دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: ما یا کارهایمان کپی است، یا اندیشه‌هایمان

امروزه {…} با یک جستجوی ساده در اینترنت دربارهٔ یک اثر معماری که در حال شکل‌گیری است می‌توان بسیاری نمونهٔ مشابه یا حتی عین به عین پیدا کرد. به خاطر همین خود به خود ما مؤلف نیستیم. من تقریباً اصلا معمار مؤلف سراغ ندارم، دست‌کم پس از انقلاب که این‌گونه شده است. اما می‌توانم کمی به پیش از انقلاب تکیه کنم. ما یا کارهای کپی داریم یا اندیشه‌هامان کپی است. اندیشهٔ اصیل در معماری نداریم که یک معمار به عنوان معمار مؤلف با اندیشهٔ اصیل بتواند کاری انجام دهد. تقریباً که نه، تحقیقأ این را نداریم. در بهترین حالت اندیشهٔ آن کپی است اما پروژه‌اش کپی نیست که این را هم بسیار کم می‌توان پیدا کرد. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
بهرام شیردل

بهرام شیردل: استاد معماری باید مبانی نظری‌ای را تدریس کند که خودش به آن رسیده است

کسی که استاد درس طراحی معماری است باید مبانی نظری خود را داشته باشد و با این مبانی کار کرده و عملا آن را تجربه کرده باشد. در غیر این صورت دانشکده معنایی نمی‌دهد. کسی که استاد معماری است نمی‌تواند مبانی نظری را که خود به آن نرسیده و تدوین نکرده تدریس کند.

این روزها دانشجویان معماری یا افراد علاقه‌مند می‌توانند از طریق اینترنت از مبانی نظری و مباحث خاص آنها باخبر شوند. ولی اگر قرار است که کسی مبانی را تدریس کند باید خودش مولف آن باشد. یعنی باید این مبانی از کار خودش تراوش کرده باشد وگرنه بی‌معناست. منظورم این است که استاد معماری مثل اینترنت نیست که مبانی نظری معماری اساتید دیگر را در اختیار شما بگذارد. آقای آیزنمن مبانی نظری را در کلاس تدریس می‌کند و پروژه‌ها در طول یک ترم بر اساس این مبانی نظری کار می‌شوند. آیزنمن مبنای نظری لیبسکیند را ارائه نمی‌دهد. یا من وقتی تدریس می‌کنم مبانی کار کس دیگری را ارائه نمی‌دهم و فقط به دلیل مبانی نظری که در کارم به آن رسیده‌ام و نه به هیچ دلیل دیگر، مرتبهٔ استادی یافته‌ام. (در گفتگو با هومن طالبی و رضا جعفری‌نژاد، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش 5، تابستان ۱۳۷۸)

دسته‌ها
علی کاوه

علی کاوه: امروزه یادگیری تکنیک‌های مختلف از طریق اینترنت میسر است، اما تلاش و تمرین جای خود را دارد

من تمام فنون را به صورت تجربی یاد گرفتم، برای مثال اولین باری که توانستم بعد از تمرین‌های زیاد با کم و زیاد کردن داروی ظهور یک عکس را از شب ورزشگاه امجدیه تهیه کنم کاملا به خاطر دارم، عکس من با لنز 85 میلی‌متری، و بدون فلاش و به کمک تکنیک پوش گرفته شد، در آن زمان من حتی معنی پوش یا شارژ را نمی‌دانستم، اما این کار را انجام دادم. موضوع این است که کسی به شما کمک نمی‌کند، خود شما باید به دنبال یادگیری بروید و با تجربه به هدفتان برسید. اما شاید امروزه همه چیز ساده‌تر شده باشد و یادگیری تکنیک‌های مختلف با یک جست و جوی ساده در اینترنت میسر شود اما تلاش و تمرین جای خود را دارد. (در گفتگو با مینو عطابخشی نویسندهٔ وب‌سایت شفقنا، سال 1393)