌سایت مصاحبه‌کننده)

دسته‌ها
فیلیپ جانسون

فیلیپ جانسون: تنها راه برای مطالعهٔ حقیقی تاریخ معماری بازدید از بناها و تجربهٔ فضای آنهاست

اغلب از جانب من این‌طور نقل قول شده است که کسی نمی‌تواند تاریخ معماری را درک کند. امروز می‌خواهم آن اظهارنظر را قدرت بیشتری ببخشم و بگویم که باید تاریخ معماری را به دقت مطالعه کرد، اما به طریقی که فقط یک معمار می‌تواند. چگونه می‌توان به این مهم دست یافت؟ واضح است که تحصیلات آکادمیک مفید است. اما اعتقاد دارم تنها راه برای یک معمار که بتواند واقعاً تاریخ فضاهای معماری را مطالعه کند، بازدید از آن ساختمان‌ها و تجربهٔ فضای آنهاست. فضا را نمی‌توان به قالب عکس درآورد، حتی با اساتید عکاسی مثل استدلر با فوتوگاوا؛ عکس تنها به ضبط فرم و سطح قادر است. فضای معماری نمی‌تواند در یک متن یا توسط هیچ فیلسوف و یا منتقدی توصیف شود. درحالی که متن می‌تواند تجربه یک فضا را توصیف کند، ولی نمی‌تواند جایگزین خود آن تجربه شود، هرگز به دگرگونی یک فضا توفیق نخواهید یافت مگر آنکه بدانید آن فضا قبلاً چگونه دگرگون شده است، اگر دانش معماری خود را به تحصیلات معماری و کتاب و مجله محدود کنید، کارتان به همان اندازهٔ کاغذهای چاپ‌شده حقیر و سطحی خواهد بود. (در بیست و هفتمین سمینار Aica در توکیو، سال ۱۹۹۲، ترجمهٔ علی شهریار زرین، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، سال ۱۳۷۶)

دسته‌ها
غلامحسین معماریان

غلامحسین معماریان: آیا کسی آمد که بگوید استاد پیرنیا درست تحقیق کرده و یا اشتباه می‌گوید؟

از من می‌پرسید در این فضای آموزشی و حرفه‌ای {معماری ایران} کتاب و مطبوعات چه می‌کند. مسلماً تأثیر می‌گذارند. ولی شدت این تأثیر نوسان دارد. آثاری را که چاپ می‌کنم انتظار دارم در مطبوعات مورد نقد قرار گیرند. من دوست دارم مورد نقد و سرزنشی قرار گیرم تا در آثار بعدی پیشتر دقت کنم ولی در مطبوعات هیچ خبری از نقد آثار نیست. به عنوان مثال اگر همین کتاب شیوه‌های معماری در غرب چاپ می‌شد تحول ایجاد می‌کرد. تنظیم و دسته‌بندی شیوه‌ها و سبک‌ها در معماری مرجع قابل استناد و مطمئنی می‌باشد که بسیار می‌تواند مورد استفاده واقع شود. در ایران هیچ اتفاقی نیفتاد. اصلاً کسی آمد بگوید استاد پیرنیا درست تحقیق کرده و یا اشتباه می‌گوید؟ معماری ما بسیار جای صحبت دارد. این را از این جهت می‌گویم که زمینه تحقیقات و موضوع‌های کار نشده زیاد است. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش ۱۹ و ۲۰، سال ۱۳۷۱)

دسته‌ها
محمدرضا حائری

محمدرضا حائری: به خاطر در آمد نفت کل نسل حرفه‌ای و متفکر و روشنفکر ما تنبل بار آمدند

اقتصاد مبتنی بر درآمدهای نفتی نوعی تنبلی عمیق را در جامعهٔ ایران به طور عام و در تحصیل‌کرده‌های ما به طور اخص رسوب داد. نتیجه‌ای که امروز به عنوان مدرس معماری، به عیان آن را لمس می‌کنم این است که اساتید و دانشجویان ما جستجوگر نیستند، جستجوگر و نه «داده» جمع کن. در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ برای فارغ‌التحصیلان دانشکدهٔ هنرهای زیبا و معماران خارج‌تحصیل‌کرده شرایط آماده‌ای وجود داشت، برای معمار ملی‌ها و علم‌وصنعتی‌ها هم همین‌طور، پروژه‌های عمرانی فراوان و ساختمان‌های متعدد و عظیم. بنابراین با مشغولیت‌های حرفه‌ای‌گری و درگیری در ساخت و ساز، فرصت تفکر، گفت و گو و کتاب خواندن کمتر ایجاد می‌شد. بازار مستغلات بیشتر مشغولیات معماران را تأمین می‌کرد. در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ معماران، شخصیت‌های محبوب، متمول، خوش‌پوش و صاحب‌منزلت در جامعهٔ ایران بودند و بر حسب نزدیکی به لایه‌های قدرت و ثروت تعداد و نوع پروژه‌هایشان مشخص می‌شد، با علم به اینکه از رقابت و تخفیف و قاپیدن پروژه از یکدیگر در آن دوره در مقایسه با امروز کمتر خبر بود. حجم کارها و پروژه‌های عمرانی به برکت درآمد نفت شوق نظریه‌پردازی را نیز ایجاد نمی‌کرد. اگر بگردیم هم در زمینهٔ معماری و شهرسازی و هم در سایر زمیه‌ها، پژوهش‌های مرتبط با دوران پسانفتی ایران یا بسیار اندک و بسیار تخصصی است یا یافت نمی‌شود.

{…} چند نسل اول معماران فارغ‌التحصیل اولین دانشکده‌های معماری ایران ارج اجتماعی داشتند ولی کم می‌نوشتند و کم می‌خواندند. نسبت تولید فکریشان به تولید ساختمان‌هایشان بسیار اندک بود. در آن زمان یک مجلهٔ هنر و معماری بود که در آن هم مرحوم عبدالحمید اشراق به زور و خواهش و تمنا از معمارها مقاله می‌گرفت و اگر در محتوای آن نوشته‌ها دقیق شوید، نوشته‌ها بیشتر به تشریح سطحی و کمی از پروژه‌ها اکتفا می‌کردند. در حالی که شش شماره مجله آرشیتکت وارطان از مطالب تحلیلی و عمیق‌تری برخوردار بودند و در زمان وارطان از درآمد نفت هم خبری نبود. به خاطر در آمد نفت کل نسل حرفه‌ای و متفکر و روشنفکر و اصناف ما تنبل بار آمدند. (در گفتگو با نشید نبیان، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۱۰۱، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
رابرت فرنک

رابرت فرنک: عکاسی به شما اجازه می‌دهد که در زمانی نسبتاً کوتاه آنچه می‌خواهید بگویید را بگویید

اگر می‌خواهید دربارهٔ زندگی خود و آنچه از سر گذرانده‌اید سخن بگویید، می‌توانید با کمک نوشتن یا عکاسی این کار را انجام دهید. ممکن است بتوانید این کار را بکنید. برخی از آدم‌ها نمی‌توانند انجامش دهند، چه با کمک عکاسی، چه به کمک نوشتن. در مورد خودم، من توانستم این کار را به وسیلهٔ عکس‌هایی خاص و برخی نوشته‌هایم انجام دهم. اگر نویسنده می‌بودم، احتمالاً داستان یا کتابی می‌نوشتم. عکاسی به شما اجازه می‌دهد که در زمانی نسبتاً کوتاه آنچه میخواهید بگویید را بگویید و بعد هم به زندگی‌تان ادامه دهید. (در گفتگو با Jiang Rong منتشر شده در وب‌گاه American Suburb X، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
داراب دیبا

داراب دیبا: اگر استاد معماری به کار حرفه‌ای نپردازد و درد ساختن را نداند، حرفی برای گفتن در کلاس درس ندارد

زمانی که من درسم تمام شده بود و به عنوان استادیار وارد دانشگاه تهران شدم، رابطهٔ دانشگاه با تولید و طراحی و ساخت نزدیک به هم بود. غیرقابل تصور بود که یک نفر در دانشگاه تهران باشد و در دفتر کار نکند. اما اتفاق بدی که در این سه دهه افتاده این است که به مرور زمان گفتند که استاد دانشگاه باید چهل ساعت در دانشگاه بماند و آنهایی که در بیرون کار می‌کنند باید استعفا بدهند؛ این فاجعه است. اگر یک معمار بیرون کار نکند و خودش از نزدیک تجربه نکند و به ابداع و طراحی نپردازد و درد ساختن را نداند خیلی حرفی برای گفتن در کلاس درس ندارد. اما سیستم آکادمیک ما به‌خصوص در این دو، سه دهه واقعاً خراب شده است. من از دانشگاه بیرون آمدم، به این دلیل که باید در طول هفته چهل تا چهل‌و‌دوساعت را در دانشگاه پر می‌کردم. من بیرون دفتر داشتم و نمی‌توانستم همیشه در دانشگاه باشم. {…}

الان چهار سالی است که من به پلی‌تکنیک سوئیس می‌روم و در برنامه‌های فوق‌لیسانس آنجا به عنوان استاد مدعو همکاری می‌کنم. شرط اینکه یک نفر در پلی‌تکنیک سوئیس تدریس کند این است که فوق‌لیسانس داشته باشد و حتماً دفتر کار داشته باشد و هر سال باید آثاری را که کار کرده است، ارائه دهد. اینجا اصلاً چنین چیزی نمی‌خواهند و به‌جایش مقاله می‌خواهند. مقاله یعنی چه؟ مقاله یعنی چهارتا کتاب را کنار هم گذاشتن و به هم دوختن و دزدی کردن از آنها که اصلاً ارزش ندارد. اول باید کار کرد و تجربه داشت. اما این حکایت ما مثل کارگردان سینمایی است که اصلاً فیلمی نساخته و فقط نقد نوشته است. استادان دانشگاه امروز ما همه‌شان منتقدند و فقط بحث کردن بلدند و به همین دلیل است که بچه‌ها خیلی آنها را قبول ندارند. (در گفتگو با روزنامهٔ شرق به مناسبت انتشار کتاب «معماری معاصر ایران»، سال ۱۳۹۷)

دسته‌ها
منوچهر مزینی

منوچهر مزینی: در حال حاضر برای معماران ایرانی تألیف لازم‌تر از ترجمه است

به نظر من در حال حاضر برای فارسی‌زبانان یا دقیق‌تر، معماران ایرانی، تألیف لازم‌تر از ترجمه است. برای این که هر کتاب خارجی دربارهٔ معماری دارای اطلاعاتی است که معماران ایرانی چندان رغبتی به دانستن آن ندارند، چون مربوط به اوضاع مغرب‌زمین است. این نکته بی‌آنکه از اهمیت ترجمه بکاهد، لزوم تألیف را نشان می‌دهد. از همین رو کارهای اخیر بنده {…} تألیف است و نه ترجمه. در واقع قبل از تألیف از زمان و معماری قصد داشتم کتابی در دنبالهٔ فضا، زمان و معماری و هم‌وزن آن ترجمه کنم که وضعیت معماری جهان را بعد از سالهای شصت میلادی مورد بحث قرار دهد. اما به همان دلیل که در سطور بالا نوشتم کتابی نیافتم، پس خود دست به کار شدم. (در گفتگو با د. سمرقند، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش 3، زمستان 1377)

دسته‌ها
رم کولهاس

رم کولهاس: ما معماران همچون قهرمانان ستایش می‌شویم، اما تحقیر شدن بخشی از زندگی روزانهٔ ماست

فقط پنج درصد از آنچه طراحی می‌کنیم ساخته می‌شود. این راز سیاه ماست. ما معماران همچون قهرمانان ستایش می‌شویم، اما تحقیر شدن بخشی از زندگی روزانهٔ ماست. بزرگترین بخش کار ما برای مسابقات و پیشنهادات مزایده خودبخود ناپدید می‌شود {و هیچ‌گاه ساخته نخواهد شد}. هیچ حرفهٔ دیگری این اوضاع را قبول نخواهد کرد. اما شما {در مقام معمار} نمی‌توانید به این بخش از زحمات خود به چشم ضایعات بنگرید. اینها ایده‌های ما هستند که در کتاب‌ها به زندگی خود ادامه خواهند داد. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌گاه SPIEGEL، سال 2011)

دسته‌ها
پیتر زومتور

پیتر زومتور: کار من این است که ببینم و آنچه دیده‌ام را درک کنم

در معماری همیشه یک نیاز اساسی وجود دارد. دغدغهٔ من چگونگی استفاده {از بنا} است؛ آیا آنچه انجام می‌دهم ارزشمند است؟ آیا آن را دوست می‌دارم؟ طرح من چه کمبودهایی دارد؟ تلاش من این است که نیازهای عملکرد، استفاده و خصوصیات مکان را همزمان احساس و به آنها فکر کنم. در آنچه از نمود فیزیکی مکان مشاهده می‌شود تاریخ تام وجود دارد، زیرا تاریخ، بیش از آن که در کتاب‌ها وجود داشته باشد، در اندام دنیا متجلی است. البته تاریخ در کتاب‌ها نیز وجود دارد، تاریخ یا خاطره در کتاب‌ها روایت شده تا بشود در دانشگاه آن را تحصیل کرد، جایی که به روایت مکتوب تاریخ نیاز دارند. اما تاریخ واقعی، تاریخ خانوادهٔ ما، تاریخ مردم ما، در اینجا و آنجا و باز هم اینجا وجود دارد. آیا اینطور نیست؟ بنا بر این، کار من این است که ببینم و آنچه دیده‌ام را درک کنم…. یا الااقل تلاش کنم آنچه دیده‌ام را درک کنم. (در گفتگو با Marco Masetti، منتشر شده در وب‌سایت Archdaily در سال 2010)