دنیل لیبسکیند | Daniel Libeskind

بهتر است آدم هدفی نداشته باشد، در عوض مسیری را برگزیند.

دنیل لیبسکیند

باید مسیر و مسلکی داشته باشید. باید مسیری را دنبال کنید. من هیچ‌گاه هدفی نداشته‌ام. بسیاری از مردم فکر می‌کنند که باید هدفی داشت و بعد برای رسیدن به آن رفت و را به دستش آورد. من فکر می‌کنم که بهتر است آدم هدفی نداشته باشد، در عوض مسیری را برگزیند. قدم در مسیر گذاشتن از این حیث که ممکن است به چپ و راست منحرف شوی ترسناک و آبستن خطرات است، اما اگر در محدودهٔ باریک و مستقیم مسیرتان باقی بمانید چیزی از جنس حادثه، چیزی از جنس معنا برایتان اتفاق خواهد افتاد. من مسیرم را اینگونه دنبال می‌کنم. {…} آنچه دوست دارید را دنبال کنید. آنچه شدیدا عاشقش هستید را دنبال کنید. آنچه دوست دارید انجامش دهید را، که ممکن است دیگران آن را بی‌اهمیت بدانند، دنبال کنید. زمانی که من مجموعهٔ طراحی‌هایم را شروع کردم – و از همین طریق معماری‌ام را توسعه دادم – شاید به نظر دیگران انتزاعی یا دیوانه‌وار می‌رسید، اما برای من این طرح‌ها از همان ابتدا معماری بود. همین حالا هم معماری است، چون هنوز از آنها در کار فعلی‌ خود استفاده می‌کنم. طراحی برای من یک مسیر بود. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌گاه  The Talks، سال 2014)

اگر سیاق بنا را عمیقاً درک نکرده باشید، نمی‌توانید چیزی معنادار بسازید.

دنیل لیبسکیند

اگر سیاق بنا را عمیقاً درک نکرده باشید، نمی‌توانید چیزی معنادار بسازید. سیاق و زمینهٔ بنا بسیار مهم است، اما سیاق واقعی همیشه آشکار نیست، چه بسیار که فراموش شده باشد یا به سختی دیده شود؛ از جمله تاریخ یک مکان یا سنت‌های آن. من آنقدر خوشبخت بوده‌ام که نه‌تنها در سرتاسر دنیا معماری کرده‌ام، که همچنین در نقاط مختلف دنیا زندگی کرده‌ام. منظورم زندگی توریستی نیست. بر همین اساس برایم خیلی مهم است که ارتباط بین بنا و استعداد مکان آن را بررسی کنم. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌سایت  The Talks، سال 2014)

مدرن اصطلاحی تاریخی است.

دنیل لیبسکیند

فکر نمی‌کنم بتوان من و سایر معماران امروز را معماران «مدرن» نامید. اصطلاح «مدرن» همین حالا یک اصطلاح تاریخی محسوب می‌شود. من فکر می‌کنم در کل دو نوع معمار وجود دارد. نوع اول معمارانی هستند که ماهیت تاریخ را می‌فهمند و آن را به نوعی در اثرشان به کار می‌گیرند. چون آنها می‌دانند که خود بخشی از یک گفتمان در حال گذارند. نوع دوم معماران آنهایی هستند که تاریخ و ماهیت گذرای آن را پس می‌زنند و تصمیم می‌گیرند همچون معماران سدهٔ نوزدهم میلادی یا هر دورهٔ تاریخی دیگری کار کنند. اما من فکر می‌کنم تعلق یک معمار به دستهٔ اول هم به این معنا نیست که او معماری «مدرن» است. این اصطلاح بیشتر به دوره‌ای از تاریخ مربوط است که اکنون سر آمده است. (گفتگو در مجلهٔ Uncube، سال 2015)

این که معماری پیوسته شکلی فهمیدنی داشته باشد و بتوان این را در پلان، بخشهای مختلف و نما به عینه دید چیزی است که من معتقدم نوعی مرض است.

دنیل لیبسکیند

این که معماری پیوسته شکلی فهمیدنی داشته باشد و بتوان این را در پلان، بخش‌های مختلف و نما به عینه دید چیزی است که من آن را مُعمّای پالادیو می‌نامم. من معتقدم که چنین چیزی نوعی مرض است، اما مرضی که بالاخره به سر آمده. امیدوارم دیگر هیچ کس به آن دچار نشود. به نظر من باید درک کرد که این دوره دوره‌ای است که همه چیز در آن وارونه است. «چی به چی بودن»ی در کار نیست. هیچ احدی قرار نیست معنی عصری که را که در آن زندگی می‌کنیم بفهمد. نه دریدا نه هایدگر. این عصر هر دم بزرگ‌تر و گیج‌کننده‌تر می‌شود و این خود مثبت است. چرا که ما می‌دانیم و می‌توانیم نتایج همهٔ «چیزهای معنادار» را که با نام عقل و خرد انجام شده است به عینه ببینیم، از این دست است نسل‌کشی یا اصلاح نژادی. (مصاحبه در وبسایت دانشگاه برایتون، سال 1992، ترجمه شده در مجلهٔ معماری ایران)