دسته‌ها
آنوپاما کوندو

آنوپاما کوندو: تنها راه مقابله با تغییرات اقلیمی ایجاد راه حل‌هایی غیرمتمرکز و زمینه‌ای با در نظر گرفتن اقلیم، فرهنگ و مردم است

وقتی نوبت به مبارزه با تغییرات اقلیمی می‌رسد، احساس می‌کنم که شهرهای جهانِ جنوب {=اصطلاحی جایگزین برای کشورهای درحال توسعه} دارای یک مزیت‌اند، چون ما {در مقایسه با غربی‌ها} با منابع بسیار کمتری زندگی کنیم. ما هنوز با الگوهای مصرفِ استانداردِ غربی‌ها خراب نشده‌ایم. بله، غربی‌ها فناوری و فرایندهای پیچیده‌ای در اختیار دارند که از آنها برای کاهش مصرف سرانه استفاده می‌کنند، اما شهرهای جهان جنوب منابع انسانی بسیار دارند؛ مردمی با مهارت‌های فراوان که به کار کردن با دست‌هایشان عادت دارند. باید به این منابع انسانی همچون یک دارایی ارزشمند برای مقابله با تغییرات اقلیمی نگاه کرد. مردم چنین مناطقی بسیار منعطف هستند و صرفه‌جویانه زندگی می‌کنند، چون در معرض استانداردسازی افراطی قرار نگرفته‌اند.

به جای پدیدآوردن سیاست‌هایی برای آنچه کم داریم، باید بچرخیم و ببینیم چه چیزهایی را به وفور داریم. برای این که مثالی زده باشم، چراپونجی، شهری در شمال شرقی هند، یکی از مناطقی است که بیشترین میزان بارندگی در جهان را دریافت می‌کند، با این حال مردم آنجا آب آشامیدنی تمیز کافی ندارند. همچنین به علت تعداد روزهای آفتابی‌ای که داریم شهرهای جنوب آسیا برای انطباق با انرژی خورشیدی بسیار مناسب هستند، اما ما هنوز با این نوع از انرژی انطباق پیدا نکرده‌ایم. تنها راه برای مقابله با تغییرات اقلیمی ایجاد راه حل‌هایی غیرمتمرکز و زمینه‌ای با در نظر گرفتن دقیق اقلیم، فرهنگ و مردم است. (در گفت‌وگو با Bhawna Jaimini، منتشر شده در وب‌سایت FuturArc، سال ۲۰۲۱)

دسته‌ها
الخاندرو آراونا

الخاندرو آراونا: این خطر بزرگ در کشورهای جهان سوم وجود دارد که به آنچه در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد نگاه کنی و فکر کنی آنچه می‌بینی از آنچه به فرهنگ خودت تعلق دارد بهتر است

آنچه در طول رژیم پینوشه {رئیس جمهور و دیکتاتور سابق شیلی} بیش از هر چیز بر من تأثیر گذاشت نه خودِ وضعیت سیاسی، بلکه این حقیقت بود که {وضعیت سیاسی حاکم} به معنای فقدان کامل اطلاعات بود. در سرتاسر دورهٔ تحصیل من هیچ مجله‌ای نبود، هیچ اطلاعاتی راجع به موسیقی نبود؛ دسترس ما به هر آنچه که در خارج از شیلی جریان داشت قطع شده بود. طبیعتاً اینترنتی هم در کار نبود و بنابراین نمی‌توانستی هیچ منفذی که به اطلاعات برسد پیدا کنی.

این وضعیت زیان‌بار در حقیقت وجه مثبت خودش را داشت. در سال هشتاد و پنج میلادی پست‌مدرنیسم، که شاید بدترین جریان در تاریخ معماری باشد، رواج داشت. دیکتاتوری پینوشه ما را از شست‌وشوی مغزی با آخرین جنبش مهم تاریخ معماری نجات داد. از طریق بهره بردن از کتاب‌ها به منزلهٔ منابعمان، و نه مجلات، ما به جای مایکل گریوز و پیتر آیزنمن به آثار آلوارو سیزا نگاه کردیم، چون ما تحت فرمان رژیمی بودیم که اطلاعات در آن کنترل می‌شد. عجیب این که احتمالاً این تنها وجه مثبت رژیم توتالیتر حاکم در شیلی باشد.

{…} این وضعیت، به جای آن که نظاره‌گر اتفاقاتی باشیم که در نقاط دیگر دنیا در حال رخ‌دادن بود، ما را به سمت تفکر راجع به خودمان و فرهنگمان هدایت کرد. در کشورهای جهان سوم همیشه این خطر بزرگ وجود دارد که به آنچه در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد نگاه کنی و فکر کنی آنچه در جاهای دیگر می‌بینی بهتر است از آنچه به فرهنگ خودت تعلق دارد. ما مجبور شدیم که آنچه دم دستمان است را تحلیل کنیم که ثابت شد یک مزیت است: یک وضعیت زیان‌بار مبدل به یک نقطهٔ قوت شد. (در گفت‌وگو با Alessandra Orlandoni، منتشر شده در وب‌سایت The Plan، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
نسرین فقیه

نسرین فقیه: ما مجبور نیستیم که همیشه و با ده سال تأخیر تجربه‌های جهان غرب را تکرار کنیم

با یک نگاه تاریخی این مرحله از معماری ایران را می‌توان با دورهٔ بعد از جنگ جهانی دوم اروپا مقایسه کرد. دوره‌ای است که نیاز کمّی و عجله در ساختمان مشخصهٔ اصلی آن است. اگر با این دید واقع‌بینانه به فعالیت‌های ساختمانی پانزده سال اخیر نگاه کنیم، نظرمان منصفانه خواهد بود. اما خوشم می‌آید که باز هم با تمام مضیقه‌ها هرجا فرصت بوده، برخی معماران ایرانی نمکی به کار افزوده‌اند. برای بازدیدکننده‌ای مثل من گشت و گذار در تهران یا اصفهان جالب است. اینکه اینجا و آنجا شاهد احیای صنایعی مثل گچ‌بری یا آینه‌کاری و اشاره‌هایی به مُثُل معماری گذشتهٔ ایران باشد.

اما واضح است که باید مسیر اصلی معماری در ایران واقعاً تکانی بخورد. نمی‌توان تا ابد با تکیه به ایدئولوژی‌های فرسودهٔ اول قرن {بیستم}، مثلاً کارکردگرایی، دیوار ساخت و سپس دیوارها را بزک کرد. امروز بعد از آنکه در ایران از نظر کمّی به ناچار با سرعت زیادی ساختمان شده است، باید به خودمان بگوییم که دیگر موقع آن رسیده که معماری ما از دور باطل جهان سومی بیرون بیاید.

منظورم را دقیق بگویم؛ ما هیچ اجباری نداریم که همیشه با ده سال تأخیر تجربه‌های جهان غرب را تکرار کنیم. اگر تصمیم‌گیرندگان که بودجه‌ها را در اختیار دارند به معمارانی مراجعه کنند که حیطهٔ عملشان فرهنگی هنری باشد و نه وراجی ایدئولوژیک، اگر از معمار کار خودش را بخواهند و زیبایی و زندگی در رأس تقاضا باشد، نه طومار گزارش‌ها و نوشته‌های عبث، آن‌وقت معماران ایرانی مجبور خواهند بود که به خود بیایند و به کار اصلی معماری بپردازند. (در گفتگوی با فریار جواهریان، منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش ۱۵، سال ۱۳۷۳)

دسته‌ها
چارلز جنکس

چارلز جنکس: مردم زمانی به بحران واکنش نشان می‌دهند که واکنش نشان ندادن به بحران غیر ممکن شود

از زاویهٔ مادی‌گرایانه، صنعتی‌شدن کشورهای جهان دوم و سوم آنچنان آلودگی‌های بزرگی ایجاد می‌کند که منجر به فاجعه‌های زیست‌محیطی نیز خواهد شد. هیچ‌کس به لحاظ سیاسی تمایلی به واکنش نشان دادن در این باره ندارد، این یعنی ما در برههٔ وقوع فاجعه هستیم. مردم تا زمانی که مجبور نشوند، هیچ‌گاه مشکلاتشان را حل نمی‌کنند، و حتی گاهی فرصت حل مشکل را نیز از دست می‌دهند. به نظر من این همان روند مرسوم و اکنش نشان دادن فرهنگ عامه است. مردم زمانی به بحران واکنش نشان می‌دهند که واکنش نشان ندادن به بحران غیر ممکن شود.

من پیش‌بینی می‌کنم که ما احتمالاً به آلوده کردن دنیا ادامه خواهیم داد و به بهانهٔ مدرنیزاسیون، بیشتر منابع زمین را مصرف خواهیم کرد؛ چرا که هیچ‌کس نمی‌خواهد از تولید دست بکشد. از این حیث ما تازه در دوران جوانی مدرنیسم به سر می‌بریم. به‌ویژه این که کشورهای جهان دوم و سوم تازه می‌خواهند مدرن شوند. مردم این کشورها به نسبت کشورهای جهان اول در حال گام برداشتن روی یخ نازکتری هستند. اما جهش فکری آنگاه رخ خواهد داد که مردم بخاطر مغایرت‌های زیست‌محیطی ناچار به تغییر شوند. (در گفتگو با Ole Bouman و Roemer van Toorn، منتشر شده در کتاب The Invisible in Architecture در سال ۱۹۹۴)